خلاصه داستان: فیلم «صدای انسان» محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی پدرو آلمودوار و با بازی درخشان تیلدا سوینتون، اقتباسی مدرن و مینیمال از نمایشنامه مشهور ژان کوکتو است. داستان حول محور زنی میچرخد که توسط معشوقش پس از سالها رابطه ترک شده و او طی یک مکالمه تلفنی نهایی تلاش میکند تا او را بازگرداند. تمام اتفاقات در آپارتمان زن رخ میدهد و مخاطب تنها شنونده یک سوی این گفتگوی دردناک است. سوینتون در این نقش تکپرده، طیف وسیعی از احساسات از امید و التماس گرفته تا خشم و پذیرش را به تصویر میکشد و آلمودوار با استفاده از رنگهای غنی و طراحی صحنه دقیق، فضایی کلاسیک و در عین حال مدرن خلق میکند. این فیلم کوتاه ۳۰ دقیقهای، اثری قدرتمند و تأثیرگذار درباره تنهایی، عشق و از دست دادن است که با وجود کوتاهی، عمق احساسی قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: The Marvelous Misadventures of Flapjack یک سریال انیمیشن ماجراجویی آمریکایی است که توسط تاد فردمن خلق شده و از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ در شبکه کارتون نتورک پخش شد. این سریال داستان پسری به نام فلاپجک را روایت میکند که توسط یک نهنگ صحبتکننده به نام بانوی غولپیکر بزرگ شده است. فلاپجک که رویای تبدیل شدن به یک ماجراجوی بزرگ را در سر میپروراند، به همراه دوست و مربی خود، کپیتان ناکناک، در جزیره آبنباتباران به دنبال ماجراهای هیجانانگیز و خطرناک میگردد. این مجموعه با سبک بصری منحصر به فرد، طنز سیاه و شخصیتهای به یاد ماندنی، به یکی از محبوبترین انیمیشنهای دهه ۲۰۰۰ تبدیل شد و جوایز متعددی از جمله جایزه آنی را کسب کرد.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه فرانسوی به کارگردانی اولیویه لافایت، داستان دختر جوانی به نام لئا را روایت میکند که در یک مهمانی خانوادگی شرکت کرده است. در طول این گردهمایی، لئا متوجه میشود که بدنش شروع به بزرگ شدن غیرعادی کرده و به تدریج در حال انفجار است. این اتفاق عجیب و غریب، ترس و وحشت او را برمیانگیزد، اما اطرافیانش در ابتدا چندان توجهی به این موضوع نمیکنند. لئا که با این پدیده مرموز و ترسناک روبرو شده، سعی میکند درک کند چه اتفاقی در حال رخ دادن است و چگونه میتواند جلوی این فرآیند مرموز را بگیرد. این فیلم با بهرهگیری از استعارههای بصری قدرتمند، مفاهیم بلوغ، تغییرات بدن و اضطرابهای نوجوانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه کمدی محصول سال ۱۹۳۱ به کارگردانی جیمز دبلیو هورن و با بازی لورل و هاردی، داستان دوستی به نامهای استنلی و اولیور را روایت میکند که پس از شکست عشقی، تصمیم میگیرند به ارتش فرانسه بپیوندند و به لژیون خارجی بروند. آنها در پادگان با تمرینات سخت و فرمانده سختگیر خود مواجه میشوند و با شیطنتها و سوءتفاهمهای خود، موقعیتهای خندهداری را به وجود میآورند. در نهایت، هنگامی که به مأموریتی در صحرا فرستاده میشوند، درگیر ماجراجوییهای مضحک دیگری میشوند و ثابت میکنند که برای زندگی نظامی ساخته نشدهاند.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «Another Fine Mess» محصول سال ۱۹۳۰، یکی از آثار کلاسیک کمدی دوران سینمای صامت به کارگردانی جیمز پروت است که لورل و هاردی، این دوئت کمدی افسانهای، در آن نقشآفرینی میکنند. داستان حول محور استن و اولی میچرخد که پس از فرار از یک افسر پلیس، خود را در یک کالسکه قدیمی پنهان میکنند. این کالسکه در واقع متعلق به یک کلبه مجلل است که توسط یک میلیونر ثروتمند اجاره شده است. زمانی که صاحبخانه به همراه همسرش بازمیگردند، این دو دوست نادان به اشتباه تصور میکنند که آنها خدمتکار هستند و از آنها انتظار انجام کارهای خانه را دارند. این سوءتفاهم مقدمهای برای یک سری موقعیتهای خندهدار و آشفتگیهای مضحک میشود که در آن لورل و هاردی با حرکات slapstick و بازیهای دیدنی خود، صحنههایی به یادماندنی خلق میکنند. این فیلم کوتاه به عنوان یکی از بهترین همکاریهای این دو کمدین بزرگ، نمونهای درخشان از طنز بصری و کمدی موقعیت است.