خلاصه داستان: فیلم «شکار جنگ» یک اکشن-ترسناک به کارگردانی مائورو بورلی و نویسندگی رجی کی و اسکات سوان است که در ۲۱ ژانویه ۲۰۲۲ منتشر شد. داستان در سال ۱۹۴۵ رخ میدهد، جایی که یک هواپیمای نظامی آمریکایی در جنگل سیاه آلمان سقوط میکند. گروهبان بروئر (رابرت نپر) و سرباز والش (جکسون راتبون) با سربازان دیگر به دنبال بازماندگان میروند، اما با جادوگرانی مرموز که نیروهای ماورایی را کنترل میکنند، مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند کمین در جنگل، رویاروییهای ترسناک با موجودات، و تلاش برای بقا، به موضوعات جنگ، ترس و ماوراءالطبیعه میپردازد. بازی نپر و فضای تاریک تحسین شدند، اما جلوههای بصری ضعیف و داستان غیرمنسجم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جوجهکشی» یک ترسناک-فانتزی فنلاندی به کارگردانی هانا برگهولم و نویسندگی ایلیا راتزیا است که در ۴ مارس ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره تینیا (سیری سولالینا)، دختر ۱۲ سالهای است که تحت فشار مادرش (سوفیا هیکیلا)، وبلاگنویس وسواسی کمالگرایی، زندگی میکند. تینیا تخم پرندهای عجیب را پیدا میکند که به موجودی هیولایی به نام آللی تبدیل میشود و به تدریج اسرار تاریک خانواده را آشکار میکند. داستان با صحنههایی مانند تمرین ژیمناستیک، رشد هیولا در اتاق تینیا، و تصاویر سورئال، به موضوعات فشار اجتماعی، هویت و بلوغ میپردازد. فضای ترسناک و بازی سولالینا تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم یک کمدی-درام سیاه به کارگردانی نوآ بامباک و بر اساس رمانی از دان دلیلو است. داستان درباره جک گلدنی (آدام درایور)، استاد دانشگاهی که متخصص هیتلرشناسی است، و خانوادهاش، از جمله همسرش بابِت (گرتا گرویگ)، است که در دهه ۱۹۸۰ در آمریکا زندگی میکنند. وقتی یک فاجعه زیستمحیطی، معروف به «رویداد سمی هوابرد»، شهرشان را تهدید میکند، خانواده با ترس از مرگ و هرجومرج مواجه میشوند. داستان با صحنههایی از زندگی روزمره خانوادگی، طنزهای عجیب، و واکنش به بحران، به موضوعات مرگ، مصرفگرایی، و پوچی زندگی مدرن میپردازد. فیلم به دلیل سبک بصری و بازیهای درایور و گرویگ تحسین شد، اما داستان پراکنده و لحن نامتعارف برای برخی چالشبرانگیز بود.
خلاصه داستان: فیلم یک کمدی-ترسناک به کارگردانی میمی کیو است. داستان درباره نوآ (دیزی ادگار-جونز)، زنی جوان است که از آشناییهای آنلاین خسته شده و در یک سوپرمارکت با استیو (سباستین استن)، مردی جذاب، آشنا میشود. پس از شروع رابطهای عاشقانه، نوآ به زودی متوجه رازهای تاریک و خطرناک استیو میشود که او را در موقعیتی وحشتناک قرار میدهد. داستان با صحنههایی از قرارهای عاشقانه، افشاگریهای ترسناک، و تلاش نوآ برای بقا، به موضوعات اعتماد، فریب، و قدرت زنان میپردازد. فیلم به دلیل بازیهای قوی و ترکیب طنز و وحشت تحسین شد، اما برخی داستان را بیشازحد غیرواقعی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک-هیجانی به کارگردانی اسکات دریکسون و بر اساس داستانی از جو هیل است. داستان درباره فینی (میسون تامز)، پسری ۱۳ ساله در دهه ۱۹۷۰، است که توسط یک قاتل زنجیرهای معروف به «گرابر» (ایتان هاوک) ربوده و در زیرزمینی زندانی میشود. فینی از طریق تلفنی مرموز در دیوار با ارواح قربانیان قبلی گرابر ارتباط برقرار میکند که به او کمک میکنند تا برای فرار تلاش کند. داستان با صحنههایی از آدمربایی، مکالمات ماورایی، و تلاشهای فینی برای بقا، به موضوعات شجاعت، بقا، و رویارویی با ترس میپردازد. فیلم به دلیل بازی هاوک و فضای پرتنش تحسین شد، اما برخی پایانبندی را ساده یافتند.