خلاصه داستان: سال ۲۰۱۹، مردی به نام یوآکیم در پی تراژدی از دست دادن همسر و دخترش، در غم و انزوا زندگی میکند. او برای ارتباط مجدد با دخترش که اکنون نوجوان است، به یک کلوپ شبانه زیرزمینی میرود و در آنجا با دومینیک، یک دختر خالکوبیکار آشنا میشود. این آشنایی منجر به شکلگیری یک رابطه پیچیده و وابستگی عاطفی غیرمنتظره میاند که در آن مرزهای میان درد، لذت و التیام به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: یک فیلم درام عاشقانه محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی ویت استیلمن که داستان دو دوست آمریکایی به نامهای تد و فرد را روایت میکند که برای کار و زندگی به شهر زیبای بارسلونا اسپانیا میروند. تد که فردی آرام و خجالتی است، امیدوار است در این شهر اروپایی عشق واقعی خود را پیدا کند، در حالی که فرد که شخصیتی پرخاشگر و ضد زن دارد، مدام در تلاش است تا نظریات عجیب خود درباره روابط را به کرسی بنشاند. ورود این دو به بارسلونا و آشناییشان با زنان محلی و خارجی، موقعیتهای طنزآلود و در عین حال تأملبرانگیزی را خلق میکند که در آن تضاد فرهنگی، عقاید ضد آمریکایی و پیچیدگیهای روابط انسانی به تصویر کشیده میشود. این فیلم با نگاهی دقیق و طنازی ظریف، روابط میان شخصیتها را در پسزمینه جذاب شهر بارسلونا دنبال میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پسر با دختر آشنا میشود» (Boy Meets Girl) فیلمی کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی اریک شفل است که داستان زندگی «ریکی» (میشل هندرسون)، یک زن تراجنسیتی جوان و بلندپرواز را روایت میکند که در یک شهر کوچک در کنتاکی زندگی میکند. رویای او تبدیل شدن به یک طراح مد موفق در نیویورک است، اما زندگی در شهری کوچک و مواجهه با دیدگاههای سنتی، مسیر او را دشوار کرده است. داستان زمانی شکل جدیدی به خود میگیرد که «فرانکی» (الکساندرا تورپ)، نامزد سابق بهترین دوستش، به شهر بازمیگردد و یک دوستی عمیق و غیرمنتظره بین آنها شکل میگیرد. این رابطه جدید، تعاریف سنتی عشق، دوستی و هویت را به چالش میکشد و ریگی را در مسیر خودشناسی و پذیرش قرار میدهد. این فیلم با نگاهی لطیف و طناز به موضوع هویت جنسیتی و عشق، داستانی درباره شجاعت، پذیرش خود و پیدا کردن عشق در غیرمنتظرهترین مکانها را روایت میکند.
خلاصه داستان: دنی، مرد جوان نابینایی که از بدو تولد بینایی خود را از دست داده، زندگی منظمی را در کنار برادرش لری میگذراند. او که به عنوان ماساژدرمانگر در یک مرکز درمانی کار میکند، با وجود نابینایی، فردی مستقل و باهوش است. زندگی دنی زمانی دستخوش تغییر میشود که دکتر پالمر، پزشک معالجش، به او پیشنهاد میدهد که تحت یک عمل جراحی تجربی قرار بگیرد؛ عملی که میتواند بینایی او را بازگرداند. دنی که همیشه در رویای دیدن دنیای اطرافش بوده، این پیشنهاد را میپذیرد، اما به شرطی که تا زمان مشخص شدن نتیجه عمل، موضوع را از همه، از جمله لری، پنهان نگه دارد. در همین حین، دنی با آنجی، یک دختر جذاب هندی-آمریکایی آشنا میشود. آنجی که به تازگی از نامزدش جدا شده، مجذوب شخصیت صادق و طنز دنی میشود. این آشنایی به یک رابطه عاطفی عمیق منجر میشود، اما دنی با یک دوراهی اخلاقی بزرگ روبرو میشود: آیا باید حقیقت را درباره عمل جراحی و احتمال بینا شدنش به آنجی بگوید؟ او میترسد که اگر آنجی بداند ممکن است به زودی بتواند او را ببیند، احساساتش تغییر کند و رابطهشان بر پایه ظاهر فیزیکی شکل بگیرد. این رازداری به تدریج فشار روانی زیادی بر دنی وارد میکند و رابطه او با آنجی و لری را تحت تأثیر قرار میدهد. دنی باید تصمیم بگیرد که آیا ارزش به خطر انداختن عشقی را که به آن نیاز دارد، برای حفظ یک راز دارد یا خیر. این فیلم کمدی-رمانتیک محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جیمز کیت، با بازی کریس پاین، آنوپم کهیر و ادی کای Thomas است.
