خلاصه داستان: یک خانواده در رنج گرفتن از مرگ پسرشان در جنگ هستند. یک روز، داوود، یک سرباز جوان که ادعا میکند دوست پسرشان بوده، به خانه آنها مراجعه میکند. او با رفتاری مودبانه و کمککنان به خانواده نزدیک میشود، اما پس از مدتی رفتار عجیب و خطرناکی از خود نشان میدهد. وقتی اعضای خانواده شروع به مرگ میکنند، دختر خانواده متوجه میشود که داوود ممکن است چیزی کمتر از انسان باشد.
خلاصه داستان: در سال 2024، یک زوج جوان در حال پیادهروی در جنگل، به طور تصادفی شاهد قتل یک دختر جوان توسط سه مرد میشوند. پس از این رویداد، آنها به یک صخره مرتفع فرار میکنند و در حالی که در انتظار کمک هستند، با ترس و وحشت مواجه میشوند. در این بین، یکی از قاتلان که به صورت تصادفی در حال شکار است، به آنها نزدیک میشود و به دنبال کشتن آنها است تا گواهان قتل را از بین ببرد. زوج جوان باید با شجاعت و هوشمندی خود، با این تهدید مرگبار مقابله کنند و از صخره مرتفع به سلامت فرار کنند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۵۷، زمانی که خورشید شروع به خاموش شدن میکند و زندگی بر روی زمین به خطر میافتد، یک تیم بینالمللی از فضانوردان به فضا اعزام میشوند تا با حمل یک بمب هستهای به اندازه مانه، خورشید را دوباره روشن کنند. اما در راه، با مشکلات فنی و روانی غیرمنتظرهای مواجه میشوند که باعث میشود ماموریت آنها به یک مبارزهی مرگبار با طبیعت و با خودشان تبدیل شود.
خلاصه داستان: در این فیلم، جک موريسون، یک آتشنشان جوان و پرشور، در حین مبارزه با آتشسوزی عظیم در یک ساختمان، در آتش گیر میافتد. در حالی که همکارانش با تمام توان تلاش میکنند تا او را نجات دهند، ما به گذشته باز میگردیم و زندگی جک را از زمان آغاز حرفهاش تا لحظات پایانی او مشاهده میکنیم. این داستان به خطرات و فداکاریهای روزمره آتشنشانها و تأثیر آن بر خانوادهها و دوستانشان میپردازد.
خلاصه داستان: در سال 1920، یک تیم باستانشناسی در مصر با کشف هرمی مرموز مواجه میشوند که به نظر میرسد نامنظمترین و قدیمیترین سازه در تاریخ بشر باشد. هر چه بیشتر در اعماق این سازه پیش میرویند، رمز و رازهای مرگبارتری آشکار میشود و آنها به دامی مرگبار گرفتار میشوند که هیچ راه فراری ندارد. این فیلم ترکیبی از ترسناکی، هیجان و اسرار باستانی است که تماشاگر را تا پایان درگیر خود میکند.
خلاصه داستان: جک رایدز، یک سرباز دریایی سابق که به عنوان راننده فراری کار میکند، در یک سرقت بانک درگیر میشود. وقتی سرقت به اشتباه پیش میرود و همکارانش او را فریب میدهند، جک مجبور میشود با ماشین پر از پول و تهدید به جان دخترش، در یک شب خطرناک درگیر نگهبانان بانک، پلیس و دزدان دیگر شود تا زنده بماند و دخترش را نجات دهد.
خلاصه داستان: در این فیلم ترسناک، یک زن جوان باور دارد که مرگ دردناک میتواند بهشت را تضمین کند و برای اثبات این باور، خود را در معرض شکنجه مرگبار قرار میدهد تا بتواند تجربه مرگ را به اشتراک بگذارد. وی به دنبال پاسخی برای این سوال است که آیا مرگ دردناک واقعاً بهشت را تضمین میکند یا خیر.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک مکانیک جوان در یک شهر کوچک در آلمان با مشکلات مالی و خانوادگی روبرو میشود. او به دلیل نیاز به پول سریع، در یک شبکه غیرقانونی حمل مواد مخدر در میان شهرها شرکت میکند. با گذر زمان، او به تدریج در این دنیای خطرناک غرق میشود و باید با پیامدهای اخلاقی و جسمی تصمیماتش روبرو شود. در حالی که تلاش میکند زندگی خود را کنترل کند، او متوجه میشود که راه فرار از این وضعیت بسیار سختتر از آن است که تصور میکرد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان در حال برنامهریزی برای ازدواج هستند، اما وقتی مادر عروس به طور غیرمنتظره از مرگ پدرش خبر میدهد، همه چیز تغییر میکند. آنها مجبور میشوند به خانه خانوادگی بازگردند تا مراسم ختم و خاکسپاری پدر را برگزار کنند. در این بین، پسر عروس با مادرش درگیریهایی دارد و به تدریج آشکار میشود که گذشتهای تاریک و رازدار در خانواده پنهان شده است. روابط خانوادگی آزمایش میشوند و رازهایی که سالها پنهان بود، بیرون میآیند و زندگی همه را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: در داستان "شهر"، دوستان قدیمی دوگروه دزد بانکی در شهر بوستون به سر میبرند که در یک سری سرقتهای خطرناک وارد میشوند. دوگروه، کلری (بن آفلک) و جیم (جرویم هیل)، با یکدیگر درگیر میشوند و کلری عاشق ریبکا (ربرت دنیرو) میشود که یکی از قربانیان سرقتهای آنها است. در حالی که کلری تلاش میکند زندگی خود را تغییر دهد و از گذشتهاش فرار کند، جیم به دنبال انتقام از کلری است و او را به یک سری سرقتهای خطرناک وادار میکند. در نهایت، کلری مجبور میشود بین عشق و دوستی خود انتخاب کند و تصمیم میگیرد که از شهر فرار کند و با ریبکا زندگی کند.