خلاصه داستان: در پراگ اشغالشده توسط نازیها، دکتر براون، یک پزشک یهودی که از کار در بیمارستان منع شده، زندگی آرامی را در آپارتمان خود میگذراند. زندگی او زمانی تغییر میکند که یکی از همسایگانش که در مقاومت علیه نازیها فعال است، به شدت زخمی میشود و به کمک پزشکی فوری نیاز دارد. دکتر براون با وجود خطرات بسیار، تصمیم میگیرد برای نجات جان این مبارز مقاومت، از خانه خارج شود و در جستجوی داروهای ضروری، سفری پرخطر را در شهر آغاز کند. او در این مسیر با وحشت، بیعدالتی و خشونت رژیم نازی مواجه میشود و هر لحظه ممکن است هویت واقعی او فاش شود. این سفر شبانه، آزمونی برای شجاعت، انسانیت و تعهد او به اصول پزشکی است. فیلم به کارگردانی زبیگنیف کوبیلسکی و با بازی ایگور اسمیالوفسکی، تصویری تیره و روانشناختی از زندگی تحت اشغال را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: Battlefield (1949) یک فیلم نوآر جنایی به کارگردانی ویلیام اِی. وِلمَن است که داستان پلیس کارآزمودهای به نام جو دالی (با بازی چارلز مکگراو) را روایت میکند که برای دستگیری یک قاتل حرفهای بیرحم به نام جیم ویلسون (ویلیام کانل) وارد عمل میشود. این فیلم سیاه و سفید که در پسزمینه خیابانهای تاریک و پرپیچوخم شهر لسآنجلس جریان دارد، یک تعقیبوگریز نفسگیر را به تصویر میکشد. جو دالی که به تازگی شاهد مرگ همکارش در یک درگیری مسلحانه بوده، مصمم است تا این جنایتکار خطرناک را به هر قیمتی به دام بیندازد. در این میان، دختر جوانی به نام جودی (مارگارت شریدان) که به اشتباه در دام عشق جیم ویلسون گرفتار شده، به یکی از مهرههای کلیدی این بازی مرگبار تبدیل میشود. فیلم با بهرهگیری از المانهای بصری ژانر نوآر مانند سایههای عمیق، ترکیببندیهای نامتقارن و فضاسازی پرتنش، اثری فراموشنشدنی را خلق کرده است که به عنوان یکی از نمونههای برجسته سینمای جنایی دهه ۴۰ میلادی شناخته میشود.
خلاصه داستان: در روستای دورافتاده زلاری در دوران جنگ جهانی دوم، النا، پرستاری از پراگ، پس از لو رفتن شبکه مقاومت زیرزمینی، مجبور به فرار و پنهان شدن میشود. او برای حفظ جان خود، هویت جدیدی به نام هانا میگیرد و با یوآش، مردی روستایی و نجاری خوشقلب، ازدواج میکند تا بتواند در جامعه کوچک و سنتی زلاری ادغام شود. النا که به زندگی شهری و مدرن عادت دارد، ابتدا با شرایط سخت و آداب و رسوم روستا سازگار نمیشود، اما به تدریج با محبت و صمیمیت مردم محلی، به ویژه یوآش، روبهرو میشود و معنای واقعی عشق، فداکاری و تعلق را کشف میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی اوندرج تروبان و با بازی آنا گیسلرووا و گیورگی کاداس در نقشهای اصلی، داستانی تکاندهنده و عمیق درباره بقا، تحول شخصیت و قدرت امید در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ اروپا را روایت میکند.
