خلاصه داستان: فیلم سینمایی «پسر کوچولو» (۲۰۱۵) به کارگردانی آلخاندرو مونتهورده، داستان پسربچهای هفتساله به نام پپر باسبِی را روایت میکند که در دوران جنگ جهانی دوم در کالیفرنیا زندگی میکند و با ایمان عمیق خود باور دارد که میتواند با دعا و قدرت ایمان، پدرش جیمز را که به عنوان سرباز به جبهههای اقیانوس آرام اعزام شده، سالم به خانه بازگرداند. پپر با کمک کشیش محلی (تام ویلکینسون) و چالشهایی مانند دوستی با یک ژاپنیتبار (کاری هیکارو تاگاوا) در میان نفرتهای نژادی، سفری احساسی را تجربه میکند. با بازی درخشان جیکوب سالواتی در نقش پپر، امیلی واتسون به عنوان مادرش و کیسی آر.جی. در نقش عمویش، این درام خانوادگی بر تمهای ایمان، امید، بخشش و قدرت معجزه تأکید دارد و مخاطب را به تأمل در باورهای قلبی وامیدارد.
خلاصه داستان: فیلم انتقام بیرحم (Hell Hath No Fury) محصول ۲۰۲۱ به کارگردانی جسی وی. جانسون با بازی نینا برگمن، راب لو و متیو تومپکینز، داستان ماری لوکِر را روایت میکند؛ زنی مبارز در مقاومت فرانسه طی جنگ جهانی دوم که توسط سربازان آمریکایی دستگیر، مورد آزار قرار گرفته و خیانت میشود. پس از فرار از اردوگاه اسرا، ماری با کینهای سوزان به تعقیب و انتقام از خائنان میپردازد و در سفری پر از خشونت، تیراندازیهای نفسگیر و نبردهای تنبهتن، عدالت شخصی خود را اجرا میکند.
خلاصه داستان: فیلم زیر تپه ۶۰ (۲۰۱۰) به کارگردانی جرمی سیمز، داستان واقعی اولیور وودوارد (با بازی برندان کاول) معدنچی ماهر استرالیایی را روایت میکند که در جریان جنگ جهانی اول به واحد تونلکنهای ارتش بریتانیا میپیوندد تا تونلهای عمیقی زیر تپه ۶۰ در خط مقدم بلژیک حفر کند و با انفجار عظیم آن، موقعیت استراتژیک آلمانیها را نابود سازد. این درام جنگی با بازیگرانی چون بلا هیثکوت در نقش همسر اولیور و هریسون گیلبرتسون، ترکیبی از عشق، فداکاری و چالشهای فنی زیرزمینی را به تصویر میکشد و بر اساس وقایع تاریخی ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم نبرد برج (۱۹۶۵) به کارگردانی کنت آناکین با بازی هنری فوندا در نقش ژنرال آمریکایی سرسخت، رابرت شاو به عنوان سرهنگ تانکسوار شجاع، رابرت رایان و تلی ساوالاس، روایتی حماسی از یکی از خونینترین نبردهای جنگ جهانی دوم در زمستان ۱۹۴۴ ارائه میدهد. نیروهای آلمانی به فرماندهی ژنرال هاسو فون مانتوفل با حمله غافلگیرانه به خطوط متفقین در جنگل آردن در بلژیک، تلاش میکنند تا پورت اشنور را تصرف کرده و متفقین را شکست دهند، اما ژنرال فوندا و نیروهایش با مقاومت جانانه، تانکهای شاهتوت آلمانی را در برف و مه متوقف میکنند و پیروزی نهایی را رقم میزنند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۵، فیلم وسترن «میجر داندی» به کارگردانی سام پکینپا با بازی چارلتون هستون در نقش میجر آموس چارلز داندی، ریچارد هریس و جیم هاتون، داستان افسر ارتش اتحادیه در اواخر جنگ داخلی آمریکا را روایت میکند که برای انتقام نابودی یک روستا توسط قبایل آپاچی، گروهی از زندانیان، داوطلبان و سربازان را رهبری کرده و به تعقیب آنها در سرزمینهای خطرناک مکزیک میپردازد؛ سفری پرماجرا که با درگیریهای داخلی، خیانتها و نبردهای حماسی همراه است و تمهای افتخار، انتقام و جنون را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «راه من» (۲۰۱۱) به کارگردانی جئونگ دوهونگ با بازی جانگ دونگگون و جو جیهون، داستان دو جوان کرهای به نامهای جونگهه و تاتسو را روایت میکند که از کودکی رقیب و دشمن یکدیگرند. در جریان جنگ جهانی دوم، هر دوی آنها به اجبار به ارتش ژاپن ملحق میشوند و در جبهههای مختلف از جمله نبردهای خشن در سیبری، جنگ چین و حتی روز دی در نورماندی با هم میجنگند؛ سفری پر از اکشن، خیانت، دوستی اجباری و تلاش برای بازگشت به وطن که مرزهای دشمنی را محو میکند.
