خلاصه داستان: غارت بزرگ (۲۰۰۵) به کارگردانی جان دال با بازی جوزف فاینز در نقش لف. رابرت پرینس، جیمز کاویزل و کونی نیلسن، روایتی واقعی و حماسی از بزرگترین عملیات نجات موفق تاریخ ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم است؛ جایی که یگان رنجرهای نخبه آمریکایی به فرماندهی پرینس، در مأموریتی پرخطر و شبانه در جزیره فیلیپین اشغالی توسط ژاپنیها، بیش از ۵۱۳ اسیر آمریکایی گرسنه و بیمار را از اردوگاه پوئان نجات میدهند و با کمک مبارزان فیلیپینی مقاومت، در برابر نیروهای ژاپنی برتر میایستند، در حالی که داستان عاشقانهای میان مارگارت و یکی از افسران اسیر، عمق احساسی فیلم را افزایش میدهد.
خلاصه داستان: قلعه شنی (۲۰۱۷)، به کارگردانی فرناندو کوییمرا با بازی نیکلاس هولت در نقش سرباز جوان مت اونیل، هنری کویل و لوگان مارشال-گرین، داستان یک جوخه سرباز آمریکایی در عراق پس از حمله به رژیم صدام را روایت میکند. مت اونیل، معلم سابق که تازه به ارتش پیوسته، در مأموریتی پرخطر برای تعمیر چاه آب یک روستای محلی، با تهدیدهای شورشیان، تنشهای فرهنگی با اهالی و فشارهای روانی جنگ دست و پنجه نرم میکند و این تجربه تلخ، دیدگاه او را نسبت به جنگ و انسانیت دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: سومین بخش شب (۱۹۷۱)، ساخته آندژی ژولاوسکی با بازی لشِک تِلِشینسکی و مالگورژاتا براونک، داستان مرد جوانی را روایت میکند که در دوران اشغال لهستان توسط نازیها، پس از از دست دادن همسر باردار و فرزند تازه متولدشدهاش در حمله وحشیانه، به گروه مقاومت میپیوندد و درگیر تجربیات سوررئال، پر از تصاویر کابوسوار از طاعون، خونآشامان و مرزهای مبهم واقعیت و توهم میشود؛ فیلمی که با سبک وحشت روانشناختی، وحشت جنگ را به تصویر میکشد و تمهای مرگ، تولد و بقا را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «خطر نزدیک» (۲۰۱۹) به کارگردانی کلینت بنت با بازی تراویس فیمل در نقش سرهنگ هری اسمیت، لوک بریسی و الکساندر سکی، روایتی مستندگونه از نبرد واقعی لانگ تان در جنگ ویتنام است؛ جایی که در سال ۱۹۶۶، تنها ۱۰۸ سرباز استرالیایی از دلتا کامپانی با شجاعت بینظیر در برابر هجوم بیش از ۲۵۰۰ نیروی ویتکنگ مقاومت کرده و با تاکتیکهای هوشمندانه و روحیهای استثنایی، یکی از درخشانترین پیروزیهای نظامی تاریخ را به ارمغان میآورند و نمادی از فداکاری و همبستگی میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «دو اسبی» (۱۹۳۹) به کارگردانی آ. ادوارد ساترلند با بازی استن لورل و اولیور هاردی، داستان دو دوست صمیمی به نامهای استن و اولی را روایت میکند که پس از نامزد شدن اولی با دختری زیبا، او تصمیم میگیرد به لژیون خارجی فرانسه بپیوندد تا عشق را فراموش کند و استن هم همراهش میرود؛ اما ماجراهای خندهدار و پرماجرایی از جمله فرار از زندان، پرواز با هواپیمای دزدیدهشده و درگیری با فرمانده لژیون در انتظارشان است که با طنز کلاسیک لورل و هاردی همراه شده و به یکی از کمدیهای ماندگار سینمای صامت-صدا تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۷، سم پکینپا کارگردانی فیلم جنگی «صلیب آهنین» را بر عهده گرفت و جیمز کوبورن در نقش سروان اشتاینر، مکسیمیلیان شل به عنوان کاپیتان سیپرز و جیمز میسون از بازیگران اصلی آن هستند؛ داستان در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم روایت میشود، جایی که سروان اشتاینر، یک کهنهسرباز ماهر آلمانی، با کاپیتان جدید جاهطلب و نجیبزادهاش، سیپرز، درگیر درگیریهای شخصی و نظامی میشود، در حالی که هر دو برای بقا در برابر پیشروی شورویها و سیستم نظامی فاسد نازیها مبارزه میکنند و فیلم با صحنههای خشن و واقعگرایانه نبردها، نقدی بر حماقت جنگ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: زندگی گیورگی 14 ساله در جنگ جهانی دوم مجارستان از هم می پاشد، زیرا او ابتدا به آشویتس و سپس به بوخن والد تبعید می شود، جایی که مجبور می شود در میان نفرت مردی شود و واقعاً یهودی بودن به چه معناست.
خلاصه داستان: قتل خوب (۲۰۱۴)، ساخته اندرو نیکول با بازی اتان هاوک در نقش توماس ایگان، خلبان سابق جنگندههای نیروی هوایی آمریکا که如今 از یک مرکز کنترل در لاسوگاس، عملیات پهپادهای قاتل را از راه دور هدایت میکند، جنیفر کارپنتر به عنوان همسرش و زوئی کراویتز در نقش همکارش، داستان مردی را روایت میکند که با کشتن از راه دور افراد مشکوک به تروریسم، با بحران اخلاقی عمیق، احساس گناه و از دست دادن هویت انسانیاش روبرو میشود و مرز بین قهرمان و قاتل را به چالش میکشد.