خلاصه داستان: فیلم «دختر ۲» یک فیلم ترسناک هندی به زبان هندی به کارگردانی ویشال فوریا و تولید شده توسط بوشان کومار، کریشان کومار، ویکرام مالهوترا و جک دیویس است که دنبالهای بر فیلم «دختر» (Chhorii) محصول ۲۰۲۱ محسوب میشود. داستان هفت سال پس از وقایع فیلم اول رخ میدهد و حول ساکشی (نوشرات باروچا)، معلم مدرسه و مادر مجردی که با دختر هفتسالهاش، ایشانی (هاردیکا شارما)، و رانیما (پالاوی آجای) زندگی میکند، میچرخد. ایشانی به دلیل بیماری نادری که نور خورشید برای پوستش خطرناک است، در تاریکی نگه داشته میشود. ساکشی که پس از کشتن همسرش راجبیر (سائوراب گویال) و فرار از دهکدهای نفرینشده با رانیما، تحت حمایت بازرس پلیس سامار (گاشمیر ماهاجانی) زندگی میکند، ناگهان با ربوده شدن ایشانی توسط فرقهای شوم مرتبط با راجبیر مواجه میشود. این فرقه، به رهبری داسیما (سوها علیخان)، قصد دارد ایشانی را برای آیینی شیطانی قربانی کند تا سلامت رئیس فرقه (پرادهانجی) را بازگرداند. ساکشی و سامار به مزارع نیشکر نفرینشده و دهکدهای زیرزمینی بازمیگردند تا ایشانی را نجات دهند. فیلم به موضوعات اجتماعی مانند ازدواج کودکان، زنکشی، و مردسالاری میپردازد و با تصاویری از سیاهچالهای زیرزمینی، موسیقی وهمآلود آدریجا گوپتا، و فیلمبرداری انشول چوبی، فضایی ترسناک خلق میکند. با این حال، به دلیل پایان باز و ناتمام، داستان بیشازحد قابلپیشبینی، پرشهای ترسناک تکراری، و جلوههای ویژه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی باروچا به دلیل شدت عاطفی و سوها علیخان به دلیل حضور مرموز تحسین شدند، اما نقش ماهاجانی و برخی صحنههای طولانی به دلیل فقدان عمق و کشش بیشازحد نقد شدند. فیلم با اشاره به احتمال ساخت «دختر ۳» پایان مییابد، جایی که ایشانی در امان است، اما ساکشی در زیرزمین گرفتار میماند.
خلاصه داستان: فیلم «جادوگر» (Cadı) یک درام ترسناک-هیجانی ترکیهای به کارگردانی ارمان بستان و اقتباسی از رمان «جادوگر» نوشته حسین رحمی گورپینار (۱۹۱۲) است. داستان در اواخر امپراتوری عثمانی در استانبول رخ میدهد و حول فکریّه (بوسه مرال)، زنی جوان و بیوه، میچرخد که به اجبار با ناشیت نفی افندی (فورکان آندیچ)، صاحب عمارتی مرموز، ازدواج میکند. فکریّه با شنیدن شایعات درباره ارواح و جادوگران در عمارت، به کاوش در رازهای تاریک گذشته میپردازد. او با کنعان (چاغداش اونور اوزتورک)، خدمتکاری که اسراری را پنهان میکند، و دیگر ساکنان مانند سوریا (سوریه کیلیمجی) روبهرو میشود که به تنشها میافزایند. فیلم با الهام از آثار گوتیک مانند «ربکا» و «جین ایر»، به موضوعات هویت، سوءظن، و چالشهای روانی میپردازد و پایانی غیرمنتظره با رویکرد فرویدی ارائه میدهد که جهل را برملا میکند. با این حال، به دلیل بازیهای ضعیف، گفتوگوهای غیرطبیعی، جلوههای ویژه مصنوعی، و ریتم کند با مدتزمان ۱۳۴ دقیقه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. طراحی صحنه، لباسها، و فیلمبرداری آنند سی. چاندران برای خلق فضای تاریک و گوتیک تحسین شدند، اما داستان به دلیل فقدان عمق در شخصیتها و شباهت به فیلمهای ترسناک کلیشهای ترکیهای نقد شد. برخی تماشاگران پایان را گیجکننده و شخصیت کنعان را مبهم یافتند، در حالی که بازی مرال و آندیچ به دلیل نمایش شجاعت و چندلایگی مورد ستایش قرار گرفت.[](https://www.imdb.com/title/tt31579702/)[](https://www.imdb.com/fr/title/tt31579702/)[](https://www.imdb.com/title/tt31579702/reviews/)
