خلاصه داستان: این فیلم کمدی سیاه محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی مایکل پاتریک جان، داستان رقابت بیامان در یک مسابقه زیبایی محلی به نام «دختر شایسته آمریکا» در شهر کوچک مونت رز، مینهسوتا را روایت میکند. وقتی ربکا لیپتون (کیرستن دانست)، دختر یکی از خانوادههای مرفه شهر، برای کسب عنوان دختر شایسته با امبر اتکینز (کیرستی الی)، دختری از طبقه کارگر که مادرش (الن بارکین) در کارخانه محلی کار میکند، رقابت میکند، حوادث مرموز و مرگبار یکی پس از دیگری رخ میدهد. گلادیس لیتمن (الیسون جننی)، خبرنگاری که برای پوشش این مسابقه به شهر آمده، سعی میکند پرده از راز این اتفاقات بردارد. فیلم با نگاهی طنزآمیز و گزنده، فرهنگ مسابقات زیبایی و رقابتهای شهری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارآفرین جوان به نام «روک» که در دنیای بیرحم کسبوکار نیویورک فعالیت دارد، به طور ناگهانی با یک قمار بزرگ زندگی مواجه میشود. او که در آستانه رسیدن به موفقیتی بزرگ است، ناچار میشود تمام دارایی خود را به خطر بیندازد تا از یک بحران مالی و شخصی عبور کند. در این مسیر پرپیچوخم، او با افراد مختلفی از جمله شرکای تجاری بیرحم، دوستان قدیمی و یک عشق جدید روبرو میشود که هرکدام آزمونی برای شخصیت و اراده او هستند. روک باید در این بازی خطرناک که مرز بین موفقیت و ورشکستگی بسیار باریک است، هوشمندانه عمل کند و تصمیماتی سرنوشتساز بگیرد. این فیلم که با بازی هنرمندان برجسته سینما ساخته شده، داستانی جذاب و پرکشش از عشق، خیانت، قدرت و فداکاری را به تصویر میکشد و مخاطب را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک شب، گروهی از دوستان برای شام دور هم جمع میشوند، در حالی که یک دنبالهدار در حال عبور از کنار زمین است. ناگهان برق تمام محله قطع میشود و تنها خانهای که روشن است در انتهای خیابان قرار دارد. وقتی دو نفر از آنها برای کمک به آن خانه میروند، با صحنهای غیرقابل توضیح روبرو میشوند: مردمی کاملاً غریبه که در حال خوردن شام هستند و ادعا میکنند که صاحب خانه هستند. به زودی، آنها متوجه میشوند که این قطعی برق باعث ایجاد شکافی در واقعیت شده و نسخههای موازی از خود و خانهشان در حال تداخل هستند. هر تصمیم کوچکی که میگیرند، آنها را به واقعیت متفاوتی پرتاب میکند و اعتماد، دوستی و هویتشان را تا مرز فروپاشی میکشاند. این فیلم علمی-تخیلی روانشناختی در سال ۲۰۱۳ توسط جیمز وارد بایکیت ساخته شده و با بازیگرانی چون امیلی بالدونی، مایستریو وینگفیلد و نیکلاس برینان، اثری مینیمال و پرتنش است که با بودجهای اندک، مفاهیم پیچیده مکانیک کوانتومی را در قالب یک تریلر مرموز و هوشمندانه به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم مهیج و نفسگیر «جهنم سرد» (Cold Hell) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی استفان روسی، با بازی درخشان ویکا زافیروویچ در نقش اصلی، بینندگان را به دنیای تاریک و مرموز قاتلی سریالی میکشاند. داستان حول محور یک زن راننده تاکسی ترکتبار به نام «اوزلم» میچرخد که شاهد قتل همسایه خود توسط قاتلی زنجیرهای میشود. قاتل که متوجه حضور او شده، حالا او را نیز در لیست قربانیان خود قرار میدهد. اوزلم که به دلیل گذشتهاش در هنرهای رزمی آموزش دیده، نه تنها یک قربانی ترسو نیست، بلکه با شجاعت و مهارت بینظیرش، تبدیل به یک شکارچی خطرناک برای قاتل میشود. او برای نجات جان خود و متوقف کردن این قاتل بیرحم، وارد یک تعقیب و گریز مرگبار در خیابانهای تاریک وین میشود. این فیلم با ترکیب ژانرهای جنایی، اکشن و دلهرهآور، اثری پرتنش و به یاد ماندنی را خلق کرده است.
