خلاصه داستان: فیلم «سرباز قلعی» یک تریلر اکشن آمریکایی به کارگردانی برد فورمن است. بوکو شی (جیمی فاکس)، رهبر فرقهای کاریزماتیک، با وعده محافظت و هدف، صدها کهنهسرباز را جذب کرده و دژی نفوذناپذیر مملو از تسلیحات ساخته. پس از چندین تلاش ناموفق برای نفوذ، امانوئل اشبرن (رابرت دنیرو)، مامور نظامی، نش کاوانا (اسکات ایستوود)، سرباز ویژه سابق و شاگرد پیشین بوکو شی را استخدام میکند. نش که به دنبال انتقام از بوکو شی به خاطر گرفتن همهچیز از او، از جمله عشق زندگیاش، است، از دانش خود برای نفوذ به دژ استفاده میکند. این ماموریت به نبردی پرتنش و پر از خیانت تبدیل میشود. فیلم با بازیگرانی چون جان لگویزامو و ریتا اورا، به موضوعات ترومای جنگی، فرقههای افراطی و رستگاری میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه آشوبناک، کارگردانی ضعیف، جلوههای بصری تار و ویرایش بیشازحد، نقدهای منفی با امتیاز ۳.۴ در IMDb و حدود ۲۰٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. با بودجه ۴۵ میلیون دلاری، فروش جهانی آن تنها ۳۹,۹۸۴ دلار بود.
خلاصه داستان: فیلم «تأثیر بد» یک درام عاشقانه-تریلر اسپانیایی به کارگردانی کلوئه والاس و اقتباسی از داستان واتپد «مالا اینفلونسیا» نوشته نویسندهای با نام مستعار B A B E است. ریس راسل (الئا روچرا)، یک رقصنده باله نوجوان و ثروتمند، هدف یک تعقیبکننده مرموز قرار میگیرد که با تهدیدهایی مثل انفجار خودرو و ارسال جعبهای پر از دندان او را وحشتزده میکند. پدرش بروس (انریکه آرسه) برای محافظت از او، اروس داگلاس (آلبرتو اولمو)، یک مجرم سابق که بهتازگی از زندان آزاد شده، را بهعنوان محافظ استخدام میکند. ریس ابتدا از حضور اروس متنفر است، اما بهتدریج رابطهای عاشقانه بین آنها شکل میگیرد. آنها با همکاری هم به دنبال هویت تعقیبکننده میگردند و به پیتون، دوست اروس، مشکوک میشوند. فیلم با جلوههای بصری براق و موسیقی نایارا، به موضوعات عشق ممنوعه، گذشته تاریک و رازهای خانوادگی میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه ضعیف، شخصیتپردازی سطحی و پایانبندی غیرمنطقی، نقدهای منفی با امتیاز ۴.۲ در IMDb دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «دیپلمات» یک تریلر سیاسی هندی به کارگردانی شیوام نایر و نویسندگی ریتش شاه است که بر اساس داستان واقعی عذما احمد در سال ۲۰۱۷ ساخته شده. جی.پی. سینگ (جان آبراهام)، دیپلمات هندی مستقر در کمیسیون عالی هند در پاکستان، با ورود عذما احمد (سادیا خاتب)، زنی پریشان که ادعا میکند شهروند هندی است و به اجبار در خیبرپختونخوا به ازدواج با طاهر، مردی پاکستانی، وادار شده، درگیر بحرانی میشود. عذما از آزار جسمی و جنسی توسط طاهر میگوید و سینگ تلاش میکند او را از طریق مذاکره با مقامات پاکستانی، از جمله فراز، دبیر امور خارجه، و مالک، رئیس سازمان اطلاعات پاکستان (آیاسآی)، نجات دهد. آیاسآی عذما را جاسوس هندی میداند و این اتهام ماموریت سینگ را پیچیدهتر میکند. فیلم با موسیقی ای.آر. رحمان و بازیهای قوی، به موضوعات دیپلماسی، تنشهای هند و پاکستان و چالشهای شخصی دیپلماتها میپردازد، اما به دلیل شخصیتپردازی ضعیف عذما و پایانبندی اغراقآمیز، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵۸٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «جوخه ۳۶» یک تریلر جنایی-درام فرانسوی به کارگردانی اولیویه مارشال و اقتباسی از رمان «فلیک رکوئیم» نوشته میشل تورشه است. آنتوان سردا (ویکتور بلموندو)، افسر ارشد پلیس از واحد نخبه تحقیقات