خلاصه داستان: یک کشاورز استرالیایی به نام جاشوا کانر (با بازی راسل کرو) در سال ۱۹۱۹، چهار سال پس از نبرد گالیپولی در جنگ جهانی اول، برای یافتن پیکر سه پسرش که در جنگ مفقود شدهاند، به ترکیه سفر میکند. او با کمک یک افسر ترک (یلماز اردوغان) و یک زن یونانی به نام آیشه (اولگا کوریلنکو) در استانبول و مناطق جنگی سابق، با وجود موانع سیاسی و فرهنگی، به جستجوی خود ادامه میدهد و در این مسیر با درد و رنج مشترک انسانها در جنگ آشنا میشود. این فیلم که در سال ۲۰۱۴ توسط راسل کرو کارگردانی شده، داستانی انسانی و احساسی را درباره امید، بخشش و پیوندهای فراتر از مرزها روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «سر در گَردون» (Head in the Clouds) محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی جان دویگان، روایتگر داستان عشقی پیچیده و پر فراز و نشیب در پسزمینه جنگ جهانی دوم است. شارلیز ترون در نقش جیلدا بِس، زنی جذاب و آزاداندیش که در پاریس دهه ۱۹۳۰ با گای (استوارت تاونسند) و میا (پنهلوپه کروز) آشنا میشود. این سه نفر درگیر یک مثلث عشقی میگردند که با شروع جنگ و درگیریهای سیاسی اروپا، سرنوشتشان به طرز غمانگیزی تغییر میکند. جیلدا که به سبک زندگی لاکچری و بیخیال عادت دارد، باید در مواجهه با واقعیتهای تلخ جنگ، انتخابهای دشواری انجام دهد و وفاداری خود را به عشق، دوستی و آرمانهایش بسنجد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، تصویری زیبا و در عین حال دردناک از عشق، از دست دادن و پیامدهای انتخابهای انسانی در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی که سالهاست یکدیگر را میشناسند، در یک موقعیت حساس و خطرناک قرار میگیرند. یکی از آنها، یک دیپلمات کارکشته و باتجربه است که برای انجام یک مأموریت محرمانه و مهم به کشوری خارجی سفر کرده، و دیگری، یک مأمور اطلاعاتی سابق که اکنون به عنوان یک مشاور امنیتی خصوصی فعالیت میکند. این دو دوست قدیمی، ناگهان متوجه میشوند که در دو سوی مقابل یک توطئه بزرگ بینالمللی قرار گرفتهاند. توطئهای که میتواند صلح جهانی را به خطر بیندازد و میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. حالا آنها باید بین وفاداری به دوستی قدیمی خود و انجام وظیفهای که به آن متعهد هستند، یکی را انتخاب کنند. در حالی که زمان به سرعت در حال اتمام است و هر تصمیمی میتواند عواقب جبرانناپذیری به دنبال داشته باشد، این دو دوست باید با تکیه بر هوش، تجربه و اعتمادی که سالها پیش نسبت به یکدیگر داشتند، مسیر درست را پیدا کنند. آنها در این مسیر پرپیچوخم، با خطرات، خیانتها و رازهای تاریکی روبرو میشوند که همه چیز را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: این فیلم کلاسیک ژان رنوار که در سال ۱۹۳۷ ساخته شد، داستان گروهی از افسران فرانسوی را روایت میکند که در طول جنگ جهانی اول در یک اردوگاه اسرای جنگی آلمانی زندانی شدهاند. اریش فون اشتروهایم در نقش فرمانده آلمانی، شخصیتی نجیب و متمدن را به تصویر میکشد که با اسرا با احترام رفتار میکند. فیلم به بررسی پیچیده روابط انسانی، طبقات اجتماعی و پوچی جنگ میپردازد و نشان میدهد که چگونه مرزهای ملی و نظامی در برابر پیوندهای انسانی رنگ میبازند. این شاهکار سینمایی با نگاهی عمیق به ماهیت توهمات بزرگ بشری، از جمله توهم مرزها، ملیتها و برتریهای طبقاتی، اثری ماندگار در تاریخ سینما محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم جنگی دراماتیک «به سوی پایان همه جنگها» محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی دیوید ال. کانینگهام، داستان واقعی گروهی از اسرای جنگی متفقین را در اردوگاه کار اجباری ژاپنیها در جنگ جهانی دوم روایت میکند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون کیفر ساترلند، رابرت کارلایل، سیجی موکایی و مارک استرانگ، بر اساس خاطرات ارنست گوردون، سرباز اسکاتلندی نوشته شده است. داستان حول محور اسرایی میچرخد که در شرایط غیرانسانی و شکنجههای وحشیانه ژاپنیها، برای حفظ امید و انسانیت خود تلاش میکنند. در این میان، تضاد بین خشونت و انتقامجویی با عشق و بخشش، به عنوان محور اصلی فیلم، به تصویر کشیده میشود. شخصیت اصلی فیلم، ارنست گوردون، از یک سرباز عادی به فردی تبدیل میشود که با وجود تمام رنجها، به دنبال معنایی عمیقتر در زندگی و صلح درونی است. این فیلم نگاهی تکاندهنده به بیرحمیهای