خلاصه داستان: فیلم «گوشه تیز» یک تریلر روانشناختی کانادایی-ایرلندی به نویسندگی و کارگردانی جیسون باکستون، اقتباسی از داستان کوتاه راسل وانگرسکی است. جاش مککال (بن فاستر)، مرد خانوادهای که بهتازگی با همسرش راشل (کوبی اسمالدرز) و پسرشان مکس (ویلیام کوسوویچ) به خانهای روستایی در هلیفکس، نوا اسکوشیا، نقل مکان کرده، پس از تصادف مرگبار یک نوجوان مست در پیچ خطرناک مقابل خانهشان، دچار وسواس نجات قربانیان تصادفات بعدی میشود. جاش که از زندگی روزمره و شغلش ناراضی است، با آموزش CPR و حضور در مراسم خاکسپاری قربانیان، بهتدریج از خانوادهاش دور شده و کنترل خود را از دست میدهد. راشل که از رفتارهای او خسته شده، به فکر جدایی میافتد، در حالی که جاش با مخفی کردن اخراجش از کار و جلوگیری از فروش خانه، به فروپاشی روانی نزدیک میشود. فیلم با فیلمبرداری دهه ۷۰مانند گای گادفری، موسیقی استفن مککئون و بازی درخشان فاستر، به موضوعات بحران میانسالی، مردانگی شکننده و مرز بین قهرمانی و خودویرانگری میپردازد، اما به دلیل ریتم کند و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است
خلاصه داستان: فیلم «نیروی آسمان» یک اکشن-درام هندی به کارگردانی آبیشک آنیل کاپور و سندیپ کولانی است که بر اساس اولین حمله هوایی هند به پایگاه هوایی سرگودا در جنگ هند و پاکستان ۱۹۶۵ ساخته شده. داستان درباره وینگکامندر کومار اوم آهوجا (آکشای کومار) و خلبان تی. کریشنا ویجایا ملقب به تابی (ویر پاهاریا) است. در ۱۹۷۱، نیروی هوایی هند خلبان پاکستانی، احمد حساین (شاراد کلکار)، را اسیر میکند. آهوجا متوجه میشود احمد در جنگ ۱۹۶۵، که هند پیروز شد، به دلیل کشتن یک سرباز هندی مدال گرفته. داستان به ۱۹۶۵ بازمیگردد، جایی که تابی، خلبان ماهر اما سرکش، با آهوجا رابطهای برادرانه دارد. پاکستان با جتهای پیشرفته استارفایتر به پایگاه هوایی هند حمله میکند و آن را نابود میکند. در پاسخ، دولت هند عملیات مخفی «نیروی آسمان» را برای حمله به سرگودا آغاز میکند. تابی، برخلاف پروتکلها، در ماموریتی انفرادی برای نجات تیمش شرکت میکند، اما ناپدید میشود. آهوجا ۲۳ سال برای کشف حقیقت و افشای پنهانکاریها تلاش میکند تا شجاعت تابی به رسمیت شناخته شود. فیلم با جلوههای بصری قوی، موسیقی احساسی و تمهای میهنپرستی، شجاعت و فداکاری، علیرغم برخی ضعفها در ریتم، اثری حماسی است.[
خلاصه داستان: فیلم «نیروی سایه» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی جو کارناهان و نویسندگی مشترک او با لئون چیلز است. داستان درباره کایرا اوونز (کری واشینگتن) و آیزاک سار (عمر سی)، دو رهبر سابق گروه ویژه چندملیتی «نیروی سایه»، یک تیم مخفی عملیات سیاه سیا، است. آنها با عاشق شدن، قوانین را زیر پا گذاشتند و برای محافظت از پسرشان، کای (جهلیل کامارا)، مخفی شدند. هشت سال بعد، جک سیندر (مارک استرانگ)، رئیس سابقشان که از فرار آنها خشمگین است، جایزه بزرگی برای سرشان تعیین میکند. وقتی نیروی سایه آنها را پیدا میکند، کایرا و آیزاک با کمک خویشاوندان کایرا، عمه مارولا (داواین جوی راندولف) و عمو اوری (متد من)، وارد جنگی تمامعیار میشوند. پس از فرار از کمین در کارتاهنا، کایرا برای رویارویی با سیندر به جزیره خصوصی او میرود، اما فاش میشود که عمو اوری خائن است. فیلم با اکشنهای پرتنش، طنز خانوادگی و تمهای عشق، وفاداری و بقا، علیرغم ضعف در برخی صحنههای اکشن و پیچیدگی