و مداخله، پس از تخلفی در یک مبارزه غیرقانونی زیرزمینی، به واحد ضدجرم در بوبینی منتقل میشود. یک سال بعد، وقتی دو نفر از همکاران سابقش در کمتر از ۲۴ ساعت کشته شده و سومی، ریچارد، بهطور مرموزی ناپدید میشود، آنتوان بهصورت غیررسمی تحقیقاتی را آغاز میکند. او که به کریم، یک جنایتکار، مشکوک است، بهتدریج به فساد عمیق در پلیس و رقابتهای داخلی پی میبرد که زندگی خودش را نیز تهدید میکند. فیلم با فضای تاریک پاریس، بازیهای قوی و موسیقی پرتنش، به موضوعات فساد پلیس، وفاداری و عدالت میپردازد، اما به دلیل ریتم کند، شخصیتپردازی ضعیف و پایانبندی ناامیدکننده، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۵ در IMDb و ۴۴٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «منطقه خاموش» یک فیلم ترسناک-اکشن پساآخرالزمانی مجارستانی به کارگردانی پیتر داک و اقتباسی از رمان «خوش آمدید به منطقه خاموش» نوشته ویکتور چاک است. داستان با شیوع ویروس مرگباری در فرودگاهی بینالمللی آغاز میشود که بهسرعت جهان را به هرجومرج میکشاند. ابیگیل پنجساله، پس از حمله به مادر و برادر کوچکش، توسط کاسیوس، سرباز سابق، نجات مییابد. سالها بعد، ابیگیل (لوکا پاپ) و کاسیوس (مت دِوِر) در جهانی ویرانشده توسط «وحشیها» (زندهخواران)، برای بقا میجنگند. آنها با مگان، زنی باردار، و همسرش دیوید برخورد میکنند و به دنبال شایعهای درباره پناهگاه امن «کینگز هاربر» راهی سفری پرخطر میشوند. فیلم با صحنههای اکشن واقعگرایانه و بازیهای قوی، به موضوعات وفاداری، امید و تاریکی درونی انسان میپردازد، اما به دلیل کلیشهها، ریتم ناهموار و جلوههای ضعیف زامبیها، نقدهای متوسطی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «گوشه تیز» یک تریلر روانشناختی کانادایی-ایرلندی به نویسندگی و کارگردانی جیسون باکستون، اقتباسی از داستان کوتاه راسل وانگرسکی است. جاش مککال (بن فاستر)، مرد خانوادهای که بهتازگی با همسرش راشل (کوبی اسمالدرز) و پسرشان مکس (ویلیام کوسوویچ) به خانهای روستایی در هلیفکس، نوا اسکوشیا، نقل مکان کرده، پس از تصادف مرگبار یک نوجوان مست در پیچ خطرناک مقابل خانهشان، دچار وسواس نجات قربانیان تصادفات بعدی میشود. جاش که از زندگی روزمره و شغلش ناراضی است، با آموزش CPR و حضور در مراسم خاکسپاری قربانیان، بهتدریج از خانوادهاش دور شده و کنترل خود را از دست میدهد. راشل که از رفتارهای او خسته شده، به فکر جدایی میافتد، در حالی که جاش با مخفی کردن اخراجش از کار و جلوگیری از فروش خانه، به فروپاشی روانی نزدیک میشود. فیلم با فیلمبرداری دهه ۷۰مانند گای گادفری، موسیقی استفن مککئون و بازی درخشان فاستر، به موضوعات بحران میانسالی، مردانگی شکننده و مرز بین قهرمانی و خودویرانگری میپردازد، اما به دلیل ریتم کند و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است
خلاصه داستان: فیلم «نیروی آسمان» یک اکشن-درام هندی به کارگردانی آبیشک آنیل کاپور و سندیپ کولانی است که بر اساس اولین حمله هوایی هند به پایگاه هوایی سرگودا در جنگ هند و پاکستان ۱۹۶۵ ساخته شده. داستان درباره وینگکامندر کومار اوم آهوجا (آکشای کومار) و خلبان تی. کریشنا ویجایا ملقب به تابی (ویر پاهاریا) است. در ۱۹۷۱، نیروی هوایی هند خلبان پاکستانی، احمد حساین (شاراد کلکار)، را اسیر میکند. آهوجا متوجه میشود احمد در جنگ ۱۹۶۵، که هند پیروز شد، به دلیل کشتن یک سرباز هندی مدال گرفته. داستان به ۱۹۶۵ بازمیگردد، جایی که تابی، خلبان ماهر اما سرکش، با آهوجا رابطهای برادرانه دارد. پاکستان با