خلاصه داستان: داستان فیلم درباره لزلی، زنی الکلی و تنها در تگزاس است که سالها پیش برنده لاتاری دو میلیون دلاری شده بود، اما تمام پول را در طول سالها به دلیل اعتیادش از دست داده است. حالا او بیخانمان و ورشکسته، سعی میکند با بازگشت به شهر زادگاهش و روبرو شدن با گذشتهاش، زندگی خود را دوباره بسازد. در این راه با مردی مهربان به نام اسوینی آشنا میشود که به او فرصت دوباره میدهد، اما لزلی باید با اعتیاد و اشتباهات گذشته خود مقابله کند تا بتواند اعتماد خانواده و دوستانش را بازگرداند.
خلاصه داستان: در سال ۱۶۳۰ نیوانگلند، خانواده یک کشاورز مسیحی پس از اخراج از مزرعه خود در یک کلونی، به حاشیه یک جنگل بزرگ و اسرارآمیز نقل مکان میکنند. اما آرامش آنها با ناپدید شدن ناگهانی نوزاد تازه متولد شدهشان، ساموئل، در حالی که تحت مراقبت دختر بزرگ خانواده، توماسین، بوده است، به هم میریزد. با گذشت زمان، اتفاقات عجیب و ترسناکی در اطراف خانواده رخ میدهد: محصولاتشان از بین میرود، دامهایشان به طرز مرموزی میمیرند و فرزندان یکی پس از دیگری دچار توهمات و حملات وحشتآور میشوند. خانواده که درگیر ترس و بدگمانی شدهاند، به تدریج یکدیگر را متهم به جادوگری میکنند و این سوءظنها به ویژه متوجه توماسین میشود. در حالی که پدر خانواده، ویلیام، سعی در حفظ ایمان و یکپارچگی خانواده دارد، مادر، کاترین، در غم از دست دادن نوزادش به مرز جنون نزدیک میشود و پسران دوقلو، مرسی و جونااس، شاهد رؤیاهای شیطانی هستند. آنها که در انزوای کامل به سر میبرند، باور دارند که یک نیروی شیطانی در جنگل در حال تسخیر روح و جانشان است. فیلم ترسناک «جادوگر» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی رابرت اگرز، با بازی آنیا تیلور-جوی در نقش توماسین، رالف اینسون، کیت دیکی و هاروی اسکریمشایر، داستانی هولناک از ترس، خرافات و فروپاشی یک خانواده در مواجهه با نیروهای ماوراءالطبیعه را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ترک ۱۴۳» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی پل کاتانئو، روایتگر داستان واقعی و دردناک خانواده ای است که در جریان انفجار بمب در بازیهای المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا، فرزندشان را از دست میدهند. این فیلم که با بازیگری درخشان اریک بانا در نقش جان و جولیا بلاک در نقش برندا، والدین این کودک، همراه است، به بررسی فرآیند غم و اندوه، خشم و تلاش برای ادامه زندگی پس از یک فاجعه بزرگ میپردازد. داستان بر پایه خاطرات واقعی جان و برندا و تجربیاتشان از این حادثه تروریستی و پیامدهای ویرانگر آن بر زندگی شخصی و خانوادگیشان بنا شده است. فیلم با نگاهی عمیق و انسانی، مراحل مختلف سوگواری، از انکار و خشم تا پذیرش و یافتن معنای جدیدی برای زندگی را به تصویر میکشد و مخاطب را با احساسات عمیق این خانواده همراه میکند.
خلاصه داستان: یک فروشنده کتاب یهودی در نیویورک سال ۱۹۷۶، برای کمک به دوستان نویسندهاش که در لیست سیاه هالیوود قرار گرفتهاند، پیشنهاد میدهد که آثارشان را به نام او منتشر کنند. او که «صورت» یا Front این نویسندگان میشود، به تدریج در دنیای تلویزیون غرق شده و با موفقیت و شهرت ناگهانی مواجه میشود. اما زمانی که تحقیقات کمیته فعالیتهای ضدآمریکایی آغاز میشود، او باید بین حفظ زندگی مرفه جدیدش و دفاع از اصول و دوستانش یکی را انتخاب کند. وودی آلن در این درام تاریخی که خودش نیز در آن نقش آفرینی کرده، به همراه کارگردان مارتین ریت، داستانی جذاب از شجاعت، فداکاری و هزینههای مقاومت در برابر مککارتیسم را روایت میکند.
خلاصه داستان: مردی جوان به نام اسحاق برای عکاسی از دختری تازه درگذشته به نام آنخلکا به خانه خانواده او دعوت میشود. در حالی که اسحاق از آنخلکا در تابوتش عکس میگیرد، ناگهان تصویر او در منظرهیاب دوربین زنده به نظر میرسد و حتی به او لبخند میزند. این اتفاق آغازگر وسواسی عمیق در اسحاق است که او را درگیر رابطهای ماوراء طبیعی با روح آنخلکا میکند و مرزهای میان واقعیت و خیال را برای او محو میسازد. این فیلم که در سال ۲۰۱۰ توسط مانوئل دی اولیویرا، کارگردان پرتغالی، ساخته شده، داستانی شاعرانه و فلسفی را درباره عشق، مرگ و ادراک روایت میکند و با بازی ریچاردو ترینداد و پیلار لوپز دی آیالا، تماشاگر را به تأملی عمیق درباره ماهیت وجود دعوت مینماید.
