خلاصه داستان: فیلم کلونی براون (۱۹۴۶) به کارگردانی ارنست لوبیتش با بازی جنیفر جونز در نقش کلونی براون، چارلز بویر به عنوان آدام بلتسکی، و ریچارد هیز، داستان دختری شاد و بیخیال به نام کلونی را روایت میکند که دختر یک لولهکش ماهر است و به طور اتفاقی به عنوان خدمتکار در عمارتی اشرافی استخدام میشود. در آنجا با آدام، یک روشنفکر پناهنده چکسلواکی که از جنگ گریخته، آشنا میشود و رابطهای عاشقانه و پرماجرا میان آنها شکل میگیرد، در حالی که جامعه طبقاتی بریتانیا و فشارهای اجتماعی بر سر راهشان قرار میگیرد و کلونی با روحیه مستقل خود همه چیز را زیر و رو میکند.
خلاصه داستان: فیلم طلوع نجات (Rescue Dawn) به کارگردانی ورنر هرتزوگ در سال ۲۰۰۶، بر اساس داستان واقعی دیتر دنگلر، خلبان نیروی هوایی آمریکا روایت میشود که در جریان جنگ ویتنام توسط نیروهای ویتکنگ اسیر شده و در اردوگاههای وحشتناک اسارت گرفتار میگردد. کریستین بیل در نقش دنگلر با بازی درخشان استیو زان و جرمی دیویس، ماجرای فرار جسورانه و نبرد برای بقا در دل جنگلهای انبوه لائوس را به تصویر میکشد و تمهایی چون اراده انسانی، امید و استقامت را با تصاویر خیرهکننده و واقعگرایانه به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم دشمن شارپ (Sharpe's Enemy) محصول ۱۹۹۴ به کارگردانی تام کلگ با بازی شان بین در نقش سروان ریچارد شارپ، داراگ اُمالی به عنوان هارپر و فیونا گلاسکات، داستان تفنگداران بریتانیایی را در جریان جنگهای ناپلئونی سال ۱۸۱۳ در مرز اسپانیا و پرتغال روایت میکند؛ جایی که شارپ و یارانش برای دفاع از قلعهای کوچک در برابر حمله گسترده نیروهای فرانسوی میجنگند و با دشمنان قدیمی از جمله دو افسر سابق بریتانیایی که به خیانت روی آوردهاند، روبرو میشوند و مأموریت خطرناکی برای نجات اسیران و ضربه زدن به دشمن را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «این سرزمین مال من است» (۱۹۴۳) به کارگردانی ژان رنوار با بازی چارلز لاتون در نقش آلبرت لوری، معلمی ترسو و تنها در یک شهر کوچک اروپایی تحت اشغال نازیها، و مورین اوهارا در نقش همکارش، داستان مردی را روایت میکند که پس از مرگ تصادفی دوستش و دستگیری اشتباهی او به جرم خیانت، با سخنرانی آتشین در دادگاه علیه اشغالگران، جرقه مقاومت را در میان مردم روشن میکند و به نماد شجاعت و آزادیخواهی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم کاپو (۱۹۵۹) به کارگردانی جیلو پونتهکوروو، داستان ادیث دِاسر (با بازی سوزان است拉斯برگ)، یک زن جوان کمونیست فرانسوی را روایت میکند که پس از دستگیری توسط نازیها به اردوگاه کار اجباری لهستان فرستاده میشود و برای بقا، هویت جدیدی به نام نیکِ به خود میگیرد و به عنوان کاپو یا سرپرست زندانیان همکاری میکند. در حالی که عشقی پرشور با زندانی ساشا (لوران تریه) شکل میگیرد، فیلم تحولات اخلاقی، خیانت و رستگاری او را در دل وحشت هولوکاست به تصویر میکشد و با نگاهی عمیق به مسائل انسانی و ایدئولوژیک، یکی از شاهکارهای درام جنگی میشود.
خلاصه داستان: سریال «جاناتان استرینج و آقای نورل» (۲۰۱۵) به کارگردانی توبی هینز با بازی برتی کارول در نقش جاناتان استرینج، ادی مارسان در نقش آقای نورل و آلیسا سولومونز، اقتباسی دراماتیک از رمان سوزانا کلارک است که در انگلستان قرن نوزدهم میگذرد. داستان بر دو جادوگر نابغه تمرکز دارد که پس از قرنها، جادو را به بریتانیا بازمیگردانند؛ آقای نورل محافظهکار و کتابخوان جادو را احیا میکند، اما جاناتان استرینج جسور با نوآوریهایش وارد میشود و رقابتشان با دخالتهای فریبنده شاهزاده جادوها، سرنوشتشان را به سوی تراژدی و معجزههای تاریک سوق میدهد.
خلاصه داستان: فول متال جکت (۱۹۸۷)، ساخته استنلی کوبریک با بازی متیو مدین، آر. لی ارمی و وینسنت دیاُنوفریو، داستان دو بخش دارد: ابتدا آموزش خشن و طنزآمیز سربازان دریایی آمریکا در اردوگاه پاریس آیلند تحت نظر ستوان هارتمن دیوانه و سختگیر که منجر به تراژدی میشود، و سپس مأموریتهای جنگی وحشیانه گروه جوول در خیابانهای سایگون طی تهاجم تت در جنگ ویتنام، جایی که مرز بین انسانیت و دیوانگی محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم جایی که عقابها جرأت میکنند (۱۹۶۸) به کارگردانی برایان جی. هاتون با بازی ریچارد برتون در نقش لندر ماجور و کلینت ایستوود در نقش سرجوخه شولتز، داستان مأموریت محرمانه نیروهای ویژه بریتانیایی را روایت میکند که برای نجات ژنرال آمریکایی اسیرشده توسط نازیها در قلعهای نفوذناپذیر در ارتفاعات آلپ اتریش، وارد عملیات پیچیده و پرمخاطرهای میشوند؛ عملیاتی پر از خیانتهای داخلی، درگیریهای نفسگیر و انفجارهای مهیب که مرز بین دوست و دشمن را محو میکند.
خلاصه داستان: فیلم نبرد جبهه غربی (۲۰۲۴) به کارگردانی و بازی برندان کاول، داستان سربازان داوطلب استرالیایی را در جبهه غربی جنگ جهانی اول روایت میکند که تحت فرماندهی سروان هنری گریفیت، در نبردهای خونین پِرِش و بِلِژیوم با ارتش آلمان درگیر میشوند. با بازیهای درخشان مت نِیبل در نقش گریفیت، توبی لئونارد مور و اولیور آکلند، این درام جنگی حماسی بر پایه وقایع واقعی، رشادتها، از دست دادنها و وحشتهای جنگ را با تصاویری نفسگیر به تصویر میکشد و به بررسی پیوندهای برادرانه میان سربازان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «تنها در برلین» ساخته وینسنت پرز در سال ۲۰۱۶، با بازی برندان گلیسون و اما تامپسون، داستان زوجی میانسال به نام اوتو و آنا کوئان که در برلین دوران نازی زندگی میکنند را روایت میکند؛ پس از مرگ پسرشان در جبهه شرقی، آنها با نوشتن کارتپستالهای ناشناس حاوی پیامهای اعتراضی علیه رژیم هیتلر، به مقاومت مخفیانه روی میآورند و پلیس مخفی را در تعقیب خود درگیر میکنند، در حالی که هر لحظه با خطر اعدام روبرو هستند.