خلاصه داستان: فیلم یک درام بیوگرافی به کارگردانی رینالدو مارکوس گرین است. داستان درباره ریچارد ویلیامز (ویل اسمیت)، پدر ونوس و سرنا ویلیامز، است که با عزمی راسخ دو دخترش را در محلهای فقیرنشین برای تبدیل شدن به ستارگان تنیس جهان تربیت میکند. او با برنامهریزی دقیق و فداکاری، با چالشهای مالی، اجتماعی، و خانوادگی روبرو میشود. داستان با صحنههایی از تمرینات سخت تنیس، درگیریهای خانوادگی، و موفقیتهای اولیه ونوس و سرنا، به موضوعات جاهطلبی، خانواده، و پشتکار میپردازد. فیلم به دلیل بازی اسمیت و داستان الهامبخش تحسین شد، اما برخی ریتم کند و تمرکز بیشازحد روی ریچارد را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک-هیجانی به کارگردانی اسکات دریکسون و بر اساس داستانی از جو هیل است. داستان درباره فینی (میسون تامز)، پسری ۱۳ ساله در دهه ۱۹۷۰، است که توسط یک قاتل زنجیرهای معروف به «گرابر» (ایتان هاوک) ربوده و در زیرزمینی زندانی میشود. فینی از طریق تلفنی مرموز در دیوار با ارواح قربانیان قبلی گرابر ارتباط برقرار میکند که به او کمک میکنند تا برای فرار تلاش کند. داستان با صحنههایی از آدمربایی، مکالمات ماورایی، و تلاشهای فینی برای بقا، به موضوعات شجاعت، بقا، و رویارویی با ترس میپردازد. فیلم به دلیل بازی هاوک و فضای پرتنش تحسین شد، اما برخی پایانبندی را ساده یافتند.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک-رازآلود هلندی به کارگردانی نیکو ون دن برینک است. داستان درباره بتریک (سالی هارمسن)، زنی که در نزدیکی باتلاقی در هلند زندگی میکند، است. وقتی گروهی باستانشناس بقایای عجیبی را کشف میکنند، بتریک و خانوادهاش با حوادث ماورایی و نفرینی باستانی مرتبط با موجودی به نام مولُخ روبرو میشوند. داستان با صحنههایی از کاوشهای باستانشناسی، اتفاقات ترسناک در خانه، و تلاش برای رهایی از نفرین، به موضوعات ترس، اساطیر، و بقا میپردازد. فیلم به دلیل فضای وهمآلود و بازی هارمسن تحسین شد، اما برخی داستان را کند و قابلپیشبینی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک علمی-تخیلی-ترسناک به کارگردانی دیوید کراننبرگ است. در آیندهای که انسانها با تغییرات زیستی سازگار شدهاند، ساول تنسر (ویگو مورتنسن)، هنرمندی است که با رشد ارگانهای جدید در بدنش اجراهای زنده خلق میکند. او با شریکش کاپریس (لئا سیدو) و در مواجهه با یک گروه مرموز، درگیر توطئهای درباره آینده بشریت میشود. داستان با صحنههایی از جراحیهای هنری، تحقیقات مخفی، و کاوشهای فلسفی، به موضوعات بدن، هنر، و تکامل میپردازد. فیلم به دلیل سبک بصری کراننبرگ و بازیها تحسین شد، اما محتوای سنگین و داستان مبهم برای برخی چالشبرانگیز بود.
