خلاصه داستان: فیلم سینمایی «دوجا ماگرا» (Dogra Magra) به کارگردانی تاتسومی کوماشیرو، بر اساس رمانی از ریونوسوکه آکوتاگاوا ساخته شده است. این اثر سوررئال و روانشناختی، داستان مرد جوانی به نام «من» را روایت میکند که در یک آسایشگاه روانی بستری است و از هویت و گذشته خود چیزی به یاد نمیآورد. او تحت درمان توسط دکتر واکابایاشی قرار دارد که تلاش میکند خاطرات سرکوب شده او را از طریق هیپنوتیزم بازیابی کند. در این مسیر، مرد جوان با شخصیتهای مرموزی همچون مادرش، نامزد سابقش و یک راهب بودایی روبرو میشود که هر یک بخشی از پازل هویت گمشده او را تشکیل میدهند. داستان با بازگشت به گذشتههای دور و خاطراتی از دوران کودکی، ریشههای جنون و گناه را در ذهن قهرمان داستان واکاوی میکند و مرز بین واقعیت و توهم را به چالش میکشد. این فیلم با بازی بازیگرانی چون کازوکی کیتامورا، یوکو تاناکا و ماساهیرو موتوکی، اثری عمیق و تأملبرانگیز درباره ماهیت هویت، حافظه و ذهن انسان است.
خلاصه داستان: در دنیای فانتزی قرون وسطایی، لوکاس، یک شکارچی جوان و مصمم، پس از اینکه خانوادهاش توسط گروهی از راهزنان بیرحم به قتل میرسند، سوگند انتقام یاد میکند. او در این راه پرخطر با ادموند، آخرین اژدهای باقیمانده، متحد میشود. ادموند که خود از نسلکشی اژدهاها توسط انسانها جان به در برده، ابتدا تمایلی به کمک ندارد، اما درد مشترک و دشمن واحد، آنها را به هم پیوند میدهد. این دو جنگجوی زخمخورده، برای رسیدن به عدالت، باید بر ترسهای خود غلبه کرده و با همکاری یکدیگر، نیروی شر را در نبردی حماسی شکست دهند. این فیلم که در سال ۲۰۲۰ به کارگردانی ایوان ترهان و با بازی جوزف میلیان، جک کان، آرتور اسمولیانینوف و هلنا بونهام کارتر ساخته شده، پنجمین قسمت از مجموعه محبوب «دل اژدها» است و داستانی از شجاعت، بخشش و قدرت رفاقتی غیرمنتظره را روایت میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۴، جان کارپنتر کارگردانی این فیلم کمدی علمی-تخیلی کالت را بر عهده داشت که داستان خدمه فضاپیمای «دارک استار» را روایت میکند؛ کشتیای که مأموریتش نابودی سیارات ناپایدار در کهکشان است. پس از بیست سال مأموریت، خدمه خسته و عجیب این فضاپیما — شامل تالبی، دولیتل، پینبک و بوآر— با مشکلات فنی متعدد، یک بمب هوشمند فلسفهباف که حاضر به ترک کشتی نیست، و یک موجود فضایی شبیه به بالون که به عنوان حیوان خانگی نگهداری میشود، دست و پنجه نرم میکنند. این فیلم کمبودجه که در ابتدا پروژه دانشجویی کارپنتر و دن اوبانون بود، با طنز سیاه و نگاه طعنهآمیز به ژانر علمی-تخیلی، به یکی از آثار محبوب دوستداران سینما تبدیل شد و بازیهای بریان نارل، در پینبک و دیگران را در خود جای داد.
