خلاصه داستان: فیلم «خط گچی» (عنوان اصلی: Jaula، به معنای «قفس» در اسپانیایی) یک تریلر روانشناختی-معمایی اسپانیایی به کارگردانی ایگناسیو تاتای در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی مشترک ایزابل پنیا است که در ۹ سپتامبر ۲۰۲۲ در اسپانیا اکران شد و در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره پائولا (النا آنایا) و همسرش سیمون (پابلو مولینرو) است که در منطقهای اعیاننشین زندگی میکنند. آنها یک شب هنگام بازگشت از شام، دختری خردسال (اوا تنار) را که در جادهای تاریک سرگردان است، پیدا میکنند و او را به بیمارستان میبرند. بیمارستان نمیتواند خانواده دختر را پیدا کند و تنها سرنخ این است که او به نام کلارا پاسخ میدهد. پائولا که به دلیل مشکلات باروری آرزوی داشتن فرزند دارد، با کلارا ارتباط برقرار میکند و پزشک او، گلوریا (مونا مارتینز)، پیشنهاد میدهد که پائولا و سیمون موقتاً از او مراقبت کنند. کلارا که به دلیل تروما انتخابی لال است، فقط درون مربعها یا خطوط گچی حرکت میکند و از عبور از آنها وحشت دارد. پائولا خطوط گچی را در خانه رسم میکند تا کلارا راحتتر باشد، اما اتفاقات عجیبی مانند خوردن شیشه توسط دوست پائولا، کلودیا (اوا یوراک)، رخ میدهد. وقتی پائولا متوجه میشود کلارا به کلمه آلمانی «کریده» (گچ) و «بوهمان» (مرد ترسناک) واکنش نشان میدهد، به گذشته تاریک او مشکوک میشود. داستان با فلشبکهایی که نشان میدهد کلارا نتیجه اسارت و تجاوز ادواردو (کارلوس سانتوس)، همسایه، به اینگرید، دختری سوئیسی است، به موضوعات تروما، آدمربایی و مادرانگی میپردازد. این فیلم از پرونده واقعی یوزف فریتزل (هیولای آمستردام) الهام گرفته شده، اما مکان و جزئیات تغییر کردهاند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، پایانبندی ایمن و برخی حفرههای داستانی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۶۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی آنایا و تنار، فیلمبرداری اوریول بارسلونا، و فضای وهمآلود تحسین شدند، اما فیلمنامه ناهموار و کمبود توضیحات برای برخی رویدادها نقد شدند. فیلم ۱۰۶ دقیقه است، با بودجه محدود توسط Pokeepsie Films ساخته شد و ۱۷۸,۱۷۶ دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «شکار شده» یک اکشن-ترسناک-تریلر بریتانیایی به کارگردانی تامی بولدینگ در اولین تجربه کارگردانیاش است که در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲ در سینماها و پلتفرمهای دیجیتال منتشر شد. داستان درباره گروهی چهار نفره از سارقان جوان - لئون (نوبوس جونیور)، برادرش چز (مالاکی پولار-لاچمن)، ویکس (هانا تریلن) که از خشونت خانگی رنج برده، و تاد (راس کولز) مهاجر لهستانی - است که برای سرقت یک چاقوی باارزش به عمارت مجلل ردوک هال در حومه انگلستان نفوذ میکنند تا هزینه تحصیل چز را تأمین کنند. اما این کار یک تله است. آنها توسط صاحبان عمارت، به رهبری کاترین ردوک (سامانتا باند)، که از اشرافزادگان طرفدار شکار روباه هستند، دستگیر و با تازر بیهوش میشوند. سارقان در مزرعهای بیدار شده و متوجه میشوند که بهعنوان طعمه در شکار انسانی، مشابه شکار روباه، رها شدهاند و توسط خانوادهای مسلح و سگهای شکاری تعقیب میشوند. داستان با صحنههایی مانند فرار در جنگل، تله خرس، و دیالوگهایی مانند «در املاک من تفنگ بیشتری از تو هست»، به موضوعات طبقات اجتماعی، انتقام و بقا میپردازد و الهام گرفته از «خطرناکترین بازی» (۱۹۳۲) است. با این حال، به دلیل کلیشههای داستانی، شخصیتپردازی ضعیف اشراف (مانند کاترین و برادرش با بازی جیمز لنس)، و بودجه کم که منجر به CGI ضعیف (مانند تعداد کم سگها) و دیالوگهای غیرواقعی شده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۶۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی تریلن