خلاصه داستان: «بره» (Lamb) یک فیلم ترسناک فولکلور ایسلندی محصول ۲۰۲۱ به کارگردانی والدیمار یوهانسون و نویسندگی مشترک او و شون است. ماریا (نومی راپاس) و اینگوار (هیلمیر اسنر گودناسون)، زوجی بدون فرزند که در مزرعهای دورافتاده در ایسلند زندگی میکنند، یک نوزاد مرموز را در طویله گوسفندان خود کشف میکنند. آنها تصمیم میگیرند این موجود نیمهانسان نیمهبره به نام آدا را به عنوان فرزند خود بزرگ کنند. این تصمیم ابتدا شادی به زندگی آنها میآورد، اما به زودی با عواقب سرکشی علیه طبیعت مواجه میشوند. فیلم با فضایی آرام و مینیمال، با مناظر خیرهکننده ایسلند و گفتوگوی اندک، به بررسی موضوعاتی چون غم، والدگری و رابطه انسان با طبیعت میپردازد. «بره» به دلیل اصالت، بازیگری قوی و فضای وهمآلود تحسین شده، اما به خاطر ریتم کند، پایان مبهم و فقدان ترسهای شدید مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۱۳ جولای ۲۰۲۱ در جشنواره کن به نمایش درآمد و در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱ در ایسلند اکران شد.
خلاصه داستان: «حرف شر نزن» (Speak No Evil) یک فیلم ترسناک روانشناختی دانمارکی-هلندی به کارگردانی کریستین تافدروپ است که در ۲۲ ژانویه ۲۰۲۲ در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمد. این فیلم با فیلمنامهای نوشتهشده توسط کریستین و برادرش مدس تافدروپ، داستان خانوادهای دانمارکی (بیورن، لوئیز و دخترشان اگنس) را دنبال میکند که در تعطیلات توسکانی با یک زوج هلندی (پاتریک و کارین) و پسرشان آبل، که به دلیل نقص مادرزادی در زبانش نمیتواند صحبت کند، آشنا میشوند. چند ماه بعد، خانواده دانمارکی دعوت زوج هلندی را برای گذراندن آخر هفته در خانه روستاییشان در هلند میپذیرند. آنچه قرار بود یک تعطیلات آرام باشد، به تدریج با رفتارهای عجیب و غریب و توهینآمیز میزبانان به کابوسی روانشناختی تبدیل میشود. فیلم با نقد طنزآمیز هنجارهای اجتماعی و موانع ادب بیش از حد، به ویژه در میان طبقه متوسط دانمارکی، به تصویر میکشد که چگونه ترس از بیادبی میتواند افراد را از واکنش به نشانههای خطر بازدارد. نیمه دوم فیلم به وحشتی بیرحمانه و تکاندهنده تبدیل میشود، با پایانی تاریک و فراموشنشدنی که برخی آن را با فیلمهایی مانند «بازیهای خندهدار» (Funny Games) مقایسه کردهاند. فیلم به دلیل تنش فزاینده، کارگردانی دقیق و پیام اجتماعی قوی تحسین شده، اما به دلیل پایانبندی بیش از حد تلخ، رفتار غیرمنطقی شخصیتها (مانند بازگشت برای یک اسباببازی) و خشونت گرافیکی مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۱۷ مارس ۲۰۲۲ در دانمارک و ۲۱ ژوئیه در هلند اکران شد و در آمریکا از ۹ سپتامبر ۲۰۲۲ در سینماها و از ۱۵ سپتامبر از طریق Shudder در دسترس بود.
خلاصه داستان: فیلم «نوسبو» یک تریلر روانشناختی فیلیپینی-ایرلندی به کارگردانی لورکان فینهگان و نویسندگی گرت شنلی است که در ۴ نوامبر ۲۰۲۲ اکران شد و در فوریه ۲۰۲۳ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کریستین (اوا گرین)، طراح مد کودکان است که پس از تماس تلفنی مرموز درباره « بیرون کشیدن اجساد» و مواجهه با سگ زامبیمانند پر از کنه که یکی به گردنش میچسبد، دچار بیماری ناشناختهای با علائمی مانند تشنج دست، از دست دادن حافظه و درد عصبی میشود. پزشکان از درمان او عاجزند و این موضوع شوهرش فلیکس (مارک استرانگ) و دخترشان بابز (بیلی گدزدان) را ناامید میکند. دیانا (چای فوناسیه)، خدمتکاری فیلیپینی، ناگهان از راه