خلاصه داستان: خلاصه داستان: «رنگ بنفش» (The Color Purple) فیلمی درام و تحسینبرانگیز به کارگردانی استیون اسپیلبرگ است که در سال ۱۹۸۵ ساخته شد. این فیلم بر اساس رمان مشهور آلیس واکر، داستان زندگی سلی، دختر جوان آفریقایی-آمریکایی را در اوایل قرن بیستم در جنوب آمریکا روایت میکند. سلی که توسط پدرش مورد آزار قرار گرفته و سپس به ازدواج مردی ستمگر به نام آلبرت درآمده، سالها در سکوت و رنج زندگی میکند. اما با ورود شوگاوری، خواننده جاز و معشوقه آلبرت، و همچنین رابطه عمیق او با نتی، خواهرش، سلی به تدریج به هویت و استقلال خود پی میبرد و شجاعت بازپسگیری زندگیاش را پیدا میکند. ووپی گلدبرگ در نخستین نقش آفرینی سینمایی خود در نقش سلی درخشید و همراه با بازیگرانی چون دانی گلاور، مارگارت ایوری و اپاتا مرکرسون، داستانی فراموشنشدنی از مقاومت، رهایی و امید را به تصویر کشیدند.
خلاصه داستان: ده سال پس از بازنشستگی بروس وین، گاتهام سیتی در چنگال جنایت و هرج و مرج جدیدی گرفتار شده است. هنگامی که یک گنگ خشن به رهبری وحشیگرایانهی «مردان جهشیافته» شهر را به ترس میکشد، بروس وین ۵۵ ساله دیگر نمیتواند در برابر ندای درونیاش مقاومت کند و یک بار دیگر به عنوان بتمن بازمیگردد. بازگشت او با مخالفت شدید جیمز گوردون، کمیسر پلیس بازنشسته که به زودی بازنشست میشود، و همچنین الیور کوئین (گرین ارو) که اکنون یک فعال سیاسی است، مواجه میشود. در این میان، هاروی دنت که صورتش پس از یک عمل جراحی ترمیمی بهبود یافته، به عنوان یک چهرهی عمومی ظاهر میشود، اما تاریکیهای درونیاش هنوز پابرجاست. بتمن باید نه تنها با تبهکاران، بلکه با شک و تردید جامعه و حتی خودش نیز بجنگد. این فیلم پویانمایی، بر اساس رمان گرافیکی مشهور فرانک میلر، اولین بخش از داستان بازگشت تاریک شوالیهی گاتهام است که توسط جی اولیوا کارگردانی شده و صدای شخصیتها را بازیگرانی چون پیتر ولر، دیوید سلبی و آریل وینتر به تصویر کشیدهاند.
خلاصه داستان: یک سرباز جنگ داخلی به نام کارولین به همراه گروهی از شکارچیان خبره، مأمور تعقیب و دستگیری یک کشیش سابق و مرموز به نام گیدئون را بر عهده میگیرد. این تعقیب و گریز نفسگیر از کوهستانهای پوشیده از برف «سیرا نوادا» آغاز میشود و تا بیابانهای سوزان و بیآب و علف «نوادا» ادامه مییابد. گیدئون که به نظر میرسد مهارتهای بقا و جنگیدن فوقالعادهای دارد، با تمام توان در حال فرار است و کارولین نیز با تعهدی راسخ به دنبال اوست. با پیشروی داستان، رازهای تاریک گذشته این دو مرد و انگیزههای واقعی این تعقیب مرگبار آشکار میشود. فیلم «سقوط سِرفیم» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی دیوید فون آنکن و با بازی درخشان پیرس برازنان در نقش گیدئون و لیام نیسون در نقش کارولین، داستانی حماسی از انتقام، بخشش و نبرد انسان در برابر طبیعت خشن و همچنین در برابر شرارت درونی خود را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در خلاصهای کوتاه، فیلم «گوش» محصول سال ۱۹۷۰ به کارگردانی کارل کاچینیا و با بازیگیری رادا بوچکوا و ییرینا بوچکووا، داستان زوجی را روایت میکند که پس از بازگشت به خانهشان، متوجه میشوند که تمام مکالماتشان توسط یک دستگاه شنود مخفی ضبط میشود. این فیلم که در دوران بهار پراگ ساخته شده، با فضایی پرتنش و پررمزوراز، ترس و بدگمانی ناشی از نظارت دولتی را به تصویر میکشد و به بررسی روانرنجوری و پارانویای ناشی از زندگی تحت یک رژیم تمامخواه میپردازد.
خلاصه داستان: پرستاری با استعداد به نام ایمی در یک بیمارستان شلوغ مشغول به کار است که با چالشهای اخلاقی و حرفهای متعددی روبرو میشود. او که به تازگی از یک رابطه عاطفی شکست خورده جدا شده، تمام تمرکز خود را بر مراقبت از بیمارانش قرار داده است. اما ورود یک پزشک جذاب و مرموز به نام دکتر جیکوبز، زندگی او را دگرگون میکند. جیکوبز که به تازگی در بیمارستان شروع به کار کرده، رفتارهای عجیب و غیرقابل پیشبینی از خود نشان میدهد و ایمی را به شک میاندازد. او به مرور متوجه میشود که دکتر جیکوبز درگیر فعالیتهای غیرقانونی و خطرناکی است که جان بیماران را تهدید میکند. ایمی که احساس میکند مسئولیت حفظ امنیت بیماران بر عهده اوست، تصمیم میگیرد به تنهایی و بدون حمایت همکارانش، حقیقت را کشف کند. او با خطرات بزرگی روبرو میشود و حتی جان خود را نیز به خطر میاندازد تا از بیمارانش محافظت کند و عدالت را برقرار سازد. این مبارزه او را در مسیری پر از ترس، تردید و شجاعت قرار میدهد و او را وادار میکند تا با عمیقترین ترسهای خود روبرو شود.