خلاصه داستان: فیلم یک درام لهستانی به کارگردانی بارتوش بلاشچیک است. داستان درباره گریگورز، پسری ناشنوا که در خانوادهای فقیر زندگی میکند. وقتی والدینش متوجه استعداد موسیقی او میشوند، او را به مدرسهای موسیقی میفرستند، اما گریگورز با چالشهای عاطفی و اجتماعی روبرو میشود. او با کمک معلمش و کشف پیانوی سوناتا، راهی برای بیان احساساتش پیدا میکند. داستان با صحنههایی از تمرینهای موسیقی، روابط خانوادگی پرتنش، و لحظات کشف خود، به موضوعات هنر، معلولیت، و رشد شخصی میپردازد. فیلم به دلیل داستان احساسی و بازیهای قوی تحسین شد، اما برخی ریتم کند را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک انیمیشن فانتزی-اکشن ژاپنی به کارگردانی باب شیراهاتا است که بر اساس مانگای ناکابا سوزوکی ساخته شده. داستان درباره تریستان، پسر ملودیاس و الیزابت، است که قدرتهای قبیله الهه را به ارث برده و میتواند زخمها را شفا دهد، اما به دلیل عدم کنترل قدرت قبیله شیطان، اغلب به دیگران آسیب میرساند. وقتی الیزابت به دلیل نفرینی از سوی «پریست»، خدمتکار دثپیرس، بیمار میشود، تریستان به قلعه ادینبورگ سفر میکند تا او را نجات دهد و با لنسلوت و دوستان جدیدی روبرو میشود. داستان با صحنههایی از مبارزه با «خالیها»، سفر به ادینبورگ، و رویارویی با دثپیرس، به موضوعات شجاعت، کنترل قدرت، و محافظت از خانواده میپردازد. فیلم به دلیل داستان جذاب و شخصیتهای آشنا تحسین شد، اما تغییر سبک انیمیشن به CGI نقدهایی دریافت کرد
خلاصه داستان: فیلم یک انیمیشن موزیکال-کمدی به کارگردانی گارث جنینگز است. دنباله فیلم Sing (2016)، داستان باستر مون (متیو مککانهی)، کوآلایی که گروه تئاتر حیواناتش را هدایت میکند، را دنبال میکند. او و گروهش، از جمله روزیتا (ریس ویترسپون) و جانی (تارون اجرتون)، برای اجرای نمایشی بزرگ به شهر رِدشور سفر میکنند تا توجه یک تهیهکننده بزرگ (بابی کاناوال) را جلب کنند. آنها باید ستارهای بازنشسته (بونو) را متقاعد کنند تا به آنها بپیوندد. داستان با صحنههایی از اجراهای موزیکال، چالشهای گروهی، و لحظات طنز، به موضوعات جاهطلبی، همکاری، و دنبال کردن رویاها میپردازد. فیلم به دلیل موسیقی و انیمیشن رنگارنگ تحسین شد، اما برخی داستان را تکراری یافتند.
خلاصه داستان: فیلم یک تریلر روانشناختی به کارگردانی دی.جی. کاروسو است. داستان درباره جسیکا (راینی کوالی)، مادری جوان و تنها، است که به همراه دو فرزند خردسالش در خانهای محبوس میشود. وقتی دوستپسر سابقش، یک معتاد خطرناک (جیک هوروویتز)، به خانه نفوذ میکند، جسیکا باید از هوش و شجاعت خود برای محافظت از فرزندانش استفاده کند. داستان با صحنههایی از تنشهای داخل خانه، تلاش برای فرار، و رویاروییهای پرخطر، به موضوعات بقا، مادر بودن، و استقامت میپردازد. فیلم به دلیل بازی کوالی و فضای پرتنش تحسین شد، اما برخی داستان را قابلپیشبینی و ساده نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک کمدی-علمی-تخیلی به کارگردانی دانیل کوان و دانیل شاینرت است. داستان درباره اولین وانگ (میشل یئو)، صاحب یک رختشویخانه، است که درگیر مشکلات مالیاتی و خانوادگی است. او ناگهان کشف میکند که میتواند به نسخههای مختلف خود در جهانهای موازی متصل شود. با کمک این توانایی، او باید با تهدیدی کیهانی که وجود همه جهانها را به خطر میاندازد، مقابله کند. داستان با صحنههایی از پرش بین جهانها، مبارزات عجیب، و لحظات احساسی خانوادگی، به موضوعات هویت، انتخاب، و روابط خانوادگی میپردازد. فیلم به دلیل خلاقیت، بازی یئو، و ترکیب طنز و احساسات تحسین شد، اما برخی پیچیدگی داستان را چالشبرانگیز دانستند.
خلاصه داستان: فیلم یک کمدی به کارگردانی پل لیبرستین است. داستان درباره الیزا (کنیا دریسدال)، کارمندی است که برای کمک به رئیس جدیدش، کایل (جیسون الکساندر)، در یک محیط کاری از راه دور، باید با چالشهای زندگی شخصی و حرفهایاش دستوپنجه نرم کند. او با کمک همکارانش و موقعیتهای خندهدار، سعی در حفظ تعادل و موفقیت در کار دارد. داستان با صحنههایی از جلسات مجازی، سوءتفاهمهای کاری، و لحظات طنزآمیز، به موضوعات تعادل کار و زندگی، همکاری، و رشد شخصی میپردازد. فیلم نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۴۵٪ در Rotten Tomatoes). طنز سبک و بازیگران تحسین شدند، اما داستان ساده و کمبود عمق نقد شدند.