خلاصه داستان: فیلم «او را بازگردان» یک تریلر ترسناک-روانشناختی به کارگردانی دنی و مایکل فیلیپو (معروف به RackaRacka) و نویسندگی دنی فیلیپو و بیل هینزمن است که دنبالهای بر فیلم موفق «با من حرف بزن» (2022) محسوب نمیشود، اما سبک مشابهی دارد. داستان درباره اندی (بیلی بارات)، پسری ۱۷ ساله، و خواهر ناتنی نابینای او، پایپر (سورا ونگ)، است که پس از مرگ ناگهانی پدرشان در حمام، به خانه لورا (سالی هاوکینز)، یک مشاور سابق و مادرخوانده عجیب، فرستاده میشوند. لورا که هنوز در سوگ مرگ دختر نابینایش، کتی، در استخر خانه است، با پسر خوانده خاموش خود، اولیور (جونا رن فیلیپس)، که در واقع کودکی ربودهشده به نام کانر برد است، زندگی میکند. اندی، که قصد دارد پس از ۱۸ سالگی سرپرستی پایپر را بر عهده بگیرد، به رفتارهای مشکوک لورا، مانند طرفداری از پایپر و تضعیف سلامت روان اندی با گازلایتینگ (مانند ریختن آب گرم روی او برای القای شبادراری)، مشکوک میشود. او و مددکار اجتماعیشان، وندی (سالی-آن آپتون)، متوجه میشوند که لورا در حال انجام آیینی شیطانی برای بازگرداندن کتی از مرگ است که شامل خوردن جسد او توسط اولیور و قربانی کردن اندی و پایپر میشود. فیلم با صحنههای تکاندهنده، از جمله خودآزاری اولیور، تصاویر خونین از ویدئوی آیین، و قتل وندی و اندی توسط لورا، به اوج میرسد. پایپر در نهایت با فریاد «مامان» لورا را متوقف میکند و توسط زوجی نجات مییابد. فیلم به موضوعات اندوه والدین، سوءاستفاده در سیستم پرورشگاه، و وحشت روانشناختی میپردازد. با این حال، به دلیل پایان مبهم، پیچشهای غیرمنطقی، و فقدان پیشزمینه کافی برای آیین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هاوکینز به دلیل نمایش یک شخصیت همزمان ترسناک و غمانگیز، و بازی بارات و ونگ به دلیل احساسات خام، تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به «وراثتی» و «میدسامر» و تکیه بیشازحد بر خشونت گرافیکی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «آیین» یک فیلم ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیوید مایدل و نویسندگی مایدل و انریکو ناتاله است که بر اساس داستان واقعی اکورسیسم اما اشمیت در سال ۱۹۲۸ در ارلینگ، آیووا ساخته شده است. داستان در سال ۱۹۲۸ در شهر کوچک ارلینگ رخ میدهد و حول اما اشمیت (ابیگیل کوئن)، زنی جوان که از پدیدههای ترسناک و غیرقابلتوضیح مانند کابوسهای شبانه، پرخاشگریهای خشونتآمیز، صحبت به زبانهایی که نمیداند، و نفرت غیرطبیعی نسبت به اشیاء مقدس رنج میبرد، میچرخد. خانوادهاش، که کاتولیکهای مؤمنی هستند، معتقدند او تسخیر شده و از کلیسا درخواست کمک میکنند. دو کشیش، تئوفیلوس ریزینگر (آل پاچینو)، کشیشی با تجربه و مصمم، و جوزف اشتایگر (دن استیونز)، کشیش جوانی که در بحران ایمان به سر میبرد، برای انجام اکورسیسم به صومعهای منزوی فرستاده میشوند. اکورسیسم در سه مرحله طاقتفرسا انجام میشود که طی آن اما صداهای متعدد و شیطانی از خود بروز میدهد، از جمله صداهایی که ادعا میکنند متعلق به بعلزبول، یهودا اسخریوطی، و پدر متوفی اما هستند که در زندگی او را آزار داده بود. روح عمهاش، که شایعه شده جادوگر بوده، نیز ظاهر میشود. اما با رفتارهایی مانند تشنج، معلق شدن در هوا، و صحبت به زبانهای لاتین، آلمانی، و آرامی، کشیشها و راهبهها را به چالش میکشد. فیلم به موضوعات ایمان، تردید، و مبارزه با شر میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای، فیلمبرداری ناپایدار و شبیه به سبک مستند که گاهی حواسپرتکن است، و فقدان عمق در شخصیتپردازی، نقدهای منفی دریافت کرد. بازیهای پاچینو، استیونز، و کوئن به دلیل شدت و باورپذیری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل عدم نوآوری و شباهت بیشازحد به «جنگیر» (۱۹۷۳) و پایان ناامیدکننده نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «مرد گرگنما» یک فیلم ترسناک ماوراءالطبیعه آمریکایی به کارگردانی لی ونل است که بازسازی فیلم کلاسیک «مرد گرگنما» (1941) از یونیورسال پیکچرز محسوب میشود. داستان در سال ۱۹۹۵ با ناپدید شدن یک کوهنورد در کوههای دورافتاده اورگن آغاز میشود که شایعاتی درباره ویروسی مرتبط با حیاتوحش منطقه ایجاد میکند. در همان زمان، بلیک لاوِل جوان و پدر سختگیرش گریدی در یک سفر شکار، موجودی مرموز و انساننما را در جنگل میبینند و در یک جایگاه شکار مرتفع پنهان میشوند. سی سال بعد، بلیک (کریستوفر ابوت)، نویسندهای در سانفرانسیسکو، به همراه همسرش شارلوت (جولیا گارنر) و دخترشان جینجر (ماتیلدا فرث) زندگی میکند. ازدواج او به دلیل مشکلات خشم و دوری از خانواده در حال فروپاشی است. پس از دریافت گواهی فوت گریدی، که ناپدید شده، بلیک خانوادهاش را متقاعد میکند تا برای استراحت به خانه کودکیاش در اورگن بروند. در بدو ورود، در شب، آنها مورد حمله حیوانی نادیدنی قرار میگیرند و در خانه پناه میگیرند. با ادامه شب، زخمهای بلیک بدتر میشود و رفتارش بهتدریج غیرعادی و هیولاوار میگردد. شارلوت باید تصمیم بگیرد که آیا خطر خارج از خانه یا وحشتی که در درون بلیک در حال رشد است، تهدید بزرگتری برای جینجر و خودش محسوب میشود. فیلم با جلوههای ویژه عملی، طراحی بدن وحشتناک، و فیلمبرداری در جنگلهای نیوزیلند، به موضوعات ترومای خانوادگی، ازدستدادن کنترل، و وحشت روانشناختی میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای غیرخلاقانه، فقدان عمق در شخصیتپردازی، و عدم پیگیری تمهای معرفیشده مانند نقشهای جنسیتی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای ابوت و گارنر به دلیل شدت عاطفی تحسین شدند، اما داستان به دلیل ایمن بودن بیشازحد و کمبود وحشت واقعی، گاهی اوقات ناامیدکننده توصیف شد.
خلاصه داستان: فیلم «بایو» یک فیلم اکشن-ترسناک-تریلر به کارگردانی تانلی موستونن و برد واتسون، و نویسندگی اشلی هولبری و گاوین کاسمو مهرتنز است که در ۶ فوریه ۲۰۲۵ در سینماها اکران شد و ۹ مه ۲۰۲۵ روی پلتفرمهای دیجیتال منتشر شد. کایل (آتنا استراتس)، دانشجوی زیستشناسی از هیوستون، به همراه دوستانش آلیس (مادلنا آراگائو)، مالیکا (الیشا اپلبام) و سام (محمد منصری) برای پخش خاکستر برادر مرحومش جیمی، که در یک سرقت کشته شده، به فلوریدا کیز سفر میکند. آنها سوار یک هواپیمای کوچک غیرقانونی به خلبانی فرانک، خلبان بداخلاق، میشوند که در باتلاقهای لوئیزیانا سقوط میکند. بازماندگان، در ۳۷۵ مایل باتلاق پر از پشه، با تمساحهای فوقالعاده تهاجمی مواجه میشوند که به دلیل ریختن مواد مخدر (مایع بنفش) از یک کارخانه غیرقانونی در آب، تغییر رفتار دادهاند. کایل و گروهش، از جمله دیگر بازماندگان، برای بقا تلاش میکنند، اما تنشهای داخلی، از جمله اختلافات بین کایل و مالیکا، بقایشان را تهدید میکند. فیلم با جلوههای ویژه قابلقبول، فیلمبرداری در لندن و فیلیپین (بهجای لوئیزیانا)، و موسیقی متن احساسی، به موضوعات بقا، غم، و پیامدهای انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، شخصیتهای غیرقابلتحمل، دیالوگهای غیرواقعی، منطق ضعیف (مثل تمساحی که قربانی را با سرعت به عقب میکشد)، و پایان ناگهانی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۴.۲ در IMDb و ۵۸٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. پایان فیلم، با فلشبک احساسی از جیمی و موسیقی قوی، تحسین شد، اما داستان فاقد نوآوری و عمق بود و با فیلمهایی مثل «Crawl» (2019) و «Black Water» (2007) مقایسه شد. مدت زمان فیلم ۸۷ دقیقه و دارای رتبه R است.
