خلاصه داستان: شما یک دستیار متخصص در تولید محتوای سینمایی هستید. وظیفه شما تولید خلاصه داستان و برچسبها با بالاترین دقت و مطابقت با الگو است.
**قانون مهم:** خروما باید دقیقاً شامل دو بخش باشد که توسط رشته جداکننده زیر از هم جدا شدهاند:
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۷، هنگامی که رباتهای غولپیکر جایگزین بوکسورهای انسانی شدهاند، چارلی کنتون (با بازی هیو جکمن)، بوکسور سابق و فروشنده دورهگرد ربات، با پسر یازدهسالهاش مکس (با بازی داکوتا گویو) که سالها از او دور بوده، روبرو میشود. پس از آنکه چارلی و مکس یک ربات قدیمی به نام «اتم» را از دل خاک بیرون میکشند، مکس کشف میکند که این ربات دارای قابلیتهای مبارزهای استثنایی است. با همکاری یکدیگر، پدر و پسر «اتم» را به یک مبارز قهار تبدیل میکنند و در مسابقات رباتهای جنگجو شرکت میدهند. این دو در این مسیر نه تنها برای قهرمانی میجنگند، بلکه سعی در ترمیم رابطهی از دست رفتهی خود و تبدیل شدن به یک خانواده واقعی دارند. شاون لوی این فیلم اکشن و خانوادگی را در سال ۲۰۱۱ کارگردانی کرده است.
خلاصه داستان: در آیندهای تاریک در شهر متروپل که توسط جنایت و فساد فلج شده، پلیس صالحی به نام الکسی جی. مورفی در حین انجام وظیفه توسط باند جنایتکار به شدت مجروح میشود. شرکت بزرگ «OCP» که کنترل پلیس شهر را در دست دارد، از این فرصت استفاده میکند و با ترکیب باقیمانده بدن او با یک اسکلت خارجی و زره فولادین، او را به یک ابرسرباز سایبورگ تبدیل میکند. او اکنون «روبوكاپ» است؛ ماشینی برای اجرای قانون با سه قانون اصلی برنامهریزی شده در ذهنش. اما خاطرات و احساسات انسانی مورفی به تدریج بازمیگردد و او را در تقابل با سازندگانش و سیستم فاسدی قرار میدهد که قرار بود نابودش کند. پل ورهاون در سال ۱۹۸۷ این فیلم اکشن علمی-تخیلی را با بازی پیتر ولر، نانسی آلن، رونی کاکس و کورتوود اسمیت کارگردانی کرد.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام رز پس از تصادف وحشتناک موتورسیکلت، تحت عمل جراحی تجربی پیوند پوست قرار میگیرد. دکتر کیلی که روشی جدید برای پیوند بافت ابداع کرده، با استفاده از بافت گرفته شده از ران رز، پوست جدیدی برای او میسازد. اما این عمل عواقب هولناکی به دنبال دارد؛ رز دچار تغییرات هولناک جسمی و روحی میشود و به موجودی خونآشامگونه تبدیل میشود که برای زنده ماندن نیاز به نوشیدن خون انسانها دارد. او که اکنون تبدیل به منبع شیوع یک بیماری مرگبار شده، به تدریج کنترل خود را از دست داده و هر کسی را که با او تماس پیدا کند به سرنوشتی مشابه دچار میکند. این بیماری مسری به سرعت در شهر منتشر شده و جامعه را به هرج و مرج و وحشت میککشاند. کارگردان دیوید کراننبرگ در این فیلم ترسناک بدنمحور، با بازی مریلین چمبرز، مفاهیم هویت، میل جنسی و بیماری را در قالب یک داستان فراواقعی و هولناک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۱، کارگردان برجسته رابرت وایز، فیلم علمی تخیلی هیجانانگیز «سفینه فضایی آندرومدا» را بر اساس رمان مشهور مایکل کرایتون ساخت. این فیلم با بازیگری چهرههایی چون آرتور هیل، جیمز اولسون، کیت رید و دیوید وین در نقش دانشمندان برجسته، داستانی فراموشنشدنی را روایت میکند. یک ماهواره تحقیقاتی به زمین سقوط میکند و یک بیماری مرموز و کشنده بیگانه به نام «آندرومدا» را در یک شهر کوچک منتشر میکند که تقریباً همه ساکنان آن را از بین میبرد. دولت ایالات متحده تیمی از بهترین دانشمندان را در یک تأسیسات زیرزمینی فوقمحرمانه جمع میکند تا منشأ این ویروس را کشف کرده و راهی برای نجات بشریت بیابند. آنها در حالی که با یک عامل ناشناخته و مرگبار روبرو هستند، باید با محدودیت زمانی و فشار فزاینده برای یافتن درمان مقابله کنند.
