خلاصه داستان: زنی جوان و مستقل به نام زوئی که از پیدا کردن مرد مناسب خسته شده، تصمیم میگیرد با استفاده از روشهای پزشکی به تنهایی باردار شود و رویای مادر شدنش را محقق کند. درست در همان روزی که این کار را انجام میدهد، با مردی جذاب و ایدهآل به نام استن آشنا میشود و بین آنها رابطهای عاشقانه شکل میگیرد. حالا زوئی باید بین عشق تازهیافته و برنامهای که برای آیندهاش در نظر گرفته، یکی را انتخاب کند و استن نیز با این واقعیت غیرمنتظره کنار بیاید که معشوقهاش به زودی صاحب فرزندی خواهد شد که پدرش نیست. این کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی آلن پال و با بازی جنیفر لوپز و الکس او لوگلین، داستانی طنزآمیز و احساسی از عشق، خانواده و پذیرش مسیرهای غیرمنتظره زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: دوک، فیلمی کمدی-درام به کارگردانی راجر میشل و محصول سال ۲۰۲۰ بریتانیا، داستان واقعی کستنس کلپتون (با بازی جیم برودبنت)، راننده تاکسی ۶۰ سالهای از شهر نیوکاسل را روایت میکند که در سال ۱۹۶۱ به دلیل سرقت تابلوی پرتره دوکِ ولینگتون اثر فرانسیسکو گویا از نگارخانه ملی لندن به شهرت رسید. او این کار را به عنوان اعتراضی به سیاستهای دولت در قبال سالمندان و به امید دریافت کمک هزینه تلویزیون رایگان برای همه انجام داد. فیلم که در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد، با همراهی بازیگرانی چون هلن میرن، فیون وایتهد و مت گود به طنزی شیرین و اجتماعی میپردازد و روایتی انسانی از عدالتخواهی یک شهروند معمولی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۰۴، یک زن آمریکایی ثروتمند به نام Eden Perdicaris به همراه دو فرزندش توسط یک جنگسالار بربر به نام Raisuli در شهر طنجه مراکش ربوده میشوند. این حادثه که به یک بحران بینالمللی تبدیل میشود، توجه تئودور روزولت، رئیسجمهور آمریکا را به خود جلب میکند و او را در آستانه یک جنگ بزرگ قرار میدهد. در این میان، Raisuli که خود را یک قهرمان ملی میداند، به تدریج به Eden علاقهمند میشود و درگیریهای پیچیده سیاسی و شخصی شکل میگیرد. این فیلم حماسی به کارگردانی جان میلوس و با بازی شان کانری و کندیس برگن، داستانی ماجراجویانه را بر اساس وقایع واقعی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلمی تاریخی و اکشن محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی هنرمند هو شیائو-شین که در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۵ برنده جایزه بهترین کارگردانی شد. داستان در دوران سلسله تانگ در قرن نهم میلادی روایت میشود و بر شخصیت نی وی (با بازی شو چین) متمرکز است؛ زنی جوان که در کودکی ربوده شده و توسط یک راهبه به یک مأمور مخفی و قاتل حرفهای آموزش دیده است. او پس از ناکامی در انجام یک مأموریت، توسط استادش به شهر زادگاهش بازگردانده میشود تا یکی از اشراف قدرتمند منطقه به نام تیان جیان (با بازی چانگ چن) را به قتل برساند. نی وی در این مأموریت با چالشهای عاطفی عمیقی روبرو میشود، زیرا تیان جیان نه تنها یک فرماندار نظامی مهم است، بلکه نامزده سابق او نیز محسوب میشود. این فیلم با بهرهگیری از تصویربرداری خیرهکننده و طراحی صحنههای باشکوه، فضایی شاعرانه و مرموز را خلق میکند و تماشاگر را به دنیای پر از توطئه و کشمکشهای سیاسی و عشقی چین باستان میبرد.
خلاصه داستان: یک فیلم درام جنایی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردان جان مدن با بازی هلن میرن، سام ورثینگتون، جسیکا چستین و سیاران هینز. این فیلم روایت سه مأمور موساد را دنبال میکند که در سال ۱۹۶۵ برای ربودن یک پزشک نازی جنایتکار به آلمان شرقی میروند. مأموریت آنها با مشکلاتی مواجه میشود و در نهایت مجبور به کشتن او میشوند. سالها بعد در دهه ۱۹۹۰، این سه نفر به عنوان قهرمان ملی اسرائیل شناخته میشوند، اما ناگهان پزشک نازی که تصور میشد مرده باشد، زنده ظاهر میشود و رازهای گذشته آنها را به خطر میاندازد. فیلم به طور موازی در دو زمان مختلف روایت میشود و بر پیامدهای دروغ، مسئولیت اخلاقی و بار سنگین گذشته تمرکز دارد.