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک-رازآلود هلندی به کارگردانی نیکو ون دن برینک است. داستان درباره بتریک (سالی هارمسن)، زنی که در نزدیکی باتلاقی در هلند زندگی میکند، است. وقتی گروهی باستانشناس بقایای عجیبی را کشف میکنند، بتریک و خانوادهاش با حوادث ماورایی و نفرینی باستانی مرتبط با موجودی به نام مولُخ روبرو میشوند. داستان با صحنههایی از کاوشهای باستانشناسی، اتفاقات ترسناک در خانه، و تلاش برای رهایی از نفرین، به موضوعات ترس، اساطیر، و بقا میپردازد. فیلم به دلیل فضای وهمآلود و بازی هارمسن تحسین شد، اما برخی داستان را کند و قابلپیشبینی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک علمی-تخیلی-ترسناک به کارگردانی دیوید کراننبرگ است. در آیندهای که انسانها با تغییرات زیستی سازگار شدهاند، ساول تنسر (ویگو مورتنسن)، هنرمندی است که با رشد ارگانهای جدید در بدنش اجراهای زنده خلق میکند. او با شریکش کاپریس (لئا سیدو) و در مواجهه با یک گروه مرموز، درگیر توطئهای درباره آینده بشریت میشود. داستان با صحنههایی از جراحیهای هنری، تحقیقات مخفی، و کاوشهای فلسفی، به موضوعات بدن، هنر، و تکامل میپردازد. فیلم به دلیل سبک بصری کراننبرگ و بازیها تحسین شد، اما محتوای سنگین و داستان مبهم برای برخی چالشبرانگیز بود.
خلاصه داستان: فیلم یک علمی-تخیلی-ترسناک-کمدی کانادایی به کارگردانی نیکیا آدامز است. داستان در یک شهر کوچک در قطب شمال رخ میدهد، جایی که گروهی از دختران نوجوان، از جمله مایکا (تاشینا مارتین)، با موجودات بیگانهای که به شکل انسان درمیآیند، روبرو میشوند. آنها با شجاعت و ابزارهای ابتدایی با این تهدید مبارزه میکنند. داستان با صحنههایی از زندگی روزمره در شهر، طنز نوجوانانه، و نبرد با بیگانگان، به موضوعات دوستی، شجاعت، و هویت بومی میپردازد. فیلم نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۵.۷/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). فضای بومی و بازیگران تازهکار تحسین شدند، اما داستان ساده نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم یک درام-ترسناک-رمانتیک به کارگردانی لوکا گوادانینو است که بر اساس رمانی از کامیل دیانجلیس ساخته شده. مارن (تایلر راسل)، دختری جوان که به آدمخواری تمایل دارد، پس از ترک خانه با لی (تیموتی شالامی)، مردی با همین ویژگی، آشنا میشود. آنها در سفری جادهای در آمریکا با هم همراه میشوند و با گذشتههایشان و طبیعت خود مبارزه میکنند. داستان با صحنههایی از روابط عاشقانه، لحظات خشن، و کاوش در هویت، به موضوعات عشق، انزوا، و پذیرش خود میپردازد. فیلم نقدهای مثبتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۸۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی شالامی و راسل و کارگردانی گوادانینو تحسین شدند، اما محتوای تکاندهنده برای برخی آزاردهنده بود.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک تایوانی به کارگردانی کوین کو و نویسندگی کو و چانگ چه-وی است که در ۸ جولای ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره لی رونان (تسای هسوان-ین) است که پس از نقض یک تابوی مذهبی در یک فرقه، با نفرینی روبرو میشود که زندگیاش را تهدید میکند. شش سال بعد، او تلاش میکند تا دخترش دوودو را از این نفرین محافظت کند، در حالی که با حوادث ماورایی و گذشتهاش مواجه میشود. فیلم به سبک فیلم پیدا شده ارائه شده و با صحنههایی مانند آیینهای ترسناک، ویدیوهای قدیمی، و تعاملات مستقیم با مخاطب، به موضوعات نفرین، گناه، و فداکاری مادرانه میپردازد. فیلم نقدهای مثبتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۸۵٪ در Rotten Tomatoes). فضای ترسناک و سبک نوآورانه تحسین شدند، اما برخی داستان را گنگ یافتند.