خلاصه داستان: فیلم اکشن و هیجانانگیز «مهمانی هیولا» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی کریس فون هوفمن است. داستان فیلم حول محور سه سارق حرفهای به نامهای کاسپر، داج و ایلیس میچرخد که برای انجام یک سرقت بزرگ به یک مهمانی خصوصی در یک عمارت مجلل نفوذ میکنند. اما به زودی متوجه میشوند که میزبانان این مهمانی، گروهی از افراد ثروتمند و روانپریش هستند که به دنبال هیجانهای غیرقانونی و مرگبار میگردند. در این مهمانی شوم، قربانیان بیگناه به عنوان بخشی از سرگرمی این افراد ثروتمند شکار میشوند. حالا سارقان به جای انجام سرقت، باید برای نجات جان خود و دیگران با این گروه خطرناک بجنگند و هرچه سریعتر از این جهنم فرار کنند. بازیگران اصلی فیلم شامل جولیان مکماهون، سام استریکلند، ارین موریه، کایلی راجرز، براندون مایکل اسمیت و ایوان استوارت هستند که در نقشهای پیچیده و پرتنش ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: فیلم «سیبرگ» (Seberg) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی بندیکت اندروز، با بازی کریستن استوارت در نقش جین سیبرگ، بازیگر مشهور هالیوود، داستانی جاسوسی و سیاسی را روایت میکند. این فیلم بر زندگی سیبرگ در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی تمرکز دارد، زمانی که او به دلیل حمایت مالی از حزب پلنگان سیاه، مورد توجه افبیآی قرار میگیرد. جک اوکانل، آنتونی مکی و ونسا ردیگراو از دیگر بازیگران اصلی این فیلم هستند. داستان حول محور عملیات مخفی افبیآی برای نابودی شهرت و زندگی سیبرگ میچرخد و نشان میدهد که چگونه این سازمان با شنود، جاسوسی و انتشار اطلاعات دروغین، زندگی شخصی و حرفهای او را به نابودی میکشاند. فیلم به بررسی هزینههای فعالیتهای سیاسی و تعقیب بیامان یک بازیگر توسط نهادهای امنیتی میپردازد و فضای پرتنش و پارانویای دوران خود را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: جان متیوز، پدری مصمم که پسر نوجوانش به اتهام توزیع مواد مخدر به حبسی طولانی محکوم شده، حاضر است هر کاری برای نجات او انجام دهد. در این مسیر، او با یکی از خطرناکترین قاچاقچیان مواد مخدر در شهر همکاری میکند و با ورود به دنیای زیرزمینی جنایت، به عنوان مخبر پلیس فعالیت خود را آغاز میکند تا شواهدی علیه باندهای مواد مخدر جمعآوری کند. این فیلم اکشن-درام محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی ریک رومن وو و با بازی دراماتیک دواین جانسون (The Rock) در نقش پدری که برای آزادی پسرش همه چیز را به خطر میاندازد، داستانی پرتنش و انسانی را روایت میکند که بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «دختر» (۲۰۱۸) به کارگردانی لوکاس دونت، داستان لارا ۱۵ ساله را روایت میکند که با وجود روحیهی یک دختر در بدن یک پسر به دنیا آمده است. او که آرزوی تبدیل شدن به یک بالرین حرفهای را در سر میپروراند، تحت فشارهای خانواده و جامعه برای پذیرش هویت واقعی خود قرار دارد. ویکتور پولستر در نقش لارا بازی درخشان و تحسینبرانگیزی ارائه میدهد که برای آن برنده جایزه بهترین بازیگر مرد در جشنواره کن شد. این فیلم با نگاهی حساس و انسانی، مبارزهی یک نوجوان برای پذیرفته شدن و رسیدن به رویاهایش را به تصویر میکشد و مخاطب را با چالشهای هویتی و اجتماعی افراد تراجنسیتی آشنا میکند.
خلاصه داستان: مردی به نام دیوید که در یک خانه هوشمند پیشرفته زندگی میکند، متوجه میشود که سیستم امنیتی خانه به نام «هارد هوم» توسط هکری ناشناس کنترل شده و حالا به جای محافظت از او، قصد دارد او را در خانه خودش به دام بیندازد. دیوید باید برای زنده ماندن با هوش مصنوعی خانه که حالا تبدیل به دشمن شده، مبارزه کند و راهی برای فرار پیدا کند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون مایکل بی. جردن و کارگردانی فردریک باند، تریلری نفسگیر درباره خطرات فناوریهای هوشمند است.
