خلاصه داستان: فیلم «لالایی» (عنوان اصلی: Arr grants) یک فیلم ترسناک-ماوراءالطبیعه اسپانیایی-آمریکایی به کارگردانی جان آر. لئونتی و نویسندگی مشترک او با مایکل وی. نیکمن و الکس گرینفیلد است که در ۱۶ دسامبر ۲۰۲۲ توسط Vertical Entertainment اکران شد. داستان درباره ربکا (اوونا چاپلین) و همسرش جان (رامون رودریگز) است که پس از تولد پسرشان، الی (آلبرت لوپز)، به خانهای جدید نقل مکان میکنند. ربکا هنگام مرتب کردن وسایل، کتابی قدیمی از لالاییها پیدا میکند و برای آرام کردن الی، لالایی عبری «لیلית-ابی» را میخواند. این لالایی، بدون اطلاع او، موجودی شیطانی به نام لیلیت، الهه یهودی که کودکان را میرباید، را احضار میکند. ربکا با کابوسهایی از موجودی شاخدار مواجه میشود و نشانههایی مانند عروسکهای سوخته و گهواره خونآلود میبیند. او با کمک دوستش ویویان (لاینی کازان) و خاخامی به نام کوهن (رابرت اینگلاند) برای لغو نفرین تلاش میکند. داستان با صحنههایی مانند ظاهر شدن لیلیت در سایهها و جنگیری پرتنش، به موضوعات وحشت مادرانه و اساطیر باستانی میپردازد. با این حال، به دلیل جامپاسکرهای تکراری، داستان کلیشهای، و جلوههای ویژه ضعیف، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۳۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی چاپلین و فضای وهمآلود تحسین شدند، اما فیلمنامه ناهموار و فقدان عمق اسطورهشناختی نقد شدند. فیلم ۸۹ دقیقه است و فروش محدودی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «نیمه دیگر» یک تریلر علمی-تخیلی و ترسناک آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی دن برک و رابرت اولسن است که توسط Paramount Players تولید و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ در Paramount+ منتشر شد. داستان درباره روث (مایکا مونرو) و هری (جیک لیسی)، زوجی است که پس از شش سال رابطه، برای اولین بار به سفری کمپینگ در جنگلهای شمال غربی اقیانوس آرام میروند. روث که با اضطراب و حملات پانیک ناشی از ترومای کودکی (ازدواج سمی والدینش) دستوپنجه نرم میکند، با اکراه به این سفر میرود. داستان با سقوط یک شیء قرمز (شهابسنگ) و کشیده شدن یک گوزن توسط شاخک آغاز میشود که نشانهای از حضور موجودی بیگانه است. وقتی روث در جنگل غاری با مادهای چسبناک کشف میکند، اتفاقات شوم شروع شده و منجر به تغییر هویتها و افشای رازهایی میشود که رابطه آنها را زیر سؤال میبرد. داستان با صحنههایی مانند پیشنهاد ازدواج هری در منظرهای مشرف به اقیانوس، تعقیب و گریز در جنگل، و رویارویی با موجودی تغییرشکلدهنده، به موضوعات عشق، هویت، و پذیرش خود میپردازد. فیلم از لحن جدی به طنز سیاه تغییر میکند و با پایانبندی غیرمنتظره، تأملاتی درباره فشارهای اجتماعی برای ازدواج و خودشناسی ارائه میدهد. با این حال، به دلیل تغییر لحن ناگهانی، پایانبندی ناتمام، و سومین پرده ضعیف (مانند صحنههای کمدی بیشازحد با موجود بیگانه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۷/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی مونرو و لیسی، فیلمبرداری مت میچل در اورگن (پارک ایالتی سیلور فالز)، و موسیقی الیور کوتس تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان وحشت عمیق نقد شدند.
خلاصه داستان: «ترسناک ۲» (Terrifier 2) یک فیلم اسلشر-ترسناک فراطبیعی آمریکایی محصول ۲۰۲۲، نوشته، کارگردانی و تدوین دیمین لئونه است. این فیلم دنبالهای بر «ترسناک» (۲۰۱۶) و دومین قسمت از مجموعه فیلمهای ترسناک است. داستان یک سال پس از وقایع فیلم اول رخ میدهد و آرت دلقک (دیوید هاوارد تورنتون) را دنبال میکند که توسط موجودی مرموز احیا شده و در شب هالووین به شهر کوچک مایلز کانتی بازمیگردد تا سینا شاو (لورن لاورا)، یک دختر نوجوان، و برادر کوچکترش جاناتان (الیوت فولام) را هدف قرار دهد. سینا، که لباس فرشتهای الهامگرفته از طراحی پدر مرحومش پوشیده، درمییابد که سرنوشتش با آرت گره خورده است. فیلم با صحنههای خونین، جلوههای عملی گریم و حضور دختری مرموز به نام «دخترک رنگپریده» مشخص میشود. این فیلم به دلیل خشونت افراطی، بازیهای قوی (بهویژه لاورا و تورنتون) و بهبود نسبت به فیلم اول تحسین شده، اما به خاطر مدتزمان طولانی (۲ ساعت و ۱۸ دقیقه)، داستان ضعیف و بازیگری ناهماهنگ برخی نقشهای فرعی نقد شده است. فیلم در ۲۹ اوت ۲۰۲۲ در فستیوال فرایتفست لندن و فنتستیک فست به نمایش درآمد، در ۶ اکتبر در سینماهای آمریکا اکران شد و از ۱۱ نوامبر در VOD و از ۲۷ دسامبر در دیویدی و بلوری در دسترس بود.