جنگ و قدرت روح انسانی در مواجهه با تاریکی دارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان سریال کمدی-درام «آفتابگردان» محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی ویکرامادی تیا موتیان و بازی گیتانجلی کولکارنی، گیریش کولکارنی و آشیما دسایی است. این سریال داستان زندگی سانای، زنی که پس از ۱۰ سال از کما بیدار میشود، را روایت میکند. او در حالی به هوش میآید که دنیای اطرافش به طور کامل تغییر کرده و با چالشهای جدیدی مواجه میشود. سانای سعی میکند با شرایط جدید کنار بیاید و گذشته خود را بازسازی کند، اما متوجه میشود که خانواده و دوستانش نیز تغییرات زیادی کردهاند. این سریال با طنزی ظریف، ماجرای بازگشت او به زندگی عادی و کشف رازهای پنهان در طول سالهایی که در کما بوده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلمی حماسی و ضد جنگ به کارگردانی ادوارد دمیتریک که در سال ۱۹۵۸ بر اساس رمانی به همین نام از ایروین شاو ساخته شد. داستان در طول جنگ جهانی دوم روایت میشود و زندگی سه سرباز را دنبال میکند: کریستین دیستل (با بازی مارلون براندو)، یک افسر آلمانی ایدهآلیست که به تدریج از ایدئولوژی نازی سرخورده میشود؛ نوآل اکمن (با بازی دین مارتین)، یک آمریکایی یهودی که برای فرار از تبعیض به ارتش میپیوندد؛ و مایکل وایتفیلد (با بازی مونتگومری کلیفت)، یک آمریکایی مرفه که برای یافتن هویت و هدف خود به جنگ میرود. فیلم با بهرهگیری از بازی درخشان بازیگران اصلی خود، به ویژه براندو در نقش سرباز آلمانی، به کاوشی عمیق در طبیعت انسان، تعهد، وجدان و پیامدهای ویرانگر جنگ میپردازد و نشان میدهد که چگونه جنگ میتواند زندگی افراد را از هر دو سوی درگیری به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
خلاصه داستان: فیلم «لئون مورن، کشیش» محصول سال ۱۹۶۱ به کارگردانی ژان-پیر ملویل و با بازی ژان-پل بلموندو و امانوئل ریوا، داستانی عمیق و تأملبرانگیز را روایت میکند. این اثر سینمایی در فضای اشغال فرانسه توسط نازیها در طول جنگ جهانی دوم جریان دارد و ماجرای بارنی، یک زن جوان بیخدا و کمونیست را به تصویر میکشد که برای طعنه زدن به یک کشیش جوان و جذاب به نام لئون مورن وارد کلیسا میشود. اما به تدریج، بحثهای فلسفی و الهیاتی عمیق میان آنها شکل میگیرد و بارنی را درگیر بحرانی روحانی میکند. بلموندو در نقش کشیشی آرام و فرهیخته، شخصیتی پیچیده و جذاب خلق میکند که ایمان راسخش در برابر شک و تردیدهای بارنی قرار میگیرد. ملویل با نگاهی ظریف و مینیمال، این رابطه پرتنش و معنوی را در پسزمینه تاریک جنگ به تصویر میکشد و اثری ماندگار در سینمای فرانسه خلق کرده است.
خلاصه داستان: فیلم علمی تخیلی فرانسوی محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی ژان-مارک وینسنت و با بازیگری برونو پوتزو، ژولیت ژبرت و ژان-پیر ماریل است. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد که در آن یک شرکت بزرگ فناوری، یک بازی ویدیویی فوقالعاده واقعگرا به نام «Level Five» را توسعه داده است. این بازی به بازیکنان اجازه میدهد تا در رویدادهای تاریخی مهم شرکت کنند و آنها را تغییر دهند. پل، یک برنامهنویس نابغه، به تیم توسعهدهنده بازی میپیوندد و به زودی متوجه میشود که این بازی تنها یک سرگرمی نیست، بلکه ابزاری برای دستکاری واقعیت و کنترل تاریخ است. او باید بین اخلاق و پیشرفت تکنولوژی یکی را انتخاب کند و از قدرت این بازی برای مقابله با تهدیدات آن استفاده نماید.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۴ و در میانه جنگ استقلال الجزایر، مردی به نام دارو که یک معلم تنها و آرام است، در روستایی دورافتاده به تدریس مشغول میباشد. زندگی او با ورود مردی به نام محمد که به جرم قتل دستگیر شده و قرار است برای محاکمه به شهر دیگری منتقل شود، دگرگون میشود. دارو که وظیفه تحویل این زندانی را بر عهده میگیرد، در طول سفر خطرناک خود با چالشهای بزرگی روبرو میشود. آنها باید از کوهستانهای خشن و بیابانهای وسیع عبور کنند و در این میان، هم با شورشیان الجزایری و هم با سربازان فرانسوی درگیر میشوند. این سفر اجباری، پیوندی عمیق و غیرمنتظره بین این دو مرد ایجاد میکند و وجدان دارو را در مورد عدالت، وظیفه و انسانیت به چالش میکشد. ویکتور هوگو با بازی درخشان ویگو مورتنسن و رضا کاتب، داستانی قدرتمند و انسانی را در پسزمینهای از خشونت و تعارض روایت میکند.