خلاصه داستان: فیلم «هولیدی هارت» (Holiday Hearts) داستان زن و شوهری به نامهای نوآ و واندا را روایت میکند که در آستانه کریسمس، با مشکل مالی بزرگی مواجه شدهاند و نوآ بهطور ناگهانی بیکار میشود. آنها برای نجات خانواده و حفظ جشن کریسمس، با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکنند و در این مسیر، اتحاد و عشقشان بیش از پیش محک میخورد.
خلاصه داستان: فیلم «قهرمان زن» (Heroine Disqualified) در سال 2015، داستان دختری به نام «میکو» را روایت میکند که در یک دبیرستان پسرانه به عنوان معلم زبان انگلیسی مشغول به کار میشود. او که به دلیل مشکلات مالی مجبور به ترک دانشگاه شده، با چالشهای متعددی در محیط جدید روبرو میشود. میکو در این میان با پسری به نام «کای» آشنا میشود که به دلیل مشکلات خانوادگی و ترک تحصیل، دچار آسیبهای روحی شده است. میکو تلاش میکند تا با کمک به کای، به او در بازگشت به زندگی عادی کمک کند، اما درگیریهای عاطفی و مشکلات شخصی خودش، این مسیر را برایش دشوار میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «هارتستون» (Heartstone) به کارگردانی گودموندور آر نودال در سال ۲۰۱۶ ساخته شده است. این درام ایسلندی داستان دو پسر نوجوان به نامهای تور و کریستین را روایت میکند که در روستای کوچکی در ایسلند بزرگ شدهاند و رابطهی عمیقی با هم دارند. در طول تابستان، آنها با چالشهای بلوغ، کشف هویت جنسی و مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند. این فیلم با نگاهی صادقانه و زیبا به روابط انسانی و بلوغ، موفق به دریافت جوایز متعددی شده است.
خلاصه داستان: فیلم «دلشکستهها» (Heartbreakers) داستان دو زن به نامهای مکس (سیگورنی ویور) و پیج (جنیفر لاو هیویت) را روایت میکند که مادر و دختری هستند و با استفاده از حیلهگری و فریب مردان ثروتمند، از آنها پول میگیرند. آنها در سال ۲۰۰۱، در آخرین کار خود، قصد دارند یک تاجر نفت به نام ویلیام تندی (ریکی مارتین) را سر کیسه کنند، اما وقتی پیج عاشق او میشود، نقشههایشان به هم میریزد و مجبور میشوند برای نجات جان و عشق خود، با یکدیگر همکاری کنند.
خلاصه داستان: فیلم «او که سیلی میخورد» (He Who Gets Slapped) یک درام روانشناختی تاریک به کارگردانی ویکتور سجوین در سال ۱۹۲۴ است. داستان در سیرکی در پاریس میگذرد و مردی را روایت میکند که پس از تحمل شکست و تحقیر شدید، هویت خود را پنهان کرده و با نام «او» به یک دلقک تراژیک تبدیل میشود. او که بهطور مداوم سیلی میخورد تا دیگران را بخنداند، درگیر عشقی پیچیده به زنی جوان میشود که توسط یک اسبسوار ثروتمند مورد آزار قرار میگیرد. این فیلم که اقتباسی از رمان «او» اثر آندره نوریه است، با بازی درخشان لان چینی، تضاد عمیقی بین ظاهر شاد و درون غمگین شخصیت اصلی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم هارولد و مود (Harold and Maude) داستان پسر جوانی به نام هارولد را روایت میکند که به دلیل علاقهی شدیدش به مرگ، در مراسم تشییع جنازه شرکت میکند و خودکشیهای نمایشی انجام میدهد تا توجه خانوادهی ثروتمند و بیتفاوت خود را جلب کند. زندگی یکنواخت و پوچ او زمانی تغییر میکند که با مود، یک زن هشتاد سالهی خوشحال و عاشق زندگی، در یک مراسم تشییع جنازه آشنا میشود. این دو با وجود تفاوت سنی فاحش، دوستی عمیقی پیدا میکنند و هارولد از طریق مود معنای واقعی زندگی، عشق و شادی را میآموزد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «سال نو مبارک» درباره سه دوست قدیمی است که پس از سالها دوری، تصمیم میگیرند شب سال نو را در کنار هم جشن بگیرند. این دورهمی به ظاهر ساده، خاطرات گذشته و کینههای حل نشده را زنده میکند و هر یک از آنها را با چالشهای شخصی و روابط پیچیدهشان روبرو میکند. در این شب، آنها مجبور میشوند با اشتباهات گذشتهشان روبرو شوند و تصمیم بگیرند که آیا میتوانند دوباره به هم نزدیک شوند یا خیر.
خلاصه داستان: فیلم «گرین کارت» داستان جورج (جیرارد دیپاردیو)، نوازنده جوان فرانسوی را روایت میکند که برای دریافت اقامت دائم در آمریکا، با زنی به نام بری (آندی مکداول) که موزیسین نیست، انگیزههای خود را پنهان میکند و ازدواج صوری میکند. اما وقتی مأموران مهاجرت برای بررسی صحت ازدواج به خانهشان میآیند، آنها مجبور میشوند برای حفظ موقعیت خود، زندگی مشترک دروغینی را در کنار هم تجربه کنند و در این مسیر، عشق واقعی بین آنها شکل میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم گروپیر اولد من (Grumpier Old Men) در سال ۱۹۹۵ ساخته شده است. داستان این فیلم کمدی درباره دو همسایه سالخورده به نامهای جان گوستافسون و ماکس گلدمن است که پس از کشمکشهای فراوان، بالاخره به صلح و آشتی رسیدهاند. اما این صلح دوام چندانی ندارد، زیرا یک زن جذاب و مرموز به نام ماریا به همسایگی آنها نقل مکان میکند و بار دیگر رقابت و کینهتوزی بین آنها را شعلهور میسازد. در این میان، پسران آنها، جیک و جان نیز درگیر مسائل عاشقانه خود هستند و...