خلاصه داستان: مستند «کوهنورد» (The Alpinist) به کارگردانی پیتر مورتی و نیک روزن، زندگی مارک لوکلر، کوهنورد کانادایی را روایت میکند که با سبک انفرادی و بدون طناب، به صعود از خطرناکترین دیوارههای یخی جهان میپردازد. این فیلم که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، دوربین را به قلب هیجان و خطر صعودهای مارک میبرد و فلسفهٔ او را دربارهٔ زندگی، آزادی و ارتباط عمیق با طبیعت به تصویر میکشد. لوکلر که از شهرت گریزان است، به دنبال تجربهٔ خالص کوهنوردی است و این مستند با دنبال کردن صعودهای نفسگیر او در کوههای پاتاگونیا، آلپ و کانادا، بیننده را با زیبایی خیرهکننده و خطرات مرگبار این ورزش آشنا میکند. فیلم نه تنها یک پرترهٔ شخصی از یک ورزشکار استثنایی است، بلکه تأملی عمیق بر ماهیت ریسک، شجاعت و جستجوی انسان برای یافتن معنا در بلندترین قلههاست.
خلاصه داستان: The Lure (2016) فیلمی موزیکال و ترسناک به کارگردانی آنجلینا شوچکو و محصول لهستان است. این فیلم که در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد، داستان دو خواهر پری دریایی به نامهای سیلور و گلدن را روایت میکند که در دهه ۸۰ میلادی در ورشو به یک گروه موسیقی شبانه میپیوندند. آنها به عنوان خواننده و رقصنده در کلوپ مشغول به کار میشوند، اما در پس ظاهر فریبنده خود، موجوداتی خونخوار هستند که برای بقا به گوشت انسان نیاز دارند. سیلور عاشق یکی از اعضای گروه به نام میتک میشود و برای رسیدن به او حاضر به هر کاری است، اما این عشق او را در برابر خواهرش و ماهیت وحشیانه خود قرار میدهد. فیلم با ترکیب ژانرهای موزیکال، کمدی و وحشت، تمثیلی مدرن از افسانههای پریان است که در دنیای تاریک و پرزرق و برق شبهای لهستان کمونیستی روایت میشود و به موضوعاتی چون بلوغ، جنسیت و هویت انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: در اواسط جنگ جهانی دوم، دو سرباز شوروی به نامهای سوتلوف و رایبکین برای یافتن غذا به خط مقدم فرستاده میشوند. آنها در میان برف و بوران با شرایط سخت و خطرناکی مواجه میشوند و در ادامه با نیروهای آلمانی درگیر میشوند. این سفر پرخطر به تدریج به یک مأموریت تقریباً غیرممکن تبدیل میشود که در آن هر دو سرباز باید برای بقا و انجام وظیفهشان تا حد نهایی مقاومت کنند. فیلم «صعود» ساخته لاریسا شپیتکو (۱۹۷۷) با بازیگری درخشان بوریس پلوتنیکوف و ولادیمیر گوستیوخین، اثری نمادین از سینمای شوروی است که رنج و فداکاری سربازان را در جنگ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۹، رابین بیسکوف با بهرهگیری از بازی تحسینبرانگیز تاراجی پی. هنسون و سام راکول، فیلمی بر اساس رویدادهای واقعی ساخت که داستان غیرمنتظره دوستی و تغییر را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ آمریکا روایت میکند. این فیلم که در دورانی از تنشهای نژادی شدید در شهر دورهام کارولینای شمالیه در سال ۱۹۷۱ میگذره، ماجرای آن آتواتر، رهبر سرسخت کو کلاکس کلان و سی. پی. الیس، فعال برجسته حقوق سیاهپوستان رو به تصویر میکشه. زمانی که مدارس شهر برای ادغام نژادی در بحران فرو میره، این دو نفر که دشمنان سرسخت هم بودن، به عنوان رهبران مخالف در یک گفتوگوی اجتماعی به نام «چارلستون» شرکت میکنن. روند این مذاکرات که قرار بود فقط برای حل مشکل مدارس باشه، به تدریج باعث میشه تا تعصبات عمیق هر دو طرف به چالش کشیده بشه و نگاهشون به زندگی و یکدیگر برای همیشه تغییر کنه.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی مایکل لمن و با بازی جینین گاروفالو، اوما تورمن، بن چاپلین و جیمی فاکس است. داستان درباره ابی بارنز (گاروفالو)، یک دامپزشک باهوش اما کمی خجالتی است که مجری یک برنامه رادیویی محبوب در مورد حیوانات خانگی است. وقتی برایان (چاپلین)، یک عکاس جذاب و مهربان، به او علاقهمند میشود، ابی از ظاهر خود خجالت میکشد و در یک تماس تلفنی وانمود میکند که زنی بسیار زیبا و قدبلند است. برای پوشاندن این دروغ، او از دوست زیبا و مدلش، نون (تورمن)، میخواهد که به جای او با برایان ملاقات کند و نقش ابی را بازی کند. اما اوضاع زمانی پیچیده میشود که ابی واقعی کمکم عاشق برایان میشود و برایان نیز همزمان جذب شخصیت باهوش و دوستداشتنیِ ابیِ واقعی میشود، در حالی که فکر میکند نون همان ابی است. این سوءتفاهم عشقی به موقعیتهای خندهدار و در عین حال احساسی منجر میشود و در نهایت به ابی کمک میکند تا ارزش واقعی خود را فراتر از ظاهر ببیند.