خلاصه داستان: فیلم «فردی» یک تریلر روانشناختی هندی به کارگردانی شاشانکا گوش و نویسندگی پارویز شیخ است که در ۲ دسامبر ۲۰۲۲ در Disney+ Hotstar منتشر شد. داستان درباره دکتر فردی گینوالا (کارتیک آریان)، دندانپزشک خجالتی و منزوی در بمبئی است که به دلیل ترومای کودکی (قتل مادرش توسط پدرش و خودکشی پدر) با مشکلات عاطفی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. فردی، که تنها دوستش لاکپشتش هاردی است، در جستجوی همسر ایدهآل است اما به دلیل کمرویی و رفتارهای عجیب، در قرارهای عاشقانهاش بارها رد میشود. در عروسی یکی از اقوام، او کیناز ایرانی (آلایا اف) را میبیند و عاشقش میشود، اما کیناز با رستم (سجاد دلفروز)، شوهر خشن و آزارگرش، ازدواج کرده است. کیناز برای کشیدن دندان عقل به کلینیک فردی میآید و او که متوجه آزارهای رستم میشود، تصمیم به قتل رستم برای نجات کیناز میگیرد. داستان با صحنههایی مانند تعقیب کیناز، قتل رستم با ماشین، و انتقامجوییهای بعدی فردی (مانند تعویض مایع شستوشوی صورت کیناز با مایع ظرفشویی و دستکاری ترمز خودروی ریموند، معشوق جدید کیناز)، به موضوعات عشق، وسواس، انتقام و تروما میپردازد. با این حال، به دلیل منطق ضعیف (چرا فردی به جای طلاق، قتل را انتخاب کرد؟)، نیمه دوم کند و تبدیل شدن به درام انتقامی ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۵۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی آریان، فیلمبرداری ایانانکا بوس و موسیقی پریتم تحسین شدند، اما داستان پراکنده، بازی ضعیف آلایا اف و کلیشههای بالیوودی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «عاشق کریسمس شدن» یک کمدی-رمانتیک کریسمسی آمریکایی به کارگردانی جنین دامیان در اولین تجربه کارگردانیاش و نویسندگی جف بونت و ران الیور است که در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره سیرا بلمونت (لیندزی لوهان)، وارث متکبر و تازهنامزدشده هتلهای بلمونت است که در یک حادثه اسکی در استراحتگاه لوکس کوهستانی دچار فراموشی کامل میشود. پس از سقوط از صخره به دلیل وزش باد شدید (که بهطور طنزآمیزی به حضور یک بابانوئل خیابانی نسبت داده میشود)، او توسط جیک راسل (کورد اُوراستریت)، صاحب اقامتگاه ساده شمال ستاره و بیوهای با مشکلات مالی، و دختر خردسالش اِوی (اولیویا پرز) پیدا میشود. سیرا، که به دلیل فقدان مدارک شناسایی به نام «سارا» شناخته میشود، در اقامتگاه جیک ساکن میشود و با زندگی سادهتر، از جمله آشپزی و تمیزکاری، آشنا میشود. او که نامزدش تاد (جورج یانگ)، یک اینفلوئنسر خودخواه، و پدرش بورگارد (جک واگنر) را به یاد نمیآورد، به جیک و اِوی نزدیک میشود و به احیای اقامتگاه کمک میکند. داستان با صحنههایی مانند اجرای آهنگ «Jingle Bell Rock» توسط لوهان، آموزش پخت تخممرغ توسط اِوی، و تلاشهای طنزآمیز تاد و خدمتکارش رالف برای یافتن سیرا، به موضوعات عشق، بازگشت به سادگی، و کشف خود میپردازد. در پایان، سیرا خاطراتش را بازمییابد، تاد را ترک میکند، و با جیک میماند، در حالی که اقامتگاه از ورشکستگی نجات مییابد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای مشابه «اووربورد» (۱۹۸۷)، فقدان شیمی قوی بین لوهان و اُوراستریت، و فیلمبرداری ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۳/۱۰ در IMDb و ۶۲٪ در Rotten Tomatoes). بازی لوهان، فضای کریسمسی، و جذابیت نوستالژیک تحسین شدند، اما فیلمنامه پیشبینیپذیر، شخصیتپردازی سطحی (بهویژه تاد)، و فقدان نوآوری نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد، در هفته اول در فهرست ۱۰ فیلم برتر نتفلیکس قرار گرفت، و بهعنوان بازگشت لوهان به بازیگری پس از یک دهه شناخته شد
