خلاصه داستان: فیلم خانهای در خلیج (۲۰۲۰) به کارگردانی الکس مکالی با بازی آنجلا کینزی، پل اشنایدر و دوغلاس هاتچینسون، داستان خانوادهای را روایت میکند که برای گذراندن تعطیلات به خانهای دورافتاده در باتلاقهای خلیج لوئیزیانا نقل مکان میکنند، اما با ورود دو غریبه مرموز و اتفاقات وحشتناک، اسرار تاریک خانه و ساکنان محلی فاش میشود و آنها را به وحشت میاندازد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم ترسناک اسپانیایی «رک ۳: جنسیس» به کارگردانی پاکو پلازا با بازی لتیسیا دولرا در نقش کلارا و دیگو مارتین در نقش کولدو، داستان عروسی باشکوه و شاد کلارا و کولدو را روایت میکند که ناگهان با حمله ویروسی مرموز و شیوع همهگیر آن در سالن عروسی مختل میشود؛ مهمانان یکی پس از دیگری به موجودات وحشی و خونخوار تبدیل شده و زوج جوان باید برای بقا در میان هرجومرج وحشتزده بجنگند، در حالی که رازهای تاریک ویروس از دل گذشته آشکار میشود.
خلاصه داستان: فیلم قرنطینه ۲: ترمینال (۲۰۱۱) به کارگردانی جان پوگ با بازی روبن پل، برین رکانو و جاشوا لئونارد، داستان گروهی از مسافران یک اتوبوس را روایت میکند که پس از ورود به ترمینال یک فرودگاه قرنطینه میشوند؛ جایی که ویروس جهشیافتهای از فیلم قبلی شیوع پیدا کرده و افراد آلوده را به موجودات وحشی و خونخوار تبدیل میکند. مسافران باید در میان هرجومرج، درگیری با زامبیهای خشمگین و نیروهای امنیتی بیرحم برای بقا بجنگند و راه فراری بیابند.
خلاصه داستان: فیلم نافرمان (۱۹۶۴) به کارگردانی آلن دلون با بازی خود دلون در نقش اصلی و لینو ونتورا، داستان یک افسر فرانسوی ارتش در الجزایر را روایت میکند که پس از استقلال الجزایر، از اجرای دستورات سرکوبگرانه علیه الجزایریها سرپیچی میکند، فرار کرده و به یک شورشی تبدیل میشود و در برابر سیستم نظامی ایستادگی مینماید، در حالی که با تعقیب و گریزهای نفسگیر و درگیریهای اخلاقی روبرو است.
خلاصه داستان: فیلم «نرم و ساکت» (۲۰۲۲) به کارگردانی بث دی آراوجو، با بازی استفانی اسکات در نقش ولیری، جینا گرشون در نقش نورین و آدریانا کارباجال، داستان شش زن را در یک برداشت طولانی و واقعیزمان روایت میکند که برای تأسیس شاخهای از یک گروه الهامگرفته از «پسران مغرور» جمع میشوند؛ مهمانی ظاهراً بیضرر آنها به سرعت به کابوسی وحشتناک از خشونت، نفرت نژادی و جنسی تبدیل میشود و مرزهای اخلاقی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «فِیل سیف» (۱۹۶۴) به کارگردانی سیدنی لومت با بازی هنری فوندا در نقش رئیسجمهور آمریکا، والتر ماتائو به عنوان مشاور و دن اوهرلیهی، داستانی نفسگیر از دوران جنگ سرد را روایت میکند که در آن یک نقص فنی در سیستم ارتباطی ارتش آمریکا، گروهی از بمبافکنهای مجهز به بمب اتمی را به سمت مسکو هدایت میکند و رئیسجمهور باید با مذاکره فوری با رهبر شوروی و تصمیمگیریهای سخت، از شعلهور شدن جنگ هستهای تمامعیار جلوگیری کند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم اکشن و هیجانی «خانه امن» به کارگردانی دنیل اسپینوزا با بازی دنیل واشنگتن در نقش توبین فراست، مامور سابق سیا که اطلاعات محرمانهای در اختیار دارد، و رایان رینولدز در نقش مت وستون، مامور جوان سیا، روایت میشود. وقتی فراست به خانه امن تحت حفاظت وستون تحویل داده میشود، گروهی از مزدوران به آن حمله میکنند و وستون مجبور به فرار با فراست میشود؛ در این مسیر پرخطر، وستون با خیانتهای داخلی سیا روبرو شده و باید بین وفاداری به سازمان و حقیقتگیری از فراست که رازهای تاریکی را فاش میکند، انتخاب کند، در حالی که تعقیب و گریزهای نفسگیر و افشاگریهای تکاندهنده، داستان را به اوج میرساند.
خلاصه داستان: فیلم «چه بر سر بیبی جین آمد؟» ساخته رابرت آلدریچ در سال ۱۹۶۲، با بازی درخشان بت دیویس در نقش جین هادسون، ستاره کودک سابق که اکنون به زنی دیوانه و حسود تبدیل شده، و جوآن کرافورد در نقش بلین هادسون، خواهر معلول و زندانیشدهاش، داستان رقابت مرگبار دو خواهر را روایت میکند؛ جین با توهمات گذشته و حسادت کورکورانه، بلین را در عمارت خانوادگی اسیر کرده و با رفتارهای وحشیانه و روانی او را شکنجه میدهد، در حالی که تلاش ناکام برای بازگشت به صحنه نمایش دارد و رازهای تاریک گذشتهشان فاش میشود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۶، فیلم «زن: قانون سکوت» به کارگردانی فرانچسکو تولیو آلتانو با بازی درخشان لینا سیسیلیانو در نقش ماریسا، دختری ۱۹ ساله از جنوب ایتالیا را روایت میکند که پس از دستگیری نامزد مافیاییاش توسط پلیس، وارد چرخه خشونت و انتقام میشود؛ او با پیوستن به گروههای جنایی محلی، مهارتهای جنگی میآموزد و در برابر خیانتها و کد سکوت مافیا ایستادگی میکند، اما این مسیر او را به عمق تاریکی و تنهایی میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم ژاپنی «صورت دیگری» به کارگردانی هیروشی تشیگاهارا در سال ۱۹۶۶، با بازی برجسته تتسویا ناکادای در نقش مردی که صورتش در انفجار به شدت آسیب دیده، داستان عمیقی از هویت و روابط انسانی روایت میکند. جراح پلاستیک برای او ماسکی کاملاً واقعی میسازد که اجازه میدهد با چهرهای نو وارد جامعه شود و روابطش با همسر بیتفاوتش را بازسازی کند، اما این تغییر ظاهری به تدریج مرزهای میان واقعیت و فریب را محو کرده و او را به سوی بحرانهای روانی و اخلاقی سوق میدهد، در حالی که موازی با آن، داستان زوجی جوان نیز به کاوش در تنهایی و ارتباط انسانی میپردازد.