خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۰، الکس، نوجوانی که با یک بیماری ژنتیکی نادر متولد شده است، زندگی عجیبی را تجربه میکند. هر فردی که مستقیماً به چهره او نگاه میکند، به طور آنی میمیرد. کارگردانی این فیلم کمدی سیاه را بر عهده داشته و بازیگرانی چون کرن گیلان، مایا ارسکین و جسیکا هکت در آن ایفای نقش کردهاند. الکس که توسط مادرش در محیطی ایزوله بزرگ شده، تصمیم میگیرد برای اولین بار با دنیای بیرون ارتباط برقرار کند و با دختری به نام کریس آشنا میشود. این آشنایی او را به سفری شخصی میکشاند تا معنای زندگی، مرگ و عشق را در شرایطی بینظیر کشف کند.
خلاصه داستان: یک دانشآموز دبیرستانی گوشهگیر و تنها، به طور اتفاقی دفترچه خاطرات دختری به نام ساکورا یامااوچی را پیدا میکند. او از طریق این دفترچه از راز بزرگی باخبر میشود: ساکورا به بیماری لاعلاج لوزالمعده مبتلاست و تنها چند ماه دیگر زنده است. با این حال، ساکورا که شخصیتی پرانرژی و شاد دارد، از این موضوع ناراحت نیست و تصمیم گرفته باقی عمرش را به بهترین شکل ممکن سپری کند. او که از رازش باخبر شده، از او میخواهد که این راز را پیش خود نگه دارد و در عوض، در آخرین روزهای زندگیاش همدم او باشد. این دو نفر که در ابتدا هیچ نقطه مشترکی با هم ندارند، به تدریج به یکدیگر نزدیک میشوند و رابطهای عمیق و تأثیرگذار بینشان شکل میگیرد. انیمه «بگذار لوزالمعدت را بخورم» به کارگردانی شینایچیرو اوشیجیما و با صداپیشگی بازیگرانی چون مینامی هامابه، تاکومی کیتامورا و یوکی کاجی، داستانی لطیف و غمانگیز از عشق، دوستی و پذیرش مرگ را روایت میکند که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.
خلاصه داستان: جولیا رابرتس در نقش مگی کارپنتر، زنی که به خاطر ترس از تعهد، سه بار در حین مراسم ازدواج فرار کرده است. ریچارد گیر در نقش آیک گراهام، ستوننویس روزنامهای که پس از نوشتن مطلبی تحقیرآمیز درباره مگی، توسط سردبیرش مجبور میشود برای جبران مطلب و پیدا کردن دلیل اصلی این فرارها، به شهر کوچک هالی وِدِ نیویورک برود. آیک که ابتدا قصد دارد ماجرای طنز و تحقیرآمیزی بنویسد، به تدریج با مگی و دلایل پنهان ترس او آشنا میشود و در این میان، احساسات واقعی بین آنها شکل میگیرد. در حالی که مگی برای چهارمین بار قصد ازدواج با مربی بسکتبال محلی (کریستوفر ملونی) را دارد، آیک باید قبل از اینکه دیر شود، به مگی کمک کند تا با ترسهایش روبرو شده و انتخاب واقعی قلبش را پیدا کند. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی گری مارشال، با بازی دلنواز جولیا رابرتس و ریچارد گیر، که پس از موفقیت «زنی زیبا» دوباره در کنار هم ظاهر شدند، داستانی طنز و احساسی درباره عشق، تعهد و پیدا کردن خود واقعی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلمی درام و اجتماعی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردان سیسو چو که داستان زندگی زنی چهل ساله به نام آه مو را روایت میکند. آه مو که در یک شهر کوچک زندگی میکند، پس از طلاق از همسرش، تصمیم میگیرد زندگی جدیدی را آغاز کند. او با چالشهای جامعه سنتی و قضاوتهای اطرافیان مواجه میشود و در این مسیر با مردی جوانتر از خود آشنا میشود که این آشنایی زندگی او را دگرگون میکند. فیلم با بازی درخشان کریا چان در نقش اصلی، به بررسی مسائلی مانند هویت زنانه، سنتهای اجتماعی و جسارت برای تغییر در زندگی میپردازد و تصویری واقعگرایانه از جامعه معاصر چین ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: جیمز میلر، نویسنده انگلیسی، در توسکانی برای معرفی کتاب جدیدش با عنوان «کپی برابر اصل» حضور مییابد. او در این سفر با زنی فرانسوی به نام اِل که یک فروشگاه عتیقهفروشی دارد، آشنا میشود. این دو تصمیم میگیرند روز را با هم سپری کنند و به گشتوگذار در شهرهای کوچک ایتالیا بپردازند. در طول گفتگوهای عمیقشان درباره هنر، اصالت و روابط انسانی، به تدریج مرزهای واقعیت و وانمود محو میشود. فیلم «کپی برابر اصل» به کارگردانی عباس کیارستمی و با بازی ژولیت بینوش و ویلیام شیمل، اثری تأملبرانگیز است که با ساختاری هوشمندانه، مفاهیم پیچیدهای را درباره ماهیت هنر و عشق به تصویر میکشد و مخاطب را تا پایان فیلم درگیر پرسشهای