خلاصه داستان: فیلم «نرو» یک درام عاشقانه ترکی به کارگردانی اوزان آچیکتان و نویسندگی سامی برات مارچالی است که در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره سمیح (بوراک دنیز)، مردی ۳۰ و چند ساله است که بهطور ناگهانی توسط نامزدش دفنه (دیلان چیچک دنیز) ترک میشود. سمیح که در آپارتمان مشترکشان تنها مانده، در جستوجوی پاسخهایی درباره دلایل جدایی، به گذشته رابطهشان و رفتارهای خودش بازمیگردد. داستان از طریق فلشبکهای ظریف و غیرخطی، رابطه آنها را کاوش میکند، از جمله اولین ملاقات پرتنششان در یک بار که با رفتار تکانشی سمیح (تلاش برای بوسیدن دفنه بدون مقدمه) همراه بود. سمیح با مرور خاطراتی از لحظات شاد، مانند رقص و سفرهای مشترک، و لحظات بحرانی، مانند امتناع او از همراهی دفنه در مراسم خاکسپاری مادربزرگش یا بیتفاوتیاش به پیشنهاد مهاجرت به آلمان، به تدریج متوجه اشتباهاتش، مانند خودخواهی و بیتوجهی به نیازهای دفنه، میشود. داستان با صحنههایی مانند گشتوگذار سمیح در خیابانهای استانبول، گفتوگو با دوستان مشترک مانند بریل (براک توزوناتاچ) و رئیسش جیدا (جیدا دوونجی)، و تلاش ناکام او برای ارتباط با زنان دیگر، به موضوعات قلب شکسته، خوداندیشی و پیچیدگیهای روابط مدرن میپردازد. در پایان، سمیح که از ردیابی پروفایلهای اجتماعی دفنه دست میکشد، با نقلمکان از آپارتمان مشترک، قدمی برای رهایی از گذشته برمیدارد، اما پایان باز فیلم سؤالاتی درباره آینده او باقی میگذارد. با این حال، به دلیل شروع بحثبرانگیز (صحنهای با مضمون تعرض)، داستان قابلپیشبینی، و لحن گاهی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۲/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی بوراک و دیلان دنیز، جابجایی روان بین زمان حال و گذشته، و فیلمبرداری شهری تحسین شدند، اما فیلمنامه تکراری و فقدان نوآوری در ژانر نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «بلفاست» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک به کارگردانی و نویسندگی کنت برانا است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ در بلفاست، ایرلند شمالی، در طول درگیریهای فرقهای معروف به «مشکلات» رخ میدهد. داستان از نگاه بادی (جود هیل)، پسری ۹ ساله از یک خانواده پروتستان طبقه کارگر، روایت میشود که با والدینش، ما (کترین بالف) و پا (جیمی دورنان)، برادر بزرگترش ویل (لوئیس مکاسکی)، و پدربزرگ و مادربزرگش (کیارن هایندز و جودی دنچ) زندگی میکند. بادی در محلهای مختلط با دوستان کاتولیک و پروتستان بزرگ میشود، اما با شروع خشونتها در ۱۵ اوت ۱۹۶۹، که در آن اوباش پروتستان به خانههای کاتولیکها حمله میکنند، زندگی آرام او بههم میریزد. خانواده بادی با مشکلات مالی، تهدیدهای گروههای شبهنظامی، و تصمیمگیری درباره مهاجرت به انگلستان یا استرالیا مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند بازیهای خیابانی بادی، تماشای فیلمهای وسترن در سینما، و گفتوگوهای عاطفی با پدربزرگ درباره عشق و زندگی، به موضوعات خانواده، از دست دادن معصومیت و تأثیر درگیریهای اجتماعی میپردازد. فیلم در پایان با ادای احترام به بلفاست و نسلهای گذشته به اوج میرسد. با این حال، به دلیل لحن گاهی بیشازحد نوستالژیک و روایت یکجانبه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۸۶٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای هیل، بالف، هایندز و دنچ، فیلمبرداری سیاهوسفید هریس زامبارلوکوس، و موسیقی ون موریسون تحسین شدند، اما داستان خطی و فقدان عمق سیاسی نقد شدند. فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اصلی شد و در جشنواره تورنتو ۲۰۲۱ جایزه انتخاب مردم را کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «همراه با سفر» یک درام عاشقانه-جوانانه به کارگردانی و نویسندگی سوفیا آلوارز، بر اساس رمان سارا دسن (2009) است که در ۶ مه ۲۰۲۲ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره آدِن وست (اما پاسارو)، دانشآموز ممتاز ۱۸ سالهای است که پیش از شروع دانشگاه، تابستان را در شهر ساحلی کولبی نزد پدرش رابرت (درموت مالرونی)، همسر جدیدش هایدی (کیت باسورث) و فرزند نوزادشان میگذراند. آدِن، که به دلیل تربیت سختگیرانه مادرش ویکتوریا (اندی مکداول)، استاد فمینیست، از لذتهای دوران نوجوانی محروم بوده، به دلیل بیخوابی شبانه در کولبی با الی (بلمونت کاملی)، پسری مرموز و دوچرخهسوار BMX که از ترومای مرگ دوستش، آبه، رنج میبرد، آشنا میشود. آنها با ماجراجوییهای شبانه، مانند دوچرخهسواری، شکستن قفل فانوس دریایی و مهمانی چهارم ژوئیه، به آدِن کمک میکنند