میرسد و ادعا میکند کریستین او را استخدام کرده است. او با روشهای سنتی شفابخشی فیلیپینی، از جمله ماساژ و آیینهایی با محراب و خاکستر، به کریستین کمک میکند، اما فلیکس و بابز به او مشکوکاند. داستان از طریق روایت موازی، گذشته دیانا را نشان میدهد که با فقر، استثمار در کارخانههای پوشاک، و تراژدیهای خانوادگی (مانند مرگ فرزندانش در آتشسوزی) مواجه بوده است. فیلم با صحنههایی مانند آیینهای جادویی دیانا، کنههای غولپیکر، و رویاهای کریستین از کودکان سوخته، به موضوعات استثمار اجتماعی، نئوکولونیالیسم و انتقام میپردازد. با این حال، به دلیل پیچش داستانی قابلپیشبینی، لحن ناپیوسته، و تمرکز بیشازحد بر تمثیلهای اجتماعی (مانند نقد صنعت مد و استثمار کارگران آسیای جنوب شرقی)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی گرین و فوناسیه، فضای وهمآلود، و فیلمبرداری رادک لادزوک تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و فقدان وحشت عمیق نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «گوزن زخمی» یک فیلم ترسناک-روانشناختی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی مشترک تراویس استیونز و ناتان فادری است که در جشنواره ترایبکا ۲۰۲۲ نمایش داده شد و در ۱ دسامبر ۲۰۲۲ در Shudder منتشر شد. داستان درباره مردیت تانینگ (سارا لیند)، متصدی موزهای است که پس از یک رابطه آزاردهنده، با بروس ارنست (جاش روبن)، یک قاتل زنجیرهای جذاب اما روانپریش، برای تعطیلات آخر هفته به کلبهای دورافتاده میرود. بروس که مجسمهای باستانی به نام «خشم ارینیها» (الهههای انتقام یونانی) را دزدیده، تحت تأثیر توهماتی مانند جغدی قرمز قرار دارد که او را به قتل سوق میدهد. داستان با صحنههایی مانند حراج مجسمه، گفتوگوهای پرتنش در کلبه، و تغییر لحن به سورئالیسم در نیمه دوم، که شامل حضور سه الهه انتقام (تیزیفونه، آلکتو و مگائرا) با ماسکهای عجیب و گور است، به موضوعات انتقام، گناه و فروپاشی روانی میپردازد. فیلم از سبک بصری گریندهاوس دهه ۷۰ با فیلمبرداری ۱۶ میلیمتری بهره میبرد و به فیلمهای جالو ایتالیایی مانند آثار داریو آرجنتو شباهت دارد. با این حال، به دلیل ساختار دوپاره (نیمه اول اسلشر و نیمه دوم سورئال)، فقدان روایت منسجم، و پایانبندی غیرمنطقی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۹۶٪ در Rotten Tomatoes با ۴۶ نقد). بازی لیند و روبن، جلوههای عملی، و فیلمبرداری کسوتک زال تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک، تمثیلهای بیشازحد آشکار، و کمبود عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش دوم - ۱۹۷۸» یک فیلم ترسناک-اسلشر آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک و زک اولکویچ، بر اساس مجموعه کتابهای آر.ال. استاین، است که دومین قسمت از سهگانه خیابان ترس محسوب میشود و در ۹ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در تابستان ۱۹۷۸ در کمپ نایتوینگ، در شهر نفرینشده شیدیساید رخ میدهد، جایی که دانشآموزان شیدیساید و سانیویل درگیر رقابتهای اردویی هستند. زیگی برمن (سدی سینک)، دختری سرکش، و خواهرش سیندی (امیلی راد)، که فردی مطیع قوانین است، در این کمپ حضور دارند. وقتی تامی اسلیتر (مککیب اسلای)، دوستپسر سیندی، توسط نفرین سارا فیر تسخیر شده و به قاتلی تبر به دست تبدیل میشود، اردو به صحنهای خونین تبدیل میشود. زیگی، سیندی، و دوستانشان آلیس (رایان سیمپکینز) و آرنی، با کشف غاری که اسامی قاتلان نفرینشده روی