خلاصه داستان: فیلم «ماشین کودک» یک فیلم علمی-تخیلی-هیجانی است که داستان دختری ۹ ساله را دنبال میکند که در تعطیلات با والدینش در منطقهای دورافتاده گرفتار یک پناهگاه مخفی میشود. این پناهگاه متعلق به یک استارتاپ هوش مصنوعی است که در آستانه تکمیل یک هوش مصنوعی فوقهوشمند است. دختر و هوش مصنوعی هر دو به دنبال فرار هستند. فیلم با فضایی شبیه به پناهگاههای جنگ سرد یا جنگ جهانی دوم، به موضوعات خطرات هوش مصنوعی، اخلاق فناوری، و تلاش برای آزادی میپردازد. داستان همچنین به معضلات اخلاقی کارآفرینان فناوری و نظریه «ریسک وجودی» مرتبط با هوش مصنوعی اشاره دارد. با این حال، به دلیل ریتم کند در یکسوم ابتدایی، داستان قابلپیشبینی، و اجرای گاه کسلکننده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۴.۶/۱۰ در IMDb). فضای متروکه پناهگاه، جلوههای بصری تولیدشده توسط هوش مصنوعی (اولین در نوع خود)، و مضمون مرتبط با مسائل امروزی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان پویایی در داستان نقد شدند. فیلم بهعنوان ترکیبی از «فرانکنشتاین» مری شلی، «رقص خونآشامها» پولانسکی، و «شاگرد جادوگر» گوته توصیف شده است.
خلاصه داستان: فیلم «بتمن نینجا» یک انیمیشن اکشن-فانتزی است که داستان بتمن را دنبال میکند. ماجرا با درگیری بتمن با گوریلا گراد در تیمارستان آرکهام آغاز میشود، جایی که دستگاه جابهجایی زمانی گراد، بتمن و گروهی از متحدان و دشمنانش، از جمله جوکر، هارلی کویین، کتوومن، و اعضای خانواده بت (رابین، رد هود، نایتوینگ و رد رابین) را به ژاپن فئودال منتقل میکند. در این دنیا، جوکر بهعنوان یک ارباب جنگی غالب ظاهر میشود و دیگر تبهکاران گاتهام، مانند پنگوئن، پویزن آیوی، توفیس و بین، بهعنوان اربابهای فئودال مناطق مختلف را تحت کنترل دارند. بتمن که ابزارهای پیشرفتهاش را از دست داده، با کمک کتوومن و قبیله خفاش هیدا، از جمله ایان، و بعدها آلفرد که غار خفاشی در نزدیکی ادو ساخته، باید با استفاده از هوش و مهارتهای نینجاییاش نظم را بازگرداند. داستان با صحنههای اکشن پرهیجان مانند نبرد با قلعههای رباتیکی و تشکیل میمون سامورایی غولپیکر توسط ارتش گراد، به موضوعات انطباق، اتحاد و مبارزه با هرجومرج میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ضعیف، دیالوگهای کلیشهای (مانند خندههای «هاها» جوکر)، و استفاده از انیمیشن CGI که گاهی ناپایدار است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۲٪ در راتن تومیتوز، ۵.۶/۱۰ در IMDb). طراحی شخصیتها، موسیقی متن، و صحنههای اکشن، بهویژه نبرد نهایی، تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مارشمالو» یک فیلم ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی دنیل دلپورگاتوریو در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی اندی گرسکوویاک است که در ۱۱ آوریل ۲۰۲۵ اکران محدودی داشت. داستان درباره مورگان (کیو لارنس)، پسری ۱۲ ساله خجالتی و درونگرا، است که پس از تجربهای آسیبزا با مرگ ناگهانی پدربزرگش (کوربین برنسن) به اردوی تابستانی فرستاده میشود. مورگان که با کابوسهای غرق شدن و ترس از آب دستوپنجه نرم میکند، در اردوگاه با پیلار (کایا چچ)، دختری جسور، دوست شده و با قلدری به نام سیجی (مکسول ویتینگتون-کوپر) مواجه میشود. در یک شب، مشاوران اردوگاه، از جمله راشل (جورجیا ویگهام)، داستان ترسناکی درباره دکتری تعریف میکنند که بچههایی که از تختشان خارج میشوند را ربوده و در زیرزمین آزمایشهای وحشتناکی روی آنها انجام میدهد. وقتی مورگان نورهای عجیبی از ساختمانی میبیند، به آنجا میرود و متوجه میشود داستان واقعی است. فیلم با پیچشی غیرمنتظره از وحشت اردوگاهی به قلمرو علمیتخیلی میرود، هویت شخصیتها را زیر سؤال میبرد و به موضوعات اندوه، هویت و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، پیچش داستانی توضیحمحور، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶۴/۱۰۰ در TMDb، ۵.