جتهای پیشرفته استارفایتر به پایگاه هوایی هند حمله میکند و آن را نابود میکند. در پاسخ، دولت هند عملیات مخفی «نیروی آسمان» را برای حمله به سرگودا آغاز میکند. تابی، برخلاف پروتکلها، در ماموریتی انفرادی برای نجات تیمش شرکت میکند، اما ناپدید میشود. آهوجا ۲۳ سال برای کشف حقیقت و افشای پنهانکاریها تلاش میکند تا شجاعت تابی به رسمیت شناخته شود. فیلم با جلوههای بصری قوی، موسیقی احساسی و تمهای میهنپرستی، شجاعت و فداکاری، علیرغم برخی ضعفها در ریتم، اثری حماسی است.[
خلاصه داستان: فیلم «نیروی سایه» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی جو کارناهان و نویسندگی مشترک او با لئون چیلز است. داستان درباره کایرا اوونز (کری واشینگتن) و آیزاک سار (عمر سی)، دو رهبر سابق گروه ویژه چندملیتی «نیروی سایه»، یک تیم مخفی عملیات سیاه سیا، است. آنها با عاشق شدن، قوانین را زیر پا گذاشتند و برای محافظت از پسرشان، کای (جهلیل کامارا)، مخفی شدند. هشت سال بعد، جک سیندر (مارک استرانگ)، رئیس سابقشان که از فرار آنها خشمگین است، جایزه بزرگی برای سرشان تعیین میکند. وقتی نیروی سایه آنها را پیدا میکند، کایرا و آیزاک با کمک خویشاوندان کایرا، عمه مارولا (داواین جوی راندولف) و عمو اوری (متد من)، وارد جنگی تمامعیار میشوند. پس از فرار از کمین در کارتاهنا، کایرا برای رویارویی با سیندر به جزیره خصوصی او میرود، اما فاش میشود که عمو اوری خائن است. فیلم با اکشنهای پرتنش، طنز خانوادگی و تمهای عشق، وفاداری و بقا، علیرغم ضعف در برخی صحنههای اکشن و پیچیدگی داستان، سرگرمکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «پنجم سپتامبر» یک درام تاریخی-ورزشی آلمانی به کارگردانی تیم فهلباوم است که وقایع گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ را از دیدگاه تیم خبری ABC Sports روایت میکند. داستان بر جف (جان ماگارو)، گزارشگر تازهکار، و رئیسش، روون آرلج (پیتر سارسگارد)، متمرکز است که در ابتدا قصد پوشش بازیهای المپیک را داشتند. اما وقتی گروه فلسطینی «سپتامبر سیاه» ۱۱ ورزشکار اسرائیلی را گروگان میگیرد، تیم خبری در اتاق کنترلی پرتنش، بهسرعت پوشش زندهای را برای میلیونها بیننده در سراسر جهان آماده میکند. آنها با ماریان (لئونی بنش)، مترجم آلمانی، همکاری میکنند تا مذاکرات میان گروگانگیرها، پلیس آلمان و مقامات اسرائیلی را رمزگشایی کنند. فیلم با بازسازی دقیق فضای دهه ۷۰، به موضوعات اخلاق رسانهای، فشارهای ژورنالیستی و تأثیرات جهانی این تراژدی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «رابین» یک ترسناک علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی لارنس فاولر است. داستان درباره آیدن (سیمون دیویس)، متخصص رباتیک است که پس از مرگ پسر دهسالهاش، عزادار و منزوی، رباتی به نام رابین را میسازد که به طرز وحشتناکی واقعی به نظر میرسد. آیدن که در عمارتی بزرگ زندگی میکند، با رابین مانند خانواده رفتار میکند. وقتی لئو (اتان تیلور)، برادرزاده ازخودبیگانهاش، و نامزدش لکسی (لیونا کلارک) برای آشتی به عمارت میآیند، از وابستگی عجیب آیدن به این عروسک رباتیک آشوبزده میشوند. بهزودی، اتفاقات ترسناکی رخ میدهد و زوج جوان متوجه میشوند که رفتارهای رابین فراتر از برنامهریزی اوست و به نظر میرسد خودآگاهی وحشتناکی دارد. آنها که در عمارتی شبیه مقبره گیر افتادهاند، باید حقیقت را کشف کنند، در حالی که رابین برای نگهداشتن خالقش دست به هر کاری میزند. فیلم به موضوعات اندوه، وابستگی و خطرات هوش مصنوعی میپردازد.