دیوارش حک شده، تلاش میکنند تا نفرین را متوقف کنند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشیانه تامی (مانند تبر زدن به سر آرنی)، آزار زیگی توسط کمپرهای سانیویل، و تلاش سیندی و آلیس در تونلهای نفرینشده، به موضوعات فداکاری، تفاوتهای طبقاتی و بقا میپردازد. فیلم با فلاشفوروارد به سال ۱۹۹۴ و دیدار دینا (کیانا مادیرا) و جاش (بنجامین فلورس جونیور) با سی. برمن (جیلین جیکوبز) به پایان میرسد که داستان را به بخش سوم متصل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه اول، استفاده بیشازحد از آهنگهایی مانند «Cherry Bomb»، و فقدان کشتارهای خلاقانه در مقایسه با «جمعه سیزدهم»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی سینک و راد، موسیقی مارکو بلترامی، و ارجاعات به فیلمهای اسلشر دهه ۸۰ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «خدای دیوانه» یک انیمیشن استاپموشن تجربی، ترسناک و فانتزی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی فیل تیپت، استاد جلوههای بصری (معروف به کار در جنگ ستارگان و پارک ژوراسیک)، است که پس از ۳۰ سال تولید متناوب، در ۵ اوت ۲۰۲۱ در جشنواره لوکارنو نمایش داده شد و در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ توسط Shudder منتشر شد. داستان که بدون دیالوگ و با صداهای محیطی (مانند غرشها و نالهها) روایت میشود، حول شخصیتی به نام «آدمکش» (با صدای الکس کاکس و دیگران) میچرخد که با یک زنگ غواصی زنگزده به دنیایی آخرالزمانی و جهنمی فرو میرود. او با نقشهای مبهم و چمدانی حاوی بمب، از میان مناظری پر از موجودات جهشیافته، شهرهای ویران، و هیولاهایی مانند نوزادی گریان شبیه Eraserhead، عبور میکند. داستان با صحنههایی مانند جراحیهای وحشتناک، نبردهای تانک، و موجوداتی که در چرخهای از خلقت و تخریب گرفتارند، به موضوعات جنگ، استثمار، و پوچی بشریت میپردازد. فیلم با نقلقولی از کتاب لاویان (Leviticus) درباره خشم خدا و اشاره به برج بابل آغاز میشود و در پایان، چرخهای اژدهاییوار را نشان میدهد که جهانی جدید باز هم به سوی تخریب میرود. با این حال، به دلیل روایت غیرخطی، فقدان داستان منسجم، و تمرکز بیشازحد بر تصاویر بیمارگونه (مانند موجودات پر از جوش و خون)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۹۱٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن استاپموشن، موسیقی دن وول، و طراحی بصری خیرهکننده (الهامگرفته از اچ.پی. لاوکرفت و اچ.آر. گیگر) تحسین شدند، اما ریتم کند و نبود انگیزههای واضح شخصیتها نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش سوم - ۱۶۶۶» یک فیلم ترسناک-معمایی آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک، فیل گرازیادی و کیت ترفری است که سومین و آخرین قسمت از سهگانه خیابان ترس، بر اساس کتابهای آر.ال. استاین، محسوب میشود و در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۱۶۶۶ در شهرک یونیون (که بعداً به شیدیساید و سانیویل تقسیم میشود) آغاز میشود و از دیدگاه دینا (کیانا مادیرا) روایت میشود که پس از لمس آثار نفرین سارا فایر در فیلم دوم (۱۹۷۸)، به گذشته منتقل شده و در نقش سارا فایر، دختری در دوران استعمار، زندگی میکند. سارا به دلیل عشق ممنوعهاش با هانا میلر (اولیویا اسکات ولش)، متهم به جادوگری میشود و نفرین شیطانی گودهاند (مایکل چندلر) را که شهر را گرفتار کرده، به گردن میگیرد. داستان به سال ۱۹۹۴ بازمیگردد، جایی که دینا، جاش (بنجامین