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه که در سال ۲۰۱۱ توسط تیم توسعهدهنده بازی Assassin's Creed ساخته شده، داستان پایانی از زندگی **عطاایر به** (Altaïr Ibn-La'Ahad)، یکی از مشهورترین شخصیتهای فرقه اساسینها را روایت میکند. داستان در دوران کهنسالی عطاایر و در قلعهی اساسینها در مسیاف اتفاق میافتد. او که اکنون یک استاد پیر و خردمند است، با یک اساسین جوان به نام **نعیم** ملاقات میکند که برای یادگیری و دریافت راهنمایی نزد او آمده است. عطاایر در خلال این ملاقات، خاطرات و تجربیات خود از سالها مبارزه با شوالیههای معبد و تلاش برای حفظ تعادل بین آزادی و نظم را بازگو میکند. این داستان عمیقاً به مفاهیمی چون میراث، انتقال دانش از نسلی به نسل دیگر، و هزینههای شخصی که یک قاتل در راه عقایدش پرداخته است، میپردازد و پایان غمانگیز اما باشکوه یکی از بزرگترین اساسینهای تاریخ را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «تمثیل شهری» یک فیلم کوتاه تجربی است که در سال ۱۹۷۰ توسط کارگردان پیشگام ایرانی، فرهاد ورهرام، ساخته شد. این اثر که در دوران اوج سینمای موج نوی ایران خلق شده، یک تمثیل بصری قدرتمند و شاعرانه درباره زندگی مدرن شهری ارائه میدهد. فیلم بدون اتکا به دیالوگ و با بهرهگیری از ترکیببندیهای دقیق تصویری، ریتمهای موزون و نمادپردازیهای غنی، زندگی در کلانشهر را به تصویر میکشد. «تمثیل شهری» با نگاهی انتقادی و هنرمندانه، جدایی، انزوا و ازخودبیگانگی انسان مدرن را در معماری خشن و بیروح شهری کاوش میکند. این فیلم کوتاه که از آثار شاخص سینمای تجربی ایران به شمار میرود، با استفاده از فرم و ساختار سینمایی، روایتی انتزاعی و در عین حال عمیقاً انسانی از تجربه زندگی شهری در دوران معاصر ارائه میدهد.
خلاصه داستان: دو برادر ایرلندی به نامهای لورکان و تورلا پس از مرگ ناگهانی مادرشان در مزرعه خانوادگی دورافتاده در ایرلند شمالی گرد هم میآیند. لورکان که در لندن زندگی میکند، حالا باید به مزرعه بازگردد و با برادرش تورلا که سندرم داون دارد و در مزرعه مانده، روبرو شود. رابطه آنها پرتنش است، اما با پیدا شدن فهرست آرزوهای ناتمام مادرشان، تصمیم میگیرند قبل از فروش مزرعه، این آرزوها را یکییکی برآورده کنند. در این سفر، آنها نه تنها به درک بهتری از یکدیگر میرسند، بلکه یاد میگیرند که چگونه با غم از دست دادن مادرشان کنار بیایند و دوباره به عنوان یک خانواده متحد شوند.
خلاصه داستان: فیلمی تجربی و طنزآمیز به کارگردانی جان هیوستون که در سال ۱۹۵۳ ساخته شد و با بازی درخشان همفری بوگارت، جینا لولوبریجیدا، جنیفر جونز و پیتر لور همراه است. این فیلم که ابتدا با استقبال سرد منتقدان روبرو شد، به مرور زمان به عنوان یک اثر کالت و پیشرو در ژانر خود شناخته شد. داستان حول محور گروهی از کلاهبرداران بینالمللی میچرخد که در یک سفر دریایی به مقصد آفریقا گرد هم آمدهاند تا در یک معامله اورانیوم مشکوک شرکت کنند. اما حوادث غیرمنتظره، روابط عاشقانه پیچیده و شخصیتهای مرموز، سفر آنها را به ماجراجویی پرپیچوخمی تبدیل میکند که در آن هیچکس آنچه به نظر میرسد نیست. بوگارت در نقش یک قمارباز حرفهای ظاهر میشود که درگیر این بازی مرگبار شده و باید برای نجات خود و رسیدن به هدفش، تمام مهارتهایش را به کار گیرد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۴، آلفرد هیچکاک کارگردان برجسته بریتانیایی، فیلم کوتاه «ماجراجویی مالاگاشی» را به عنوان بخشی از مجموعه فیلمهای تبلیغاتی جنگی خود ساخت. این فیلم ۳۱ دقیقهای که به زبان فرانسوی و با زیرنویس انگلیسی ساخته شد، داستانی واقعی را روایت میکند که توسط بازیگر اصلی آن، «کلود دوفن» برای هیچکاک تعریف شده بود. داستان حول محور گروهی از بازیگران تئاتر در ماداگاسکار میچرخد که در زمان اشغال این جزیره توسط نیروهای ویشی فرانسه، برای کمک به جنبش مقاومت فرانسه آزاد تصمیم میگیرند. آنها با استفاده از مهارتهای نمایشی خود، نقشهای مختلفی را بازی میکنند تا مأموران ویشی را فریب دهند و به اعضای مقاومت در فرار از دست نیروهای اشغالگر کمک کنند. هیچکاک در این اثر کوتاه، سبک منحصر به فرد خود را در ایجاد تعلیق و استفاده از عناصر معمایی به کار گرفته و اثری جذاب و تأثیرگذار در ژانر تبلیغات جنگی خلق کرده است.