خلاصه داستان: "عاشق معصومیت شدن" داستان کانگ مین-هو رو روایت میکنه، یه مرد جوون که میخواد انتقام شرکت خانوادگیش رو که عموش به زور از پدرش گرفته بگیره. اون که یه سرمایهگذار بیرحمه، بعد از یه حمله قلبی مجبور میشه عمل پیوند قلب انجام بده. بعد از عمل، شخصیتش کامل عوض میشه و کمکم معنی واقعی عشق رو با کیم سون-جونگ، منشیش، یاد میگیره. ولی وقتی جون-هی هم عاشق سون-جونگ میشه، یه مثلث عشقی پیچیده درست میشه که رشد شخصی مین-هو رو به چالش میکشه. این سریال پر از کمدی، درام و لحظههای عاشقانهست.
خلاصه داستان: "عاشق گربهها شدم" داستان سونگ زی رو روایت میکنه، دختری از سیاره گربهها که برای پیدا کردن ناجیش از بچگی به زمین میاد. اون که باید توی یه سال با بوسه عشق واقعی معاملهش رو جوش بده، هویت یه ستاره مغرور رو میگیره و با لو وو، صاحب یه پتشاپ، وارد یه رابطه عاشقانه بینسیارهای میشه. سونگ زی توی راهش با کلی دردسر روبهرو میشه، ولی با لو وو که عاشق گربههاست کنار هم این مشکلات رو پشت سر میذارن و بعد از یه سری بالا و پایین، به هم اعتراف میکنن و با هم میمونن—تا اینکه انگار یه چالش بزرگتر منتظرشونه. این سریال که از رمان "San Jie Song Zi Shi Wu Suo" نوشته گو مِنگ اقتباس شده، پر از عشق، فانتزی و لحظههای گرم و نرم قلبیه.
خلاصه داستان: "افتخار خانواده" داستان خانواده ها رو روایت میکنه، یه خاندان قدیمی و باکلاس که با سنتها و ارزشهاشون زندگی میکنن، ولی زندگیشون پر از پیچیدگی و مشکلاته. محور داستان، ها دان-آه، نوه باوفا و مهربون این خانوادهست که شوهرش رو توی جوونی توی یه تصادف از دست داده و هنوز نمیتونه با این غم کنار بیاد. اون با لی کانگ-سوک، یه تاجر بیرحم از یه خانواده تازهبهدورانرسیده، چند بار برخورد ناخوشایند داره، ولی یه اتفاق عجیب این دو رو توی یه بازی آشنایی ساختگی کنار هم میاره که کمکم جدی میشه. دو زیرمجموعه اصلی داستان هم درباره رابطههای عاشقانه برادرای دوقلوی دان-آهست: ها سو-یونگ، آروم و جدی، و ها ته-یونگ، وحشی و بیمسئولیت، که هردو طلاق میگیرن و دنبال عشقای جدید میرن. این سریال پر از درام خانوادگی، عشق و کشمکشهای سنت و مدرنیتهست.
خلاصه داستان: داستان این سریال حول دو شخصیت اصلی، گینی و آدیتیا تیا راج سینگ میچرخد. گینی، دختری 24 ساله است که با خانوادهاش رستورانی در امریتسار اداره میکند. او در زندگیاش با چالشهای خانوادگی و فقدان عشق مواجه است. در همین حال، آدیتیا سینگ، پسری 27 ساله است که آرزوی تبدیل شدن به هتلدار بزرگ را دارد اما تحت فشارهای شدید خانوادهاش قرار دارد.
زمانی که آدیتیا با گینی، سرآشپز روستایی، ملاقات میکند، روابط آنها به تدریج تغییر میکند و احساسات جدیدی بین آنها شکل میگیرد. گینی که به دنبال حل مشکلات خود است، عشق به آدیتیا را به عنوان راهی برای رسیدن به رویاهای جدید میبیند. اما این مسیر پر از چالشها و مشکلات است که به شدت زندگی هر دو شخصیت را به چالش میکشد. این درام عاشقانه به بررسی موانع اجتماعی، خانوادگی و شخصی میپردازد که میتواند در مسیر عشق و موفقیتهای شخصی ایجاد شود.