خلاصه داستان: جت لی در نقش یک مأمور پلیس چینی به نام لیو جیانگ، برای دستگیری یک قاچاقچی مواد مخدر به پاریس فرستاده میشود. اما هنگامی که او به هتل میرسد، متوجه میشود که مأمور فرانسوی همکارش، ریچارد (با بازی بریس ژیرو)، یک خائن فاسد است که قاچاقچی را به قتل رسانده و حالا نقشه دارد تا لیو را به عنوان قاتل معرفی کند. لیو برای اثبات بیگناهی خود باید در خیابانهای پاریس پنهان شود و با کمک یک زن معتاد به نام جسیکا (با بازی بریجیت فوندا)، که توسط ریچارد به فحشا کشانده شده، مدارک لازم را برای افشای این توطئه جمعآوری کند. این فیلم اکشن محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی کریس ناهون و با هنرمندی جت لی، بریجیت فوندا و بریس ژیرو، ترکیبی هیجانانگیز از مبارزات رزمی نفسگیر و تعقیب و گریز در شهر پاریس را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک تاجر ثروتمند و فاسد به نام ژرار دوسته که از طریق معاملات غیرقانونی و روابط مشکوک به ثروت هنگفتی دست یافته، ناگهان با یک توطئه مرموز مواجه میشود. همسر جوان و جاهطلب او، لوسیل، که از بیتفاوتی و خیانتهای شوهرش به تنگ آمده، به همراه معشوقهاش، فرانسوا، نقشه قتل او را میکشند. آنها ژرار را در دفتر کارش به قتل میرسانند و صحنه را به گونهای دستکاری میکنند که مانند یک خودکشی به نظر برسد. اما یک بازرس باهوش و مصمم به نام ژاک فرنان که به پرونده رسیدگی میکند، به زودی به ناهماهنگیها در صحنه جرم پی میبرد و مشکوک میشود که قضیه یک قتل است. او تحقیقات خود را با دقت پیش میبرد و به تدریج پرده از رازهای تاریک خانواده دوسته برمیدارد. این فیلم جنایی فرانسوی محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی ژرژ لوتنر و با بازی ژان-لوئی ترنتینیان، کارول لور، برنار بلیه و کلود براسور است که داستانی پرتعلیق و پیچیده از توطئه، خیانت و عدالت را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک عروسک شیطانی به نام چاکی پس از مرگ مشکوک سارا پیر، مادر جوانی به نام نیکا و خواهرش باربی را به همراه خانوادهشان در خانهای دورافتاده به وحشت میاندازد. نیکا که روی ویلچر نشسته، به زودی متوجه میشود که این عروسک بیآزار نیست و یک قاتل بیرحم است که قصد دارد همه را از بین ببرد. در حالی که اعضای خانواده یکی پس از دیگری به قتل میرسند، نیکا باید برای نجات جان خود و خواهرش، رازهای تاریک گذشته چاکی و ارتباط او با خانوادهشان را کشف کند. این ششمین قسمت از فرنچایز «کودک لعنتی» است که در سال ۲۰۱۳ توسط دان مانچینی کارگردانی شد و فیونا دوریف و براد دوریف در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۷، جهان با یک بحران بیسابقه روبرو است: انسانها دیگر قادر به تولیدمثل نیستند و نزدیک به دو دهه است که هیچ کودکی متولد نشده است. تئو فارون (با بازی کلایو اوون)، یک کارمند سابق دولت، در این دنیای آشفته و ناامید زندگی میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با کی (با بازی کلر هوپ اشتی)، رهبر یک گروه مخالف، روبرو میشود. کی رازی باورنکردنی دارد: او باردار است و این میتواند تنها امید برای نجات بشریت باشد. تئو باید کی را از دست نیروهای دولتی و گروههای شورشی فراری دهد و او را به گروهی افسانهای به نام «پروژه بشر» برساند. این سفر خطرناک در دنیایی پر از هرج و مرج، ترس و ناامیدی، به کارگردانی آلفونسو کوارون، داستانی نفسگیر و عمیق درباره امید، فداکاری و بقای بشریت را روایت میکند. فیلم «فرزندان انسان» با بازیگرانی چون جولین مور، مایکل کین و چویتل اجیوفور، اثری ماندگار در ژانر علمی-تخیلی است.
خلاصه داستان: دو گردشگر بریتانیایی به نامهای کریستین و لیزی در سفری جادهای به سراسر استرالیا، با مردی به نام میک تیلور که یک شکارچی محلی به نظر میرسد، آشنا میشوند. پس از آنکه اتومبیل آنها در منطقه دورافتاده گرگ کریک از کار میافتد، میک با ظاهری خونگرم و یاریرسان به کمکشان میآید. اما خوشقلبی او پوششی برای شخصیتی شیطانی و بیمار است. آنچه که به عنوان یک اتفاق ناگوار اما قابل حل به نظر میرسید، به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. کریستین و لیزی به زودی درمییابند که در دام یک قاتل زنجیرهای روانپریش افتادهاند که از شکنجه و شکار انسانها لذت میبرد و هیچ راه فراری از قلمرو وحشی و بیرحم او وجود ندارد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی گرگ مکلین و با بازی جان جارات در نقش آنتاگونیست فراموشنشدنی آن است.
خلاصه داستان: یک خانواده شهری به سرپرستی کوپر تیلسون (دنیس کواید) و همسرش لی (شارون استون) برای فرار از شلوغی نیویورک، به همراه دو فرزندشان به یک عمارت ویرانه اما زیبا در روستای کولد کریک نقل مکان میکنند. آنها با خرید و بازسازی این عمارت قدیمی، امید به شروع زندگی جدیدی دارند. اما ورود صاحب قبلی عمارت، دِیل ماسای (استیون درف)، که به تازگی از زندان آزاد شده، آرامش آنها را بر هم میزند. دِیل که ادعا میکند این خانه به ناحق از او گرفته شده، شروع به ایجاد مزاحمت و ترساندن خانواده تیلسون میکند. رفتارهای مرموز و تهدیدآمیز او، رازهای تاریک گذشته عمارت را آشکار میکند و خانواده تازهوارد را در معرض خطر جدی قرار میدهد. این درام روانشناختی محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی مایک فیگیس، با بازی بازیگرانی چون کریستن استوارت و کریستوفر پلامر، داستانی پرتعلیق از درگیری بر سر مالکیت و اسرار پنهان در یک خانه روستایی را روایت میکند.