خلاصه داستان: در سال 2003، دختر جوانی به نام کلارا در یک شهر کوچک آمریکایی به قتل رسید. پس از بیست سال، خواهر کوچکتر او به همراه دوست پسرش به شهر باز میگردند تا به دنبال راز قتل خواهرش باشند. آنها کشف میکنند که قاتل یک ماشین زمان ساخته و به گذشته سفر میکند تا جنایتش را انجام دهد. برای جلوگیری از قتل، آنها نیز تصمیم میگیرند به گذشته سفر کنند و قاتل را دستگیر کنند.
خلاصه داستان: در داستان "The Turning"، مربی جدیدی به یک خانه بزرگ و پرت میآید تا از دو کودک مرفه مراقبت کند. اما به زودی او متوجه میشود که این خانه و کودکان در آن، پنهانی درگیر نیروهایی مرموز و ترسناک هستند که گذشته تاریکی را به یاد میآورند. او تلاش میکند حقیقت را کشف کند و خود و کودکان را از این تهدید مرموز نجات دهد.
خلاصه داستان: یک کودک مادر بزرگش را در حال گریه میبیند و از او میپرسد چرا گریه میکند. مادر بزرگ میگوید که دلش برای کودک تنگ شده است و او را در آغوش میگیرد. کودک به مادر بزرگ قول میدهد که او را تنها نخواهد گذاشت و همیشه کنارش خواهد بود.
خلاصه داستان: یک روانشناس در حال گذر از کنار یک ساختمن، تصادفاً شاهد قتل یک خواننده میشود. او تصمیم میگیرد به همراه یک روزنامهنگار زن، جستجوی قاتل را آغاز کند. اما قاتل به زودی متوجه میشود که آنها در تعقیب او هستند و شروع به تعقیب و تهدید آنها میکند.
خلاصه داستان: در داستان "Incarnate"، یک دانشمند جوان به نام آرون کورکین، پس از کشف یک تکنولوژی انقلابی که امکان انتقال هوش انسان به بدن دیگری را فراهم میکند، خود را درگیر یک بازی مرگبار میبیند. او مجبور میشود با استفاده از این تکنولوژی، در بدنهای مختلفی زندگی کند تا از دست تیمی از تروریستهای بینالمللی که به دنبال او هستند، فرار کند. در این بین، آرون با پیچیدگیهای هویت و اخلاق مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا این قدرت باید در دست انسان باشد یا خیر.
خلاصه داستان: در سال 1920، یک تیم باستانشناسی در مصر با کشف هرمی مرموز مواجه میشوند که به نظر میرسد نامنظمترین و قدیمیترین سازه در تاریخ بشر باشد. هر چه بیشتر در اعماق این سازه پیش میرویند، رمز و رازهای مرگبارتری آشکار میشود و آنها به دامی مرگبار گرفتار میشوند که هیچ راه فراری ندارد. این فیلم ترکیبی از ترسناکی، هیجان و اسرار باستانی است که تماشاگر را تا پایان درگیر خود میکند.
خلاصه داستان: در این فیلم ترسناک، یک زن جوان باور دارد که مرگ دردناک میتواند بهشت را تضمین کند و برای اثبات این باور، خود را در معرض شکنجه مرگبار قرار میدهد تا بتواند تجربه مرگ را به اشتراک بگذارد. وی به دنبال پاسخی برای این سوال است که آیا مرگ دردناک واقعاً بهشت را تضمین میکند یا خیر.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۸، یک مخلوق فضایی غیرقابل توقف به شکل یک ماده چسبنده و خطرناک به زمین میآید. این مخلوق با هر چیزی که تماس پیدا میکند، جذب و بلعیده میشود و بزرگتر میشود. در یک شهر کوچک، مردم با وحشت مواجه میشوند و تلاش میکنند تا از این تهدید مرموز و مرگبار جان سالم به در ببرند. اما هر چه زمان میگذرد، Blob بزرگتر و خطرناکتر میشود و تبدیل به یک آتشسوزی زنده میگردد که هیچ چیز را در پیش نمیگیرد.
خلاصه داستان: في عام 1962، تم تحويل رجل يدعى كلودييل إلى زومبي على يد رجل دين فودو، وتم استعباده في مزرعة للسكر. بعد سنوات، تم إعطاؤه جرعة مضادة للسموم، وعاد إلى الحياة الطبيعية. في الوقت الحاضر، تستكشف مراهقة فرنسية تدعى ميليسا أصول الفودو بعد انضمامها إلى مدرسة داخلية مرموقة، حيث تكتشف صلة غامضة بين ماضي كلودييل وحاضرها.
خلاصه داستان: یک خانواده در یک هتل دور افتاده در طی زمستان شغل نگهبانی را میپذیرند. پدر خانواده که نویسنده است، به تدریج تحت تأثیر نیروهای ماورا قرار میگیرد و به خشونت میگراید. پسر کوچک آنها که تواناییهای روحانی دارد، شروع به دیدن تصاویر وقایع گذشته و آینده میکند. در این فضای ترسناک و منزوی، خانواده با چالشهای روانی و جسمی روبرو میشوند.