خلاصه داستان: «بره» (Lamb) یک فیلم ترسناک فولکلور ایسلندی محصول ۲۰۲۱ به کارگردانی والدیمار یوهانسون و نویسندگی مشترک او و شون است. ماریا (نومی راپاس) و اینگوار (هیلمیر اسنر گودناسون)، زوجی بدون فرزند که در مزرعهای دورافتاده در ایسلند زندگی میکنند، یک نوزاد مرموز را در طویله گوسفندان خود کشف میکنند. آنها تصمیم میگیرند این موجود نیمهانسان نیمهبره به نام آدا را به عنوان فرزند خود بزرگ کنند. این تصمیم ابتدا شادی به زندگی آنها میآورد، اما به زودی با عواقب سرکشی علیه طبیعت مواجه میشوند. فیلم با فضایی آرام و مینیمال، با مناظر خیرهکننده ایسلند و گفتوگوی اندک، به بررسی موضوعاتی چون غم، والدگری و رابطه انسان با طبیعت میپردازد. «بره» به دلیل اصالت، بازیگری قوی و فضای وهمآلود تحسین شده، اما به خاطر ریتم کند، پایان مبهم و فقدان ترسهای شدید مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۱۳ جولای ۲۰۲۱ در جشنواره کن به نمایش درآمد و در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱ در ایسلند اکران شد.
خلاصه داستان: «حرف شر نزن» (Speak No Evil) یک فیلم ترسناک روانشناختی دانمارکی-هلندی به کارگردانی کریستین تافدروپ است که در ۲۲ ژانویه ۲۰۲۲ در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمد. این فیلم با فیلمنامهای نوشتهشده توسط کریستین و برادرش مدس تافدروپ، داستان خانوادهای دانمارکی (بیورن، لوئیز و دخترشان اگنس) را دنبال میکند که در تعطیلات توسکانی با یک زوج هلندی (پاتریک و کارین) و پسرشان آبل، که به دلیل نقص مادرزادی در زبانش نمیتواند صحبت کند، آشنا میشوند. چند ماه بعد، خانواده دانمارکی دعوت زوج هلندی را برای گذراندن آخر هفته در خانه روستاییشان در هلند میپذیرند. آنچه قرار بود یک تعطیلات آرام باشد، به تدریج با رفتارهای عجیب و غریب و توهینآمیز میزبانان به کابوسی روانشناختی تبدیل میشود. فیلم با نقد طنزآمیز هنجارهای اجتماعی و موانع ادب بیش از حد، به ویژه در میان طبقه متوسط دانمارکی، به تصویر میکشد که چگونه ترس از بیادبی میتواند افراد را از واکنش به نشانههای خطر بازدارد. نیمه دوم فیلم به وحشتی بیرحمانه و تکاندهنده تبدیل میشود، با پایانی تاریک و فراموشنشدنی که برخی آن را با فیلمهایی مانند «بازیهای خندهدار» (Funny Games) مقایسه کردهاند. فیلم به دلیل تنش فزاینده، کارگردانی دقیق و پیام اجتماعی قوی تحسین شده، اما به دلیل پایانبندی بیش از حد تلخ، رفتار غیرمنطقی شخصیتها (مانند بازگشت برای یک اسباببازی) و خشونت گرافیکی مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۱۷ مارس ۲۰۲۲ در دانمارک و ۲۱ ژوئیه در هلند اکران شد و در آمریکا از ۹ سپتامبر ۲۰۲۲ در سینماها و از ۱۵ سپتامبر از طریق Shudder در دسترس بود.