فلسفی خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «فدورا» محصول سال ۱۹۷۸ به کارگردانی بیلی وایلدر، با بازی ویلیام هولدن، مارت کِلر و هِنری فوندا، داستان یک تهیهکننده هالیوودی به نام بری «دش» دانیلوویچ را روایت میکند که در جزیره کرت با فدورا، بازیگر افسانهای و مرموز سینما که سالها از انظار عمومی دور بوده، مواجه میشود. بری که از گذشته رابطهای عاشقانه با او داشته، تلاش میکند فدورا را برای بازی در یک فیلم جدید متقاعد کند، اما با مقاومت و رازهای پنهانی او و همراهانش روبرو میشود. این ملاقات، او را در مسیر کشف راز بزرگی درباره هویت واقعی فدورا قرار میدهد و گذشتهای را آشکار میکند که میتواند میراث سینمایی او را برای همیشه تغییر دهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پرتو سبز» (The Green Ray) فیلمی به کارگردانی اریک رومر در سال ۱۹۸۶ است که دلفین شریل در نقش اصلی آن ظاهر میشود. داستان دربارهٔ زن جوانی به نام دلفین است که در آستانهٔ تعطیلات تابستانی، دوستانش شهر را ترک کردهاند و او با احساس تنهایی و بیهدفی مواجه میشود. او به دنبال عشق و معنایی در زندگی خود میگردد و در این مسیر به سفرهای مختلفی میرود؛ از جمله به کوهستان، سواحل مدیترانه و در نهایت به ساحل بیاریتز. دلفین امیدوار است که بتواند پدیدهٔ نادر «پرتو سبز» را ببیند، پرتوی که در لحظهٔ غروب آفتاب ظاهر میشود و به باور برخی، به بینندهاش توانایی دیدن درون قلب خود و دیگران را میدهد. این فیلم که بخشی از مجموعهٔ «کمدیها و ضربالمثلها»ی رومر است، با نگاهی ظریف و دقیق به احساسات و تنهایی انسان مدرن، داستانی شاعرانه و تأملبرانگیز را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «دفترچه قرمز» بر اساس رمان مشهور ناتانیل هاثورن، داستان هستر پرین را روایت میکند که در جامعه پوریتن قرن هفدهم نیوانگلند به جرم ارتکاب زنا محکوم شده و مجبور است تا پایان عمر حرف «A» (مخفف Adultery) را بر روی سینه خود نصب کند. او از افشای هویت پدر فرزند نامشروعش، آرتور دیمزدیلس، کشیش محبوب شهر، خودداری میکند و در عین حال همسر قانونیاش، راجر چیلیورث، که پس از سالها غیبت بازمیگردد، به دنبال انتقام است. این فیلم به کارگردانی رولند جافه و با بازی دمی مور، گری اولدمن و رابرت دووال، به بررسی مسائلی چون گناه، شرم، بخشش و مبارزه فرد در برابر جامعه متعصب میپردازد.
خلاصه داستان: ربک، زن جوانی که به تازگی ازدواج کرده، در یک صبح دلگیر با موتورسیکلت هارلی-دیویدسون خود از خانه خارج میشود تا به دیدار معشوقهاش، دنیل، برود. او در طول سفر، خاطرات گذشته را مرور میکند: ازدواج بیمهرش با ریموند، معلم مدرسه، و رابطه پرشور و مخفیانهاش با دنیل. موتورسیکلت هدیهای از دنیل است، نمادی از آزادی و رهایی. اما این سفر که با امید و هیجان آغاز شده، به تدریج به کابوسی تبدیل میشود. رؤیاها و خیالات ربکا با واقعیت تلخ زندگیاش در هم میآمیزند و او را در گرداب احساسات متضاد غرق میکنند. این فیلم سورئال و روانکاوانه محصول سال ۱۹۶۸، به کارگردانی جک کاردیف و با بازی ماریان فیثفول و آلن دلون، داستانی است درباره هوس، خیانت و جستوجوی هویت در دنیایی پر از محدودیت. سفر ربکا بر روی موتورسیکلت، سفری است به درون ذهن او و به سوی سرنوشتی که خود رقم زده است.
خلاصه داستان: یک فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی راجر کامبل با بازی کامرون دیاز، کریستینا اپلگیت و سلما بلر است. داستان درباره کریستینا والترز (کامرون دیاز) است، زنی جوان و سرزنده که به تازگی با دوست پسرش جدا شده و اعتقادی به عشق و ازدواج ندارد. زندگی او با دوستان صمیمیاش، جین برنز (کریستینا اپلگیت) و کورتنی راکلج (سلما بلر)، میگذرد که همگی در لس آنجلس زندگی میکنند و به دنبال تفریح و خوشی هستند. همه چیز وقتی تغییر میکند که کریستینا در یک کلاب شبانه با پیتر داناهو (توماس جین)، مردی جذاب و مهربان آشنا میشود و ناگهان احساساتی که هرگز باور نداشت در او شکل میگیرد. وقتی پیتر ناپدید میشود، کریستینا به همراه جین سفری غیرمنتظره و ماجراجویانه را آغاز میکنند تا او را پیدا کنند و در این مسیر با موقعیتهای خندهدار و خجالتآوری مواجه میشوند که رابطه دوستانه آنها را محک میزند.