خلاصه داستان: فیلم «چهل و یکم» داستان دختری جوان به نام «مَهین» را روایت میکند که در سالهای پایانی جنگ ایران و عراق، به عنوان تکتیرانداز به جبهه اعزام میشود. او در طول خدمت خود، با مردی به نام «سرگرد» آشنا میشود و این آشنایی به رابطهای عاشقانه و عمیق منجر میگردد. اما سرنوشت، مسیر دیگری برای آنها رقم میزند و مهین مجبور میشود تا در یک مأموریت خطیر، جان یکی از فرماندهان را نجات دهد، مأموریتی که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی غار (The Cave) در سال 2019 میلادی ساخته شده است. داستان این فیلم درباره تیمی از غواصان متخصص است که برای نجات جان 12 پسر بچه و مربی آنها که در غاری سیلزده در تایلند گرفتار شدهاند، به آنجا میروند. آنها با چالشهای جسمی و روانی بسیاری دست و پنجه نرم میکنند و باید با محدودیتهای زمانی و خطرات مرگبار غار مبارزه کنند تا بتوانند عملیات نجات را با موفقیت به پایان برسانند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۴، موری کافمن، بازیکن مشهور لیگ اصلی بیسبال، که یک یهودی بود، به دلیل ترس از اینکه ممکن است به دلیل اصل و نسبش به اردوگاه کار اجباری فرستاده شود، به سازمان جاسوسی OSS میپیوندد. او مأموریت مخفیانه و خطرناکی را برای نفوذ به یک زیردریایی آلمانی و خنثی کردن برنامه تسلیحاتی اتمی نازیها آغاز میکند. در این مسیر، او با یک زن اسیر مقاومت فرانسوی همراه میشود و در میان خیانتها و توطئههای پیچیده، باید برای نجات جان خود و تغییر سرنوشت جنگ بجنگد.
خلاصه داستان: فیلم در سال ۱۹۴۴ و در جریان جنگ جهانی دوم رخ میدهد. داستان درباره یک ناو جنگی به نام «یواساس کین» است که کاپیتان آن، فرانسیس سامرفیلد، به دلیل رفتارهای عجیب و غیرقابل پیشبینیاش، توسط افسرانش مورد سوءظن قرار میگیرد. این تنشها زمانی به اوج میرسد که افسر جوانی به نام استیو ماریک، پس از یک درگیری شدید، فرماندهی کشتی را به دست میگیرد و متعاقباً به جرم شورش محاکمه میشود. در طول محاکمه، حقایق پنهانی در مورد کاپیتان فاش میشود که سرنوشت متهمان و عدالت را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «The Bunker» در سال 2024 داستان گروهی از سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوم را روایت میکند که در پی حملهای غافلگیرانه، خود را در یک پناهگاه زیرزمینی میبینند. آنها در این مکان محدود و تاریک، علاوه بر نبرد با دشمن، با ترسها و کابوسهای درونی خود نیز دست و پنجه نرم میکنند. فشار روانی ناشی از حبس در پناهگاه، ترس از مرگ و خاطرات گذشته، رفتهرفته روحیهی آنها را تحلیل میبرد و تبدیل به دشمنی خطرناکتر از نیروهای بیرون میشود. در این میان، برای زنده ماندن باید با این نیروهای درونی و بیرونی به نبردی مرگبار بپردازند.
خلاصه داستان: داستان در آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم روایت میشود. لیسل میملینگر دختر جوانی است که پس از مرگ برادرش و تسلیم شدن مادرش به نازیها، توسط خانوادهای در حومه مولکینگ به فرزندی پذیرفته میشود. او در این خانه با پدرخواندهی مهربانش هانس هابرمن که به او خواندن و نوشتن میآموزد، و مادرخواندهی عبوس اما مهربانش روزا، زندگی تازهای را آغاز میکند. لیسل با عشق به کتابها، که از کتابخانهی شهردار و مکانهای دیگر به دست میآورد، دنیای خود را میسازد. اما این عشق، او و خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد، بهویژه زمانی که یک جوان یهودی به نام مکس ساکامورا در زیرزمین خانهشان پنهان میشود. روابط عمیق لیسل با مکس، دوستش رودی، و همچنین صدای راوی داستان (مرگ) سرنوشت همه را در بحبوحهی جنگ و وحشت نازیها شکل میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «چای تلخ ژنرال ین» داستانی از عشق و وابستگی در هیاهوی جنگ داخلی چین را روایت میکند. در سال ۱۹۳۳، میشل، یک دختر جوان آمریکایی که برای کار مذهبی به چین آمده، در جریان یک درگیری مسلحانه توسط نیروهای ژنرال ین، یک فرمانده نظامی قدرتمند و مرموز، اسیر میشود. در اسارت، میشل به تدریج مجذوب شخصیت پیچیده و اسرارآمیز ژنرال میشود و مرز بین دشمنی و علاقهای عمیق برای او محو میگردد. این دو انسان با پیشینهها و باورهای کاملاً متفاوت، در شرایطی که جنگ همه چیز را تهدید میکند، با یکدیگر ارتباطی عاطفی برقرار میکنند که سرنوشت هر دو را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: سال ۱۸۶۳، در جریان جنگ داخلی آمریکا، یک سرباز زخمی ارتش اتحادیه به نام جان مکبرنی به طور اتفاقی به یک مدرسه شبانهروزی دخترانه در جنوب که به دور از جنگ و در انزوا قرار دارد، راه پیدا میکند. حضور او آتش رقابت، حسادت و امیال سرکوبشده را در میان زنان و دختران جوانی که ماهها در انزوای کامل به سر بردهاند، شعلهور میسازد. فضای ظاهراً آرام و مذهبی این مدرسه به تدریج به میدان نبردی تبدیل میشود که در آن جذابیتهای مردانه و زنانه، وفاداری و خیانت در جدالی مرگبار با یکدیگر روبرو میشوند. این تنشها در نهایت به تصمیمی هولناک و نتیجهای غیرمنتظره و تراژیک منجر میشود.
خلاصه داستان: محمود، پیرمرد گرجی، در جنگ داخلی گرجستان در دهه ۱۹۹۰، پس از آنکه دو سرباز زخمی از طرفهای متخاصم را به خانهاش میآورد، خود را درگیر یک درگیری انسانی مییابد. او که در باغ نارنگیاش پناه گرفته، تلاش میکند تا با وجود خصومتها، به دشمنانی که در کنار هم زندگی میکنند، درس صلح و انسانیت بدهد.
خلاصه داستان: فیلم «تسلیم» (Submission) در سال 2018 به کارگردانی «استیون ریدلی» ساخته شده است. داستان فیلم درباره یک نویسنده به نام «تد کرافورد» (با بازی «استنلی توچی») است که با مشکلات مالی روبرو شده و برای تامین معاش خانوادهاش، مجبور به تدریس در دانشگاه میشود. او در کلاس ادبیات خود با دانشجویی به نام «ایریس» (با بازی «اودیا راش») آشنا میشود که استعداد ادبی درخشانی دارد. تد که تحت تأثیر نوشتههای ایریس قرار گرفته، به او نزدیک میشود و رابطهای نامشروع بین آنها شکل میگیرد. این رابطه پیامدهای ویرانگری برای هر دو طرف به همراه دارد و زندگی حرفهای و شخصی تد را در معرض نابودی قرار میدهد.