و پولار-لاچمن، فضای روستایی بریتانیا، و پایانبندی غیرمنتظره تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، فقدان عمق در شرورها، و شباهت به فیلمهایی مانند «شکار» (۲۰۲۰) و «آماده یا نه» نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هلریزر» یک بازسازی ترسناک-ماوراءالطبیعه آمریکایی به کارگردانی دیوید براکنر و نویسندگی بن کالینز و لوک پیوتروسکی، با داستانی از دیوید اس. گویر، است که بر اساس نوولای «قلب جهنمی» کلایو بارکر ساخته شده و یازدهمین قسمت از مجموعه هلریزر محسوب میشود. این فیلم در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ بهصورت اختصاصی در Hulu منتشر شد. داستان درباره رایلی مککندری (اودسا آزیون)، زنی جوان در حال بهبودی از اعتیاد است که با برادرش مت (برندون فلین)، دوستپسر مت، کالین (آدام فیسون)، و هماتاقیشان نورا (آئوفه هیندز) زندگی میکند. رایلی، به تشویق دوستپسرش ترور (درو استارکی)، در سرقتی از یک کانتینر متروکه شرکت میکند و جعبه پازل مرموزی به نام «پیکربندی مرثیه» پیدا میکند. این جعبه، که متعلق به رولاند وویت (گوران ویسنجیچ)، میلیونری هوسباز است، دروازهای به سوی سنوبایتها، موجودات سادومازوخیست فرابعدی به رهبری پینهد (جیمی کلیتون)، باز میکند. وقتی مت پس از بریدگی با جعبه ناپدید میشود، رایلی برای یافتن او وارد بازی خطرناکی با سنوبایتها میشود که قربانیان را با زنجیرهای مرگبار تکهتکه میکنند. داستان با صحنههایی مانند گشایش پازل در عمارت وویت، فلشبکهایی از نقشه وویت برای فریب سنوبایتها، و رویارویی رایلی با لویاتان (خدای سنوبایتها)، به موضوعات اعتیاد، فداکاری و عواقب طمع میپردازد. در پایان، رایلی از پذیرفتن «هدیه» سنوبایتها خودداری میکند و وویت به موجودی جهنمی تبدیل میشود. با این حال، به دلیل شخصیتپردازی ضعیف، فقدان وحشت عمیق نسخه اصلی (۱۹۸۷)، و مدتزمان طولانی (۱۲۱ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۹/۱۰ در IMDb و ۶۶٪ در Rotten Tomatoes). بازی کلیتون بهعنوان پینهد زن، طراحی سنوبایتها، و وفاداری به حالوهوای نوولا تحسین شدند، اما داستان سطحی، فقدان عمق جنسی-ترسناک نسخه اصلی، و تبدیل سنوبایتها به شکارچیان کلیشهای نقد شدند. فیلم با بودجه متوسط ساخته شد و در هفته اول اکتبر ۲۰۲۲ جزو پربینندهترینهای Hulu بود.
خلاصه داستان: فیلم «هالووین به پایان میرسد» یک فیلم اسلشر آمریکایی به کارگردانی دیوید گوردون گرین و نویسندگی مشترک گرین، دنی مکبراید، پل برد لوگان و کریس برنیر است که در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۲ توسط یونیورسال پیکچرز اکران و همزمان در Peacock استریم شد. این فیلم، سیزدهمین قسمت از مجموعه هالووین و آخرین بخش از سهگانهای است که با «هالووین» (۲۰۱۸) آغاز شد و دنباله مستقیم فیلم «هالووین میکشد» (۲۰۲۱) است. داستان در سال ۲۰۱۹ آغاز میشود، جایی که کوری کانینگهام (روهان کمپبل)، دانشجوی ۲۱ ساله، هنگام پرستاری از کودکی به نام جرمی آلن، به دلیل شوخی جرمی که او را در اتاق زیر شیروانی حبس میکند، بهطور تصادفی باعث مرگ او میشود. سه سال بعد، در هادونفیلد، ایلینوی، که هنوز از قتلعام مایکل مایرز در سال ۲۰۱۸ در شوک است، لوری استرود (جیمی لی کورتیس) با نوهاش آلیسون (اندی ماتیچاک) زندگی میکند و در حال نوشتن خاطراتش است. مایکل مایرز ناپدید شده و لوری تصمیم گرفته از ترس و خشم رها شود. کوری، که به دلیل حادثه جرمی منزوی شده، با آلیسون رابطه عاشقانهای آغاز میکند، اما پس از مورد آزار قرار گرفتن توسط قلدرها و مواجهه با مایکل در فاضلاب، به سمت خشونت کشیده میشود و به قاتلی سریالی تبدیل میشود. داستان با صحنههایی مانند حمله مایکل به پرستار دب (میشل داوسون)، رژه جسد مایکل در شهر و نابودی او در یک دستگاه خردکن صنعتی، و رویارویی نهایی لوری و مایکل که در