خلاصه داستان: گل نسا دختری کولی است و قبیله اش در سرزمین مسعود چادر زده اند. او می خواهد که آنها سرزمینش را ترک کنند، اما سرنوشت نقشه های دیگری برای او و گل نسا دارد که آنها را به پاریس می برد.
خلاصه داستان: قاسم (بهروز وثوقی) پس از آزادی از زندان به دنبال دوستش عباس در جنوب می رود. او در آنجا ابتدا با پسری که باعث زندانی شدنش شده دعوا می کند و سپس با یک دختر زری آشنا می شود. اما او می داند که پدرش ...
خلاصه داستان: یک قاتل ایرانی برای کشتن یک مقام سابق ایرانی که در زمان شاه ایران خدمت می کرد به آمریکا فرستاده می شود. شب قبل از ترور متوجه می شود که هدفش (آقای طباطایی) قبلاً توسط یک مسلمان کشته شده است...
خلاصه داستان: مرتضی که به تازگی از زندان آزاد شده به مهری قول می دهد که بدهی شوهرش را بخرد. برای انجام این کار، او کاری را انجام می دهد که خوب از آب در نمی آید.
خلاصه داستان: بعد از اینکه کارشناسان اسلحه سازی دوبلت سوئد توسط مافیای سیسیل گروگان گرفته میشوند. یک تیم زبده از طرف دولت سوئد برای آزادی گروگانها دست به عمل میشوند. اما در کشور ایتالیا اتفاقات ناگواری پیش می آید و در نهایت...
خلاصه داستان: پسری فقیر برای پیدا کردن شغل باید در مسابقهای با بچههای فقیر دیگر شرکت کند. هرکدام از بچهها بهتر بتواند بچهای که پاهایش را در جنگ از دست دادهاست را برای رفتن به مدرسه کول بگیرد، برنده است. مسابقه آغاز میشود و سرانجام پسر فقیر برنده میشود. پسر در مقابل دریافت ۱ دلار دستمزد روزانه، هر روز پسر بیپا را مانند اسب به کول میکشد و با خود به مدرسه میبرد و میآورد. وقتی که او را بر کول خود دارد با خرها و اسبهایی که در کوچه رفت و آمد میکنند، مسابقه میدهد. او را در خانه به حمام میبرد و بر تاب سوار میکند اما پسر بیپا از او ناراضی است، چون آنطور که او میخواهد هنوز برایش اسب نشدهاست