خلاصه داستان: عمو یانکو، مستند کوتاه و دلنشین سال ۱۹۶۷ به کارگردانی اگنس واردا، هنرمند برجسته موج نوی فرانسه، روایتی شخصی و شاعرانه از دیدار او با عموی آمریکاییاش، یانکو واردا، ارائه میدهد. این فیلم که در سواحل خلیج سان فرانسیسکو و در خانهی قایقی رنگارنگ عمو یانکو فیلمبرداری شده، تصویری زنده و پراحساس از زندگی این هنرمند یونانی-آمریکایی را به تصویر میکشد. واردا با نگاهی کنجکاو و مهربان، عمویش را به عنوان مردی آزاده، خوشبین و عاشق زندگی معرفی میکند که فلسفهی وجودی خود را در سادگی، هنر و همزیستی مسالمتآمیز با طبیعت و دیگران جستجو میکند. این اثر نه تنها یک پرترهی خانوادگی عمیقاً انسانی است، بلکه بازتابی از روحیهی هیپیگرایی دههی ۶۰ میلادی و جستجوی آرمانشهر فردی در دل جامعهی آمریکاست.
خلاصه داستان: این سریال انیمیشنی که توسط ربکا شوگر خلق شده، داستان استیون یونیورس نوجوانی را روایت میکند که همراه با سه جنگجوی کهکشانی به نام های گارنت، آمیتیست و مروارید، از زمین در برابر تهدیدات بیگانه محافظت میکند. استیون که نیمی انسان و نیمی از نژاد قدرتمند «جواهرها» است، در حال یادگیری کنترل قدرتهای منحصر به فرد خود است. این مجموعه با ترکیب اکشن، کمدی و لحظات احساسی عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، خانواده، هویت و پذیرش خود میپردازد. سریال در طول پنج فصل، داستانی پیچیده و شخصیتهای به یاد ماندنی را ارائه میدهد که با موسیقیهای جذاب و انیمیشن خلاقانه همراه شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
عمو سیبیلو (۱۳۸۱) به کارگردانی داریوش مهرجویی، بر اساس داستانی از صمد بهرنگی، روایتگر زندگی پسری روستایی به نام مش حسن است که برای کار به شهر میرود. او در یک مغازه خیاطی مشغول به کار میشود و با دختر صاحب مغازه، گلنار، آشنا شده و عاشق او میشود. اما پدر گلنار که مردی ثروتمند و مغرور است، با این ازدواج مخالفت میکند. مش حسن برای به دست آوردن دلار و ثروت، دست به کارهای خطرناکی میزند و در نهایت به دام یک قاچاقچی بزرگ به نام «عمو سیبیلو» میافتد. این فیلم که با بازی فرامرز صدیقی، نیکی کریمی، بهروز وثوقی و پرویز پورحسینی ساخته شده، نقدی تند بر فقر، طبقۀ اجتماعی و فساد در جامعۀ شهری ایران است.
خلاصه داستان: «خانه تسخیرشده» یک کمدی کوتاه صامت به کارگردانی و بازی باستر کیتون است که داستان بانکداری جوان را روایت میکند که به اشتباه متهم به سرقت بانک میشود و در خانهای پر از سارقان، بازیگران اپرا و تلههای مکانیکی پناه میبرد؛ این فیلم با طنز فیزیکی، گگهای خلاقانه و صحنههای پلهای معروف کیتون، به کاوشی از هرجومرج و خلاقیت میپردازد. منتقدان برای کمدی بیزمان، نبوغ باستر کیتون در حرکات آکروباتیک و طراحی هوشمندانه گگها تحسین کردهاند و آن را به عنوان یکی از بهترین آثار کوتاه صامت توصیف کردهاند که با ریتم سریع و لحظات خندهدار، حس شادی و نوستالژی را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: یک زندانبان معمولی به نام ریچارد در زندان ایالتی، وظیفهای غیرمنتظره به عنوان مسئول سانسور نامههای زندانیان دریافت میکند. او که زندگیای یکنواخت و تنها دارد، ناگهان خود را در دنیایی از رازها، دروغها و داستانهای شخصی زندانیان غرق میبیند. ریچارد با دقت و کنجکاوی، نامهها را میخواند و سانسور میکند، اما به تدریج در داستانهای آنها، به ویژه نامههای عاشقانهای بین یک زندانی محکوم به اعدام و همسرش، درگیر میشود. این درگیری عاطفی او را به سمت تصمیماتی میکشد که مرز بین قوانین و انسانیت را محک میزنند و زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهند. این فیلم کوتاه به کارگردانی الساندرو جی. گالاسی و با بازی برجسته اسکار آیزاک، داستانی ظریف و تأملبرانگیز درباره همدلی، انزوا و قدرت کلمات است.
خلاصه داستان: یک کمدی سیاه و خونین ایرلندی درباره سفری غم انگیز با قطار که در آن مردی مسن که همسرش آن روز صبح مرده، با یک جوان عجیب و غریب و احتمالاً روان پریش مواجه می شود...
خلاصه داستان: فیلم کوتاه کمدی «پرونده قتل لورل و هاردی» محصول سال ۱۹۳۰ به کارگردانی جیمز پارروت با بازی استن لورل و اولیور هاردی، داستان دو دوست خنگ و خرک را روایت میکند که برای ماهیگیری به رودخانه میروند اما به عمارتی مرموز کشیده میشوند جایی که وارث ارباب مرده برای خواندن وصیت جمع شدهاند. لورل و هاردی با تصور روح یا قاتل واقعی، درگیر ماجراهای ترسناک و خندهداری میشوند که پر از سوءتفاهمهای کلاسیک، تعقیب و گریز و شوخیهای فیزیکی است و در نهایت با هویت واقعی ارباب فاش میشود.