خلاصه داستان: یک زن جوان به نام سارا که از شهرستان به لس آنجلس نقل مکان کرده، در جستجوی یک زندگی جدید به آپارتمانی در یک مجتمع مسکونی به ظاهر آرام و دوستانه به نام «1BR» نقل مکان میکند. او به زودی متوجه میشود که این جامعه بر اساس مجموعهای از قوانین سخت و عجیب اداره میشود و ساکنان آن به طور وسواسگونهای از این قوانین پیروی میکنند. زمانی که سارا سعی میکند استقلال خود را حفظ کند و از هنجارهای جامعه سرپیچی نماید، با واکنش شدید و خصمانهای از سوی همسایگان و مدیر ساختمان مواجه میشود. او به تدریج درمییابد که این مجتمع مسکونی در واقع یک فرقه مخوف است که قصد دارد هویت و آزادی او را از بین ببرد و او را به عضوی مطیع و یکسانسازی شده در جامعه خود تبدیل کند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی دیوید مارمور، با بازی نیکول برایون، نقش مخوف یک جامعه به ظاهر ایدهآل را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه روانپریش به نام گوتم، که در لندن زندگی میکند، مدعی است که والدینش در کودکی توسط یک گروه قاچاق انسان به قتل رسیدهاند. او که با توهمات و خاطرات مبهم از آن واقعه دست و پنجه نرم میکند، در تلاش است تا حقیقت را کشف کند. همسر و پسرش، که تنها تکیهگاه او هستند، سعی میکنند به او کمک کنند، اما دشمنان قدرتمند و توطئههای پیچیده، راه را بر او دشوار میکنند. این فیلم اکشن و روانشناختی محصول سال ۲۰۱۴ هند، به کارگردانی سوکومار و با بازی ماهش بابو در نقش اصلی، مخاطب را در یک سفر پرپیچ و خم از واقعیت و توهم همراهی میکند.
خلاصه داستان: فیلم مهیج و سیاهسینمایی «۱۳ تزامتی» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی جلا بابوآنی، داستان مرد جوان و فقیری به نام سباستین را روایت میکند که در آستانه ورشکستگی قرار دارد. او با مرگ ناگهانی یکی از مشتریانش، صندوقچهای حاوی یک نقشه و بلیت قطار را پیدا میکند. سباستین که چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیم میگیرد به جای آن مرد مرحوم، در یک رویداد مرموز و زیرزمینی شرکت کند، غافل از اینکه این سفر او را به قلب دنیای خطرناک و مرگبار بازیهای روسی رهن میکند. این فیلم با بازی ژرژ بابوآنی و فیلمبرداری هنرمندانه در سبک سیاهسینما، فضایی پرتنش و نفسگیر را خلق کرده است.
خلاصه داستان: «ماسک میمون» (۲۰۰۰) فیلمی جنایی و دراماتیک به کارگردانی سامانتا لنگ با بازی سوزی پورتر در نقش جیل فیتزپاتریک، یک کارآگاه خصوصی همجنسگرا که برای کشف راز قتل یک شاعر جوان به نام میکی نوریس (آبیگیل راجرز) استخدام میشود. جیل در حین تحقیقات خود با دیانا (کلی مککیلیس)، استاد دانشگاه و مادر میکی، روبرو میشود و به تدریج درگیر رابطهای عاشقانه و پیچیده با او میشود. این رابطه او را در مسیری تاریک و خطرناک قرار میدهد که مرزهای میان عشق، شهوت و جنایت را در هم میآمیزد. فیلم که بر اساس رمانی به همین نام از دوروتی پورتر ساخته شده، فضایی پرتنش و اروتیک را با بازیهای قدرتمند بازیگرانش به تصویر میکشد و مخاطب را تا انتها در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان به نام جان فلمینگ در رصدخانه ای در بریتانیا مشغول کار است که سیگنالهای مرموزی از کهکشان آندرومدا دریافت میکند. این سیگنالها حاوی دستورالعملهایی برای ساخت یک ابرکامپیوتر پیشرفته هستند. دولت بریتانیا پروژهای سری را برای ساخت این کامپیوتر آغاز میکند و دانشمندی به نام رینهارد را مسئول آن میکند. با فعال شدن کامپیوتر، موجودی به نام آندرومدا به شکل زنی جوان به نام جودی ایجاد میشود. فلمینگ متوجه میشود که آندرومدا قصد دارد کنترل دانش و فناوری زمین را به دست بگیرد و تمدن بشری را تحت سلطه خود درآورد. او باید با کمک همکارانش راهی برای متوقف کردن این موجود فرا زمینی پیدا کند. این مینیسریال علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۶ بریتانیا به کارگردانی جان استریکلند و با بازی تام هارپر، کلیلی هولز، جین آشر و چارلی کاکس است که بر اساس رمانی از فرد هویل و جان الیوت ساخته شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: آلن و بنیادا، زوجی موفق که به