خلاصه داستان: فیلم «روزاریو» یک فیلم ترسناک آمریکایی به کارگردانی فیلیپه وارگاس در اولین تجربه کارگردانی بلندش است که در ۲ مه ۲۰۲۵ اکران شد و ۲۱ مه ۲۰۲۵ روی پلتفرمهای دیجیتال منتشر شد. روزاریو فوئنتس (امرالد توبیا)، کارگزار موفق بورس وال استریت، پس از مرگ ناگهانی مادربزرگش گریسلدا (کنستانزا گوتیرز) به آپارتمان او در نیویورک بازمیگردد. به دلیل طوفان برف، سرویسهای اورژانس تأخیر دارند و روزاریو مجبور میشود شب را با جسد مادربزرگش در آپارتمان بگذراند. او با سرایدار ساختمان، مارتی (پل بن-ویکتور)، و همسایهای مرموز به نام جو (دیوید دستمالچیان) مواجه میشود. با پیشروی شب، روزاریو پدیدههای ماورایی نگرانکنندهای را تجربه میکند و اتاقی مخفی پر از اشیای طلسم مانند کتاب پالو، عروسکهای وودومانند، جمجمه انسانی و اسکلت حیوانات کشف میکند. او متوجه میشود پدرش، اسکار (خوزه زونیگا)، با روح شیطانی کوباینده پیمان بسته بود تا موفقیت روزاریو را تضمین کند، نه گریسلدا که با خون خود این روح را مهار کرده بود. وقتی اسکار برای ادامه قربانیهای خونی ظاهر میشود، توسط کوباینده تسخیر شده و به روزاریو حمله میکند. جو سعی میکند کمک کند اما کشته میشود. روزاریو با انجام آیینی برای به دام انداختن کوباینده در جسد گریسلدا، پدرش را میکشد و فکر میکند شیطان را شکست داده است. در صحنه آخر، او به سرایدار شرکتش کمک میکند، اما سرفههای شدید و دستی که از دهانش بیرون میآید، نشاندهنده تسخیر اوست. فیلم با الهام از «شیطانصفت» و «بکش و به جهنم بفرست»، به موضوعات مهاجرت، فداکاری خانوادگی، تروما و هویت میپردازد، اما به دلیل داستان تکراری، پرشهای ترسناک بیشازحد، فقدان وحشت عمیق، و پایان قابلپیشبینی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۴.۳ در IMDb و ۶۷٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. بازی توبیا تحسین شد، اما شخصیتپردازی روزاریو به دلیل تصمیمات غیرمنطقی نقد شد. فروش جهانی ۱.۱۷۴.۷۳۶ دلار بود.