فلورس جونیور)، زیگی (سدی سینک) و دیگران با استفاده از اطلاعات گذشته سارا، برای پایان دادن به نفرین گودهاند که مسئول قتلهای شیدیساید است، نقشهای میکشند. داستان با صحنههایی مانند محاکمه جادوگری سارا، مبارزه با موجودات نفرینشده در زیرزمین مال، و پایانبندی که دینا و دوستانش نفرین را با تلهای در فروشگاه مواد غذایی میشکنند، به موضوعات عشق، فداکاری و مبارزه با ظلم میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخش ۱۶۶۶، دیالوگهای غیرواقعی (مانند استفاده از اصطلاحات مدرن در قرن هفدهم)، و پیچشهای قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای مادیرا و ولش، فضای گوتیک، و موسیقی مارکو بلترامی تحسین شدند، اما تدوین ضعیف و تفاوت لحن بین بخشهای تاریخی و مدرن نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «طعمه شیطان» (که در برخی مناطق با عنوان «نور شیطان» منتشر شد) یک فیلم ترسناک-ماوراءالطبیعه-معمایی آمریکایی به کارگردانی دانیل استام و نویسندگی رابرت زاپیا، ارل ریچی جونز و تاد آر. جونز است که در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲ توسط Lionsgate اکران شد. داستان درباره خواهر آن (ژاکلین بایرز)، راهبهای ۲۵ ساله است که معتقد است انجام مراسم جنگیری رسالت اوست. با افزایش جهانی تسخیرهای شیطانی، کلیسای کاتولیک مدارسی را برای آموزش کشیشها در آیین جنگیری بازگشایی میکند، اما راهبهها از انجام این مراسم منع شدهاند. با این حال، پدر کوین (کالین سالمون) استعداد آن در همدلی با قربانیان تسخیر را تشخیص میدهد و به او اجازه آموزش میدهد. آن همراه با پدر دانته (کریستین ناوارو) برای نجات روح دختری به نام ناتالی (پوزی تیلور) که به نظر آن، توسط همان شیطانی تسخیر شده که سالها پیش مادر روانپریش او را آزار داده بود، وارد نبردی معنوی میشود. داستان با صحنههایی مانند جنگیریهای وحشتناک (مانند رقص اجباری آن با بیمار تسخیرشده)، رویارویی با گذشته آن، و کشف ارتباط شیطان با او، به موضوعات ایمان، تروما و مبارزه با شر میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به «جنگیر» (۱۹۷۳)، داستان قابلپیشبینی، استفاده بیشازحد از جامپاسکرها، و پیامهای فمینیستی ناهماهنگ (مانند فاجعه جنگیری غیرمجاز آن)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۳/۱۰ در IMDb و ۱۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی بایرز، صحنههای جنگیری وهمآلود، و حضور ویرجینیا مدسن (دکتر پیترز) و بن کراس (کاردینال متیوز، که پس از فیلمبرداری در ۲۰۲۰ درگذشت) تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، فقدان وحشت عمیق، و پایانبندی ضعیف نقد شدند. فیلم ۹۳ دقیقه است، در صوفیه بلغارستان فیلمبرداری شد، و با بودجه ۳۵ میلیون دلار، ۴۴.۷ میلیون دلار فروش جهانی داشت
خلاصه داستان: فیلم «لانه» یک اکشن-ترسناک-علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی نیل مارشال و نویسندگی مشترک او و شارلوت کرک است که در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲ بهصورت محدود اکران شد و در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۲ در قالب DVD و Blu-ray منتشر شد. داستان درباره کاپیتان کیت سینکلر (شارلوت کرک)، خلبان نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، است که در آخرین مأموریت خود بر فراز افغانستان توسط شورشیان سرنگون میشود. پس از مرگ همکارش، جانسون (الکس مورگان)، کیت به یک پناهگاه زیرزمینی