خلاصه داستان: «روزهای افتخار» (۲۰۰۶) به کارگردانی رشید بوشارب، داستان گروهی از سربازان شمال آفریقایی (مراکشی و الجزایری) را روایت میکند که در طول جنگ جهانی دوم برای آزادسازی فرانسه از اشغال نازیها میجنگند. این فیلم با بازی تحسینبرانگیز بازیگرانی چون سامی بوعجیله، روزشدی زم، سامی نصری و برنار بلانکو، ماجرای این سربازان را از زمان پیوستنشان به ارتش فرانسه تا شرکت در نبردهای مهمی مانند نبرد وُوژ و نبرد آلزاس دنبال میکند. فیلم به شکلی قدرتمند به تبعیضهای نژادی و نابرابریهایی که این سربازان در ارتش فرانسه با آن مواجه بودند، میپردازد و فداکاریهای آنان را که سالها نادیده گرفته شده بود، به تصویر میکشد. «روزهای افتخار» با نگاهی انتقادی به تاریخ، داستان مردانی را روایت میکند که برای کشوری جنگیدند که به آنان به چشم شهروند درجه دوم نگاه میکرد.
خلاصه داستان: فیلم «بچهها خداحافظ» (Au Revoir les Enfants) محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی لوئی مال، داستان دوستی عمیق و غمانگیز دو پسر در یک مدرسه شبانهروزی کاتولیک در فرانسه اشغالی را روایت میکند. ژولین، دانشآموز ۱۲ ساله این مدرسه، با ژان بونو که دانشآموز جدید است آشنا میشود و به تدریج متوجه میشود که ژان در واقع یک یهودی است که مدیر مدرسه برای نجات جانش او را با نامی مستعار در مدرسه پنهان کرده است. در حالی که جنگ جهانی دوم به اوج خود رسیده و ترس از دستگیری توسط نازیها هر لحظه بیشتر میشود، این دو پسر در دنیای کودکانه خود به دنبال دوستی و درک متقابل هستند. این فیلم که بر اساس تجربیات شخصی کارگردان ساخته شده، تصویری تکاندهنده از بیگناهی از دست رفته در دوران جنگ و پیامدهای ویرانگر تعصب و نفرت ارائه میدهد. بازی تحسینبرانگیز گاسپار مانس و رافائل فیتو در نقش دو شخصیت اصلی، همراه با کارگردانی ظریف مال، این اثر را به یکی از ماندگارترین فیلمهای سینمای اروپا تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: این فیلم کلاسیک و به یاد ماندنی محصول سال ۱۹۴۰، به کارگردانی مروین لروی و با بازی درخشان ویوین لی و رابرت تیلور، داستانی عاشقانه و غمانگیز را روایت میکند. داستان در لندن و در زمان جنگ جهانی اول میگذرد؛ جایی که یک افسر ارتش بریتانیا به نام روی کرونین (رابرت تیلور) در زمان حمله هوایی با یک رقاص باله زیبا و جوان به نام مایرا لستر (ویوین لی) روی پل واترلو آشنا میشود. این آشنایی به سرعت به عشقی عمیق و پرشور تبدیل میشود. آنها قصد ازدواج دارند، اما روی مجبور است به جبهه جنگ بازگردد. پس از آن، مایرا در روزنامهها از کشته شدن روی مطلع میشود و در اوج ناامیدی و برای گذران زندگی، راهی را در پیش میگیرد که مسیر زندگیش را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم که با نامهای «پل واترلو» و «وداع» نیز شناخته میشود، یکی از ماندگارترین ملودرامهای تاریخ سینماست.