خلاصه داستان: فیلم «دلقک در مزرعه ذرت» یک فیلم اسلشر ترسناک آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی مشترک الی کریگ و کارتر بلانچارد، اقتباسی از رمان جوانپسند آدام سزار در سال ۲۰۲۰، است که در ۱۰ مارس ۲۰۲۵ در جشنواره ساوت بای ساوتوست اکران شد و ۹ مه ۲۰۲۵ در سینماهای آمریکا منتشر شد. کویین می بروک (کتی داگلاس)، دختری نوجوان، به همراه پدرش، دکتر گلن می بروک (آرون آبرامز)، پس از مرگ مادرش، سامانتا، از فیلادلفیا به شهر کوچک کتل اسپرینگز، میزوری نقل مکان میکنند. این شهر پس از آتشسوزی کارخانه شربت ذرت بیپن، که به دلیل خرابکاری کول هیل (کارسون مککورمک) رخ داد، دچار مشکلات اقتصادی و شکاف بین محافظهکاران و جوانان شده است. در سال ۱۹۹۱، دو نوجوان در مزرعه ذرت نزدیک کارخانه توسط فرندو، دلقک نمادین بیپن، کشته شدند. حالا، فرندوهای متعددی از مزرعهها ظاهر شده و با قتلهای خونین، از جمله با ارهبرقی و چنگک، به دنبال پاکسازی شهر هستند. کویین و دوستانش، از جمله راست (ورثی مارکس) و جانت (کاساندرا پوتنزا)، در برابر این دلقکهای قاتل مقاومت میکنند، در حالی که کلانتر دون (کوین دوراند) و دیگران درگیر توطئهای عمیقتر میشوند. فیلم با جلوههای عملی قوی، طنز خودآگاه، ارجاعات به «بچههای ذرت» و «جیغ»، و موسیقی متن پرانرژی، به موضوعات شکاف نسلی، زوال اقتصادی و هویت میپردازد، اما به دلیل داستان شلوغ، شخصیتپردازی ضعیف، پایان غیرمنطقی و فقدان ترس عمیق، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۷ در IMDb و ۷۳٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. فروش افتتاحیه ۳.۷ میلیون دلار بود و در ۸ آگوست ۲۰۲۵ روی Shudder پخش شد.
خلاصه داستان: فیلم «والدین» یک کمدی ترسناک آمریکایی به کارگردانی کریگ جانسون و نویسندگی کنت سابلت است که در ۱۳ مارس ۲۰۲۵ روی Max منتشر شد. روهان (نیک دودانی) و جاش (برندون فلین)، زوج جوانی که قصد دارند خانوادههایشان را به هم معرفی کنند، خانهای روستایی را برای آخر هفته اجاره میکنند. والدین روهان، فرانک (برایان کاکس) و شارون (ادی فالکو)، سنتی و خشک هستند، در حالی که والدین جاش، لیدی (لیزا کودرو) و کلیف (دین نوریس)، آرام و بیخیالاند. تنش بین خانوادهها با ورود برندا (پارکر پوزی)، مدیر عجیب خانه، و کشف یک روح ۴۰۰ ساله که باعث تسخیر یکی از والدین میشود، بالا میگیرد. روهان، جاش و دوست فضولشان سارا (ویویان بنگ) باید خانوادهها را متحد کنند تا این موجود شرور را متوقف کنند. فیلم با طنز خام، جلوههای عملی، و بازیهای قوی، بهویژه کاکس و پوزی، به موضوعات دینامیک خانوادگی و پذیرش میپردازد، اما به دلیل عدم تعادل بین کمدی و ترس، داستان قابلپیشبینی، دیالوگهای کلیشهای و ریتم ناهماهنگ، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۷ در IMDb و ۴۸٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد
خلاصه داستان: فیلم «میمون» یک کمدی سیاه ترسناک آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی اوزگود پرکینز، اقتباسی از داستان کوتاه «میمون» نوشته استیون کینگ، است که در ۲۰ فوریه ۲۰۲۵ در آلمان و ۲۱ فوریه ۲۰۲۵ در آمریکا اکران شد. برادران دوقلوی بیل و هال (تئو جیمز در نقش دوگانه) در کودکی اسباببازی میمونی را که متعلق به پدرشان بود در زیرشیروانی پیدا میکنند و پس از آن مرگهای هولناکی رخ میدهد. آنها میمون را دور میاندازند و سالها از هم جدا میشوند. بیست و پنج سال بعد، وقتی مرگهای مرموز دوباره شروع میشود، برادران که از هم دور شدهاند، باید دوباره متحد شوند تا میمون نفرینشده را برای همیشه نابود کنند. فیلم با بازی تاتیانا ماسلانی، کریستین کانوری، ایلایجا وود و سارا لوی، با طنز سیاه، مرگهای خونین خلاقانه و الهام از فیلمهایی مثل «گرگینه آمریکایی» و «گرملینها»، به موضوعات مرگ، ترومای کودکی، روابط خانوادگی و پوچی میپردازد. با این حال، به دلیل تن ناهماهنگ، طنز بیشازحد، پایان ضعیف و فقدان انسجام داستانی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۰ در IMDb و ۹۱٪ در راتن تومیتوز (میانگین ۶.۶/۱۰) دریافت کرد. با بودجه ۱۰-۱۱ میلیون دلار، فروش جهانی ۶۸.۶ میلیون دلار داشت و در Amazon Prime Video و Apple TV+ منتشر شد