خلاصه داستان: یک دانشآموز نوجوان به همراه خانوادهاش به یک پایگاه نظامی دورافتاده نقل مکان میکنند، جایی که به زودی با یک پدیده ترسناک و غیرقابل توضیح روبرو میشوند. موجودات بیگانهای به نام «جایگزینها» به آرامی در حال تسخیر شهر هستند؛ آنها با تکثیر و جایگزین کردن انسانها با نسخههای کاملاً مشابه اما فاقد هرگونه احساس و عاطفه، جامعه را به تدریج تحت کنترل خود درمیآورند. تنها نشانه تشخیص این موجودات از انسانهای واقعی، ناتوانی آنها در پنهان کردن واکنشهای هیجانی است. حالا این نوجوان و معدود انسانهای باقیمانده باید برای بقای خود بجنگند و جلوی گسترش این موجودات را بگیرند، پیش از آنکه تمام جامعه به دست آنها افتاده و هویت انسانی خود را از دست بدهند. این فیلم ترسناک و علمی-تخیلی، سومین اقتباس سینمایی از رمان معروف جک فینی است که ترس از بیگانگان و از دست دادن هویت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، جرارد مکمورای کارگردانی این فیلم ترسناک و هیجانانگیز را بر عهده داشت که در واقع یک پیشدرآمد برای مجموعه محبوب «پاکسازی» محسوب میشود. داستان فیلم به ریشههای شکلگیری این حرکت مخوف میپردازد؛ زمانی که حزب نوین بنیانگذاران آمریکا (NFFA) تصمیم میگیرد تا یک آزمایش اجتماعی وحشتناک را در یک جزیره کوچک به اجرا بگذارد. در این آزمایش، تمامی جرایم برای ۱۲ ساعت کاملاً قانونی خواهند بود و دولت حتی به شرکتکنندگان پول نیز میدهد. اما هنگامی که خشونت از کنترل خارج میشود، دکتر «مایا» (لکس اسکات دیویس) و فعالی به نام «دیوگان» (یوان آتیک) باید برای زنده ماندن و افشای حقیقت این آزمایش مرگبار بجنگند. بازیگرانی چون جوآدلی دیویدور، لونا لورن و پچ دارو نیز در این فیلم ایفای نقش کردهاند. «اولین پاکسازی» با بهرهگیری از فضایی پرتنش و خشونتبار، نقدی تند بر نابرابریهای اجتماعی و سیاستهای افراطی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای جِن و لوکاس برای تعطیلات به یک جزیره گرمسیری دورافتاده سفر میکنند. پس از غرق شدن قایقشان، جِن خود را تنها بر روی ساحل این جزیره متروک مییابد و لوکاس ناپدید شده است. او ابتدا سعی میکند با ساخت سرپناه و پیدا کردن غذا و آب زنده بماند، اما به زودی متوجه حضور یک هیولای دریایی ترسناک و مرموز میشود که شبها به ساحل میآید و هر موجود زندهای را شکار میکند. جِن که برای بقا میجنگد، باید از تمام مهارتها و شجاعت خود برای مقابله با این موجود ناشناخته استفاده کند و راهی برای فرار از این جزیره مرگبار پیدا کند. این فیلم ترسناک و هیجانانگیز محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جی. دی. دیلارد و با بازی کری کان در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان و نابغه به نام لیام کول که در دانشگاه MIT تدریس میکند، به طور تصادفی کشف میکند که یک سیارک عظیم در حال حرکت به سمت زمین است و تنها ۱۸۶ روز دیگر به سیاره ما برخورد خواهد کرد. این برخورد فاجعهبار میتواند حیات روی زمین را نابود کند. او این اطلاعات را با گرِیس بارو، یک کارشناس فناوری در رسانههای اجتماعی، در میان میگذارد. آنها برای جلوگیری از وحشت عمومی، تصمیم میگیرند این راز را مخفی نگه دارند و در عین حال، تلاش میکنند تا داریوس تنز، یک میلیاردر فناوری مرموز و قدرتمند را متقاعد