تا زندگی بیخیال نوجوانی را تجربه کند. آدِن همچنین با دختران محلی، مگی (لورا کاریوکی)، لیا (جنیویو هانلیوس) و استر (سامیا فینرتی)، دوست میشود و روابط خانوادگیاش را بهبود میبخشد. داستان با صحنههایی مانند یادگیری دوچرخهسواری آدِن، بوسه زیر آتشبازی و پایانبندی در دانشگاه که آدِن کارتپستالی از الی در بارسلونا میخواند، به موضوعات بلوغ، دوستی و عشق اول میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود شیمی بین دو بازیگر اصلی، داستان قابلپیشبینی و سادهسازی شخصیتهای رمان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای مکداول و پاسارو، فیلمبرداری پاستلی لوکا دل پوپو و موسیقی متن (مانند Beach House) تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و فقدان عمق احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «انتقام بگیر» یک کمدی سیاه-نوجوانانه آمریکایی به کارگردانی جنیفر کیتین رابینسون و نویسندگی مشترک او و سلست بالارد است که با الهام از رمان «غریبهها در قطار» نوشته پاتریشیا هایاسمیت ساخته شده است. داستان در دبیرستان خصوصی رزهیل در میامی رخ میدهد و درباره درِآ (کامیلا مندز)، یک دانشآموز محبوب بورسیهای است که پس از لو رفتن ویدئوی خصوصیاش توسط دوستپسرش مکس (آستین آبرامز)، از اوج محبوبیت به انزوا سقوط میکند. همزمان، النور (مایا هاوک)، دانشآموز جدید و منزوی، که در کودکی به دلیل شایعهای از سوی کاریسا (آوا کاپری) در کمپ تابستانی طرد شده، به دنبال انتقام است. این دو پس از دیدار اتفاقی در کمپ تنیس، تصمیم میگیرند برای گرفتن انتقام از دشمنان یکدیگر همکاری کنند: درِآ علیه کاریسا و النور علیه مکس. داستان با صحنههایی مانند تغییر ظاهر النور، نفوذ او به حلقه دوستان محبوب درِآ، سرقت مواد مخدر از گلخانه کاریسا، و افشای پیامهای مکس در مراسم ولنتاین، به موضوعات انتقام، دوستی و هویت میپردازد. پیچشهای داستانی، از جمله افشای هویت واقعی النور بهعنوان نورا کاتلر، که درِآ در کودکی او را طرد کرده بود، و نقشههای دوگانه آنها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل پیچشهای بیشازحد، داستان قابلپیشبینی و بازیگرانی که برای نقشهای نوجوان بیشازحد بزرگسال به نظر میرسند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۳/۱۰ در IMDb و ۸۶٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین مندز و هاوک، طنز تیز و ارجاعات به فیلمهای دهه ۹۰ مانند «نیتهای شوم» و «دختران بدجنس» تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز بعدی» یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، سومین و آخرین قسمت از سهگانه «۳۶۵ روز» بر اساس رمان بلانکا لیپینسکا است. داستان ادامه ماجراهای لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، گانگستر سیسیلی، را دنبال میکند که پس از ازدواج و از دست دادن فرزندشان در فیلم قبلی، با مشکلات اعتماد و حسادت دستوپنجه نرم میکنند. لورا که از حمله آنا و آدریانو، برادر دوقلوی ماسیمو، جان سالم به در برده، همچنان به ناکو (سیمونه سوسینا)، گانگستری که او را فریب داده بود، فکر میکند. ماسیمو، عزادار مرگ برادرش، با کار غرق شده و لورا با اولگا (ماگدالنا لامپارسکا) به مهمانی و الکل روی میآورد. ناکو که هنوز عاشق لوراست، سعی میکند آنها را از هم جدا کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانیهای پرزرقوبرق، رویاهای اروتیک لورا، و گفتوگوی احساسی پایانی در ساحل که ماسیمو از کتاب پدرش نقلقول میکند («اگر چیزی را دوست داری، رهایش کن؛ اگر برگردد، برای همیشه مال توست»), به موضوعات عشق، خیانت و انتخابهای شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای کلیشهای، و تمرکز بیشازحد روی صحنههای اروتیک (۱۲ صحنه در ۱۱۲ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۹/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). موسیقی متن و بازی سوسینا تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمعنی، بازیهای ضعیف و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «قلب میداند» یک درام رمانتیک آرژانتینی به کارگردانی مارکوس