خلاصه داستان: در سال 1945، در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، یک گروه از سربازان آمریکایی در جنگلهای آلمان درگیر نبردی سخت با نیروهای آلمانی میشوند. در این میان، یک جوان سرباز به نام "مارک" با مواجهه با وحشتناکیهای جنگ، به دنبال راهی برای نجات همتیمیهایش و بازگشت به خانه میگردد. در حالی که زمان در حال سپری شدن است و امید به زنده ماندن کمتر میشود، مارک باید تصمیمهای سختتری بگیرد تا زندگی خود و همتیمیهایش را حفظ کند.
خلاصه داستان: در یک جهان موازی، یک مرد در یک تونل بیپایان گیر افتاده و تنها راه نجات او عبور از ۸ خروجی مختلف است. او باید با استفاده از هوش و شجاعت خود، از این تونل مرموز و خطرناک عبور کند و به سرانجام به آزادی دست یابد.
خلاصه داستان: در سال 2020، یک موجود ناشناخته در رودخانه Han در سئول ظاهر میشود و شروع به حمله به مردم میکند. یک خانواده فقیر و سادهزیست که در یک غرفه غذافروشی زندگی میکنند، وقتی دختر جوانشان توسط این موجود تخلیه میشود، تصمیم میگیرند برای نجات او با هم متحد شوند و با خطراتی که در پی خواهد داشت، مواجه شوند.
خلاصه داستان: در سال 2025، در ایستگاه متروی ریکافورت، زندگی چند نفر به طرز غیرمنتظرهای به هم پیوند میخورد. مادر جوانی با دغدغههای خانوادگی، مهاجری که به دنبال آیندهای بهتر است و یک مرد میانهسال با گذشتهای رمزآلود، همگی در یک لحظه سرنوشتساز در این ایستگاه جمع میشوند. رویدادهایی که در این مکان رخ میدهند، زندگی هر کدام از آنها را به شکل رادیکالی تغییر میدهد و به آنها فرصتی میدهد تا با گذشته خود مواجه شوند و تصمیمات سختگیرانهای برای آینده بگیرند.
خلاصه داستان: در داستان "مجسمه"، یک مرد جوان به نام جوناثان، که به تازگی از دانشگاه اخراج شده و در یک فروشگاه وسایل خانگی مشغول به کار است، با یک مجسمه زیبا آشنا میشود که شبها به یک زن زنده تبدیل میشود. این زن، جیسیکا، در واقع یک مجسمه سحرآمیز است که در طول قرنها در حالت بیحسی بوده است. جوناثان و جیسیکا عاشق یکدیگر میشوند و با کمک یکدیگر، جیسیکا میتواند در دنیای واقعی زندگی کند. اما این عشق غیرممکن با چالشهایی روبرو میشود که باید با شجاعت و ایمان به یکدیگر آنها را پشت سر بگذارند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک زوج جوان در یک شب تاریک و بارانی به یک اتفاق مرموز در خانه جدیدشان بر میخورند. وقتی یک غریبه مرموز وارد خانه میشود، زندگی آنها به طور کامل دگرگون میشود و آنها مجبور میشوند با ترس و هیجان مواجه شوند تا بتوانند زنده بمانند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک زوج جوان در یک روستای کوچک در اسپانیا، به دنبال آرامش و آغوش طبیعت، تصمیم به سکونت در خانهای قدیمی میگیرند. اما زندگی آرام آنها به محض ورود به خانه به هم میخورد. خانهای که ظاهراً بیعیب و نقص است، رازهایی عمیق و تاریک در خود نهفته دارد. رازهایی که به تدریج آشکار میشوند و زندگی آنها را به یک کابوس تبدیل میکنند. آنها مجبور میشوند با این رازها مواجه شوند و با خطراتی روبرو شوند که هرگز تصورش را هم نمیکردند.
خلاصه داستان: در "الف در کاکتوس"، یک جوان بیخانمان در خیابانهای لس آنجلس، با ظهور یک الفی سحرآمیز در زندگیاش، مواجه میشود. این الفی که از جهان جادویی آمده، باید با شرایط سخت زندگی خیابانی سازگار شود و در عین حال به جوان کمک کند تا دوباره امید و هدف در زندگیاش پیدا کند. با وجود تفاوتهای فرهنگی و شرایط سخت، دو نفر با هم یک رابطهی غیرمنتظرهای برقرار میکنند و با هم به سوی آیندهای بهتر حرکت میکنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک کمدین سرگرمکننده به نام جکاس در یک شهر کوچک به زندگی خود ادامه میدهد. او با استفاده از طنز و شوخیهای خود، تلاش میکند مردم را از مشکلات روزمرهاشان دور کند. اما اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد که زندگی جکاس به هم میریزد و او مجبور میشود با چالشهای جدیدی روبرو شود. در این بین، او با کمک دوستان و خانوادهاش تلاش میکند مشکلات را حل کند و دوباره به زندگی عادی خود بازگردد.
خلاصه داستان: در این فیلم، توم واگنر مجبور میشود تا در خانهاش در بنسلوانی در زمان بحران همهگیری کرونا در سال 2020 در انزوا بماند. او تصمیم میگیرد تا با دوربین خود از زندگی روزمرهاش فیلمبرداری کند و این فیلم را با عنوان "زندگی در زمان کرونا" منتشر کند. اما زمانی که فیلمهایش را ویرایش میکند، متوجه میشود که اتفاقات عجیب و غیرطبیعیای در اطراف خانهاش در حال رخ دادن است و او تنها نیست.