خلاصه داستان: فیلم «ویند تاکرز» به کارگردانی جان وو و با بازی نیکلاس کیج، آدام بیچ، کریستین اسلیتر و نوآ امریک در سال ۲۰۰۲ ساخته شد. داستان فیلم در جریان جنگ جهانی دوم و نبردهای خونین جزیره سایپان روایت میشود و بر نقش حیاتی سربازان بومی آمریکایی (ناواهو) در ارتش ایالات متحده تمرکز دارد که از زبان قبیلهای خود به عنوان کدهای رمزنگاری غیرقابل شکست استفاده میکردند. جو اندرسون (نیکلاس کیج)، یک تفنگدار دریایی زخمخورده، مأموریت مییابد تا از بن یاهزی (آدام بیچ)، یکی از این رمزگشایان ناواهو، محافظت کند. اما او یک دستور مخفی نیز دارد: در صورت به خطر افتادن اسرار نظامی و احتمال اسارت بن توسط دشمن، باید او را به هر قیمتی از بین ببرد. این تعارض اخلاقی و مسئولیت سنگین، جو را در موقعیتی دشوار قرار میدهد و وفاداری او را به همپیمانش در برابر وظیفهاش به کشور به چالش میکشد. فیلم نگاهی عمیق به دوستی، فداکاری و هزینههای انسانی جنگ دارد و در عین حال بخش کمتر شناختهشدهای از تاریخ نظامی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۰، چارلی چاپلین در نقش یک آرایشگر یهودی کوچک در کشوری خیالی به نام تومانیا، در کنار پائولت گدار، جک اوکی و هنری دانیل، در فیلم «دیکتاتور بزرگ» ظاهر شد. این فیلم که خود چاپلین آن را کارگردانی کرده، داستان آرایشگری را روایت میکند که پس از سالها بیهوشی ناشی از جنگ جهانی اول، در کشوری بیدار میشود که اکنون تحت سلطه دیکتاتوری بیرحم به نام آدنوید هینکل (با بازی چاپلین) قرار دارد. شباهت ظاهری او به هینکل، موقعیتهای کمدی و دراماتیک بسیاری را رقم میزند و در نهایت، او را در جایگاهی قرار میدهد که باید یکی از تاثیرگذارترین سخنرانیهای تاریخ سینما را ایراد کند. این اثر که نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین محسوب میشود، هجویهای جسورانه علیه فاشیسم و هیتلر است که در اوج قدرت نازیها ساخته شد و به نمادی از مقاومت در برابر ظلم تبدیل گشت.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «سرباز کوچک» (The Little Soldier) ساخته سال ۲۰۲۴ به کارگردانی آنو شوکلا است که داستان پسر بچهای هندی به نام آریان را روایت میکند که آرزوی تبدیل شدن به یک سرباز را در سر میپروراند. او در خانه خود با استفاده از اسباببازیها و وسایل ساده، صحنههای نبرد را بازسازی میکند و خود را در نقش یک قهرمان شجاع تصور میکند. این فیلم کوتاه با نگاهی لطیف و نمادین، مفاهیم شجاعت، آرزوهای کودکی و الگوپذیری را به تصویر میکشد و از طریق بازیهای کودکانه، دنیای بیپروای یک کودک را به نمایش میگذارد. کارگردان با استفاده از تصاویر ساده و تأثیرگذار، مخاطب را به درون دنیای تخیلی این پسر بچه میبرد و رویاهای بزرگ او را در قالب بازیهای کوچک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: جیمز ناشت ویت، عکاس جنگی مشهور، با دوربین خود به قلب درگیریهای مرگبار در سراسر جهان سفر میکند. این مستند که در سال ۲۰۰۱ توسط کریستین فری ساخته شده، زندگی و کار این عکاس برجسته را دنبال میکند و بیننده را به مناطقی چون کوزوو، فلسطین و کامبوج میبرد. ناشت ویت با شجاعت و تعهد بینظیر خود، تصاویری قدرتمند از رنج انسانها، ویرانیهای جنگ و تلاش برای بقا ثبت میکند. این فیلم نه تنها به بررسی نقش حیاتی عکاسان جنگی در ثبت تاریخ میپردازد، بلکه تأثیرات روانی این کار پرخطر را بر زندگی شخصی ناشت ویت و همکارانش نیز آشکار میسازد. «عکاس جنگی» اثری تأملبرانگیز است که قدرت تصویر را در افشای حقایق جنگ و برانگیختن وجدان جهانی به نمایش میگذارد.