خلاصه داستان: "نابودی در خدمت تو" داستان تاک دونگ-کیونگ رو روایت میکنه، یه ویراستار وبسایت رمان که زندگی معمولیای داره تا اینکه با یه سرنوشت غیرمنتظره روبهرو میشه. توی سالگرد مرگ پدر و مادرش، میفهمه به خاطر تومور مغزی فقط سه ماه وقت داره، نامزدش متأهله و برادر کوچیکش دوباره بیمسئولیتی میکنه. توی اوج ناامیدی، وقتی مست روی پشتبوم آرزو میکنه دنیا نابود بشه، مئولمانگ، یه پیامرسان بین خدا و آدما، آرزوش رو میشنوه. دونگ-کیونگ با مئولمانگ یه قرارداد ۱۰۰ روزه امضا میکنه و زندگیش رو به خطر میندازه. این سریال پر از عشق، فانتزی و لحظههای احساسیه که با طنز قاطی شده.
خلاصه داستان: "منو فراموش نکن" داستان سوک-وون رو روایت میکنه، یه وکیل که بعد از یه تصادف شدید، ۱۰ سال از خاطراتش رو از دست میده. با اینکه خانواده، دوستا و حتی هویت خودش براش گنگ شده، سعی میکنه با تکیه بر چیزایی که یادش میاد، زندگیش رو دوباره بسازه. توی یه کلینیک روانپزشکی با جین-یونگ آشنا میشه، زنی مرموز که انگار چیزی از گذشتهش میدونه. هر چی بیشتر دنبال حقیقت میگرده، رازهای عجیبتری از زندگی گمشدهش پیدا میکنه. این فیلم یه عاشقانه غیرمعموله که با معما و احساس عمیق قاطی شده و آروم آروم لایههای داستان رو باز میکنه.
خلاصه داستان: "مزاحم مطالعهام نشو" داستان نان شیانگوان رو روایت میکنه، یه مدیر منابع انسانی ۲۸ ساله توی یه شرکت معروف جهانی که از بیرون قدرتمند و با اعتماد به نفس به نظر میاد، ولی درونش پر از اضطرابه و از تبعیض تحصیلی رنج میبره. یه رواندرمانی پیشرفته خاطراتش رو به ۱۰ سال قبل، سال آخر دبیرستانش، برمیگردونه و مجبورش میکنه با کلاس ۷ که باهاش سازگار نیست روبهرو بشه. برای اینکه دوباره وارد دانشگاه گوانگهوا بشه، باید یه سری مشکل رو حل کنه: همکلاسیهایی که مدام مطالعهش رو بههم میزنن و خاطرات تلخ دبیرستان. توی این مسیر با لین شیائوران، یه دانشآموز ورزشکار، دوست میشه و این دو با هم بزرگ میشن و یاد میگیرن که زندگی فقط نمره نیست.
خلاصه داستان: "عروس قرن" داستان نا دو ریم رو روایت میکنه، یه دختر فقیر که بهخاطر شباهتش به یه عروس گمشده، استخدام میشه تا توی یه خانواده ثروتمند نقش بازی کنه. این خانواده، چوی، با یه نفرین قدیمی درگیرن که میگه عروس اول پسر بزرگشون باید بمیره. وقتی دو ریم با چوی کانگ جو، وارث سرد و مغرور، روبهرو میشه، عشق بینشون شکل میگیره و رازهای نفرین رو باز میکنن.
خلاصه داستان: "کاین و هابیل" داستان دو برادر، لی سون وو و لی چو این رو روایت میکنه که هر دو جراحن. سون وو، برادر بزرگتر، یه دکتر موفقه که به خارج میره، اما وقتی برمیگرده، میفهمه چو این، برادر کوچیکش، زندگیش رو نابود کرده. این دو توی یه رقابت تلخ و پر از خیانت گیر میافتن که با عشق، حسادت و یه ماجرای انتقامجویانه قاطی میشه.
خلاصه داستان: "میتونی قلبم رو بشنوی؟" داستان چا دونگ جو رو روایت میکنه، یه مرد جوون که بعد از یه حادثه توی بچگی ناشنوا میشه، اما با هوش و ارادهاش، زندگیش رو میسازه. اون با بونگ وو ری، دختری شاد و مهربون که با یه خانواده عجیب زندگی میکنه، آشنا میشه. این دو با هم بزرگ میشن و عشقشون توی برابر مشکلات خانوادگی و رازهای گذشته آزمایش میشه.