آن لوری و آلیسون مایکل را با چاقو زخمی کرده و او را میکشند، به موضوعات تروما، شر و رهایی میپردازد. با این حال، به دلیل تمرکز بیشازحد بر کوری، نقش کمرنگ مایکل، داستان پراکنده، و پایانبندی ناامیدکننده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۰/۱۰ در IMDb و ۴۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی کورتیس، موسیقی جان کارپنتر و صحنههای اکشن مانند مرگ دیجی ویلی (کراون هریس) تحسین شدند، اما شخصیتپردازی ضعیف آلیسون، بازی کسلکننده کمپبل، و انحراف از فرمول هالووین نقد شدند. فیلم با بودجه ۳۳ میلیون دلاری، ۱۰۵ میلیون دلار فروش داشت و پایان سهگانه Blumhouse بود
خلاصه داستان: فیلم «مامان شببخیر» یک تریلر روانشناختی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی مت سوبل و نویسندگی کایل وارن است که بازسازی فیلم اتریشی «Ich seh, Ich seh» (2014) بوده و در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲ در پرایم ویدیو منتشر شد. داستان درباره برادران دوقلوی الیاس و لوکاس (کامرون و نیکلاس کروتی) است که پس از جدایی والدینشان، برای تعطیلات نزد مادرشان (نائومی واتس)، یک بازیگر معروف، به خانه روستایی او میروند. مادرشان که به دلیل عمل جراحی زیبایی صورتش بانداژ شده، رفتار عجیبی از خود نشان میدهد: سیگار کشیدن، پاره کردن نقاشی بچهها، وضع قوانین سختگیرانه مانند ممنوعیت ورود به انبار، و توجه نکردن به لوکاس. این رفتارها باعث میشود دوقلوها مشکوک شوند که این زن مادر واقعیشان نیست. داستان با صحنههایی مانند کابوس الیاس که مادرش را بهعنوان موجودی سیاه زیر بانداژها میبیند، سیلی زدن مادر به الیاس، و تلاش بچهها برای فرار با بستن مادر به تخت، به موضوعات غم، گناه و هویت میپردازد. در پایان، مشخص میشود که لوکاس پس از یک حادثه غمانگیز فوت کرده و رفتارهای عجیب مادر به دلیل غم از دست دادن او و جدایی از همسرش بوده است. با این حال، به دلیل حذف صحنههای خشونتآمیز نسخه اصلی (مانند استفاده از چسب و ذرهبین)، فقدان تنش و ابهام، و پایانبندی ناگهانی، نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۵.۷/۱۰ در IMDb و ۳۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی واتس و کروتیها، فیلمبرداری الکساندر دینان، و موسیقی الکس وستون تحسین شدند، اما فیلمنامه بیشازحد توضیحی، کارگردانی کمهیجان، و عدم نوآوری نسبت به نسخه اتریشی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دختر پشت پنجره» یک تریلر-وحشت روانشناختی استرالیایی به کارگردانی مارک هارتلی و نویسندگی ترنس هموند و نیکولت مینستر است که در ۴ نوامبر ۲۰۲۲ بهصورت VOD و دیجیتال منتشر شد. داستان درباره امی پوینتون (الا نیوتن)، دختری نوجوان است که پس از مرگ تصادفی پدرش و نقلمکان با مادرش باربارا (رادا میچل) به شهری کوچک در ویکتوریا، استرالیا، با ترومای عاطفی دستوپنجه نرم میکند. همزمان، قاتلی سریالی ملقب به «قاتل ساعتساز» با الگویی سهروزه زوجهای جوان را شکار میکند و امی با پرندهنگری و جاسوسی از همسایه جدیدشان، کریس مانچینی (وینس کولوسیمو)، که با مادرش رابطه عاشقانهای آغاز کرده، مشکوک میشود که او قاتل است. امی پس از ناپدید شدن دوستش و تماس با پلیس، که به اشتباه منجر به مرگ یک بیگناه میشود، دچار فروپاشی روانی شده و دیگر کسی، حتی مادرش، به او باور ندارد. داستان با صحنههایی مانند کشف جسدی بدون چشم در فتوکابین، حمله قاتل به زوجی در خودرو، و رویارویی نهایی خونین در عمارت زیرزمینی، به موضوعات تروما، سوءظن و حقیقت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، موسیقی متن نامناسب (اثر جیمی بلنکس)، فیلمنامه پراکنده، و بازیهای ضعیف (بهویژه کولوسیمو بهعنوان شرور)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۱/۱۰ در IMDb و ۴۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی نیوتن، شیمی با میچل، و لحظات گور (مانند کندن چشم) تحسین شدند، اما تقلید از «پنجره پشتی» هیچکاک، تن متغیر (از تاریک به کمدی)، و منطق ضعیف (مانند ورود امی به خانه مظنون) نقد شدند. فیلم با بودجه کم در ملبورن و در دوران قرنطینه کووید-۱۹ فیلمبرداری شد و در ژانر اوزپلویتاسیون جای میگیرد