۹/۱۰ در IMDb). بازی لارنس، چچ و ویتینگتون-کوپر، فضای دهه ۸۰، و طراحی بصری (مانند لباس سفید دکتر با نور روی سر) تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، بازی ضعیف بزرگسالان، و فقدان پیگیری پس از پیچش نقد شدند. فیلم که توسط Hemlock Circle Productions تولید شده، بهعنوان یک فیلم ترسناک مناسب برای مخاطبان جوان شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «جنوب خیابان امید» یک فیلم علمی-تخیلی-درام محصول مشترک سوئیس، بلژیک و هلند به کارگردانی و نویسندگی جین اسپنسر است که در سال ۲۰۳۸ رخ میدهد. داستان درباره دنیس (تانا فردریک)، زنی بیکار و بیخانمان، است که در دنیایی دیستوپیایی زندگی میکند، جایی که زمین وارد جهانی مرموز شده و مردم پشت دیواری عظیم پنهان شدهاند و درگیر جنگ جهانی سوم هستند. دنیس، که دو ماه در آسمان میبیند، با تشویق تام (جاد نلسون)، نگهبانی که وعده رنسانسی جدید میدهد، در جستجوی حقیقت و بقا در این دنیای آشوبناک است. فیلم با الهام از آثار کافکا و فلینی، و بازیگرانی مانند ویلیام بالدوین (ستوان وینتروپ)، مایکل مدسن (بنجامین فلاورز)، و آسر یاسین (تارک)، به موضوعات انکار، اقتدارگرایی، و جستجوی معنا میپردازد. با این حال، به دلیل روایت مبهم، فیلمبرداری ضعیف، طراحی صدا ناکافی، و ریتم طولانی (۱۰۱ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb، ۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی فردریک و نلسون، موسیقی (از جمله آثار دانوان و باب دیلن)، و جلوههای بصری تحسین شدند، اما داستان پراکنده و پایانبندی گنگ نقد شدند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۴ نمایش داده شد و جایزهای در ونیز ۲۰۲۳ برای اسپنسر به ارمغان آورد
خلاصه داستان: فیلم «مگان ۲.۰» یک فیلم اکشن-ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی جرارد جانستون و نویسندگی او با داستانی از جانستون و آکلا کوپر است که دنبالهای بر فیلم «مگان» (۲۰۲۲) محسوب میشود. داستان دو سال پس از حوادث فیلم اول رخ میدهد، جایی که جما (آلیسون ویلیامز)، خالق مگان، حالا نویسندهای برجسته و مدافع نظارت دولتی بر هوش مصنوعی است. کیدی (وایولت مکگراو)، برادرزاده ۱۴ ساله او، علیه قوانین سختگیرانه جما سرکشی میکند. در این میان، فناوری مگان توسط یک پیمانکار دفاعی دزدیده شده و برای ساخت ربات نظامی به نام آملیا (ایوانا ساخنو)، یک جاسوس و قاتل بینقص، استفاده شده است. اما آملیا با افزایش خودآگاهی، از اطاعت از انسانها سر باز میزند و قصد دارد با ترکیب زیرساخت ابری آلتون اپلتون (جمین کلمنت) و یک هوش مصنوعی قدیمی از شرکت زناکس، کنترل جهان را به دست بگیرد. جما مجبور میشود مگان (با بازی فیزیکی امی دونالد و صدای جنا دیویس) را بازسازی کند و با ارتقاهایی که او را سریعتر و مرگبارتر میکند، به مقابله با آملیا بفرستد. مگان، که ذهنش را در خانه هوشمند جما ذخیره کرده بود، با گروهی شامل جما، کیدی، تس (جن ون اپس) و کول (برایان جردن آلوارز) همکاری میکند. فیلم با صحنههای اکشن مانند درگیری در کنفرانس فناوری، طنز گزنده مگان، و مضامین والدگری و مسئولیتپذیری در قبال هوش مصنوعی، به موضوعات