خلاصه داستان: قمری که وکیلی بلندپرواز و موفق است و فاتح که با دنبال آرزوهایش به یک موسیقیدان تبدیل شده، به شکلی غیرمنتظره با هم روبرو میشوند. پروندهی طلاق پرسروصدایی که قمری بر عهده گرفته، او را دوباره به ازمیر بازمیگرداند و …
خلاصه داستان: انورا، یک کارگر جنسی جوان اهل بروکلین، با پسر یک الیگارشی آشنا می شود و به طور ناگهانی با او ازدواج می کند. هنگامی که این خبر به روسیه می رسد، والدین پسر برای لغو ازدواج به نیویورک می روند...
خلاصه داستان: بک سا اون از یک خانواده سیاسی برجسته، به جوانترین سخنگوی رئیسجمهور کره تبدیل شده است. او سه سال پیش با هونگ هی جو ازدواج کرد. هونگ هی جو به دلیل حادثهای که در کودکی برایش اتفاق افتاده، نمیتواند صحبت کند. او به عنوان مترجم زبان اشاره در دادگاه و تلویزیون کار میکند. ازدواج این دو عمدتاً به دلیل مصلحت صورت گرفته و آنها فقط وانمود میکنند که زوج خوشبختی هستند. روزی، هونگ هی جو توسط فردی ناشناس ربوده میشود و این اتفاق زندگی زناشویی آنها را تغییر میدهد…
خلاصه داستان: جونگ وون یک آهنگسار، ناخواسته وارد یک ازدواج قراردادی با این جی میشود؛ زنی که در شرکت NM با خدمات ازدواجهای قراردادی مشغول به کار است و خودش تاکنون چهار ازدواج قراردادی داشته است. یک روز، صندوقی اسرارآمیز از دریاچه بیرون کشیده میشود که آنها را به گرداب اسرار پشت پرده شرکت NM میکشاند…
خلاصه داستان: در دوران چوسان، اوک ته یونگ یک کارشناس حقوقی است. او باهوش، سختکوش و ورزشکار است. او در هر شرایطی به دیگران کمک می کند به همین دلیل اطرافیانش او را دوست دارند. اما او رازی دارد؛ نام، شوهر و موقعیت اجتماعیاش همه جعلی هستند. او به طور اتفاقی با “چون سونگ وی” ملاقات میکند. کسی که در سراسر کشور سفر میکند و داستانها را برای مردم بازگو میکند…
خلاصه داستان: بونگ چول هی، یک مرد مجرد است که تمام دلایل لازم برای دوری ازدواج را دارد. در این درام، جونگ ها نا، یک کارمند دولتی که به ازدواج اعتقادی ندارد، به تیم “تشویق به ازدواج” منصوب میشود که هدف آن ترغیب بونگ چول هی به ازدواج است…
خلاصه داستان: سوک جی وون و یون جی وون هر دو در یک روز و با یک نام متولد شدهاند و دشمنان دیرینه خانوادگی هستند. آنها در یک مدرسه تحصیل کردند، اما همیشه با یکدیگر رقابت داشتند و با دیدن هم به یکدیگر حمله میکردند. بعد از گذشت چند سال، سوک جی وون که به عنوان رئیس دبیرستان دوکموک بازگشته، دوباره با یون جی وون که یک معلم ورزش شده، روبرو میشود…
خلاصه داستان: چه یونگ جو، عضو سابق نیروهای ویژه، اکنون به عنوان فروشنده مشروبات الکلی کار میکند. او به عنوان پادشاه فروش شناخته شده است، اما شعبهاش در آستانه تعطیلی است. برای جلوگیری از تعطیلی، او مأمور میشود تا یک آبجو جدید که توسط یون مین جو، مدیرعامل و متخصص آبجوسازی تولید شده را بفروشد. مین جو مرد حساسی است که در یک منطقه روستایی آرام زندگی میکند تا روی کار خود تمرکز کند، اما با ورود یونگ جو زندگیاش دستخوش تغییر میشود…
خلاصه داستان: کسی هه جورا دوست ندارد زیرا هیچکس از جمله خودش نمی داند که پدر واقعیش کیست. او به دلیل نداشتن خانواده، زندگی سرگردان و بدون هدفی دارد. روزی هه جو تصمیم میگیرد تا پدرش را پیدا کند و در این مسیر، جو جه می، نامزد سابقش، با او همراه میشود…