خلاصه داستان: فیلم «شکارچی» (The Hunter) محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی دنیل نتهایم و با بازی ویلم دفو در نقش اصلی است. دفو در این فیلم نقش مارتین دیوید، یک شکارچی حرفهای و مرموز را ایفا میکند که برای یک شرکت بیوتکنولوژی مرموز کار میکند. او به تاسمانی، استرالیا فرستاده میشود تا آخرین نمونه بازمانده از ببر تاسمانی را شکار کند و نمونههای ژنتیکی آن را استخراج نماید. در طول مأموریت خود، مارتین در خانه یک خانواده محلی که پدرشان، یک فعال محیطزیست، به طور مرموزی ناپدید شده است، اقامت میکند. او به تدریج با فرزندان این خانواده ارتباط برقرار کرده و درگیر مسائل عاطفی و اخلاقی میشود، در حالی که باید با طبیعت خشن تاسمانی و جوامع محلی که نسبت به غریبهها بدبین هستند نیز روبرو شود. فیلم با ترکیبی از تعلیق، درام و زیباییشناسی طبیعت، داستانی جذاب درباره حرص، انزوا و ارتباط انسان با طبیعت را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک زن جوان و جذاب به نام ویکتوریا وارد زندگی یک مرد متأهل ثروتمند به نام جک میشود و با وسوسههای خود زندگی او را تحت تأثیر قرار میدهد. جک که درگیر رابطهای پرشور و ممنوعه با ویکتوریا شده، به تدریج از خانواده و همسرش فاصله میگیرد. اما این رابطه خطرناک پیامدهای غیرمنتظرهای به همراه دارد و رازهای تاریکی از گذشته ویکتوریا آشکار میشود که همه چیز را تغییر میدهد. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جیسون مورفی و با بازی الیزابت روهل، رابرت پاتریک و جیمز کاسلوویچ است که داستانی نفسگیر از عشق، خیانت و پیامدهای ویرانگر امیال انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «رمز داوینچی» به کارگردانی ران هاوارد و با بازی تام هنکس، اودری تاتو و ایان مککلن، در سال ۲۰۰۶ بر اساس رمان پرفروش دن براون ساخته شد. این فیلم داستان رابرت لنگدون، استاد نمادشناسی دانشگاه هاروارد را روایت میکند که به طور ناگهانی در یک پرونده قتل در موزه لوور پاریس قرار میگیرد. او به همراه سوفی نوو، رمزگشای پلیس فرانسه، درگیر یک توطئه مرموز و باستانی میشود که به دنبال یافتن جام مقدس است. آنها در این مسیر با انجمن مخفی پریوری آو سایون، کلیسای کاتولیک و سازمان اپوس دئی روبرو میشوند و در حالی که توسط پلیس فرانسه و یک قاتل حرفهای تعقیب میشوند، باید رازهایی را که لئوناردو داوینچی در آثارش پنهان کرده است، کشف کنند.
خلاصه داستان: یک شهر خیالی و تاریک که در آن فساد و جنایت بیداد میکند. سه داستان موازی در این شهر روایت میشود: یک قهرمان سختافزار که به دنبال انتقام از مردی است که عشقش را کشته، یک کارآگاه که سعی میکند یک قاتل سریالی را متوقف کند، و یک پلیس که برای نجات یک زن از دست یک آدمخوار خطرناک تلاش میکند. این فیلم نوآر که در سال ۲۰۰۵ توسط فرانک میلر و رابرت رودریگز ساخته شده و با بازیگری برجستهای از جمله بروس ویلیس، کلایو اوون، جسیکا آلبا، بنیسیو دل تورو و میکی رورک، با استفاده از جلوههای بصری خیرهکننده و سبک بصری متمایز خود، داستانی خشن و تاریک را روایت میکند که در آن مرز بین خوب و بد محو شده است.
خلاصه داستان: در سومین قسمت از فرنچایز ترسناک «نفرین»، نفرین کایاکو ساکوچی که از یک خانه در توکیو سرچشمه گرفته بود، اکنون به یک آپارتمان متروکه در شیکاگو گسترش یافته است. این فیلم در سال ۲۰۰۹ توسط توبی ویلکینز کارگردانی شد و با بازی جوهنا بردی، گیلین آلدریج، شاوین فلین و متیو نایت، داستان خانواده ای را روایت میکند که درگیر نیروهای شیطانی میشوند. دکتر سالیوان، روانپزشکی که در فیلم قبلی حضور داشت، برای کمک به نائومی، دختری که تنها بازمانده از خانواده آلوده به نفرین است، تلاش میکند. اما نفرین کایاکو به سرعت در حال گسترش است و هر کسی را که با آن در تماس باشد، به کام مرگ میکشد. این فیلم با بهرهگیری از فضاسازی تاریک و ترس از ناشناختهها، داستان نفرینی را ادامه میدهد که هرگز پایان نمیپذیرد و قربانیان جدیدی برای انتقام جویی خود میطلبد.