خلاصه داستان: سریال «فراتر از ابرها» (Beyond the Clouds) یک مجموعه تلویزیونی کرهای است که در سال ۲۰۱۴ پخش شد. این درام عاشقانه و معمایی داستان «جونگ سه-رو» (با بازی یون گی-سانگ) را روایت میکند که از خانوادهای جنایتکار میآید، اما تلاش میکند زندگی صادقانهای برای خود بسازد. او با «هان جی-یون» (با بازی هان جی-هیه)، زنی با گذشتهای پیچیده، آشنا میشود و رابطهای عاطفی میان آنها شکل میگیرد. این سریال در ۱۶ قسمت تولید شده و در شبکه KBS2 کره جنوبی پخش شده است.
خلاصه داستان: "رییس و من" داستان شوشان، یه دختر مهربون و ساده رو روایت میکنه که توی یه شرکت بزرگ کار میکنه و عاشق غذاخوردنه. فنگ تنگ، رئیس شرکت، بهخاطر گروه خونی خاص خواهرش که نیاز به انتقال خون داره، شوشان رو استخدام میکنه. برای تشکر، فنگ تنگ هر روز براش غذا میفرسته و کمکم قلب سردش با معصومیت و شادی شوشان گرم میشه و عاشقش میشه.
خلاصه داستان: "دوباره متولد شده" داستان سه نفر رو روایت میکنه که زندگیهاشون توی دهه ۱۹۸۰ به هم گره خورده: گونگ جی چول، یه کارآگاه عاشق کتابفروش جوون، جونگ ها اون، و چا هیونگ بین، معشوقهاش. بعد از یه قتل و مرگ غمانگیز، هر سه توی سال ۲۰۲۰ دوباره متولد میشن و سرنوشت اونها رو توی یه مثلث عشقی و راز قتل قدیمی دوباره به هم میرسونه.
خلاصه داستان: "مامان بورگ" داستان چوی گو بونگ، یه دانشمند نابغه تو زمینه هوش مصنوعی رو روایت میکنه. زنش که هفت سال پیش موقع زایمان پسرشون چوی یول فوت کرده، حالا با یه ربات شبیهسازیشده به اسم "بورگ مام" جایگزینش کرده. این ربات قراره همسر و مادر باشه، اما وقتی چوی یول به یه مهدکودک رقابتی میره، "بورگ مام" با مادرای دیگه روبهرو میشه و ماجراهای خندهدار و عجیب شروع میشه.
خلاصه داستان: "بونگ سون: سایبورگی عاشق" داستان بونگ سون رو روایت میکنه، یه سایبورگ زیبا و باهوش که تقریباً کامله، جز یه مشکل: وقتی عاشق میشه، سیستمش خاموش میشه. با این حال، کیم جو سونگ، یه برنامهنویس نابغه، تصمیم میگیره کد عشق رو براش بنویسه و این نقص رو برطرف کنه.
خلاصه داستان: "در باد میوزد" داستان یه گروه جوون عاشق کوهنوردی رو روایت میکنه. لین فنگ، دانشجوی دانشگاه، میخواد روزهای اوج باشگاه کوهنوردی رو برگردونه. اون با شیا دی، که قبلاً عضو این باشگاه بوده، آشنا میشه. هر دو میفهمن که رویاهاشون شبیه همه و به یه حادثه کوهنوردی که پنج سال پیش اتفاق افتاده ربط دارن.
خلاصه داستان: "عشق خونین" داستان چی ژوئه رو روایت میکنه که توی اواخر سلسله تانگ به یه روسپیخانه فروخته میشه. اون بهطور اتفاقی وارد شهر مرموز قاتلان زن به اسم گوی هوا میشه و اسم جدیدش وان می میشه. اون که حالا قاتل شده، توی ماموریتهای خطرناک گیر میافته و با چانگ آن، مردی که مثل سایه ازش محافظت میکنه، همراه میشه. این دو توی توطئهای بزرگ برای قدرت درگیر میشن.
خلاصه داستان: "خون" داستان پارک جیسانگ، جراح نابغهای رو روایت میکنه که توی بهترین بیمارستان تحقیقات سرطان کشور کار میکنه. اون یه راز بزرگ داره: یه خونآشامه. با این حال، به خاطر اعتقادش به ارزش زندگی آدما، تشنگیش به خون رو سرکوب میکنه تا مریضای در حال مرگ رو نجات بده. توی این مسیر، با یو ریتا، یه دکتر باهوش و مغرور که برادرزاده رئیس بیمارستانه، آشنا میشه و درگیر یه جنگ بین خوبی و بدی میشه.
خلاصه داستان: "مرد آهنی" داستان جو هونگبین، مدیرعامل یه شرکت بازیسازی رو روایت میکنه که همهچیز داره: توانایی، ثروت و ظاهر خوب. اما این مرد عصبی یه راز عجیب داره—وقتی عصبانی میشه یا درد میکشه، تیغههای فلزی از بدنش بیرون میزنن. اون با سون سهدونگ، دختری مهربون آشنا میشه که کمکم قلبش رو آروم میکنه و بهش کمک میکنه با درد درونیش و این قدرت جدید کنار بیاد.
خلاصه داستان: «شوالیه سیاه» یک داستان عاشقانه درباره زنی است که منتظر عشق زندگیاش است و مردی که حاضر است برای محافظت از عشقش هر کاری بکند. این داستان بیش از دویست سال را در بر میگیرد. مون سو-هو یک تاجر با قلبی پاک است، اما هیچوقت خودش واقعیاش را به کسی نشان نمیدهد، جز به جونگ هه-را، یک کارمند آژانس مسافرتی که هرگز به خارج از کشور سفر نکرده. سو-هو و هه-را در کودکی مثل خواهر و برادر در خانه هه-را بزرگ شدند، اما بعدها از هم جدا شدند. آنها پس از بزرگ شدن دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و عشق به سراغشان میآید، انگار که سرنوشت باشد. آیا عشقشان با وجود تمام اتفاقات متزلزل دوام خواهد آورد؟