خلاصه داستان: سه زن غیرمنتظره به رهبری میارد، زنی در آستانه فروپاشی، تصمیم به سرقت از یک اتحادیه اعتباری روستایی در ایرلند میگیرند. این داستان هیجانانگیز که به صورت معکوس روایت میشود، رازهای پشت پرده شکست آنها و سرنوشتهای گریزناپذیرشان را برملا میکند.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک و آرام آمریکایی، وقوع یک سری قتلهای وحشتناک و مرموز، آرامش ساکنان را به کابوسی بیپایان تبدیل میکند. گروهی از جوانان تلاش میکنند تا هویت قاتل نقابدار را پیش از آنکه خود قربانی بعدی شوند فاش کنند، اما رازهای تاریک گذشته همه چیز را پیچیدهتر میکند.
خلاصه داستان: در اواخر قرن نوزدهم، امیلیا پس از ازدواج به خانه بازمیگردد تا داروخانهای ویژه زنان تأسیس کند، اما بهزودی متوجه نقشههای شوم همسرش برای سرقت اختراع گرانبهای پدرش میشود. او که به جنون متهم شده، باید در میان توطئهها و فریبها برای بقا و کشف حقیقت بجنگد.
خلاصه داستان: پس از قتل مرموز چهار کارآگاه سابق، مامور زبدهای به نام «زیتا» راهی کلمبیا میشود تا بقایای یک عملیات مخفی را کشف کند. او در این مسیر پرمخاطره ناچار به همکاری با یک جاسوس کلمبیایی میشود تا به حقیقت پشت این جنایات پی ببرد.
خلاصه داستان: زندگی حرفهای و زناشویی دکتر گیتیکا سن، پزشک زنان سرشناس در لندن، پس از اتهامات دروغین سوءرفتار جنسی در آستانه فروپاشی قرار میگیرد. در حالی که همسرش میرا برای کشف حقیقت تلاش میکند، توطئهای تاریک و حسادتبار از سوی یکی از همکاران نزدیک او برملا میشود.
خلاصه داستان: کانگ ته جو، یک جراح مغز و اعصاب سابق که اکنون به عنوان مدیر بیمارستان خدمت می کند و برای نجات همسرش که قبل از طلاق ربوده شده بود، با یک جنایتکار خطرناک مبارزه می کند.
خلاصه داستان: آنتارا، مدل معروفی با گذشتهای دردناک، عاشق مردی به نام شانتانو میشود. اما با فاش شدن رازهایی تاریک، او برادر شانتانو را به قتل خواهرش متهم میکند؛ چالشی سهمگین که در آن مرز میان توهم و واقعیت به شدت مبهم میشود.
خلاصه داستان: مومو بازیگر سرشناس که قرار است با جراح مغز و اعصاب جو شین ازدواج کند، پس از تصادف به کما می رود. جو شین ناامید عمل جراحی انتقال روح را انجام می دهد. او با هوشیاری دیگری در بدنش بیدار می شود و عواقب غم انگیزی به بار می آورد...
خلاصه داستان: مدیر کیم یک سرپرست معمولی یک خانواده با یک دختر بود و به عنوان یک شهروند کوچک زندگی می کرد. او برای یافتن دخترش که همه چیز اوست، رازی را فاش می کند که هرگز نباید برای جهانیان فاش شود.
خلاصه داستان: ادی لال است، او در آکادمی ساحلی لاکبریج کار سرپرستی می کند تا از بی خانمانی جلوگیری کند. در آنجا، او با ماری تمیزتر پیوند برقرار می کند، در حالی که اسرار تاریکی را کشف می کند که کنترل خانواده آبردین بر مدرسه را تهدید می کند.