خلاصه داستان: مستند «بریتنی در برابر اسپیرز» (۲۰۲۱) به کارگردانی ارین لی کار، روایتی مستندگونه و تکاندهنده از زندگی بریتنی اسپیرز، ستاره پاپ آمریکایی، ارائه میدهد و بر جنبش مردمی #FreeBritney تمرکز دارد که طرفدارانش برای رهایی او از قیمومیت ۱۳ ساله پدرش، جیمی اسپیرز، مبارزه میکنند. فیلم با استفاده از مصاحبههای اختصاصی با نزدیکان بریتنی، اسناد محرمانه دادگاه، نوارهای صوتی و تصاویر آرشیوی، پرده از رازهای تاریک صنعت موسیقی، سوءاستفادههای حقوقی و بحرانهای روانی بریتنی برمیدارد و به بررسی ابعاد اخلاقی و اجتماعی این ماجرا میپردازد.
---
خلاصه داستان: فیلم «برادر» به کارگردانی تاکشی کیتانو در سال ۲۰۰۰، داستان یاماموتو (با بازی خود کیتانو)، یک یاکوزای خشن ژاپنی را روایت میکند که پس از نابودی کلان باندش در توکیو، به لسآنجلس فرار میکند و با برادر ناتنی آمریکاییاش، کن (اومار اپس)، متحد میشود تا امپراتوری جدیدی از قاچاق مواد مخدر بسازد؛ اما با چالشهای بیرحمانه باندهای محلی، خیانتها و خشونتهای بیوقفه روبرو میشوند و یاماموتو با کدهای سختگیرانه ساموراییاش، مسیر انتقام و سلطه را در پیش میگیرد، در حالی که بازیگرانی چون کلودوس گونزالس و رنه ربی نیز نقشهای کلیدی ایفا میکنند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۳، آری فولمن با فیلم «کنگره» اثری نوآورانه و ترکیبی از لایواکشن و انیمیشن خلق کرد که رابین رایت در نقش خودش ظاهر میشود؛ او بازیگری رو به افول است که برای نجات حرفهاش، پیشنهاد استودیو را میپذیرد و بدنش را اسکن سهبعدی میکنند تا در فیلمهای آینده بدون حضور فیزیکیاش استفاده شود. سالها بعد، رایت وارد جهانی انیمیشنی و هذیانی میشود که مرزهای واقعیت، هویت و خیال در آن محو شده و با بازیگرانی چون هاروی کایتل و پل جیا ماتو، به کاوشی عمیق در صنعت سینما، پیری و قدرت فناوری میپردازد.
خلاصه داستان: هنری دوم پادشاه انگلستان با علاقهاش به دوست نزدیک و معتمدش توماس بکت، که افتخار واقعی خود را با رعایت اراده الهی به جای پادشاه مییابد، کنار میآید.
خلاصه داستان: فیلم بانی لیک گم شده (۱۹۶۵) به کارگردانی اوتو پرمینجر با بازی کارول لینلی در نقش آن لیک، کییر دولا به عنوان استیون لیک و لارنس اولیویه در نقش بازرس نیوهاوس، داستان مادری تنها را روایت میکند که دختر چهارسالهاش به نام بانی را در مهدکودک لندنی گم میکند. تحقیقات پلیس با موانع عجیبی روبرو میشود، از جمله نبود مدارک تولد بانی و شواهدی که وجود او را زیر سؤال میبرد، و رازهای خانوادگی تاریک و توهمات روانی逐步 آشکار میگردد و به یک تریلر روانشناختی نفسگیر تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم خون و توری سیاه (۱۹۶۴) به کارگردانی ماریو باوا با بازی کامرون میچل، اوا بارتوک و کلودیا مورنو، یک تریلر گوتیک کلاسیک ایتالیایی است که داستان قتلهای سریالی وحشیانه در بوتیک مد لوکس «والنتینو» در رم را روایت میکند؛ جایی که مدلهای جوان یکی پس از دیگری با روشهای فجیع کشته میشوند و ماسکی مرموز با شنل سیاه پشت جنایات است، در حالی که شرکای بوتیک با رازهای تاریک گذشتهشان درگیر تحقیقات پلیس میشوند و جوهر ژانر giallo را با تصاویر خیرهکننده و تعلیق نفسگیر رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم این یعنی جنگ محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی مکجی با بازی تام هاردی در نقش افدیآر، کریس پاین در نقش تاک و ربل ویلسون، داستان دو مأمور نخبه سازمان سیا را روایت میکند که بهترین دوستان هم هستند؛ اما وقتی هر دو به طور همزمان عاشق زنی جذاب به نام لورن میشوند، وارد رقابتی دیوانهوار، پر از جاسوسی، خرابکاریهای خندهدار و مأموریتهای خطرناک میگردند و باید تعادل بین دوستی، عشق و وظایف حرفهایشان را حفظ کنند.
خلاصه داستان: فیلم فراسوی خط آسمان (۲۰۱۷) به کارگردانی لیام اودانل با بازی فرانک گریلو، بوژانا نواکوویچ و ایکو اوایس، ادامه ماجرای حمله وحشتناک موجودات بیگانه به زمین در قسمت اول خط آسمان است؛ مارکوس، پدری دلسوز، پس از نجات موقت از چنگال بیگانگان، به سفینه عظیم مادر آنها نفوذ میکند تا پسر گمشدهاش را بیابد و با همکاری مبارزان ماهر مانند یک زندانی اندونزیایی، در برابر ارتش بیرحم بیگانگان که انسانها را شکار میکنند، مقاومت میکند و رازهای وحشتناکی از نژاد بیگانه کشف میشود.
خلاصه داستان: فیلم نبرد سال (۲۰۱۳) به کارگردانی بنسون لی با بازی کریس براون در نقش شانتر، جاش هالووی و لاز آلونسو، داستان مربی بسکتبال بیکاری به نام شانتر را روایت میکند که توسط دوست قدیمیاش استخدام میشود تا تیمی از بریکدنسرهای آمریکایی را برای شرکت در مسابقه جهانی بریکدنس در پاریس آموزش دهد؛ تیمی که ابتدا فاقد هماهنگی و تجربه است، با تمرینات سخت، چالشهای درونی و رقابتهای نفسگیر، به دنبال کسب عنوان قهرمانی جهان است و در این مسیر، دوستیها شکل میگیرد و استعدادها شکوفا میشود.
خلاصه داستان: فیلم «این باید همانجا باشد» ساخته پائولو سورنتینو در سال ۲۰۱۱، داستان چلسی اولدو (شان پن)، ستاره راک بازنشسته آمریکایی را روایت میکند که سالها در دوبلین ایرلند زندگی آرامهای دارد. پس از مرگ پدرش، چلسی به نیویورک بازمیگردد تا مردی را که پدرش را در دوران هولوکاست آزار داده بود، پیدا کند و انتقام بگیرد. این سفر جادهای عجیب و غریب، پر از ملاقاتهای تصادفی با شخصیتهای رنگارنگ مانند همسرش جین (فرانسس مکدورمند) و یک پسربچه تنها (هری دینز)، چلسی را به سفری درونی برای کشف هویت گمشدهاش میبرد و ترکیبی از کمدی تلخ، درام و لحظات سوررئال را به نمایش میگذارد.