خلاصه داستان: یک مرد جوان بیپروای که زندگی سادهای دارد، برای پول وارد دنیای زیرین خلافکاران میشود و به زودی خود را درگیر توطئهای پیچیده، هویتهای اشتباه و یک عشق خطرناک مییابد.
خلاصه داستان: دونالد در حال لذت بردن از یک روز در ساحل است، اما او به طور ناخواسته نقطه ای را درست در کنار یک زنبور قرار داده است. البته این یعنی جنگ...
خلاصه داستان: باغبان دونالد زنبورها را در باغ خود می بیند و آنها را به دنبال عسل به کندو می برد. زنبوری که از کندو محافظت می کند به او اجازه ورود نمی دهد، بنابراین دونالد خود را به شکل یک زنبور در می آورد.
خلاصه داستان: گروهی از افسران پلیس مصمم در تلاشند تا با باندهای خلافکار و جنایات سازمانیافته شهر مقابله کنند و نظم و عدالت را برقرار سازند، اما این نبرد دشوار آنها را با چالشها و خطرات بزرگی روبرو میکند.
خلاصه داستان: پس از سالها، مککنزی اسکات از زندان عفو میشود، اما همسرش از قبل با مرد دیگری درگیر است. با این وجود، او به صورت ناشناس به شهر خانواده اش سفر می کند. او در آنجا با دخترش ویکتوریا دوست می شود که نمی شناسد...
خلاصه داستان: ژولیت زن جوانی است که به همه دروغ می گوید. او به همه مردانی که با جذابیت های زنانه خود جذب می کند دروغ می گوید. اما وقتی عاشق مردی مسن می شود شهرتش به عنوان یک دروغگو پیشی می گیرد و نمی تواند او را متقاعد کند که واقعاً این کار را می کند ...