خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۰، فیلم «مرد جوان با شیپور» به کارگردانی مایکل کرتیز، با بازی کرک داگلاس در نقش ریک مارتین، جوانی فقیر و پرشور که شیفته نواختن ترومپت میشود و تحت تأثیر نوازندهای بزرگ به نام جف قرار میگیرد، وارد دنیای پرهیجان موسیقی جاز میشود؛ او با کمک مربیاش جو واین (هوارد دا سیلوا) به شهرت میرسد، اما عشق پرتلاطم به امی (لورا زاگی)، پیانیست نابغه و ناپایدار، و رقابت با نوازندگان دیگر، او را به ورطه افسردگی و سقوط میکشاند و در نهایت با بازگشت به ریشههایش، نجات مییابد.
خلاصه داستان: فیلم «گریس ۲» محصول سال ۱۹۸۲ به کارگردانی پاتریشیا برچ با بازی مکسول کافیلد در نقش مایکل فیوچرِس، میشل فایفر در نقش استفانی زاکِر و آدریان زمِد در نقش جانی ناردو، داستان پسری انگلیسی به نام مایکل را روایت میکند که به مدرسه رایدرِس هِی منتقل میشود و عاشق دختری محبوب به نام استفانی میگردد. برای فتح قلب او که به دنبال یک موتورسوار باحال است، مایکل هویت مخفیاش را به عنوان «کول رایدر» افشا میکند و درگیر ماجراهای کمدی، رقص و آواز در محیط دهه ۱۹۶۰ میشود و با چالشهای گروههای مدرسهای روبرو میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «چگونه با دختران در مهمانیها حرف بزنیم» به کارگردانی جان کامرون میچل در سال ۲۰۱۷، داستان دو نوجوان پانک راک به نامهای ان (الکس شارپ) و ویک (ایمی-فیون ادواردز) را در لندن دهه ۱۹۷۰ روایت میکند که به طور اتفاقی وارد مهمانی عجیبی میشوند و با گروهی از دختران فضایی به رهبری زن (ال فانینگ) و ملکه بودیسا (نیکول کیدمن) آشنا میشوند؛ این برخورد منجر به ماجراجویی کمدی-فانتزی پر از شورش، عشق و کشف هویت میشود که بر اساس داستان کوتاه نیل گیمن ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم مستند «گونزو» (۲۰۰۸) به کارگردانی الکس گیبنی، زندگی و میراث هانتر اس. تامپسون، روزنامهنگار آمریکایی و بنیانگذار ژورنالیسم گونزو را روایت میکند. این اثر با مصاحبههای صمیمی با نزدیکان مانند جانی دپ، که نقش تامپسون را در فیلمهایی مانند «ترس و نفرت در لاسوگاس» ایفا کرده، و تصاویر آرشیوی نادر، از کودکی پرتلاطم تامپسون در لوئیزویل تا سیاستمداری ناموفق، اعتیادها و مرگ مشکوک او در سال ۲۰۰۵ را کاوش میکند و سبک نویسندگی جسورانه و سرکش او را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در فیلم «مردی که گریه کرد» ساخته سالی پاتر در سال ۲۰۰۰، کریستینا ریچی در نقش فونا، دختری یهودی که در دوران کودکی از روسیه جدا شده و به لندن میرسد، بازی میکند؛ او بعدها به آمریکا فرستاده میشود اما گم شده و به عنوان رقاص به پاریس میرود. در آنجا با لوکاس (جانی دپ)، اسبسوار رمانتیک و کولی، آشنا میشود و دوستی عمیقی با لولا (کیت بلانشت)، ستاره اپرا، برقرار میکند، در حالی که جان تورتورو در نقش دیکتاتور تئاتر، تهدیدی برای زندگیشان است. داستان با پسزمینه صعود نازیها در اروپا، تمهای عشق، هویت، تبعیض و بقا را به تصویر میکشد و فونا در نهایت هویت واقعی خود را کشف میکند.
خلاصه داستان: فیلم ترمینال شمالی (Terminal Norte) محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی دیوید مارتین با بازی آنا توری، آلوارو مل و خوان دیگو، یک تریلر هیجانانگیز اسپانیایی است که داستان کارآگاهی تنها را روایت میکند؛ او در ترمینال اتوبوس شمالی مادرید گرفتار میشود و در حالی که به دنبال سرنخهای یک قاتل زنجیرهای مرموز میگردد، با توطئهای بزرگ و گذشته تاریک خود مواجه میگردد و برای بقا باید با مسافران مشکوک و نیروهای ناشناخته مقابله کند.
خلاصه داستان: فیلم «اتاق رو» (۱۹۹۷) به کارگردانی مارک نواکوفسکی، یک اثر تجربی و سوررئال لهستانی بدون دیالوگ است که با بازی آندژی رایوش در نقش اصلی، داستان مردی تنها را روایت میکند که در اتاق محقر خود زندگی میکند؛ اشیاء روزمره مانند مبل، رادیو و سطل به موجوداتی زنده و جادویی تبدیل میشوند و جهانی خیالی و موسیقیایی خلق میکنند، جایی که مرز بین واقعیت و توهم محو شده و تماشاگر را به سفری بصری و صوتی عمیق میبرد.
خلاصه داستان: فیلم ایکس او ایکس او (۲۰۱۶) به کارگردانی چارلز استون سوم با بازی هیلی بنت، سارا هایلند، کریس میسون و برک باسری، داستان شش غریبه را در یک شب پرهیجان در بزرگترین مهمانی موسیقی الکترونیک دنس (EDM) لسآنجلس روایت میکند؛ جایی که روابط عاطفی، دوستیهای ناگهانی و تجربیات تحولآفرین آنها را به هم پیوند میدهد و زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم جوانی (۲۰۱۵) به کارگردانی پائولو سورنتینو، داستان دو دوست قدیمی به نامهای فرد بالینگر (مایکل کین)، رهبر ارکستر بازنشستهای که پیشنهاد اجرای کنسرت خصوصی برای ملکه بریتانیا را رد میکند، و میک بویل (هاروی کایتل)، کارگردان سینما که در حال نوشتن فیلمنامه آخر عمرش است، روایت میکند. آنها در تعطیلات لوکس در آلپهای سوئیس، همراه با خانواده و دوستانشان از جمله سونا (ریچل وایز) و لنا (جین فوندا)، با مسائل پیری، عشق از دست رفته، خلاقیت رو به زوال و معنای زندگی روبرو میشوند و در میان لحظات طنزآمیز و تأملبرانگیز، به بازنگری گذشته و آینده میپردازند.
خلاصه داستان: فیلم «چراغهای تنوع» (۱۹۵۰) به کارگردانی فدریکو فلینی و آلبرتو لاتوآدا، با بازی پپینو ده فیلیپو در نقش چلینی رهبر گروه واریته سیار و جولیتا ماسینا در نقش ملی، داستان یک گروه تئاتر خیابانی فقیر و پرجنبوجوش را روایت میکند که با ورود ملی، دختری جوان و جاهطلب، دچار تحولات عاطفی، حسادتها و جداییهای دراماتیک میشود و تصویری نوستالژیک از دنیای واریته ایتالیایی دهه ۱۹۵۰ ارائه میدهد.