خلاصه داستان: پیری خودم، فیلمی کمدی به کارگردانی Megan Park است. داستان الیوت را روایت میکند که در روز تولد 18 سالگی خود با دوستانش، رو و روتی، به کمپینگ میرود و پس از مصرف قارچهای توهمزا، با نسخهای از آینده خود روبرو میشود. الیوت آینده به او توصیههایی برای زندگی و دوری از پسری به نام چد میدهد …
خلاصه داستان: سریال داستان دو نفر به نام های دنیز و سارپ هست که از رابطه های ناامید کننده خسته شدند، آنها هر بار که همدیگر را می بینند سعی می کنند هم را بشناسند، گاهی می خندند، گاهی گریه می کنند و گاهی هم اتفاق های عجیبی رخ می دهد. آنها در کتاب های روانشناسی دنبال بهتر کردن رابطه شان هستند، اما هر بار که از توصیه ای پیروی می کنند، اوضاع عجیب تر می شود. آیا دنیز و سارپ می توانند با هم بمانند؟
خلاصه داستان: سریال کمدی دقیقن دقیقن؛ زندگی دو جوان به نامهای نیل و دنیز است، نیل در رابطه ی قبلی اش شکست خورده و حالا با هم اتاقی جدیدش دنیز وارد رابطه می شود. دنیز و نیل می خواهند بیشتر همدیگر را بشناسند و ماجراهای جالبی در این راه برایشان پیش می آید. آنها می خواهند خود واقعی شان را به یکدیگر نشان دهند اما تضادهایی هم با هم دارند...
خلاصه داستان: دیتور سی و هشت ساله بلندپرواز مجله ریبل الیس در حال بازگشت از برزیل به پاریس است که فلش مموری خود را در هواپیما گم میکند، هرچند یک دانشجوی معماری، بالتازا ایپفل، آن را پیدا میکند و با
خلاصه داستان: تولگا بازیگری جوانه که شهرت بسیاری داره ولی باز هم راضی نیست؛ آسیا متصدی یکی از مراکز خریده، مشغول به تحصیل توی دانشگاهه و رویاهای خودش رو داره. وقتی مسیر این دو جوان که دیدگاهشون به زندگی در حد سیاه و سفید باهم متفاوته، تصادفاً به هم میرسه، مسلماً دو دنیای متفاوت باهم برخورد میکنند. در حالی که آسیا ناگهان خودش رو در دنیایی میبینه که هیچوقت کنجکاوش نبوده، عشقِ دخترها، تولگا، تاوان اینکه آسیا رو دست کم گرفته رو بدجوری پس میده…
خلاصه داستان: یوکیو کونیکیدا و یوما یاماگیشی دانشآموزان دبیرستانی هستند که با هم قرار میگذارند. یک روز، یوما یاماگیشی به یوکیو کونیکیدا می گوید: “من یک هفته دیگر خواهم مرد.” او می داند که بیماری اش پیشرفت کرده است و این واقعیت را پذیرفته که روزهایش به شماره افتاده است. با اینکه برای یوکیو سخت است که بپذیرد یوما فقط زمان کوتاهی برای زندگی دارد، اما خودش را مشغول برآورده کردن خواستههای او میکند…
خلاصه داستان: داستان رابطه دنیز و باریس به مدت 10 سال. دو مرد جوانی که در اواسط 20 سالگی تا روز طلاق با هم آشنا شدند. یک داستان عاشقانه گاهی آفتابی، ابری، طوفانی، ممکن و غیرممکن.
خلاصه داستان: داستان زندگی برونو سولاک، دزد ماهری که لقب "آرسن لوپن قرن بیستم" را به خود اختصاص داده بود، الهامبخش این رمان است. رویدادهای این داستان بر اساس واقعیتهای تاریخی شکل گرفته است.
خلاصه داستان: کیوسومی در یک آپارتمان زندگی می کند و بیشتر وقت خود را به آهنگسازی و نواختن موسیفی می پردازد. یک روز اوشیو همسایه طبقه بالا به او می گوید که او به تازگی از پارتنرش جدا شده و به آهنگ های او گوش می کند. یک روز اوشیو ویدئویی از کیوشومی در حال نواختن موسیقی به صورت آنلاین منتشر می کند و از آن زمان کیوسومی با تغییر بزرگی در زندگی خود روبرو می شود.