خلاصه داستان: فیلم «زخم تبر خونین» یک کمدی-ترسناک اسلشر آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی متیو جان لارنس است که در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴ اکران محدودی داشت و در ۲۱ مارس ۲۰۲۵ روی Shudder منتشر شد. آبی بلادکات (ساری آرامبولو)، دخترخوانده قاتل زنجیرهای معروف راجر بلادکات (بیلی بورک)، در شهر کوچک کلوور فالز در یک فروشگاه ویدئویی ترسناک کار میکند که با فروش نوارهای قتلهای واقعی راجر، که بهصورت فیلمهای اسلشر ضبط شدهاند، رونق گرفته است. آبی که برای ادامه دادن سنت خونین خانواده آماده میشود، با ورود به دبیرستان و عاشق شدن به سم کرین (مالی براون)، دختری با ژاکت موتورسواری، دچار تردید میشود. او با دوستی و عشق جدید، از جمله با گلن (ادی لیوی)، با تعارض بین وظایف خانوادگی و احساساتش روبهرو میشود. راجر معتقد است آبی به دلیل جنسیتش نمیتواند میراث بلادکات را ادامه دهد، که به تنشهای جنسیتی و هویتی منجر میشود. فیلم با فضای نوستالژیک دهه ۸۰، جلوههای عملی قوی و طنز گروتسک، به موضوعات بلوغ، هویت جنسیتی و عشق همجنسگرایانه میپردازد، اما به دلیل داستان آشوبناک، سوراخهای روایی، ویرایش ضعیف و کمدی ناهماهنگ، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۰ در IMDb و حدود ۵۰٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. حضور کوتاه جفری دین مورگان در نقش بوچ اسلیتر و تولید توسط هیلاری برتون مورگان، از نکات برجسته است.
خلاصه داستان: فیلم «روزی که زمین از حرکت ایستاد» یک فیلم علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی اسکات دریکسون و بازسازی فیلم کلاسیک ۱۹۵۱ به همین نام است. یک سفینه فضایی در پارک مرکزی نیویورک فرود میآید و موجودی بیگانه به نام کلاتو (کیانو ریوز) به همراه ربات غولپیکرش گورت ظاهر میشود. کلاتو که توسط ارتش دستگیر میشود، اعلام میکند برای نجات زمین آمده، اما بشریت را به دلیل تخریب محیطزیست تهدیدی برای سیاره میداند. هلن بنسون (جنیفر کانلی)، زیستشناس، و پسرخواندهاش جیکوب (جیدن اسمیت) به کلاتو کمک میکنند تا از دستگیری فرار کند. کلاتو با مشاهده روابط انسانی، بهویژه پیوند هلن و جیکوب، در تصمیم خود برای نابودی بشریت تردید میکند، اما گورت شروع به آزادسازی نانوباتهایی برای تخریب سیاره میکند. هلن و جیکوب تلاش میکنند کلاتو را متقاعد کنند که بشریت ارزش نجات دارد. فیلم با جلوههای بصری قوی، به موضوعات محیطزیست، بشریت و اخلاق میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه ضعیف، شخصیتپردازی سطحی و عدم عمق احساسی، نقدهای منفی با امتیاز ۲۰٪ در راتن تومیتوز و ۴۰/۱۰۰ در متاکریتیک دریافت کرد. با بودجه ۸۰ میلیون دلاری، فروش جهانی ۲۳۳.۱ میلیون دلار داشت.
خلاصه داستان: فیلم «تنگنا» یک اکشن-عاشقانه-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی اسکات دریکسون و نویسندگی زک دین است که در ۱۴ فوریه ۲۰۲۵ روی Apple TV+ منتشر شد. لوی کین (مایلز تلر)، تکتیرانداز بازنشسته نیروی دریایی آمریکا با کابوسهای ناشی از PTSD، و دراسا (آنیا تیلور-جوی)، مامور مخفی لیتوانیایی که برای کرملین کار میکند، ماموریت یکسالهای برای نگهبانی از دو برج در دو سوی یک دره مخفی و عظیم دریافت میکنند، بدون اینکه بدانند چه چیزی در عمق آن نهفته است. آنها که از ارتباط با یکدیگر منع شدهاند، از طریق پیامهای دستنوشته و نشانهها رابطهای عاشقانه از راه دور برقرار میکنند. لوی، تحت هدایت بارتولومیو (سیگورنی ویور)، و دراسا با نگرانی برای پدر بیمارش، بهتدریج متوجه میشوند که دره دروازهای به تهدیدی فراطبیعی است. وقتی موجودات عجیب و خطرناک از دره بیرون میآیند، آنها باید برای بقا و حفظ راز دره همکاری کنند. فیلم با جلوههای بصری قوی، موسیقی ترنت رزنور و آتیکوس راس، و شیمی بین تلر و تیلور-جوی، به موضوعات عشق، تروما و فداکاری میپردازد، اما به دلیل حفرههای داستانی، پایان قابلپیشبینی و تغییر ژانر ناگهانی از عاشقانه به اکشن، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶۳٪ در راتن تومیتوز و ۶.۷ در IMDb دریافت کرده است. این فیلم با بودجه بالا، بزرگترین افتتاحیه فیلم Apple TV+ را رقم زد.