خلاصه داستان: فیلم «نوسبو» یک تریلر روانشناختی فیلیپینی-ایرلندی به کارگردانی لورکان فینهگان و نویسندگی گرت شنلی است که در ۴ نوامبر ۲۰۲۲ اکران شد و در فوریه ۲۰۲۳ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کریستین (اوا گرین)، طراح مد کودکان است که پس از تماس تلفنی مرموز درباره « بیرون کشیدن اجساد» و مواجهه با سگ زامبیمانند پر از کنه که یکی به گردنش میچسبد، دچار بیماری ناشناختهای با علائمی مانند تشنج دست، از دست دادن حافظه و درد عصبی میشود. پزشکان از درمان او عاجزند و این موضوع شوهرش فلیکس (مارک استرانگ) و دخترشان بابز (بیلی گدزدان) را ناامید میکند. دیانا (چای فوناسیه)، خدمتکاری فیلیپینی، ناگهان از راه میرسد و ادعا میکند کریستین او را استخدام کرده است. او با روشهای سنتی شفابخشی فیلیپینی، از جمله ماساژ و آیینهایی با محراب و خاکستر، به کریستین کمک میکند، اما فلیکس و بابز به او مشکوکاند. داستان از طریق روایت موازی، گذشته دیانا را نشان میدهد که با فقر، استثمار در کارخانههای پوشاک، و تراژدیهای خانوادگی (مانند مرگ فرزندانش در آتشسوزی) مواجه بوده است. فیلم با صحنههایی مانند آیینهای جادویی دیانا، کنههای غولپیکر، و رویاهای کریستین از کودکان سوخته، به موضوعات استثمار اجتماعی، نئوکولونیالیسم و انتقام میپردازد. با این حال، به دلیل پیچش داستانی قابلپیشبینی، لحن ناپیوسته، و تمرکز بیشازحد بر تمثیلهای اجتماعی (مانند نقد صنعت مد و استثمار کارگران آسیای جنوب شرقی)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی گرین و فوناسیه، فضای وهمآلود، و فیلمبرداری رادک لادزوک تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان وحشت عمیق نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «گوزن زخمی» یک فیلم ترسناک-روانشناختی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی مشترک تراویس استیونز و ناتان فادری است که در جشنواره ترایبکا ۲۰۲۲ نمایش داده شد و در ۱ دسامبر ۲۰۲۲ در Shudder منتشر شد. داستان درباره مردیت تانینگ (سارا لیند)، متصدی موزهای است که پس از یک رابطه آزاردهنده، با بروس ارنست (جاش روبن)، یک قاتل زنجیرهای جذاب اما روانپریش، برای تعطیلات آخر هفته به کلبهای دورافتاده میرود. بروس که مجسمهای باستانی به نام «خشم ارینیها» (الهههای انتقام یونانی) را دزدیده، تحت تأثیر توهماتی مانند جغدی قرمز قرار دارد که او را به قتل سوق میدهد. داستان با صحنههایی مانند حراج مجسمه، گفتوگوهای پرتنش در کلبه، و تغییر لحن به سورئالیسم در نیمه دوم، که شامل حضور سه الهه انتقام (تیزیفونه، آلکتو و مگائرا) با ماسکهای عجیب و گور است، به موضوعات انتقام، گناه و فروپاشی روانی میپردازد. فیلم از سبک بصری گریندهاوس دهه ۷۰ با فیلمبرداری ۱۶ میلیمتری بهره میبرد و به فیلمهای جالو ایتالیایی مانند آثار داریو آرجنتو شباهت دارد. با این حال، به دلیل ساختار دوپاره (نیمه اول اسلشر و نیمه دوم سورئال)، فقدان روایت منسجم، و پایانبندی غیرمنطقی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۹۶٪ در Rotten Tomatoes با ۴۶ نقد). بازی لیند و روبن، جلوههای عملی، و فیلمبرداری کسوتک زال تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک، تمثیلهای بیشازحد آشکار، و کمبود عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش دوم - ۱۹۷۸» یک فیلم ترسناک-اسلشر آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک و زک اولکویچ، بر اساس مجموعه کتابهای آر.ال. استاین، است که دومین قسمت از سهگانه خیابان ترس محسوب میشود و در ۹ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در تابستان ۱۹۷۸ در کمپ نایتوینگ، در شهر نفرینشده شیدیساید رخ میدهد، جایی که دانشآموزان شیدیساید و سانیویل درگیر رقابتهای اردویی هستند. زیگی برمن (سدی سینک)، دختری سرکش، و خواهرش سیندی (امیلی راد)، که فردی مطیع قوانین است، در این کمپ حضور دارند. وقتی تامی اسلیتر (مککیب اسلای)، دوستپسر سیندی، توسط نفرین سارا فیر تسخیر شده و به قاتلی تبر به دست تبدیل میشود، اردو به صحنهای خونین تبدیل میشود. زیگی، سیندی، و دوستانشان آلیس (رایان سیمپکینز) و آرنی، با کشف غاری که اسامی قاتلان نفرینشده روی دیوارش حک شده، تلاش میکنند تا نفرین