داستان، سرگرمکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «پنجم سپتامبر» یک درام تاریخی-ورزشی آلمانی به کارگردانی تیم فهلباوم است که وقایع گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ را از دیدگاه تیم خبری ABC Sports روایت میکند. داستان بر جف (جان ماگارو)، گزارشگر تازهکار، و رئیسش، روون آرلج (پیتر سارسگارد)، متمرکز است که در ابتدا قصد پوشش بازیهای المپیک را داشتند. اما وقتی گروه فلسطینی «سپتامبر سیاه» ۱۱ ورزشکار اسرائیلی را گروگان میگیرد، تیم خبری در اتاق کنترلی پرتنش، بهسرعت پوشش زندهای را برای میلیونها بیننده در سراسر جهان آماده میکند. آنها با ماریان (لئونی بنش)، مترجم آلمانی، همکاری میکنند تا مذاکرات میان گروگانگیرها، پلیس آلمان و مقامات اسرائیلی را رمزگشایی کنند. فیلم با بازسازی دقیق فضای دهه ۷۰، به موضوعات اخلاق رسانهای، فشارهای ژورنالیستی و تأثیرات جهانی این تراژدی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «رابین» یک ترسناک علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی لارنس فاولر است. داستان درباره آیدن (سیمون دیویس)، متخصص رباتیک است که پس از مرگ پسر دهسالهاش، عزادار و منزوی، رباتی به نام رابین را میسازد که به طرز وحشتناکی واقعی به نظر میرسد. آیدن که در عمارتی بزرگ زندگی میکند، با رابین مانند خانواده رفتار میکند. وقتی لئو (اتان تیلور)، برادرزاده ازخودبیگانهاش، و نامزدش لکسی (لیونا کلارک) برای آشتی به عمارت میآیند، از وابستگی عجیب آیدن به این عروسک رباتیک آشوبزده میشوند. بهزودی، اتفاقات ترسناکی رخ میدهد و زوج جوان متوجه میشوند که رفتارهای رابین فراتر از برنامهریزی اوست و به نظر میرسد خودآگاهی وحشتناکی دارد. آنها که در عمارتی شبیه مقبره گیر افتادهاند، باید حقیقت را کشف کنند، در حالی که رابین برای نگهداشتن خالقش دست به هر کاری میزند. فیلم به موضوعات اندوه، وابستگی و خطرات هوش مصنوعی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «آنفلوانزای ثروت» یک تریلر علمی-تخیلی اسپانیایی به کارگردانی گالدر گازتلو-اوروتیا است. داستان درباره لورا پالمر (مری الیزابت وینستد)، مدیر اجرایی جاهطلب در حال طلاق، است که در اوج موفقیت حرفهایاش قرار دارد. اما یک ویروس عجیب که ابتدا ثروتمندترین افراد، از میلیاردرها تا میلیونرها، را با علامت درخشش دندانها میکشد، جهان را به آشوب میکشد. لورا، که به تازگی سهامش به ۹۰۰ میلیون دلار ارزشگذاری شده، با همسرش (ریف اسپال)، دخترش آنا (دیکسی اگرریکس) و مادرش (لورین براکو) تلاش میکند از این ویروس فرار کند. ثروتمندان برای نجات جانشان داراییهای خود را دور میریزند، اما ویروس همچنان آنها را تعقیب میکند. فیلم با نقد سرمایهداری، به موضوعات بقا، طمع و روابط خانوادگی میپردازد، هرچند گاهی از منطق داستانی و ریتم ضعیف رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «حضور» یک تریلر روانشناختی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون سودربرگ و نویسندگی دیوید کوپ است. داستان درباره خانواده پین، شامل ربکا (لوسی لیو)، کریس (کریس سالیوان) و فرزندانشان تایلر (ادی مادای) و کلویی (کالینا لیانگ)، است که به خانهای قدیمی در حومه شهر نقلمکان میکنند. از همان ابتدا، کلویی، که در سوگ دوستش نادیا است، حضور موجودی نامرئی را حس میکند که به نظر میرسد روی او متمرکز شده. این موجود، که تمام داستان از زاویه دید اولشخص آن