خلاصه داستان: اورفئوس، نوازنده تراموایی در ریودوژانیرو، در زمان کارناوال با ائوریدیس آشنا میشود و عشق شورانگیزی بین آنها شکل میگیرد. این عشق با حسادت میرتا، نامزد سابق اورفئوس، و تعقیب مرموز مرگ که در قالب یک رقاص کارناوال ظاهر شده، تهدید میشود. فیلم که در سال ۱۹۵۹ توسط مارسل کامو کارگردانی شده و برنده اسکار و نخل طلای کن شد، افسانه اورفئوس و ائوریدیس را در بستر پرجنبوجوش و رنگارنگ کارناوال برزیل روایت میکند و با موسیقی بوسا نوا و سامبا به یادماندنی، فضایی جادویی و تراژیک خلق میکند. برنو ملو، مارس پرس و لور دسکات در نقشهای اصلی این شاهکار سینمای فرانسه-برزیل ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: زن جوانی به نام «لیزا» که در انزوای عاطفی به سر میبرد، ناگهان با دریافت کلید یک آپارتمان رها شده از سوی فردی ناشناس، وارد دنیایی اسرارآمیز میشود. او که مجذوب این فضای مرموز شده، تصمیم میگیرد سه روز را در آنجا بماند و به کاوش بپردازد. اما به زودی متوجه میشود که این خانه یک هزارتو بیپایان است و قوانین فیزیکی در آنجا کار نمیکند. «لیزا» در این دنیای موازی با موجودات عجیب و خطرناکی روبرو میشود و باید برای بقا و یافتن راه خروج، با ترسهای درونی خود مواجه شود. این فیلم فرانسوی که در سال ۲۰۱۶ توسط «هرویکس دنا» ساخته شد، با بازی «ویرژینی لاپوانت» در نقش اصلی، اثری روانشناختی و ترسناک است که تماشاگر را در فضایی کابوسوار غرق میکند.
