خلاصه داستان: نام فارسی: نگهبان نسلها (Terminator Genisys) - سال: 2015
در سال 2029، جان کانر، رهبر مقاومت انسانها، به سال 1984 بازمیگردد تا از کشته شدن مادرش، سارا کانر، توسط یک ترمیناتور جلوگیری کند. اما مأموریت او با ورود یک ترمیناتور ناشناس به همان زمان و همچنین یک پروتکل جدید به نام Genisys که همه چیز را تغییر میدهد، پیچیده میشود. در این نسخه، سارا کانر خود یک جنگجوی چیرهدست است و ترمیناتوری به نام پاپ (پدر) از او محافظت میکند.
خلاصه داستان: مردی که از سوپرمن شکست خورده، به زمین بازگشته تا انتقام بگیرد. او با سه زندانی از فورتزا که در ابرهای قرمز زندانی شدهاند، متحد میشود. این سه نفر به زمین میآیند و با قدرتهای خود شهر را به ویرانی میکشند. در همین حال، کلارک کنت که عاشق لوییس لین شده، قدرتهای خود را برای زندگی با او فدا میکند. اما وقتی میبیند که زمین در خطر است، باید دوباره به سوپرمن تبدیل شود تا با این دشمنان قدرتمند بجنگد و جهان را نجات دهد.
خلاصه داستان: ستارگیت یک فیلم علمی-تخیلی محصول سال 1994 است که داستان یک تیم نظامی و محققان را روایت میکند که از طریق یک دستگاه باستانی به نام "ستارگیت" به سیارهای دیگر سفر میکنند. در آنجا با تمدنی مواجه میشوند که توسط موجوداتی شبیه به خدایان مصر باستان اداره میشود و باید با آنها مبارزه کنند.
خلاصه داستان: فیلم «تکثیر» (Multiplicity) در سال ۱۹۹۶ به کارگردانی هارولد ریمیس و با بازی مایکل کیتون در نقش اصلی ساخته شد. داستان درباره مردی به نام داگ کینی است که برای رهایی از فشارهای کاری و خانوادگی، با پیشنهاد دوستش برای کلون کردن خودش موافقت میکند. او ابتدا یک نسخه کپی از خودش میسازد تا در کار به او کمک کند، اما خیلی زود نسخههای بیشتری از او ساخته میشوند و هر کدام ویژگیهای شخصیتی متفاوتی پیدا میکنند. این نسخهها که به تدریج از کنترل داگ اصلی خارج میشوند، زندگی حرفهای و شخصی او را به آشوب میکشند و در نهایت داگ مجبور میشود با عواقب این تکثیر غیرمنتظره دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: پس از وقایع فیلم قبلی، جیمز باند مأموریت دارد تا یک محموله از موشکهای ماهریکر را که در مسیر بریتانیا گم شدهاست، پیگیری کند. اما تحقیقات او او را به میلیاردری به نام هوگو دراکس میرساند که در حال ساخت یک سفینه فضایی مخفیانه است. باند با همکاری دکتر هالی گودهد، کارمند ناسا، باید نقشه شیطانی دراکس برای نابودی تمدن بشری و سکونت در فضا را خنثی کنند.
خلاصه داستان: فیلم رولربال در سال 1975 در دنیایی وحشیانه و آیندهنگر روایت میشود که در آن ورزشی خشن و مرگبار به نام رولربال به عنوان ابزاری برای کنترل خشونت جامعه و حذف فردگرایی توسط شرکتهای بزرگ حاکم است. در این ورزش، بازیکنان با سرعت و خشونت بالا در میدانی مسابقه میدهند و تماشاگران با دیدن مرگ و میرهای وحشتناک سرگرم میشوند. جاناتان (با بازی جیمز کاکرین) یکی از ستارههای این بازی است که با مهارت و جسارت خود به اوج محبوبیت میرسد. اما وقتی که شرکت حاکم، قوانین بازی را تغییر میدهد تا او را از میدان به در کند، جاناتان تصمیم میگیرد در یک بازی نهایی و مرگبار به میدان برود و با شجاعت و استقامت خود در برابر سیستم ستمگر بایستد و ارزشهای انسانی را زنده کند.
خلاصه داستان: فیلم Richard III در سال 1995، بازگویی جذاب و مدرن از نمایشنامه مشهور ویلیام شکسپیر است که ایان مککلن در نقش شاهزاده ناقص و جاهطلبی بازی میکند که با توطئه و خشونت به قدرت میرسد. این اثر سینمایی که در بستر جامعهای شبیه به بریتانیای فاشیستی دهه ۱۹۳۰ روایت میشود، با تغییرات هوشمندانه در دیالوگها و صحنههای اکشن نفسگیر، تناقضات قدرت و طمع انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی Repo! The Genetic Opera در سال 2008 منتشر شد. داستان در آیندهای نزدیک و در جهانی که با بیماری همهگیر طاعون ارگانیک روبرو شده، جریان دارد. در این دنیا، شرکت زایدیکورپ با ارائه اندامهای مصنوعی جانشین، به ثروت و قدرت رسیده است. اما وقتی مشتریان این شرکت در پرداخت اقساط خود ناتوان میشوند، یک «ریپومن» بیرحم به نام ناتان والاس که به «جراح» معروف است، اندامهای پیوندی را پس میگیرد. دختر جوانی به نام شایلو که به بیماری نادری مبتلا است، در مرکز این توطئه قرار دارد و سعی دارد با کمک پدرش که ریپومن است، از دست شرکت زایدیکورپ فرار کند.
خلاصه داستان: فیلم «کارگزاران» (Repo Men) در سال 2010 داستان مردی به نام رودی (با بازی جود لا) را روایت میکند که به همراه همکارش فرانک (با بازی فارست ویتاکر) برای شرکتی به نام «یونایتد» کار میکنند که اندامهای مصنوعی پیشرفتهای را به افراد بیمار پیوند میزند. اما اگر کسی در پرداخت اقساط گزاف این اندامها عقب بیفتد، وظیفه آنهاست که با خشونت آنها را پس بگیرند. وقتی خود رودی دچار نارسایی قلبی میشود و از همین فناوری استفاده میکند، پس از مدتی متوجه میشود که در پرداخت اقساطش مشکل دارد و حالا او باید از دست همکاران سابقش که به دنبال پس گرفتن قلبش هستند، فرار کند.