خلاصه داستان: داستان درباره یک داروساز ۳۹ ساله است که پس از ازدواج عشق قدیمیاش با فردی دیگر، در مسیر بازگشت از یک مهمانی با مرد جوانی آشنا شده و زندگی مشترکی را آغاز میکند. اما ورود مردی مهربان و صادق به زندگیاش، او را در دوراهی احساسی جدیدی قرار میدهد تا معنای واقعی عشق و خوشبختی را کشف کند.
خلاصه داستان: داستان درمورد دختریه که مادرش رو تو بچگی از دست میده و بعدها با همکلاسی دانشگاهش که وارث یه شرکت بزرگه ازدواج میکنه و تصور میکنه قراره زندگی خوشبختی داشته باشه اما بعد از مدتی میبینه خونواده شوهرش باهاش درحد یه خدمتکار رفتار میکنن از طرفی خیلی اتفاقی میفهمه همسرش داره با زنی جوون بهش خیانت میکنه و تصمیم به انتقام میگیره اما تو مسیر انتقام تصادف میکنه و وقتی تو بیمارستان چشم باز میکنه میبینه تو جسم محبوب شوهرش بیدار شده و همونجا قسم میخوره زندگیش رو وقف انتقام کنه
خلاصه داستان: ایچیکو و اوتویا پس از هفت سال زندگی مشترک بدون رابطه جنسی، به توافقی عجیب برای داشتن روابط خارج از ازدواج میرسند. اما زمانی که اوتویا در شب سالگرد ازدواجشان ایچیکو را پس میزند، این تعادل شکننده به هم میخورد و ایچیکو نیز تصمیم میگیرد به دنبال رابطهای جدید برای خود برود.
خلاصه داستان: این برنامه به نمایش دادن نگاه واقعی و خالص به عشق و زیباترین بخشهای روابط اختصاص دارد. در «خانه عشق» فضاهایی طراحی شده تا صحنههای واقعی و لوکس عشقی را شبیهسازی کند. هشت مهمان زن و مرد خوشتیپ، باهوش و آشنا به روابط اجتماعی در این خانه زندگی میکنند. همه چیز واقعی است و فیلمنامهای وجود ندارد. آنها با داستانهای عاشقانه ساده و واقعی شروع میکنند.
خلاصه داستان: رقبا که به سمت قدرت شیطان کشیده می شوند، متحد و عاشق می شوند - مجبور می شوند بین عشق، وفاداری و سرنوشت در دنیایی از هویت های پنهان یکی را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: داستان گروهی از دوستان نسل جدید در جامعهای پرشتاب که در میان عشق، رویاها و تلاش برای بقا سرگردانند. آنها در مسیر ورود به دنیای بزرگسالی و مواجهه با مسئولیتهای ناگزیر، روابطی پیچیده و چالشهای عاطفی سختی را تجربه میکنند که تصویری ملموس از نسل جوان تایلند ارائه میدهد.
خلاصه داستان: ژائو لینگ، تاجر نمک خصوصی سخاوتمند و مهربان، در خانوادهای معمولی به دنیا آمده اما جاهطلبیهای بزرگی دارد. او با فو تینگیون، دختری از خانواده اشرافی که بهاشتباه به خیانت متهم شده، آشنا میشود و مجبور میشوند با هم فرار کنند. این دو نفر آزمونهای سخت خانواده و دربار را پشت سر میگذارند، با سرنوشت میجنگند و در نهایت به زوجی افسانهای تبدیل میشوند.
خلاصه داستان: یه لی، دختر بزرگ خاندانی اصیل، به اجبار با شاهزاده معلول، مو شیو یائو ازدواج میکند؛ در حالی که هر دو مخفیانه به دنبال انتقام از دشمنان خود هستند. این زوج که در ابتدا به یکدیگر مشکوک بودند، به مرور زمان با هم متحد شده و در برابر توطئههای سلطنتی ایستادگی میکنند. آنها در نهایت با شکست دادن دشمنان،
خلاصه داستان: در میان درگیریهای فرقهای دودمان وی بزرگ، شِن سو هِ پس از ازدواجی اجباری، طعم خواری، نابودی خانواده و مرگی تلخ را میچشد. اما با تولد دوبارهاش در روز عروسی، او خود را به دیوانگی میزند تا با همکاری شاهزاده یو، توطئهها را فاش کرده و انتقام بیعدالتیها را بگیرد.