خلاصه داستان: یون یو-جونگ، بازیگر معروفی که بعد از شایعات ۱۵ سال پیش نمیتونه با کسی قرار بذاره، با چا وو-هیون، متخصص پوست جذاب ولی بیعلاقه به قرار عاشقانه، آشنا میشه. اونا بهخاطر یه رسوایی، یه قرارداد جعلی میبندن که وانمود کنن عاشق همن. این رابطه نمایشی کمکم به احساسات واقعی تبدیل میشه، اما شایعات گذشته و یه مثلث عاشقانه با هان جه-کیونگ، دوست قدیمی، کارو پیچیده میکنه. سریال پر از کمدی رمانتیک و درام عاطفیه که قصه عشق و غلبه بر گذشته رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: رنا جونگ، یه زن بلندپرواز با گذشتهای سخت که مادرشو توی بچگی از دست داده، بهعنوان سرآشپز به موفقیت میرسه. اون برای رسیدن به هدفاش، حتی اگه لازم باشه آدما رو نابود کنه، دست به هر کاری میزنه. اما وقتی با پارک مینجون، پسر یه خانواده ثروتمند، و سئو اینچول، یه مرد مهربون که گذشته مشترکی باهاش داره، روبهرو میشه، زندگیاش تغییر میکنه. رازهایی از گذشته، مثل بچهای که رها کرده و خیانتایی که دیده، کمکم رو میشن و رنا باید بین جاهطلبی و عشق و بخشش انتخاب کنه. سریال پر از درام عاشقانه، ملودرام و رازهای خانوادگیه که قصهای پرتنش درباره جبران و پیدا کردن خود رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: "داغ در کلیولند" داستان سه زن میانسال از لسآنجلس رو روایت میکنه—ملانی (والری برتینلی)، جوی (جین لیوز) و ویکتوریا (وندی مالیک)—که توی راه سفر به پاریس، هواپیماشون توی کلیولند فرود اضطراری میکنه. اونا میفهمن که توی کلیولند، برعکس لسآنجلس، هنوز جذاب به حساب میآن و تصمیم میگیرن اونجا بمونن. اونا یه خونه اجاره میکنن که با یه سرایدار پیر و بامزه به اسم الکا (بتی وایت) همراهه. این سریال پر از کمدی و ماجراهای روزمره این چهارتاست که با طنز و ستارههای مهمان، حسابی سرگرمکنندهست.
خلاصه داستان: یون هه جین (Shin Min Ah) یک دندان پزشک، زنی زیبا و باهوش است. او پس از گذراندن موانع مختلف و بهم خوردن برنامه و اهداف زندگیش، به روستای ساحلی گونگجین می رود و در آنجا با آقای هونگ آشنا می شود. هونگ دو شیک (Kim Seon Ho) که در روستا به آقای هونگ معروف است در ظاهر بدون شغل و بیکار است اما استاد انجام دادن کارهای مختلف و عجیب است و هر کسی در روستا به کمک نیاز داشته باشد او همواره برای رفع مشکل حضور دارد…
خلاصه داستان: سریال درباره متخصصین حرفه ای است که توسط FBI گرد هم میان تا یک قاتل زنجیره ای را گیر بیاندازند..یک تفاوت اصلی این سریال با سریالهای پلیسی این است که آن اتفاقی که شما فکر می کنید می افته اتفاقا نمی یفته ... بیشتر از اینکه به تجهیزات وابسته باشه به قدرت های فردی و روانی افراد وابسته هست..بر روی شخصیت ها و رابطه اونها تاکید زیادی شده و تقریبا همه شخصیت ها جذاب هستند...و در پایان کلیت سریال برای کسانی که از رشته روانشناسی جنایی اطلاعی ندارند یا می خواهند اطلاع پیدا کنند بسیار جذاب است چون رویه ای کاملا متفاوت برای کشف جرم را به ما نشان میدهد...
خلاصه داستان: "گلیات" داستان بیلی مکبراید رو روایت میکنه، یه وکیل بااستعداد که از یه شرکت حقوقی بزرگ که خودش تأسیسش کرده بود اخراج شده و حالا بهعنوان یه وکیل خیابونی روزگار میگذرونه. وقتی یه پرونده مرگ غیرعادی بهش پیشنهاد میشه، بیلی با تیمش وارد یه نبرد حقوقی میشه که یه توطئه بزرگ رو فاش میکنه. این سریال توی چهار فصل، بیلی رو توی مبارزه با غولهای حقوقی و شخصی دنبال میکنه، از جمله شرکت قدیمی خودش، Cooperman McBride، که حالا دشمن اصلیشه.
