خلاصه داستان: خلاصه داستان: در فیلم ترسناک روانشناختی «من تو را میبینم» (I See You) که در سال 2019 منتشر شد، خانوادهای که در یک خانه جنگلی زندگی میکنند با پدیدههای عجیب و غریبی مواجه میشوند که به تدریج به یک کابوس واقعی تبدیل میشود. با پیشرفت داستان، مخاطب درمیابد که اتفاقات ماورایی که در خانه رخ میدهد، ریشه در یک تراژدی قدیمی دارد که اهالی خانه در آن نقش داشتهاند. من تو را میبینم (I See You) یک فیلم ترسناک با ساختار روایی غیرخطی و پر از تعلیق است که در ابتدا به نظر میرسد یک داستان فراطبیعی ساده است، اما در ادامه با یک تغییر دیدگاه شگفتانگیز, مخاطب را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «هانتر کیلر» در سال 2018، داستان یک زیردریایی آمریکایی به نام USS Arkansas را روایت میکند که به دستور کاپیتان جو گلاس (با بازی جرارد باتلر) به سمت آبهای روسیه حرکت میکند تا فعالیتهای مشکوک در آنجا را بررسی کند. آنها در میانه یک کودتای نظامی در روسیه قرار میگیرند و خیلی زود متوجه میشوند که رئیسجمهور روسیه ربوده شده است. در همین حال، یک تیم ویژه نیروی دریایی آمریکا به فرماندهی کاپیتان مایک کول (با بازی توبی استفنز) برای نجات رئیسجمهور روسیه اعزام میشوند. در نهایت، گلاس و کول باید با کنار گذاشتن اختلافات و با کمک یکدیگر، از وقوع یک جنگ جهانی جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: در سال 2006، دانشمندی به نام "مایکل گریفین" با قدرت نامرئی شدن، به یک قاتل سریالی تبدیل میشود. او که توسط یک تیم نظامی تعقیب میشود، به دنبال قربانیان جدیدی است تا عطش خود را برای قدرت و خشونت سیراب کند. در این میان، تنها کسی که میتواند جلوی او را بگیرد، مأموری به نام "نواک" است که باید قبل از اینکه گریفین کاملاً خارج از کنترل شود، او را متوقف کند.
خلاصه داستان: بیرون یک داستان ترسناک و دلهرهآور را روایت میکند که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. در این فیلم، یک مادر به همراه دو دخترش در یک خانه ییلاقی دورافتاده در تعطیلات به سر میبرند، اما متوجه میشوند که یک قاتل سادیستی و بیرحم در آن حوالی پرسه میزند و آنها را زیر نظر دارد. با فرا رسیدن شب، این موجود شرور با ایجاد ترس و وحشت در میان اعضای خانواده، بازی روانی مرگباری را آغاز میکند و مادر باید برای نجات جان فرزندانش از این مخمصه وحشتناک، تا آخرین نفس بجنگد.
خلاصه داستان: فیلم گلدنآی (GoldenEye) که در سال 1995 منتشر شد، داستان یک ماموریت خطرناک را روایت میکند که در آن جیمز باند باید با یک سلاح فضایی مرگبار به نام گلدنآی که توسط یک گروه تروریستی دزدیده شده، مقابله کند. در این راه، او با ناتالیا سیمونوا، یک برنامهنویس رایانهای روسی همکاری میکند تا جلوی فاجعهای جهانی را بگیرد.
خلاصه داستان: ### بخش اول: خلاصه داستان
در سال 2017، دانشمندان برای محافظت از زمین در برابر بلایای طبیعی، مجموعهای از ماهوارههای کنترل آب و هوا به نام «Geostorm» را در مدار زمین قرار میدهند. اما زمانی که یک سری از حوادث عجیب و غیرمنتظره در سراسر جهان رخ میدهد، تیمی از دانشمندان به رهبری جیک راسون (با بازی جرارد باتلر) باید به ایستگاه فضایی بازگردند تا مشکل فنی را پیدا کرده و از یک فاجعه جهانی جلوگیری کنند. آنها به زودی درمییابند که این مشکل فنی نیست، بلکه یک توطئه برای هدف قرار دادن رهبران جهان است.
خلاصه داستان: یخزده یک فیلم انیمیشن موزیکال فانتزی محصول ۲۰۱۳ است. داستان درباره دو شاهزاده خواهر به نامهای السا و آنا است که در پادشاهی آرندل زندگی میکنند. السا دارای قدرت جادویی کنترل یخ و برف است که بهطور ناخواسته باعث یخزدن کل پادشاهی در زمستانی ابدی میشود. آنا برای نجات خواهرش و پایان دادن به این سرما، به همراه یک کوهنورد به نام کریستوف، گوزن شمالی او به نام اولاف و یک موجود برفی جادویی راهی سفری پرماجرا میشود. در این میان، آنا باید قدرت عشق واقعی را کشف کند تا بتواند قلب یخزدهاش را نجات دهد و پادشاهی را از نابودی نجات بخشد.
خلاصه داستان: سریال «رقابت دوستانه» (Friendly Rivalry) داستان دو دوست صمیمی به نامهای سارا و مهسا را روایت میکند که در سال ۱۴۰۳ در یک شرکت فناوری مشغول به کار هستند. آنها که زمانی همتیمیهای جدانشدنی بودند، حالا در آستانه یک رقابت بزرگ شغلی قرار میگیرند که میتواند آینده حرفهای هر دو را رقم بزند. این رقابت، که در ابتدا دوستانه به نظر میرسد، به تدریج به یک جنگ روانی تمامعیار تبدیل میشود و باعث میشود تا ارزشهای اخلاقی، وفاداری و مرزهای دوستی آنها به بوته آزمایش گذاشته شود. در این مسیر، آنها با چالشهایی از جمله اعتماد به نفس، حسادت و انتخابهای دشوار روبرو میشوند که هر یک را به سمت شخصیتهایی متفاوت سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم فروشنده در سال 2016 ساخته شده است و داستان زوج جوانی به نامهای رعنا و عماد را روایت میکند که در حین بازی در نمایش "مرگ فروشنده" آرتور میلر، با حادثهای ناگوار در خانهشان مواجه میشوند. این حادثه آنها را مجبور به نقل مکان به آپارتمانی جدید میکند که قبلاً توسط زنی ناشناس اشغال شده بود. با پیدا شدن وسایل شخصی آن زن، عماد که معلمی محتاط است، تلاش میکند تا با یافتن صاحب وسایل، معمای آزاردهندهای را که زندگی مشترکشان را تهدید میکند، حل کند.