متروکه شوروی پناه میبرد که پر از آزمایشهای ژنتیکی وحشتناک از دوران جنگ سرد است. این موجودات، معروف به «راواجر»، هیبریدهای نیمهانسان و نیمهبیگانهای هستند که سریع، قدرتمند و برای گوشت انسان گرسنهاند. کیت پس از فرار از پناهگاه، توسط گروهی از سربازان آمریکایی به رهبری سرگرد روی فینچ (جیمی بامبر) و گروهبان تام هوک (جاناتان هوارد)، همراه با سربازانی مانند کیپ ویلکس (مارک استپان)، اوزوالد جونز (لئون اوکندن) و کابیر (هادی خانجانپور)، نجات مییابد. آنها در پایگاه خود با راواجرها و شورشیان خارجی مبارزه میکنند. داستان با صحنههایی مانند نبرد شبانه، کالبدشکافی موجود، و کمک غیرمنتظره کابیر، به موضوعات بقا، وحشت جنگ و موجودات ماورایی میپردازد. در پایان، بازماندگان با انفجاری عظیم پناهگاه را نابود میکنند، اما پایانی مبهم حاکی از ادامه تهدید است. با این حال، به دلیل دیالوگهای کلیشهای، بازی ضعیف کرک، لهجههای غیرواقعی، و شباهت به فیلمهایی مانند «سربازان سگ» و «غارتگر»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). جلوههای ویژه عملی، کوریوگرافی اکشن، و بازی خانجانپور تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، طنز خستهکننده، و عدم نوآوری نقد شدند. فیلم ۹۰ دقیقه است، در بوداپست فیلمبرداری شد، و فروش محدودی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «تلفن آقای هریگان» یک درام-ترسناک-ماوراءالطبیعه آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی جان لی هنکاک است که بر اساس نوولای استیون کینگ از مجموعه «اگر خونریزی کند» ساخته شده و در ۵ اکتبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۲۰۰۳ در شهر کوچک هارلو، مین، درباره کریگ (جیدن مارتل)، پسری که پس از مرگ مادرش به دلیل سرطان، برای آقای هریگان (دونالد ساترلند)، میلیاردر منزوی با مشکل بینایی، هفتهای سه بار کتاب میخواند، آغاز میشود. این دو با وجود تفاوت سنی، از طریق علاقه به کتابهایی مانند «قلب تاریکی» و بحثهای فلسفی، دوستی عمیقی شکل میدهند. کریگ با پول برندهشده از بلیط بختآزمایی که هریگان به او هدیه داده، برای هر دویشان آیفون میخرد. هریگان ابتدا این فناوری را رد میکند، اما بعد برای پیگیری اخبار مالی به آن معتاد میشود. پس از مرگ ناگهانی هریگان، کریگ در مراسم خاکسپاری گوشی او را در تابوتش قرار میدهد. کریگ که از آزار یک قلدر مدرسه، کنی (سیروس آرنولد)، و مرگ مشکوک معلمش، خانم هارت (کیربی هاول-باتیست)، رنج میبرد، به گوشی هریگان پیام میفرستد و پاسخهای مرموزی دریافت میکند. وقتی کریگ از سر خشم برای مرگ دو نفر دیگر آرزو میکند، آنها به طرز عجیبی میمیرند (یکی با صابون برند خانم هارت و یادداشتی از آهنگ «کنار مردت بمان»، زنگ گوشی هریگان). کریگ که از قدرت احتمالی گوشی وحشتزده شده، به گورستان هریگان بازمیگردد، عذرخواهی میکند و گوشی قدیمی خود را در معدنی غرق میکند، قسم میخورد که با جیب خالی دفن شود. فیلم به موضوعات انتقام، عذاب وجدان، بلوغ و تأثیر فناوری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فقدان وحشت قوی، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۰/۱۰ در IMDb و ۴۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی مارتل و ساترلند، موسیقی خاویر ناوارته، و فضای نوستالژیک مین تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق در مضامین فناوری و انتقام نقد شدند. فیلم ۱۰۴ دقیقه است و توسط بلومهاوس و رایان مورفی تولید شد