را متوقف کنند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشیانه تامی (مانند تبر زدن به سر آرنی)، آزار زیگی توسط کمپرهای سانیویل، و تلاش سیندی و آلیس در تونلهای نفرینشده، به موضوعات فداکاری، تفاوتهای طبقاتی و بقا میپردازد. فیلم با فلاشفوروارد به سال ۱۹۹۴ و دیدار دینا (کیانا مادیرا) و جاش (بنجامین فلورس جونیور) با سی. برمن (جیلین جیکوبز) به پایان میرسد که داستان را به بخش سوم متصل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه اول، استفاده بیشازحد از آهنگهایی مانند «Cherry Bomb»، و فقدان کشتارهای خلاقانه در مقایسه با «جمعه سیزدهم»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی سینک و راد، موسیقی مارکو بلترامی، و ارجاعات به فیلمهای اسلشر دهه ۸۰ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «خدای دیوانه» یک انیمیشن استاپموشن تجربی، ترسناک و فانتزی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی فیل تیپت، استاد جلوههای بصری (معروف به کار در جنگ ستارگان و پارک ژوراسیک)، است که پس از ۳۰ سال تولید متناوب، در ۵ اوت ۲۰۲۱ در جشنواره لوکارنو نمایش داده شد و در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ توسط Shudder منتشر شد. داستان که بدون دیالوگ و با صداهای محیطی (مانند غرشها و نالهها) روایت میشود، حول شخصیتی به نام «آدمکش» (با صدای الکس کاکس و دیگران) میچرخد که با یک زنگ غواصی زنگزده به دنیایی آخرالزمانی و جهنمی فرو میرود. او با نقشهای مبهم و چمدانی حاوی بمب، از میان مناظری پر از موجودات جهشیافته، شهرهای ویران، و هیولاهایی مانند نوزادی گریان شبیه Eraserhead، عبور میکند. داستان با صحنههایی مانند جراحیهای وحشتناک، نبردهای تانک، و موجوداتی که در چرخهای از خلقت و تخریب گرفتارند، به موضوعات جنگ، استثمار، و پوچی بشریت میپردازد. فیلم با نقلقولی از کتاب لاویان (Leviticus) درباره خشم خدا و اشاره به برج بابل آغاز میشود و در پایان، چرخهای اژدهاییوار را نشان میدهد که جهانی جدید باز هم به سوی تخریب میرود. با این حال، به دلیل روایت غیرخطی، فقدان داستان منسجم، و تمرکز بیشازحد بر تصاویر بیمارگونه (مانند موجودات پر از جوش و خون)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۹۱٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن استاپموشن، موسیقی دن وول، و طراحی بصری خیرهکننده (الهامگرفته از اچ.پی. لاوکرفت و اچ.آر. گیگر) تحسین شدند، اما ریتم کند و نبود انگیزههای واضح شخصیتها نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش سوم - ۱۶۶۶» یک فیلم ترسناک-معمایی آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک، فیل گرازیادی و کیت ترفری است که سومین و آخرین قسمت از سهگانه خیابان ترس، بر اساس کتابهای آر.ال. استاین، محسوب میشود و در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۱۶۶۶ در شهرک یونیون (که بعداً به شیدیساید و سانیویل تقسیم میشود) آغاز میشود و از دیدگاه دینا (کیانا مادیرا) روایت میشود که پس از لمس آثار نفرین سارا فایر در فیلم دوم (۱۹۷۸)، به گذشته منتقل شده و در نقش سارا فایر، دختری در دوران استعمار، زندگی میکند. سارا به دلیل عشق ممنوعهاش با هانا میلر (اولیویا اسکات ولش)، متهم به جادوگری میشود و نفرین شیطانی گودهاند (مایکل چندلر) را که شهر را گرفتار کرده، به گردن میگیرد. داستان به سال ۱۹۹۴ بازمیگردد، جایی که دینا، جاش (بنجامین فلورس جونیور)، زیگی (سدی سینک) و دیگران با استفاده از اطلاعات گذشته سارا، برای پایان دادن به نفرین گودهاند که مسئول قتلهای شیدیساید است، نقشهای میکشند. داستان با صحنههایی مانند محاکمه جادوگری سارا، مبارزه با موجودات نفرینشده در زیرزمین مال، و پایانبندی که دینا و دوستانش نفرین را با تلهای در فروشگاه مواد غذایی میشکنند، به موضوعات عشق، فداکاری و مبارزه با ظلم میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخش ۱۶۶۶، دیالوگهای غیرواقعی (مانند استفاده از اصطلاحات مدرن در قرن هفدهم)، و پیچشهای قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای مادیرا و ولش، فضای گوتیک، و موسیقی مارکو بلترامی تحسین شدند، اما تدوین ضعیف و تفاوت لحن بین بخشهای تاریخی و مدرن نقد شدند.