خلاصه داستان: فیلم «گاتلوپ: جهنم یک بازی» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی آلبرتو بلی و نویسندگی جیم ماهونی است که در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ بهصورت دیجیتالی منتشر شد. داستان درباره چهار دوست قدیمی، پل (جیم ماهونی)، سام (امی رِیوِر-لمپمن)، کلیف (جان باس) و دومینیک (ساروناس جی. جکسون) است که پس از یک دهه جدایی، به دلیل طلاق سخت یکی از آنها، برای شبی نوستالژیک دور هم جمع میشوند. آنها پس از نوشیدن چند نوشیدنی، تصمیم به بازی «گاتلوپ» (به سوئدی به معنای «دویدن در میان موانع») میگیرند، اما به زودی متوجه میشوند این بازی تختهای که همراه با شاتهای الکل است، دارای پیامدهای ماوراءالطبیعه است. بازی آنها را مجبور به گفتن حقیقت یا انجام چالشهای عجیب، مانند رقص جازرسیز یا تعویض بدن، میکند و اگر تا طلوع آفتاب برنده نشوند، برای همیشه در جهنم گرفتار بازی خواهند ماند. داستان با صحنههایی مانند شوخی درباره فیلم «آپوکالیپتو»، لحظات احساسی درباره گذشته دوستان (مانند خیانت پل به سام)، و طنزهای تاریک مانند پاپ آپ شدن در جهنم، به موضوعات دوستی، رویارویی با گذشته و همکاری میپردازد. با این حال، به دلیل بودجه پایین، جلوههای ویژه ضعیف (مانند خون CGI)، فقدان وحشت واقعی، و داستان قابلپیشبینی که شبیه «جومانجی» و «فلتلاینرز» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۹/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes با میانگین ۶.۴/۱۰ از ۱۵ نقد). بازی امی رِیوِر-لمپمن، شیمی گروه بازیگران، و طنز تند تحسین شدند، اما ریتم کند ابتدایی، شخصیتپردازی سطحی، و عدم تعادل بین کمدی و ترس نقد شدند. فیلم با تولید XYZ Films و Tea Shop Productions ساخته شد و پتانسیل تبدیل به فرنچایز را دارد
خلاصه داستان: فیلم «انتخاب کن یا بمیر» یک تریلر ترسناک بریتانیایی به کارگردانی توبی میکینز در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی سایمون آلن است که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کایلا (ایولا اوانز)، دانشجوی انصرافی است که برای پرداخت بدهیهایش و مراقبت از مادر معتادش (آنجلا گریفین)، یک بازی ویدیویی متنی دهه ۸۰ به نام CURS>R را که جایزهای ۱۲۵,۰۰۰ دلاری دارد، پیدا میکند. او با کمک دوست برنامهنویسش، آیزاک (آسا باترفیلد)، بازی را شروع میکند، اما به زودی متوجه میشود این بازی نفرینشده است و انتخابهایش واقعیت را تغییر میدهند و پیامدهای مرگباری دارند. داستان با صحنههایی مانند انتخابهای وحشتناک در کافه (مثل خوردن شیشه توسط پیشخدمت)، توهمات مرتبط با مرگ برادر کایلا، و نبرد نهایی با منطق عجیب، به موضوعات ناامیدی، حرص و بقا میپردازد. رابرت انگلند (صداپیشه) و ادی مارسان (در نقش هال، کلکسیونری که ابتدا بازی را امتحان میکند) حضور دارند. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، شخصیتپردازی ضعیف و پایانبندی ناامیدکننده، نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۴.۸/۱۰ در IMDb و ۳۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی اوانز، موسیقی لیام هاولت (از گروه پرادیجی) و ارجاعات نوستالژیک به بازیهای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم، فقدان وحشت واقعی و جلوههای بصری ضعیف نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و در هفته اول در فهرست ۱۰ فیلم برتر نتفلیکس قرار گرفت، اما به سرعت فراموش شد.