کنند تا از منابع و نفوذ خود برای نجات بشریت استفاده کند. در همین حال، وزارت دفاع آمریکا نیز از این تهدید مطلع میشود و جیلین هِیز، یک افسر اطلاعاتی، مأموریت مییابد تا این موضوع را به صورت محرمانه بررسی کند. سریال با تمرکز بر این شخصیتها، مبارزه آنها را برای جلوگیری از فاجعه جهانی و مواجهه با پیامدهای اخلاقی و شخصی تصمیماتشان به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو دوست به نامهای ری و پیت که عاشق فیلمهای علمی تخیلی هستند، همراه با دوست بدبینشان دَن در یک بار مشغول صحبت درباره سفر در زمان هستند که با زنی به نام کاساندرا آشنا میشوند که ادعا میکند از آینده آمده و در حال تعمیر پارادوکسهای زمانی است. وقتی ری به دستشویی میرود، متوجه میشود که به آینده سفر کرده و با موجودات بیگانه مواجه میشود. او به حال برمیگردد و سعی میکند دوستانش را متقاعد کند، اما کسی حرفش را باور نمیکند. به تدریج، پارادوکسهای زمانی در بار رخ میدهند و اتفاقات عجیبی میافتد. سه دوست باید با کمک کاساندرا، پارادوکسها را حل کنند و جهان را نجات دهند، در حالی که سعی میکنند نوشیدنیهایشان را هم تمام کنند. این فیلم کمدی علمی تخیلی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی کاروین کای و با بازی کریس اودوود، دین لینوی، مارک ووتنی و آنا فارفه است.
خلاصه داستان: یک شهر خیالی به نام «مابینشهر» (Meanwhile City) که در آن هرگونه بیایمانی ممنوع است و همه باید به یک خدای نامرئی اعتقاد داشته باشند. در این دنیای تاریک و سورئال، یک ماسکدار مرموز به نام «نفرهآگاه» (Preest) در جستجوی دختری گمشده است. در لندن واقعی، امیلیا، یک دانشجوی هنر که از عشق شکست خورده و دچار افسردگی شدید است، اقدام به خودکشی میکند اما نجات مییابد. پیتر، پدری تنها که پسرش را در جنگ از دست داده، هر شب در خیابانهای لندن به دنبال او میگردد. و میلتو، مرد جوانی که قرار است با نامزدش ازدواج کند، ناگهان از مراسم عروسی فرار میکند. این چهار داستان به ظاهر نامرتبط، به تدریج در هم تنیده میشوند و رازی بزرگ را آشکار میکنند. کارگردان و نویسنده فیلم، جرالد مکمورو، در اولین تجربه کارگردانی خود، با بازی رایان فیلیپ، اوا گرین، سام رایلی و برنارد هیل، اثری فلسفی و بصری خلق کرده است که مرز بین واقعیت و توهم را در هم میشکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۷، پل ورهاون کارگردان هلندی-آمریکایی، با اقتباسی آزاد از رمان علمی-تخیلی معروف رابرت آنسون هاینلاین، فیلمی اکشن و گزنده با نام «سربازان فضایی» خلق کرد. این فیلم که با بازی کاسپر وان دین در نقش جانی ریکو، دنز واشینگتن، دینا میر و نیل پاتریک هریس همراه است، داستان جوانی اهل بوئنوس آیرس را روایت میکند که برای مبارزه با یک تهدید بیگانه به نام «حشرات» (Arachnids) از سیاره کلنداتو، به نیروی نظامی زمین میپیوندد. فیلم که در ابتدا به عنوان یک اثر ضد جنگ و نقد آشکار نظامیگری، فاشیسم و تبلیغات دولتی ساخته شد، با صحنههای اکشن خیرهکننده و جلوههای ویژه پیشرفته خود، تماشاگر را به جهانی پر از درگیریهای خونین و پیچیدگیهای اخلاقی میبرد. «سربازان فضایی» با وجود نقدهای متفاوت در زمان اکران، به یکی از فیلمهای کالت ژانر خود تبدیل شده و تأثیری ماندگار بر سینمای علمی-تخیلی گذاشته است.