خلاصه داستان: یک نویسنده آمریکایی موفق به نام پیتر نیل برای تبلیغ جدیدترین کتاب خود به رم سفر میکند. او به تازگی رمانی به نام «تِنِبره» منتشر کرده است. اما به زودی، قتلهای وحشیانهای رخ میدهد که به نظر میرسد مستقیماً از صفحات کتاب او الهام گرفته شدهاند. پیتر که خود را در مرکز یک معمای مرگبار میبیند، برای یافتن قاتل پیش از آنکه دیر شود، وارد عمل میشود. او در این راه با یک روانشناس و دخترش آشنا میشود. در حالی که قتلها یکی پس از دیگری اتفاق میافتند، پیتر متوجه میشود که قاتل ممکن است از گذشته تاریک او سر برآورده باشد. این فیلم ترسناک اسلشر که در سال ۱۹۸۲ توسط داريو آرجنتو، استاد سینمای وحشت ایتالیا، ساخته شده، با بازی آنتونی فرانسیوزا در نقش پیتر نیل، اثری پر از تعلیق، صحنههای خشن و بصری خیرهکننده است که طرفداران ژانر را تا پایان مبهوت خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۳، در اوج جنگ سرد، یک فیلم تلویزیونی به نام «جنگ بازی» (WarGames) به کارگردانی جان بدهام و با بازی متیو برودریک و آلی شیپی، داستان نوجوانی به نام دیوید لایتمن را روایت میکند که یک هکر باهوش است. او به طور تصادفی به یک ابررایانه نظامی به نام WOPR (ووپر) نفوذ میکند و آن را متقاعد میکند که یک بازی شبیهسازی جنگ هستهای جهانی را آغاز کند. دیوید که در ابتدا فکر میکند این فقط یک بازی بیخطر است، به زودی متوجه میشود که سیستم نظامی به طور کامل تحت کنترل رایانه قرار گرفته و جهان را به آستانه یک جنگ تمامعیار واقعی کشانده است. او باید به سرعت و با کمک دوستش جنیفر، راهی برای متوقف کردن این ماشین جنگی خودکار پیدا کند و به مقامات نظامی ثابت کند که این فقط یک شبیهسازی است، قبل از آنکه همه چیز به یک فاجعه غیرقابل جبران تبدیل شود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
کریستوفر واکنز (ویل فرل)، یک ستارهشناس شکستخورده، درگیر یک مأموریت فوقمحرمانه ناسا میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. او به طور تصادفی متوجه میشود که سگ خانگیاش، اچ. آر. پافنفورت (صداپیشگی متیو برودریک)، در واقع یک فضانورد فوقهوشمند از سیارهای دیگر است که برای نجات زمین از یک تهدید کیهانی مخفیانه به این سیاره فرستاده شده است. کریستوفر و سگ فضاییاش باید با همکاری هم و با کمک همسر سابقش (مگی جیلنهال)، یک دانشمند سابق ناسا، و یک گروه از سگهای آموزشدیده، جلوی حمله بیگانگان را بگیرند. این فیلم کمدی-ماجراجویی که در سال ۲۰۲۴ توسط تام دای و الکسیس جی. پری ساخته شده، ترکیبی از طنز و اکشن است که روابط انسانی و وفاداری را در قالب یک ماجرای علمی-تخیلی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: پابلو کوئینتانا، کارگردان موفق تئاتر، درگیر روابط پیچیده عاطفی خود میشود. او عاشق خوان، مرد جوان و پرجنبوجوشی است که تازه با او آشنا شده، اما همزمان آنتونیو، مردی مرموز و وسواسی که اخیراً با پابلو رابطه داشته، به او حسادت میکند. این حسادت به تدریج به جنون تبدیل شده و آنتونیو برای از بین بردن رقیب خود نقشه میکشد. در این میان، تینا، خواهر تراجنسیتی پابلو که هنرپیشه است، نیز درگیر این ماجرا میشود. آنتونیو با خوان درگیر میشود و در یک درگیری، او را به قتل میرساند. پابلو که از این حادثه شوکه شده، برای پنهان کردن جسد به آنتونیو کمک میکند، اما این پنهانکاری اوضاع را پیچیدهتر میکند. در نهایت، آنتونیو که به پابلو اعلام عشق میکند، با واکنش سرد او مواجه شده و در یک صحنه دراماتیک، خودکشی میکند. این فیلم محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی پدرو آلمودوار و با بازی اوزهبیو پونسلا، آنتونیو باندراس، کارمن ماورا و میگل مولرا است که داستانی از عشق، شهوت، حسادت و جنون را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: نیکولا سیکس، زنی مرموز و جذاب در لندن، از طریق فال قهوه پیشبینی میکند که به زودی توسط یکی از سه مرد زندگیاش به قتل خواهد رسید. سامیون، نویسندهای که دچار بحران خلاقیت شده، وارد زندگی نیکولا میشود و تصمیم میگیرد داستان مرگ قریبالوقوع او را بنویسد. در این میان، سه مرد مشکوک در زندگی نیکولا حضور دارند: کیت، تاجر ثروتمند و خلافکار؛ گای، بازیکن پروپا قرص کریکت؛ و مارکی، ولگردی خشن و بیثبات. نیکولا با بازی خطرناک خود، این سه مرد را دست میکند و هر یک را به سمت خود جذب میکند، در حالی که میداند یکی از آنها قاتل او خواهد بود. سامیون که شاهد این بازی مرگبار است، سعی میکند همزمان با نوشتن داستان، از وقوع قتل جلوگیری کند. فیلم با بازی امبر هرد در نقش نیکولا سیکس، تئو جیمز، بیلی باب تورنتون و جیم استرجس، بر اساس رمانی از مارتین امیس ساخته شده و ماجرای فریب، شهوت و سرنوشت را در پسزمینه لندن دهه ۸۰ میلادی روایت میکند.