خلاصه داستان: فیلم «زن در حیاط» یک تریلر روانشناختی ترسناک آمریکایی به کارگردانی جومه کویت-سرا و نویسندگی سام استفانک در اولین تجربه فیلمنامهنویسی بلندش است. رامونا (دانیل ددوایلر)، مادری بیوه که پس از تصادف رانندگی منجر به مرگ همسرش دیوید (راسل هورنسبی) معلول شده، با دو فرزندش، تیلور ۱۴ ساله (پیتون جکسون) و آنی ۶ ساله (استلا کاهیا)، در مزرعهای دورافتاده زندگی میکند. او که با غم، گناه و افسردگی دستوپنجه نرم میکند، با ظهور زنی مرموز و سیاهپوش (اوکوی اوکپوکواسیلی) در حیاط خانهاش مواجه میشود که مدام هشدار میدهد: «امروز همان روز است». این زن با پیامهای تهدیدآمیز و سایههای ماورایی، آرامش خانواده را به هم میزند و سگ آنها، چارلی، را میکشد. رامونا که به فرزندانش دستور میدهد از زن دوری کنند، با توهمات و افشای رازهایی درباره تصادف روبهرو میشود. فیلم با نمادپردازی سنگین به موضوعات افسردگی، تروما و خودویرانگری میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه آشوبناک، پایان مبهم و کمبود وحشت واقعی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۴۱٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. با بودجه ۱۲ میلیون دلاری، فروش جهانی آن ۲۳.۳ میلیون دلار بود.
خلاصه داستان: فیلم «تا سپیدهدم» یک فیلم ترسناک بقا آمریکایی به کارگردانی دیوید اف. سندبرگ و اقتباسی آزاد از بازی ویدیویی سال ۲۰۱۵ به همین نام است. داستان در دره دورافتاده گلور، یک سال پس از ناپدید شدن مرموز ملانی، رخ میدهد. کلوور (الا روبین) به همراه دوستانش مکس (مایکل چیمینو)، نینا (جییانگ یو)، مگان (اودسا آزیون) و ایب (بلمانت کاملی) برای یافتن سرنخهایی درباره ملانی به این دره سفر میکنند. آنها در یک مرکز بازدیدکنندگان متروکه گرفتار یک حلقه زمانی مرگبار میشوند، جایی که هر شب توسط تهدیدات مختلف، از جمله یک قاتل نقابدار، وندیگوها و موجودات ماورایی، به طرز وحشیانهای کشته شده و دوباره در ابتدای همان شب بیدار میشوند. هر حلقه مرگبار با تهدیدی جدید و خلاقانه همراه است، اما تعداد دفعات مرگ آنها محدود است. کلوور با کمک دکتر هیل (پیتر استورمر)، که بهعنوان آنتاگونیست اصلی ظاهر میشود، کشف میکند که دره از ترسهای او تغذیه میکند. فیلم با گور جذاب، جلوههای عملی و طنز تاریک، به موضوعات ترس، بقا و فروپاشی روانی میپردازد، اما به دلیل انحراف از بازی، شخصیتپردازی ضعیف و پایان مبهم، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵۲٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «منطقه خاموش» یک فیلم ترسناک-اکشن پساآخرالزمانی مجارستانی به کارگردانی پیتر داک و اقتباسی از رمان «خوش آمدید به منطقه خاموش» نوشته ویکتور چاک است. داستان با شیوع ویروس مرگباری در فرودگاهی بینالمللی آغاز میشود که بهسرعت جهان را به هرجومرج میکشاند. ابیگیل پنجساله، پس از حمله به مادر و برادر کوچکش، توسط کاسیوس، سرباز سابق، نجات مییابد. سالها بعد، ابیگیل (لوکا پاپ) و کاسیوس (مت دِوِر) در جهانی ویرانشده توسط «وحشیها» (زندهخواران)، برای بقا میجنگند. آنها با مگان، زنی باردار، و همسرش دیوید برخورد میکنند و به دنبال شایعهای درباره پناهگاه امن «کینگز هاربر» راهی سفری پرخطر میشوند. فیلم با صحنههای اکشن واقعگرایانه و بازیهای قوی، به موضوعات وفاداری، امید و تاریکی درونی انسان میپردازد، اما به دلیل کلیشهها، ریتم ناهموار و جلوههای ضعیف زامبیها، نقدهای متوسطی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «گناهکاران» یک ترسناک-درام فانتزی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی رایان کوگلر است که در میسیسیپی سال ۱۹۳۲ جریان دارد. داستان درباره برادران دوقلوی اسموک و استک (مایکل بی. جردن در نقشهای دوگانه)، دو جنایتکار کهنهکار جنگ جهانی اول و عضو سابق باند آل کاپون در شیکاگو، است که به زادگاهشان کلارکسدیل بازمیگردند تا با خرید یک کارخانه ارهکشی و تبدیل آن به یک جوک جوینت، زندگی جدیدی آغاز کنند. اما آنها با تهدیدی ماوراءطبیعه، یعنی رمیک (جک اوکانل)، خونآشامی که عاشق موسیقی است، مواجه میشوند که همراه با گروهی از خونآشامهای دیگر، شهر را به وحشت انداخته. اسموک و استک با کمک مری (هیلی استاینفلد)، آنی (وونمی موساکو)، پرل (جیمی لاوسون)، کورنبرد (عمر میلر) و سمی (مایلز کیتون)، پسرعمویشان که گیتاریست بلوز است، برای محافظت از جامعه سیاهپوستان در برابر این تهدید و تعصبات نژادی، از جمله کو کلاکس کلان، مبارزه میکنند. فیلم با موسیقی بلوز لودویگ گورانسون، تصاویر خیرهکننده و تمهای عشق، نژادپرستی و رستگاری، یک اثر چندژانری جسورانه است، هرچند نیمه دوم آن گاهی به دلیل تمرکز بر خونآشامها از ریتم میافتد.