خلاصه داستان: فیلم «کارناژ آمریکایی» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیهگو هالویس و نویسندگی برادران لوپز است که با الهام از مضامین مهاجرت و تبعیض نژادی ساخته شده است. داستان در شهری خیالی رخ میدهد، جایی که فرماندار (آلن ترامِل) فرمانی اجرایی برای بازداشت فرزندان مهاجران غیرقانونی صادر میکند. جیپی (خورخه لیندبورگ جونیور)، یک جوان مکزیکی-آمریکایی، به همراه دوستانش کامیلا (مالینا وایسمن) و ادی (سباستین چاکون) به یک مرکز بازداشت عجیب به نام «پالومینو» فرستاده میشوند. این مرکز که توسط اِدی ویلسون (اریک دین) اداره میشود، ظاهراً یک برنامه بازپروری برای آمادهسازی مهاجران برای «رویای آمریکایی» است. اما جیپی و دوستانش به زودی متوجه میشوند که این مرکز آزمایشگاهی برای اهداف شوم و غیرانسانی است که توسط نگهبانان خشن و یک دانشمند مرموز هدایت میشود. داستان با صحنههایی مانند آزمایشهای وحشتناک در زیرزمین، فرارهای پرتنش و طنزهای اجتماعی تند درباره نژادپرستی و سیاستهای مهاجرتی، به موضوعات هویت، مقاومت و نقد سیستم میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ بین کمدی و وحشت، داستان شلوغ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۴۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی جننا اورتگا بهعنوان کامیلا، طنز اجتماعی و ارجاعات به فیلمهایی مانند «برو بیرون»، تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و جلوههای ویژه ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «رها شده» یک فیلم ترسناک روانشناختی آمریکایی به کارگردانی اسپنسر اسکوایر در اولین تجربه کارگردانیاش و نویسندگی اریک پترسون و جسیکا اسکات است. داستان درباره سارا (اما رابرتس) و همسرش الکس (جان گالاگر جونیور) است که به همراه پسر نوزادشان، لیام، به یک خانه روستایی دورافتاده نقلمکان میکنند تا از شلوغی شهر فاصله بگیرند. سارا که با روانپریشی پس از زایمان دستوپنجه نرم میکند، با گریههای مداوم لیام و انزوای خانه تحت فشار قرار میگیرد. وقتی بنگاهدار فاش میکند که خانه گذشتهای تاریک دارد، از جمله قتلعام خانوادگی توسط رابرت و خودکشی دخترش آنا، سارا شروع به دیدن چیزهای عجیب مانند سایهها و صداهای کودکان میکند. همسایه مرموز، رنر (مایکل شنون)، که بعداً مشخص میشود برادر آناست، اسراری درباره سه نوزاد دیگر که در گزارشها ذکر نشدهاند فاش میکند. داستان با صحنههایی مانند هجوم مگسها از پشت کمد، توهمات سارا از رابرت که او را زیر آب نگه میدارد، و لحظهای که سارا لیام را «مال خودش» میخواند، به موضوعات افسردگی پس از زایمان، تروما و واقعیت در برابر توهم میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، پایانبندی مبهم و استفاده کلیشهای از ترسهای پرشی، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۸/۱۰ در IMDb و ۱۶٪ در Rotten Tomatoes). بازی اما رابرتس و مایکل شنون و طراحی صدا در صحنه افتتاحیه تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان وحشت واقعی نقد شدند. فیلم در ۵۴ سینما در آمریکا اکران شد و تنها ۹۶,۷۶۱ دلار فروش داشت.