تازگی به خانهای جدید نقل مکان کردهاند، زندگی آرامی را میگذرانند. آلن که یک مخترع است، مشغول کار بر روی پروژهای پیشرفته است. اما این آرامش با ورود رئیس آلن، ریچارد، و همسر مرموز او، آلیس، به مهمانی شامی که آنها ترتیب دادهاند، به هم میریزد. رفتار عجیب و وسواسگونه آلیس، مهمانی را به کابوسی تبدیل میکند و پس از آن، وقایع غیرمنتظره و ترسناکی زندگی زوج جوان را تحت تأثیر قرار میدهد. حضور نمادین یک «لمینگ» (نوعی جونده) در لولههای خانه، به عنوان نشانهای از شومی و ورود پدیدههای غیرقابل توضیح، فضایی روانشناختی و دلهرهآور را رقم میزند. فیلم «لمینگ» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی دومینیک مول و با بازی شارلوت رمپلینگ، شارلوت گنزبور، آندره دوسولیه و لوران لوکاس، اثری ژرف و ترسناک است که مرزهای واقعیت و توهم را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی مت اوستین و با بازی برندون روث، کیتلین کارمیشل، دانیل مک، تام کاوانا و دینا مایر است. داستان چهار فضانورد را دنبال میکند که برای شبیهسازی یک مأموریت ۴۰۰ روزه به مریخ در یک محیط ایزوله قرار میگیرند. اما پس از مدتی، وقایع غیرمنتظره و توهمآمیزی رخ میدهد که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند و آنها را با چالشهای روانی و اخلاقی عمیقی مواجه میسازد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای جک و تایلر که در زندگی با مشکلات مالی و شخصی دست و پنجه نرم میکنند، در یک روز عادی در شهر، شاهد یک سرقت مسلحانه از یک بانک توسط یک گروه خلافکار حرفهای میشوند. در پی این حادثه، آنها به طور اتفاقی کیف پول یکی از سارقان را که حاوی سرنخهای مهمی است، پیدا میکنند. این کشف تصادفی، زندگی آرام آنها را به کلی دگرگون میکند و آنها را وارد دنیای خطرناک جنایتکاران میکند. حالا با گذشت هر ثانیه، زمان برایشان ارزشی حیاتی پیدا میکند. آنها تنها ۷۲ ساعت فرصت دارند تا با استفاده از این اطلاعات، نقشهای برای نجات خود و شاید رسیدن به ثروتی ناگهانی بکشند، اما باید از دست پلیس و جنایتکارانی که به دنبالشان هستند، فرار کنند. در این تعقیب و گریز نفسگیر، وفاداری و دوستی آنها در معرض بزرگترین آزمایش زندگیشان قرار میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم اکشن ۱۲ دور (۱۲ Rounds) محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی رنه هارلین و با بازی جان سینا، آیدان گیلن و اشلی اسکات است. داستان حول محور دنی فیشر، یک کارآگاه پلیس موفق در نیواورلئان میچرخد که پس از دستگیری یک تروریست بینالمللی به نام مایلز جکسون، زندگی آرامی را آغاز میکند. اما یک سال بعد، جکسون به شکلی مرموز از زندان فرار میکند و برای انتقام، نامزد دنی یعنی مالی را میدزدد. جکسون دنی را در یک بازی مخوف ۱۲ مرحلهای قرار میدهد که هر مرحله شامل یک بمبگذاری یا یک موقعیت خطرناک است. دنی باید با پیروی از دستورات پیچیده و حل معماهای سخت، در هر مرحله جان خود و دیگران را نجات دهد و در نهایت به معشوقهاش برسد. این فیلم با صحنههای تعقیب و گریز نفسگیر و اکشنهای خشن، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: فیلم «۲۱۱» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی یورک بوگایویچ و با بازیگری نیکلاس کیج، دریک رابرتز و دیتا کوروش، داستان یک سرقت بانکی خشونتبار را روایت میکند که به سرعت از کنترل خارج میشود. مایک چاندلر (کیج)، یک افسر پلیس کهنهکار، به همراه همکار جوانش استیو مکنزی (رابرتز) و یک دانشآموز دبیرستانی به نام کنی (کوروش) در یک روز عادی در حال انجام وظیفه هستند که ناگهان با یک گروه مسلح و مجهز مواجه میشوند که قصد سرقت از بانک را دارند. این گروه که توسط یک رهبر بیرحم هدایت میشود، حاضر است برای رسیدن به هدف خود هر کاری کند. مایک و همکارانش به سرعت درگیر یک درگیری مسلحانه شدید میشوند و در حالی که شماره واحد آنها ۲۱۱ است، این حادثه به یکی از خونینترین و پرتنشترین مأموریتهای تاریخ پلیس شهر تبدیل میشود. آنها در یک محاصره مرگبار گرفتار شده و باید برای نجات جان خود و شهروندان بیگناه، با تمام توان بجنگند.