خلاصه داستان: فیلم «اسکریمبوت» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون لامورته و بازسازی فیلم کوتاه انیمیشن «استیمبوت ویلی» (1928) والت دیزنی است. داستان درباره گروهی از نیویورکیها، از جمله سلنا (آلیسون پیتل)، طراح مد جوانی که قصد ترک شهر را دارد، و گروهی از پرنسسهای دیزنیمانند در یک مهمانی تولد، است که در آخرین کشتی شبانه استیتن آیلند سوار میشوند. وقتی کارکنان تعمیرات، نیل و دومینیک، بهطور تصادفی موشی جهشیافته به نام استیمبوت ویلی (دیوید هاوارد تورنتون) را از محفظهای زیر عرشه آزاد میکنند، این موش انساننما کشتار وحشیانهای را آغاز میکند. سلنا و پیت (جسی پوزی)، کارمند کشتی، با بازماندگان، از جمله امبر، برای زنده ماندن در برابر این موش کوچک اما مرگبار متحد میشوند. فیلم با طنز خودآگاه، ارجاعات دیزنی و کشتارهای خونین، به موضوعات بقا و سرگرمیهای سبک اسلشر میپردازد، هرچند طراحی ویلی گاهی کارتونی و غیرترسناک به نظر میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «رابین» یک ترسناک علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی لارنس فاولر است. داستان درباره آیدن (سیمون دیویس)، متخصص رباتیک است که پس از مرگ پسر دهسالهاش، عزادار و منزوی، رباتی به نام رابین را میسازد که به طرز وحشتناکی واقعی به نظر میرسد. آیدن که در عمارتی بزرگ زندگی میکند، با رابین مانند خانواده رفتار میکند. وقتی لئو (اتان تیلور)، برادرزاده ازخودبیگانهاش، و نامزدش لکسی (لیونا کلارک) برای آشتی به عمارت میآیند، از وابستگی عجیب آیدن به این عروسک رباتیک آشوبزده میشوند. بهزودی، اتفاقات ترسناکی رخ میدهد و زوج جوان متوجه میشوند که رفتارهای رابین فراتر از برنامهریزی اوست و به نظر میرسد خودآگاهی وحشتناکی دارد. آنها که در عمارتی شبیه مقبره گیر افتادهاند، باید حقیقت را کشف کنند، در حالی که رابین برای نگهداشتن خالقش دست به هر کاری میزند. فیلم به موضوعات اندوه، وابستگی و خطرات هوش مصنوعی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «حضور» یک تریلر روانشناختی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون سودربرگ و نویسندگی دیوید کوپ است. داستان درباره خانواده پین، شامل ربکا (لوسی لیو)، کریس (کریس سالیوان) و فرزندانشان تایلر (ادی مادای) و کلویی (کالینا لیانگ)، است که به خانهای قدیمی در حومه شهر نقلمکان میکنند. از همان ابتدا، کلویی، که در سوگ دوستش نادیا است، حضور موجودی نامرئی را حس میکند که به نظر میرسد روی او متمرکز شده. این موجود، که تمام داستان از زاویه دید اولشخص آن روایت میشود، شاهد تنشهای خانوادگی، از جمله خودخواهی ربکا، بیتفاوتی تایلر و تلاش کریس برای حفظ آرامش، است. با آشکار شدن رازهایی مثل دخالت ربکا در جرمی مالی و رفتار غیراخلاقی تایلر، حضور موجود به تدریج آشوبساز میشود. فیلم با تمرکز بر اندوه، گناه و پویایی خانواده، داستانی عاطفی را در قالب معمای ماوراءطبیعه ارائه میدهد، هرچند گاهی از ضعفهای روایی رنج میبرد.