خلاصه داستان: فیلم کوبانه (۲۰۲۳) به کارگردانی دیوید زوخوویکی، مستندی震撼کننده از مقاومت حماسی مردم شهر کوبانه در برابر حمله داعش در سال ۲۰۱۵ است. داستان بر سه دوست کرد به نامهای آزاد، دیلووان و سipan تمرکز دارد که از بروکسل به کوبانه سفر میکنند تا در کنار نیروهای پیشمرگه بجنگند؛ این فیلم با تصاویر واقعی و خام، شجاعت، از دست دادن و پیوندهای انسانی در دل جنگ را به تصویر میکشد و نگاهی عمیق به مبارزه برای آزادی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: کشتی احمقان (۱۹۶۵)، به کارگردانی استنلی کرامر با بازی ویویان لی در نقش مری دوآرت، اسکار ورنر به عنوان ویلم کلوبرگ و سیمون سینیوره در نقش آنا، داستان مسافران متنوع یک کشتی اقیانوسپیما را روایت میکند که در سال ۱۹۳۳ از وراکروز مکزیک به برمن آلمان سفر میکنند؛ جایی که یهودیان، نازیها، اشرافزادگان و کارگران با تعصبات نژادی، طبقاتی و سیاسی خود درگیر میشوند و روابط پرتنش و عاشقانهای میانشان شکل میگیرد، در حالی که سایه صعود هیتلر بر اروپا سنگینی میکند.
خلاصه داستان: فیلم زولو (۱۹۶۴) به کارگردانی سای انفیلد با بازی استنلی بیکر، مایکل کین و جک هاوکینز، بر اساس رویدادهای واقعی نبرد رورکز دریفت در جنگ انگلو-زولو ساخته شده است؛ جایی که ۱۵۰ سرباز بریتانیایی در یک مأموریت کوچک، در برابر حمله وحشیانه هزاران جنگجوی زولو مقاومت سرسختانهای از خود نشان میدهند و با شجاعت و استراتژی، یکی از حماسیترین دفاعهای تاریخ نظامی را رقم میزنند.
خلاصه داستان: اسب جنگی (۲۰۱۱) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، داستان اسب زیبایی به نام جوی را روایت میکند که توسط پسربچهای به نام آلبرت (جرمی ایروین) در مزرعهای در انگلستان رام و تربیت میشود. با آغاز جنگ جهانی اول، جوی به ارتش بریتانیا فروخته شده و به جبهههای خونین اعزام میگردد، جایی که با سربازان بریتانیایی، آلمانی و فرانسوی روبرو شده، زخمی میشود و ماجراجوییهای حماسی و احساسی را تجربه میکند تا سرانجام به صاحب اولیهاش بازگردد. امیلی واتسون در نقش مادر آلبرت و تام هیدلستون و دیوید تیولیس نیز از بازیگران برجسته این درام جنگی پراحساس هستند.