خلاصه داستان: چهار کارآگاه جوان در دهه بیست زندگیشان درگیر یک ماموریت غیرعادی میشوند. در پی یک اتفاق عجیب، سه نفر از آنها یکشبه به شدت پیر شده و در بدنهایی شبیه به مردان هفتادساله قرار میگیرند. حالا این گروه باید با ظاهر جدیدشان به حل پروندهها ادامه دهند، در حالی که با چالشهای کمدی و احساسی ناشی از این تغییر غیرمنتظره روبهرو هستند. این سریال ترکیبی از طنز، درام و معمایی است.
خلاصه داستان: "رامنفروشی پسران خوشتیپ" داستان یانگ اونبی، یه دانشجوی دانشگاه که برای امتحان معلمی درس میخونه و آرزوی معلم دبیرستان شدن داره، رو روایت میکنه. اون بهطور اتفاقی با چا چیسو، پسر مغرور و خوشقیافه وارث بزرگترین شرکت مواد غذایی کره، آشنا میشه. اونبی اول فکر میکنه چیسو کارمند شرکته، بعد دانشجوی دانشگاهش و بعد شاگرد دبیرستانی که قراره اونجا کارآموزی کنه. این سوءتفاهمها باعث کلی موقعیت خندهدار میشه. هردوشون آخر سر توی یه رامنفروشی که چوی کانگهیون، یه صاحب تنبل، ادارهش میکنه و پر از پسرای خوشتیپه کار میکنن. سریال پر از کمدی رمانتیک، سوءتفاهمهای بامزه و یه مثلث عاشقانه بین اونبی، چیسو و کانگهیون با بازی قوی جونگ ایل-وو، لی چونگ-آه و لی کی-وو، قصهای شاد و سرگرمکننده درباره عشق، دوستی و دنبال کردن رویاها رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن رابطه عاشقانه بین یه کارآموز و دانشآموز دبیرستان یه کم عجیبه و پایانبندی میتونست قویتر باشه
خلاصه داستان: "پسر خوشتیپ همسایه" داستان گو دوک-می، یه ویراستار خجالتی و منزوی رو روایت میکنه که بعد از یه تجربه عاطفی تلخ، خودشو تو آپارتمانش حبس کرده و فقط از پنجره زندگی همسایههاشو تماشا میکنه. اون عادت داره مخفیانه انریکه گئوم، یه طراح بازیهای ویدیویی خوشقلب و پرجنبوجوش که تازه از اسپانیا برگشته، رو نگاه کنه. وقتی انریکه متوجه این موضوع میشه، کنجکاو میشه و سعی میکنه دوک-می رو از لاکش بیرون بیاره. از اون طرف، جینراک، یه کارتونیست خوشتیپ و مرموز که تو همون ساختمون زندگی میکنه، به دوک-می علاقه داره و یه مثلث عاشقانه شکل میگیره. سریال که از وبتون "من هر روز یواشکی عاشق تو میشم" اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، لحظههای شیرین و درام عاطفیه و قصهای دلچسب درباره شفا، باز شدن به عشق و پیدا کردن اعتمادبهنفس رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستانهای فرعی گاهی حواس رو از خط اصلی پرت میکنه.
خلاصه داستان: "شکوفههای صدتومانی" داستان هه ویفانگ، دختر تاجری در سلسله تانگ رو روایت میکنه که بهخاطر سلامتی ضعیفش مجبور به ازدواج ناخواسته با لیو چانگ میشه. اما تضاد شخصیتهاشون—بیتصمیمی لیو و سرسختی ویفانگ—ازدواجشونو به هم میزنه. ویفانگ با جیانگ چانگیانگ، وزیری که به خودخواهی معروفه ولی در واقع استراتژیست خیرخواهیه، آشنا میشه. چانگیانگ به ویفانگ کمک میکنه تا از ازدواجش خلاص بشه و یه تجارت پرورش صدتومانی راه بندازه. اونا با هم یه مغازه گل باز میکنن، به زنای آسیبدیده پناه میدن و یه برند موفق میسازن. وسط آشوبهای سیاسی، ویفانگ صنعت گل رو برای کمک به فقرا تغییر میده و از مأموریت چانگیانگ برای خدمت به کشور حمایت میکنه. رابطهشون کمکم به عشقی پنهان تبدیل میشه. بعد از سرکوب یه شورش، اونا به طبیعت پناه میبرن تا زندگی آرومی داشته باشن. سریال که از رمان "Guo Se Fang Hua" نوشته یی چیانچونگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، تاریخی و مسائل اجتماعیه و قصهای الهامبخش درباره توانمندی زنان رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن ریتمش کند و شخصیتها گاهی ناقصه.