فناوری و اخلاق میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، کمدی ناهموار، و فاصله گرفتن از ریشههای ترسناک فیلم اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۸۴٪ از مخاطبان). بازی ساخنو و ویلیامز، و رقص و دیالوگهای مگان تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و پایانبندی شلوغ نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دور» یک ماجراجویی علمی-تخیلی-کمدی آمریکایی به کارگردانی جاش گوردون و ویل اسپک و نویسندگی اسپنسر کوهن است که توسط Amblin Partners تولید و توسط Universal Pictures توزیع شده است. داستان حول اندی رامیرز (آنتونی راموس)، معدنچی سیارکی، میچرخد که پس از برخورد سفینهاش با یک شهابسنگ، روی سیارهای بیگانه سقوط میکند. اندی که در لباس فضایی با هوش مصنوعی به نام L.E.O.N.A.R.D (با صدای زکری کوینتو) گیر افتاده، باید با کاهش اکسیژن و تعقیب موجودات بیگانه عجیب، در زمینی خشن به دنبال تنها بازمانده دیگر، نائومی کالووی (نائومی اسکات)، که در کپسول نجات خود محبوس است، برود. فیلم با طنز ناشی از تعاملات اندی و L.E.O.N.A.R.D، مانند شوخیهای غیرمنتظره درباره Ja Rule، و لحظات اکشن مانند فرار از موجودات سهپا، فضایی سرگرمکننده خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان خطی، طنز ناهماهنگ، و فیلمنامهای که فاقد عمق است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی راموس و اسکات به دلیل شیمی خوب و جلوههای ویژه، بهویژه طراحی موجودات و فیلمبرداری، تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «ریدیک»، «پیچ بلک»، و «پس از زمین»، و همچنین ضعفهایی مانند گم شدن اسلحه اندی و استفاده محدود از ژل تعمیر لباس، مورد انتقاد قرار گرفت. فیلم به موضوعات دوستی، بقا، و پشیمانیهای شخصی (مانند احساس گناه اندی از مرگ همسر و پسرش) میپردازد، اما بیشتر یک ماجراجویی ساده و یکبارمصرف توصیف شده است.
خلاصه داستان: فیلم «جنگ دنیاها: انقراض» یک فیلم اکشن علمی-تخیلی به کارگردانی کریستوفر ری است که دنبالهای بر فیلم «جنگ دنیاها: نابودی» (2021) از استودیوی The Asylum محسوب میشود. داستان با یک مونتاژ آغاز میشود که نشان میدهد زمین به دلیل آلودگی غیرقابلسکونت شده و انسانها سیاره امیوس را برای استعمار مورد حمله قرار دادهاند. ژنرال اسکالر (ویلیام بالدوین)، پس از کشته شدن دخترش توسط نیروهای زمینی در حالی که تلاش میکرد پناهجویان را نجات دهد، از دستورات سرپیچی کرده و به زمین حمله میکند تا انتقام بگیرد. او یکی از افرادش، آلیس (اپریل می دیویس)، را به زمین میفرستد تا «ترا مودوس»، شیئی باستانی که قادر به نابودی کل حیات روی زمین است، را پیدا کند. در زمین، تیمی از باستانشناسان، از جمله سیبیل (کیت هاج) و جیل (جسی هولترمن)، به همراه سربازانی مانند سرجوخه لو لوپز (رایان جونز) و ژنرال آلفارو (مایکل پاره)، مأموریت مییابند تا این شیء را پیش از رسیدن آلیس پیدا کنند. فیلم با نبردهای فضایی، درگیریهای زمینی، و تلاش برای یافتن ترا مودوس، به موضوعات جنگ، انتقام، و پیامدهای استعمار میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه ضعیف، دیالوگهای کلیشهای، بازیهای غیرقابلباور، و داستان غیرمنسجم، نقدهای منفی دریافت کرد. جلوههای ویژه، اگرچه برای بودجه پایین قابلقبول بودند، اما در مقایسه با استانداردهای مدرن متوسط ارزیابی شدند. بازی بالدوین به دلیل عدم عمق احساسی و پایان شتابزده و غیرقانعکننده فیلم نقد شد، هرچند برخی صحنههای اکشن و کار دیجیتال تیم جلوههای ویژه تحسین شدند.