خلاصه داستان: یک داستان فانتزی و کمدی رمانتیک به کارگردانی ریچارد کواین محصول سال ۱۹۵۸، با بازی جیمز استوارت در نقش شپرد هندرسون، یک ناشر موفق و تنها، و کیم نواک در نقش جیلیان هولروی، یک جادوگر مدرن و مرموز که در فروشگاه عتیقهفروشی خود در محله گرینویچ نیویورک فعالیت میکند. شپرد که به تازگی با نامزد سابق خود، مری (جانیس رول)، که اتفاقاً خواهر جیلیان است، نامزد کرده، زندگی آرامی دارد. اما این آرامش با ورود او به دنیای جادویی جیلیان به هم میریزد. جیلیان که شیفته شپرد شده، با استفاده از طلسمهای خود او را مسحور میکند و باعث میشود او از نامزدش جدا شود و به سمت او بیاید. در این میان، پسرعموی عجیب و غریب جیلیان به نام نیکی (جک لمون) و عمهی جادوگرش، کوئین هولروی (الزا لنچستر)، نیز در این ماجرا نقش دارند. اما مشکل اصلی اینجاست که طبق قانون جادوگران، اگر یک جادوگر عاشق یک انسان فانی شود، قدرتهای جادویی خود را برای همیشه از دست میدهد. این داستان با ترکیبی از طنز، جادو و عشق، به بررسی رابطهی پیچیدهی بین این دو شخصیت و انتخابهای دشوارشان میپردازد.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام لیسا که در انزوای عاطفی به سر میبرد، ناگهان با شنیدن صدای همسایهی اسرارآمیزش از پشت دیوار، زندگی یکنواختش دگرگون میشود. او که مجذوب این صدا شده، تصمیم میگیرد برای یافتن منشأ آن، دیوار را تخریب کند و به دنبال این کار، وارد دنیایی فراواقعی و رویایی میشود که پر از نمادها و خطرات است. این مینیسریال سه قسمتی فرانسوی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی هروریک ددو که بازی الهامبخش ژولیت دولیو در نقش اصلی را به همراه دارد، داستانی شاعرانه و روانشناختی را روایت میکند که مرزهای میان واقعیت و خیال را در هم میشکند و مخاطب را به سفری درونی برای کشف هویت و رهایی از گذشته دعوت میکند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای بلانش و فابریس در حومه ثروتمند پاریس زندگی میکنند. بلانش که زنی جذاب و مرموز است، با آدرین، یک کارمند دولتی خجالتی و اهل مطالعه آشنا میشود. در مقابل، فابریس با لیا، یک دانشجوی هنر سرزنده و رؤیاپرداز دوست میشود. این آشناییها به تدریج شبکهای پیچیده از روابط عاطفی و وسوسهها را ایجاد میکند. در میان مهمانیهای مجلل، گفتگوهای فلسفی و قدمزدنهای عصرگاهی در پارکهای زیبا، هر یک از این چهار شخصیت با احساسات جدید، تردیدها و جذابیتهای غیرمنتظره روبرو میشوند. اریک رومر در سال ۱۹۸۷ با نگاهی ظریف و دقیق، این کمدی-درام را کارگردانی کرده است. بازیگرانی مانند امانوئل شوت، سوفی رنوار، آنری-ژیل و آن-لور ماری نقشهای اصلی را ایفا میکنند. فیلم به بررسی ماهیت عشق، وفاداری و پیچیدگیهای روابط انسانی در دنیای مدرن میپردازد و مخاطب را به تأمل در مورد انتخابهای عاطفی خود وا میدارد.
خلاصه داستان: دنیای دبیرستان با ورود دنی، دانشآموز سختکوش و باهوشی که آرزوی قبولی در رشته دامپزشکی را دارد، برای همیشه تغییر میکند. او که تمام تمرکز خود را بر روی درس و کار پارهوقت در کلینیک دامپزشکی گذاشته، ناگهان با دنیای پیچیده و پر زرق و برق شبکههای اجتماعی مواجه میشود. این مواجهه زمانی اتفاق میافتد که دنی با بروک، اینفلوئنسر محبوب و پرطرفدار دبیرستان آشنا میشود. بروک که به ظاهر دوستانه رفتار میکند، دنی را به جمع خود راه میدهد و او را در معرض شهرت و محبوبیت ناگهانی قرار میدهد. اما به زودی دنی متوجه میشود که این شهرت ظاهری، بهایی سنگین دارد و دوستی با بروک میتواند به قیمت از دست دادن هویت واقعی و ارزشهایش تمام شود. دنی باید میان رویای تحصیلی خود و وسوسههای دنیای اینفلوئنسری، یکی را انتخاب کند و در این راه، معنای واقعی دوستی و موفقیت را دوباره تعریف کند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی فرناندو لبل و با بازیگیری نسیا لانگ، کیت والش، آلیسا ماریا آپوستولوس و کیث پاورز است.