کارنواله و نویسندگی مشترک او با لوکاس ویوانکو است که با عنوان اصلی «Corazón Delator» شناخته میشود. داستان درباره خوان مانوئل (بنجامین ویکونیا)، تاجر خودخواه و ثروتمندی است که به دلیل بیماری شدید قلبی، تحت عمل پیوند قلب قرار میگیرد. پس از جراحی، او تغییر عمیقی در شخصیتش احساس میکند و به فردی همدل و شاد تبدیل میشود، گویی ویژگیهای اهداکننده قلبش، پدرو، را به ارث برده است. خوان برای درک این تغییر، به دنبال گذشته اهداکننده میرود و با والریا (جولیتا دیاز)، بیوه پدرو، و پسرشان تیاگو آشنا میشود. او بدون افشای ارتباطش با قلب پدرو، عاشق والریا شده و مخفیانه برای نجات محله فقیرنشین آنها، ال پروگرسو، از تخریب توسط شرکت ساختمانی خود و فشارهای شهردار مورِتی (پتو مناهم) تلاش میکند. وقتی حقیقت فاش میشود، والریا احساس خیانت میکند، اما در نهایت، خوان با کمک خواهرش (گلوریا کارا) محله را بازسازی کرده و رابطهاش با والریا بهبود مییابد. فیلم با تصاویر زیبای بوئنوس آیرس، موسیقی تأثیرگذار، و تمهای عشق، رستگاری و نابرابری اجتماعی، اثری احساسی است، اما داستان قابلپیشبینی و پایان ساده آن مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۳۰ مه ۲۰۲۵ در نتفلیکس منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «پس از همیشه شاد» یک درام عاشقانه به کارگردانی کستیل لاندون و چهارمین قسمت از مجموعه فیلمهای «افتر» بر اساس رمانهای آنا تاد است. داستان ادامه رابطه پرتنش تسا یانگ (جوزفین لنگفورد) و هاردین اسکات (هیرو فینس-تیفین) را دنبال میکند که پس از اتفاقات فیلم قبلی در لندن و نیویورک رخ میدهد. تسا و هاردین با افشای رازهای خانوادگی و گذشتهای آشوبناک روبهرو میشوند: هاردین متوجه میشود کریستین (راب استس)، نامزد مادرش، ممکن است پدر واقعی او باشد، در حالی که تسا با مشکلات خانوادگی و بیماری پدرش، ریچارد (اتانا دیلون)، دستوپنجه نرم میکند. رابطه آنها با حسادت، جداییها و تصمیمات احساسی مانند نقلمکان تسا به نیویورک و تلاش هاردین برای بازسازی زندگیاش آزمایش میشود. داستان با صحنههایی مانند درگیریهای عاشقانه، مونتاژهای احساسی در باران، و لحظات عروسی و مرگ، به موضوعات عشق، بخشش و رشد شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری، دیالوگهای کلیشهای، و فقدان عمق در شخصیتهای فرعی مانند ونس (استفن مویر)، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۱۶٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین لنگفورد و فینس-تیفین و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، ریتم کند، و پایانبندی باز نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز: این روز»، یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، دنبالهای بر فیلم «۳۶۵ روز» (۲۰۲۰) و بر اساس دومین رمان از سهگانه بلانکا لیپینسکا است. داستان با ازدواج لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، مافیای سیسیلی، آغاز میشود. لورا پس از تصادفی که در پایان فیلم اول رخ داد، فرزندش را از دست داده و این راز را از ماسیمو مخفی میکند، زیرا میترسد او به دنبال انتقام باشد. تنها دوست صمیمی لورا، اولگا (ماگدالنا لامپارسکا)، به عروسی در ایتالیا میآید، زیرا ماسیمو نگران افشای هویت مافیاییاش در برابر خانواده لورا است. در ماه عسل، لورا احساس بیحوصلگی میکند و با ناکو (سیمونه سوسینا)، باغبان جذاب و عضو باند مافیایی رقیب، آشنا میشود که سعی در ج کسب قلب او دارد. پیچشهای داستانی شامل افشای وجود آدریانو، برادر دوقلوی نادان ماسیمو، و آنا، معشوقه او، میشود که نقشهای برای نابودی لورا و ماسیمو میکشند. فیلم با صحنههایی مانند مونتاژهای اروتیک، خریدهای لوکس، و درگیریهای مافیایی، به موضوعات خیانت، حسادت و روابط پرتنش میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای ضعیف، و تمرکز بیشازحد بر صحنههای اروتیک (۱۱ صحنه در ۱۱۱ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیگران، موسیقی متن، و فیلمبرداری در سیسیل تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمنطق، بازیهای ضعیف، و شباهت به «پنجاه سایه گری» نقد شدند