خلاصه داستان: داستان این فیلم عاشقانه حول محور «سارا»، یک وارث ثروتمند و تحصیلکرده هنر، میچرخد که پس از مرگ پدربزرگش، برای فروش خانه مجلل خانوادگی به خانهی دوران کودکی خود بازمیگردد. در آنجا با «جیک»، یک نجار و تعمیرکار محلی که برای بازسازی خانه استخدام شده، آشنا میشود. سارا که در ابتدا قصد دارد هرچه سریعتر خانه را بفروشد و به زندگی مدرن خود بازگردد، به تدریج تحت تأثیر جیک، که عشق عمیقی به تاریخ و اصالت خانه دارد، قرار میگیرد. او از طریق جیک با خاطرات فراموششدهی دوران کودکی و ارزشهای واقعی زندگی آشنا میشود. درگیری اصلی داستان زمانی شکل میگیرد که یک توسعهدهنده ثروتمند قصد خرید خانه و تبدیل آن به یک مجتمع تجاری لوکس را دارد و سارا باید بین زندگی راحت و برنامهریزیشدهی قبلی خود و عشق تازهیافتهاش به جیک و حفظ میراث خانوادگی، یکی را انتخاب کند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون «کیتی لوینگ» و «دنیل استاین»، داستانی کلاسیک از عشق، طبقه اجتماعی و پیدا کردن خانه واقعی در دل آدمها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سالوادور، جوانی که در جنوب ایتالیا زندگی میکند، به رویای مهاجرت به استرالیا دل بسته است. او که به تازگی به عنوان یک حسابدار فارغالتحصیل شده، درگیر یک رابطه عاشقانه با کارولینا، دختری که به او در رسیدن به این هدف انگیزه میدهد، است. با این حال، رویاهای او با موانع غیرمنتظرهای روبرو میشود و او را در موقعیتهای خندهدار و گاه غمانگیزی قرار میدهد. کارگردانی چزاره آپریل و بازی لوکا مدیچ در نقش اصلی، این فیلم کمدی-درام داستان بلندپروازیها، عشق و پیگیری رویاها علیرغم همه مشکلات را روایت میکند.
خلاصه داستان: مومیایی، فیلمی ترسناک و ماجراجویانه محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی استفان سامرز، با بازی برندان فریزر در نقش رییک اوکانل، یک ماجراجوی آمریکایی که در مصر باستان به دنبال گنج میگردد. داستان زمانی آغاز میشود که او و همکارش، همراه با یک کتابدار زیبا به نام اِولین کارناهان (راشل وایس)، به طور تصادفی مومیایی یک کاهن شرور به نام ایمهوتپ را زنده میکنند. ایمهوتپ که هزاران سال پیش به خاطر عشق به معشوقهاش نفرین شده بود، اکنون با قدرتی شیطانی بازگشته است تا جهان را نابود کند و معشوقهاش را دوباره زنده کند. رییک و اِولین باید قبل از اینکه ایمهوتپ به قدرت کامل برسد، راهی برای متوقف کردن او پیدا کنند. این فیلم با جلوههای ویژه خیرهکننده و صحنههای اکشن نفسگیر، یکی از موفقترین فیلمهای ژانر خود محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم «اسپیریت» محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی فرانک میلر، اقتباسی از کمیکاستریپ کلاسیک به همین نام اثر ویلی آیزنر است. در این فیلم گابریل ماخت در نقش دنی اسپیریت، کاراگاهی که پس از کشته شدن به شکل موجودی نامیرا بازمیگردد تا از شهر خیالی سنت سیتی در برابر شروران محافظت کند. اسکارلت یوهانسون در نقش سیلک فلاپ، معشوقه مرموز اسپیریت، و ساموئل ال. جکسون در نقش مخالف اصلی، شیطانصفت و قدرتمند به نام اوکتوپوس، ایفای نقش میکنند. داستان حول محور تلاش اسپیریت برای متوقف کردن نقشه اوکتوپوس برای به دست آوردن قدرت مطلق و نابودی شهر میچرخد. فیلم با سبک بصری متمایز و الهامگرفته از دنیای کمیک، فضایی نوآر و پر از اکشن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۸۷، پلوتو نش (با بازی ادی مورفی) صاحب کلوپ شبانه موفق خود در ماه است که به پاتوقی محبوب برای گردشگران و ساکنان ماه تبدیل شده است. وقتی یک گانگستر قدرتمند به نام رکس کرایسلر (با بازی جو پانتولیانو) تلاش میکند تا کلوپ او را تصاحب کند، پلوتو مقاومت میکند و به همین دلیل با تلاشی برای قتل خود مواجه میشود. پلوتو به همراه دستیار ربات وفادارش برونو (با بازی رندی کواید) و خواننده جذاب کلوپ دینا لیک (با بازی رزمند پایک) برای نجات کسبوکار خود و مقابله با تبهکاران وارد ماجراجویی پرخطری میشود. این فیلم کمدی علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی ران آندروود، ترکیبی از اکشن و طنز را در محیطی آیندهنگرانه ارائه میدهد.