روایت میشود، شاهد تنشهای خانوادگی، از جمله خودخواهی ربکا، بیتفاوتی تایلر و تلاش کریس برای حفظ آرامش، است. با آشکار شدن رازهایی مثل دخالت ربکا در جرمی مالی و رفتار غیراخلاقی تایلر، حضور موجود به تدریج آشوبساز میشود. فیلم با تمرکز بر اندوه، گناه و پویایی خانواده، داستانی عاطفی را در قالب معمای ماوراءطبیعه ارائه میدهد، هرچند گاهی از ضعفهای روایی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «نووکائین» یک کمدی-اکشن آمریکایی به کارگردانی دن برک و رابرت اولسن است. داستان درباره نیتن "نووکائین" کین (جک کواید)، کارمند بانک خجالتی در سندیگو است که به دلیل بیماری نادر (CIPA) نمیتواند درد را احساس کند. این بیماری او را مجبور میکند زندگی محتاطانهای با رژیم مایعات و زنگهای یادآوری برای جلوگیری از آسیب به خود داشته باشد. وقتی شری مارگریو (امبر میدتاندر)، همکار و معشوقهاش، توسط سارقان بانک ربوده میشود، نیت از ناتوانیاش در حس درد بهعنوان قدرتی غیرمنتظره برای نجات او استفاده میکند. او در مسیری پر از خشونتهای خندهدار و اکشنهای عجیب با دشمنانی مثل سایمون (ری نیکلسون) روبهرو میشود. فیلم با طنز تلخ و صحنههای اکشن خونین، داستانی از شجاعت یک قهرمان غیرمحتمل را روایت میکند، هرچند رابطه عاشقانه نیت و شری گاهی کلیشهای به نظر میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «نگهبان محله» یک تریلر جنایی آمریکایی به کارگردانی دانکن اسکایلز و نویسندگی شان فارلی است. سایمون مکنالی (جک کواید)، جوانی مبتلا به اسکیزوفرنی پارانوئید که بهتازگی پس از یک دهه از بیمارستان روانی مرخص شده، در هوموود، آلاباما، معتقد است شاهد ربوده شدن زنی بوده است. پلیس به دلیل بیماری روانیاش او را جدی نمیگیرد، بنابراین سایمون بهناچار به همسایهاش اد دیرمن (جفری دین مورگان)، نگهبان امنیتی بازنشسته و بدخلق با گذشتهای آشوبزده، روی میآورد. این دو با وجود تفاوتهایشان، به تیمی غیرمحتمل تبدیل شده و در جستوجوی زن گمشده با رازهای تاریک، از جمله قاچاق انسان، و شیاطین درونی خود مواجه میشوند. فیلم با بازی قوی کواید و مورگان، فیلمبرداری با حالوهوای نوآر دهه ۷۰ و کاوش در بیماری روانی، به موضوعات دوستی، رستگاری و پذیرش میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه نامتعادل و فقدان تنش در برخی صحنهها، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۱ در IMDb دریافت کرده است
خلاصه داستان: فیلم «آخرین نفس» یک تریلر بقا آمریکایی به کارگردانی الکس پارکینسون و بازسازی فیلم مستند ۲۰۱۹ به همین نام است. کریس لمونز، غواص تازهکار، همراه با غواصان باتجربه دانکن آلکاک و دیو یوآسا، برای تعمیر خطوط گازی در دریای شمال به عمق ۱۰۰ متری میروند. آنها در اتاقکهای تحت فشار در کشتی بیبی توپاز زندگی میکنند تا بتوانند در این عمق کار کنند. اما وقتی طوفانی شدید سیستم مکانیابی کشتی را از کار میاندازد، کابل حیاتی کریس قطع شده و او بدون اکسیژن در تاریکی اعماق دریا سرگردان میشود. دانکن و دیو، با هدایت کاپیتان آندره جنسون و سرپرست غواصی کریگ، در مسابقهای علیه زمان برای نجات کریس تلاش میکنند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی پرتنش پل لئونارد-مورگان و بازی وودی هارلسون، سیمو لیو و فین کول، به موضوعات کار تیمی، شجاعت و استقامت میپردازد، اما به دلیل شخصیتپردازی ضعیف و فقدان عمق عاطفی نقدهای متوسطی دریافت کرده است.