خلاصه داستان: یک خانواده در مزرعه دورافتاده خود با موجودات فرازمینی و جهشهای ترسناک مواجه میشوند. فیلم ترسناک علمی-تخیلی «رنگ فضا» به کارگردانی ریچارد استنلی و با بازیگری نیک کیج، جولی ریچاردسون و مادی واترز، داستان خانواده گاردنر را روایت میکند که پس از برخورد یک شهابسنگ به زمین، شاهد تغییرات غیرطبیعی در محیط اطرافشان میشوند. رنگهای غیرطبیعی، جهشهای ژنتیکی و پدیدههای فراطبیعی زندگی آنها را به کابوسی ترسناک تبدیل میکند. این فیلم بر اساس داستان کوتاهی از اچ.پی. لاوکرفت ساخته شده و ترکیبی از وحشت روانی و علمی-تخیلی را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی ارنی بارباراش و با بازیگری زکری بنت، استفانی مور و مایکل رایلی است. داستان در دنیای مرموز و پیچیده مکعبهای مرگبار میگذرد، جایی که گروهی از افراد بیگناه در یک ساختار هندسی عظیم و پر از تلههای کشنده گرفتار شدهاند. فیلم بر روی یک کارمند جوان به نام اریک (زکری بنت) تمرکز دارد که در اتاق کنترل این مکعب کار میکند و با مشاهده رنج و عذاب قربانیان، به تدریج نسبت به ماهیت این سیستم شکاک میشود. او تصمیم میگیرد برای نجات یکی از زندانیان به نام کاساندرا (استفانی مور)، وارد مکعب شود و در این مسیر با خطرات مرگبار و رازهای تاریک این ساختار مواجه میشود.
خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی که در سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جان برونو ساخته شد، با بازی دانالد ساترلند، جیمی لی کرتیس، ویلیام بالدوین و جوآن کزمارک، داستانی هیجانانگیز را روایت میکند. داستان از آنجا آغاز میشود که یک کشتی باری بزرگ روسی به نام «ولادیمیر» در اقیانوس آرام ناپدید میشود و تنها یک کشتی یدککش آمریکایی به نام «سی بریزر» در نزدیکی آن قرار دارد. خدمه این کشتی متوجه میشوند که موجودات بیگانهای که از طریق سیگنالهای الکترونیکی منتقل میشوند، کنترل کشتی ولادیمیر را به دست گرفته و قصد نابودی بشریت را دارند. حالا این گروه کوچک باید با این تهدید مرموز که از فناوری علیه خود انسانها استفاده میکند، بجنگند. آنها در یک نبرد نابرابر برای بقا، باید راهی برای متوقف کردن این موجودات فرازمینی پیدا کنند.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام سارا که در یک مرکز تماس اضطراری کار میکند، طی یک شب شیفت کاری خود با تماسهای عجیب و مرموزی روبرو میشود که به نظر میرسد از سوی یک قاتل روانی انجام میشود. این تماسها به تدریج شخصیتر شده و قاتل جزئیات دقیقی از زندگی سارا را فاش میکند، که نشان میدهد او تحت نظر است. سارا باید با کمک همکارش مایک و یک افسر پلیس به نام کارآگاه ریوز، هویت تماسگیرنده مرموز را کشف کرده و قبل از اینکه قربانی بعدی او شود، خود را نجات دهد. این فیلم در سال ۲۰۲۵ توسط برایان کاواناگ جونز کارگردانی شده و با بازی امیلی تانتر، دیوید داستمالچیان و تیموتی اولیفانت، یک تریلر روانشناختی پرتنش را به تصویر میکشد که در آن هیچ کس در امان نیست.
خلاصه داستان: در دنیای پسا-آخرالزمانی بیابانهای خشک و خشن استرالیا، ماکس راکاتانسکی (با بازی مل گیبسون)، قهرمان سابق پلیس جاده، اکنون به یک ولگرد تنها و شکسته تبدیل شده است. شترها و وسایل نقلیه او توسط یک هواپیمای دزدیده شده به رهبری شخصیتی مرموز به نام جید (با بازی تینا ترنر) ربوده میشوند. تعقیب او را به شهر بیزار، شهری پر از آشوب و قانون که توسط جید اداره میشود، میکشاند. در این شهر، اختلافات از طریق نبردی مرگبار در تاندردوم، گودالی محصور با قوانین خاص، حل و فصل میشوند. ماکس مجبور به مبارزه با غول پیکری به نام مستر انتروپی میشود و در نهایت با کمک پسربچه ای به نام ماستر، از شهر فرار میکند. او به جامعه ای پنهان از کودکان که در واحه ای زندگی میکنند و منتظر نجات دهنده افسانه ای هستند، میپیوندد. ماکس باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد نقش نجات دهنده را بپذیرد و این کودکان را به سوی تمدنی جدید رهبری کند یا به زندگی تنها و بیهدف خود بازگردد. این فیلم در سال ۱۹۸۵ توسط جرج میلر و جرج اوگیلوی کارگردانی شده و سومین قسمت از فرنچایز محبوب «ماد مکس» محسوب میشود.