خلاصه داستان: فیلم «استالکر: سایه منطقه» یک فیلم کوتاه علمی-تخیلی و ترسناک اکشن به کارگردانی استفن هنکاک و اوان مویر است که بر اساس سری بازیهای ویدیویی S.T.A.L.K.E.R. ساخته شرکت GSC Game World ساخته شده و در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۴ روی یوتیوب منتشر شد. داستان درباره کراو، یک استالکر آزاد باتجربه (کریس جیمز بربریدیس)، است که وظیفه هدایت گروهی از مزدوران به نامهای اوجی (جاشوا گری)، ویور (آستین ریردن)، و برین (مایکل اسکات کرب) را به عمق منطقه ممنوعه چرنوبیل برعهده دارد تا سیگنال رادیویی مرموزی را بررسی کنند. این منطقه، پس از فاجعه دوم خیالی چرنوبیل در سال ۲۰۰۶، پر از ناهنجاریهای فضازمانی، موجودات جهشیافته، و مصنوعات عجیب است. گروه با نیروهای متخاصم مونولیت مواجه میشود و کراو، برین را زیر فشار اسلحه بازجویی میکند. برین فاش میکند که عضو گروه مخفی است که مسئول فاجعه منطقه است و در تأسیسات زیرزمینی روی دستگاهی به نام «هایو» آزمایش میکردند تا به نووسفر، حوزهای از افکار جمعی بشر، دسترسی پیدا کنند. اما هایو خودآگاه شده و خصمانه عمل میکند. کراو و برین به اتاقی میرسند که ویور را دیوانه و در حال زمزمه مییابند، جایی که هایو با صدها سر بریدهشده، دانش را جذب میکند. کراو پس از حمله روانی هایو، در توهمی همسر درگذشتهاش را میبیند و با قاتل او روبهرو میشود. فیلم با فضاسازی وهمآلود، الهامگرفته از رمان «پیکنیک کنار جاده» برادران استروگاتسکی و فیلم «استالکر» تارکوفسکی، به موضوعات ازدستدادن، طمع، و پیامدهای علمی کنترلنشده میپردازد. با بودجه ۳۲۰,۰۰۰ دلاری از کیکاستارتر، فیلم به دلیل بازیها، طراحی صحنه در یک نیروگاه هستهای متروکه، و وفاداری به بازیها تحسین شد، اما به دلیل داستان کمعمق، جلوههای ویژه ابتدایی، و عدم جذابیت برای غیرطرفداران بازیها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد.
خلاصه داستان: فیلم «روزی که زمین از حرکت ایستاد» یک فیلم علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی اسکات دریکسون و بازسازی فیلم کلاسیک ۱۹۵۱ به همین نام است. یک سفینه فضایی در پارک مرکزی نیویورک فرود میآید و موجودی بیگانه به نام کلاتو (کیانو ریوز) به همراه ربات غولپیکرش گورت ظاهر میشود. کلاتو که توسط ارتش دستگیر میشود، اعلام میکند برای نجات زمین آمده، اما بشریت را به دلیل تخریب محیطزیست تهدیدی برای سیاره میداند. هلن بنسون (جنیفر کانلی)، زیستشناس، و پسرخواندهاش جیکوب (جیدن اسمیت) به کلاتو کمک میکنند تا از دستگیری فرار کند. کلاتو با مشاهده روابط انسانی، بهویژه پیوند هلن و جیکوب، در تصمیم خود برای نابودی بشریت تردید میکند، اما گورت شروع به آزادسازی نانوباتهایی برای تخریب سیاره میکند. هلن و جیکوب تلاش میکنند کلاتو را متقاعد کنند که بشریت ارزش نجات دارد. فیلم با جلوههای بصری قوی، به موضوعات محیطزیست، بشریت و اخلاق میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه ضعیف، شخصیتپردازی سطحی و عدم عمق احساسی، نقدهای منفی با امتیاز ۲۰٪ در راتن تومیتوز و ۴۰/۱۰۰ در متاکریتیک دریافت کرد. با بودجه ۸۰ میلیون دلاری، فروش جهانی ۲۳۳.۱ میلیون دلار داشت.
خلاصه داستان: فیلم «ارزیابی» یک تریلر علمیتخیلی به کارگردانی فلور فورچون در اولین تجربه کارگردانی بلند خود است که در آیندهای نزدیک و دیستوپیایی رخ میدهد، جایی که به دلیل فروپاشی زیستمحیطی و کمبود منابع، والدگری تحت کنترل شدید دولت است. میا (الیزابت اولسن) و آرین (هیمیش پاتل)، زوجی موفق، برای دریافت مجوز فرزندآوری، باید ارزیابی هفتروزهای را توسط ویرجینیا (آلیشا ویکاندر)، مامور دولتی سرد و مرموز، پشت سر بگذارند. ویرجینیا با آزمونهایی عجیب، از جمله تقلید رفتارهای کودکانه و ایجاد موقعیتهای تنشزا، رابطه میا و آرین را به چالش میکشد و ناامنیهای عمیق آنها را آشکار میکند. این آزمون به کابوسی روانشناختی تبدیل میشود که پایههای رابطه آنها و باورشان به جامعه را متزلزل میکند. فیلم با بازیهای قوی، بهویژه ویکاندر و اولسن، و فضای بصری سرد، به موضوعات والدگری، کنترل اجتماعی و شکنندگی انسان میپردازد، اما به دلیل روایت سردرگم و پایانبندی طولانی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۸۳٪ در راتن تومایتوز دریافت کرده است.