خلاصه داستان: داستان درباره یه جراح نابغه به اسم هان یی-هان است که بعد از یه عمل جراحی که به اشتباه باعث مرگ یه مریض میشه، همهچیز رو از دست میده و وکیل میشه. اون که قبلاً متخصص جراحی عمومی و قلب بوده، حالا روی پروندههای جنایی پزشکی کار میکنه. یی-هان با یه دادستان به اسم گئوم سوک-یونگ که به خاطر همون عمل، برادر و عشقش رو از دست داده، همراه میشه تا با آدمای قدرتمندی که فکر میکنن با پول و قدرت میتونن زندگی آدما رو بخرن، مبارزه کنن. این سریال پر از هیجان، انتقام و لحظههای احساسیه که دادگاه رو مثل یه اتاق عمل نشون میده.
خلاصه داستان: "کشف عشق" داستان هان یو-روم رو روایت میکنه، یه طراح مبلمان که سه سال با نام ها-جین، جراح پلاستیک مهربون، توی رابطهست. درست قبل از اینکه ها-جین بخواد پیشنهاد ازدواج بده، کانگ ته-ها، عشق قدیمی یو-روم، دوباره پیداش میشه. ته-ها، مدیر یه شرکت طراحی داخلی، با اعتمادبهنفس و رقابتطلب، یو-روم رو مجبور میکنه گذشته عاشقانهش رو مرور کنه. توی این مسیر، عشق قدیمی و جدیدش باهم قاطی میشن و اون دنبال عشق واقعی میگرده. این سریال پر از کمدی، احساس و پیچیدگیهای عشقه.
خلاصه داستان: "آژانس دوستیابی: سیرانو" داستان یه گروه به اسم آژانس سیرانو رو روایت میکنه که با روشهای خلاقانه به مشتریهاشون کمک میکنن عاشق بشن. سئو بیونگهون، رهبر گروه، یه کارگردان تئاتره که با دقت و مهارت، نقشههای عاشقانه میکشه. اون با مین یونگ، یه دختر شاد و رمانتیک که تازه به گروه ملحق شده، همراه میشه. این سریال که از یه فیلم کرهای به همین اسم الهام گرفته شده، پر از کمدی، عشق و ماجراهای بامزهست.
خلاصه داستان: "دکتر غریبه" داستان پارک هون رو روایت میکنه، یه جراح قفسه سینه که توی کره شمالی بزرگ شده و اونجا آموزش دیده. بعد از اینکه پدرش توی یه توطئه کشته میشه، هون به کره جنوبی فرار میکنه تا سونگ جه-هی، عشق دوران بچگیش، رو پیدا کنه. اون توی بیمارستان میونگوو شروع به کار میکنه و با اوه سو-هیون، دختر رئیس بیمارستان، و هان جه-جون، یه جراح نابغه که رازهایی از گذشته داره، درگیر میشه. این سریال پر از عشق، انتقام و پیچشهای پزشکی و سیاسیه.
خلاصه داستان: "دکتر زندانی" داستان نا یی-جه رو روایت میکنه، یه جراح ماهر توی بخش اورژانس که بهخاطر یه توطئه پزشکی از کارش اخراج میشه و مجوز پزشکیش رو از دست میده. اون برای انتقام، بهعنوان پزشک توی زندان کار میکنه و با زندانیها و نگهبانها ارتباط میگیره تا نقشهش رو عملی کنه. توی این مسیر، با سون مین-شیک، رئیس زندان، و لی جه-هوان، وارث گروه تهگانگ، روبهرو میشه و یه بازی قدرت پرتنش شروع میشه.
خلاصه داستان: "دکتر کارآگاه" داستان دو هیون-جو رو روایت میکنه، یه پزشک متخصص بیماریهای شغلی توی مرکز کنترل بیماریهای کره (UDC) که با هوش و شجاعتش، رازهای پشت بیماریها و حوادث صنعتی رو فاش میکنه. اون که بعد از طلاق و مرگ مادرش با مشکلات زیادی روبهرو شده، با چوی ته-یونگ، وارث گروه TL و یه مدیر مرموز، درگیر میشه. این دو با هم توی یه ماجرای پرتنش دنبال عدالت و حقیقت میرن و با فساد شرکتهای بزرگ مبارزه میکنن.
خلاصه داستان: "برامس رو دوست داری؟" داستان چائه سونگ-آ رو روایت میکنه، یه دانشجوی ۲۹ ساله که بعد از چند بار رد شدن توی امتحانای دانشگاه، بالاخره توی رشته موسیقی قبول میشه و ویولن میخونه. اون با پارک جون-یونگ، یه پیانیست نابغه که با فشار موفقیتش دستوپنجه نرم میکنه، آشنا میشه. این دو که هر کدوم دنبال رویاهاشونن، توی دنیای رقابتی موسیقی کلاسیک به هم نزدیک میشن و با عشق و موسیقی، زخمهاشون رو شفا میدن.
خلاصه داستان: "دو دو سل سل لا لا سل" داستان گو رارا رو روایت میکنه، یه پیانیست شاد که بعد از ورشکستگی خانوادگیش همهچیز رو از دست میده، ولی لبخندش رو نه. اون به یه شهر کوچیک به اسم اونپو میره و با سونوو جون، یه پسر مرموز و افسرده که کار پارهوقت میکنه، آشنا میشه. جون که از همه فراریه، نمیتونه رارا رو تنها بذاره و کمکم بهش وابسته میشه. این دو با کمک همدیگه و یه پیانوی قدیمی توی لالا لند، امید و عشق رو پیدا میکنن.
خلاصه داستان: "عاشق شدن وکیل خانوادگی" داستان گو چئوک-هی رو روایت میکنه، یه وکیل طلاق سرسخت که حاضر بود برای بردن هر پرونده هر کاری بکنه، تا اینکه یه اشتباه بزرگ باعث میشه مجوز وکالتش رو از دست بده. سو جونگ-وو، مدیر دفترش که همیشه از دستش شاکی بود، حالا وکیل شده و موقعیتش با چئوک-هی عوض میشه. سالها بعد، چئوک-هی بهعنوان مدیر دفتر توی یه شرکت حقوقی که جونگ-وو اونجا وکیله استخدام میشه. این بار جونگ-وو از موقعیتش برای تلافی استفاده میکنه، ولی کمکم رابطهشون از دشمنی به عشق تبدیل میشه.
خلاصه داستان: "شام رفیق" داستان کیم ههکیونگ رو روایت میکنه، یه روانپزشک و مشاور غذا که بعد از شکست عشقی، با وو دو-هی، یه تهیهکننده محتوا که عشقش رو از دست داده، توی یه رستوران آشنا میشه. این دو که از رابطه دوری میکنن، تصمیم میگیرن فقط با هم شام بخورن، بدون هیچ تعهدی. کمکم این قرارهای شام به یه دوستی عمیق و بعد به عشق تبدیل میشه، در حالی که گذشته هر دو دوباره سراغشون میاد.