خلاصه داستان: مکفارلند، پدری مهربان و خانوادهدوست، پس از یک تراژدی شخصی ویرانگر، نامهای مرموز دریافت میکند که او را به کلبهای متروک در جنگل میکشاند؛ همان جایی که بدترین کابوس زندگیاش به وقوع پیوست. او در آنجا با سه شخصیت اسرارآمیز به نامهای پاپا، یسوع و سارایو آشنا میشود که نمایانگر تثلیث مقدس هستند. این ملاقات، سفری عمیق و شفابخش را برای مک آغاز میکند تا با دردهای گذشته خود روبرو شده و ایمان از دست رفتهاش را بازیابد. این فیلم در سال ۲۰۱۷ توسط استوارت هیزلداین کارگردانی شده و سم وورثینگتون در نقش اصلی به همراه اکتاویا اسپنسر، رادریگو سانتورو و رایان رابینز به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: یک ملوان جوان به نام وینسلو در دهه ۱۸۹۰ برای کار به یک فانوس دریایی دورافتاده در جزیره ای مرموز میرود. او زیر نظر توماس ویک، نگهبان ارشد فانوس، مشغول به کار میشود. وینسلو که انتظار دارد کار ساده و بدون دردسری داشته باشد، به زودی متوجه میشود که ویک مردی سختگیر، اسرارآمیز و مستبد است که او را با کار طاقتفرسا و قوانین عجیب و غریبش خرد میکند. زندگی روزمره در انزوای کامل، همراه با هوای طوفانی و شرایط سخت، به تدریج بر روان هر دو مرد تأثیر میگذارد. وینسلو که کنجکاو است بداند چه چیزی در بالای فانوس نهفته است، با منع ویک برای ورود به آنجا مواجه میشود. این منع، همراه با توهمات ناشی از مصرف الکل، خستگی و تنهایی، او را به مرز جنون میکشاند. روابط آنها به تدریج به سمت تنش و خشونت پیش میرود و مرز بین واقعیت و خیال به طور ترسناکی محو میشود. این فیلم سیاه و سفید و پرترس روانی، به کارگردانی رابرت اگرز و با بازی خیرهکننده ویلم دفو و رابرت پتینسون، اثری فراموشنشدنی است که تماشاگر را در فضایی پرتنش و وهمآلود غرق میکند.
خلاصه داستان: کوین جیمز در نقش گریفین، یک محافظ باغ وحش مهربان است که با وجود عشق واقعی خود به یک دختر زیبا به نام استفانی، به دلیل موقعیت اجتماعی خود جرأت ابراز احساسات ندارد. زندگی او زمانی دگرگون میشود که حیوانات باغ وحش که میتوانند صحبت کنند، راز او را کشف میکنند. آنها که از مهربانیهای گریفین قدردانی میکنند، تصمیم میگیرند با آموزش قوانین و رموز جذب جنس مخالف در دنیای حیوانات، به او کمک کنند تا دل استفانی را به دست آورد. اما هرچه گریفین بیشتر از این آموزشها استفاده میکند، متوجه میشود که شاید کسی که همیشه در کنارش بوده و او را به خاطر خودش دوست داشته، بهترین گزینه برای اوست. این کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی فرانک کوراکی و با بازی رزمند پایک، کن جیونگ و لزلی بیب است که داستانی طنزآمیز و در عین حال آموزنده درباره عشق واقعی و پذیرش خود ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در مصر باستان، در دوران اوج قدرت فراعنه، «ممتیوس» (با بازی دوین جانسون)، آخرین بازمانده از قبیله جنگجوی آکادین، برای انتقام از ارتش ظالمی که قبیلهاش را نابود کرده، به کار گرفته میشود. او که به «پادشاه عقرب» معروف است، با مهارت بینظیر خود در نبرد، به فرمانده ارتش دشمن، «سارجون» (با بازی استیون برند)، نزدیک میشود. اما نقشه او با دیدن «کاساندرا» (با بازی کلی هو)، کاهنهای با توانایی دیدن آینده، پیچیده میشود. ممتیوس که شیفته او شده، به جای کشتنش، او را نجات میدهد و این دو برای متوقف کردن نقشههای شیطانی سارجون و نجات سرزمینشان متحد میشوند. این فیلم اکشن-ماجراجویی حماسی، به کارگردانی چاک راسل، در سال ۲۰۰۲ ساخته شد و داستان خاستگاه یکی از شخصیتهای فراموشنشدنی دنیای «مومیایی» را روایت میکند.
خلاصه داستان: دو برادر شجاع به نامهای کاراتاکوس و جان، پس از مرگ در دنیای واقعی، در سرزمین افسانهای نانگلیما بیدار میشوند. کاراتاکوس که اکنون به «شیردل» ملقب شده، به همراه برادر کوچکترش جان، با تیا کاتی، آخرین بازمانده یک قبیله، همراه میشوند و در نبردی حماسی علیه فرمانروای ظالم، لرد تنگیل، و نیروهای شیطانی او وارد میشوند. آنها برای آزادسازی سرزمینهای اشغالشده و شکست دادن تاریکی، ماجراجویی پرمخاطرهای را آغاز میکنند. این فیلم فانتزی ماجراجویانه محصول سال ۱۹۷۷ سوئد به کارگردانی اوله هلبوم و با بازیگری یان اولسون، استلان اسکاشگورد و لارس گرون است.
خلاصه داستان: در جنگل سرسبز ژاپن، پیانوی بزرگی در میان درختان رها شده است. دایسوکه، پسرک خجالتی که تحت آموزش سختگیرانه مادرش قرار دارد، با این پیانوی اسرارآمیز مواجه میشود. او که از نواختن پیانو لذت نمیبرد، به زودی با شوهی، پسری که در جنگل زندگی میکند و با روشی کاملاً متفاوت و آزادانه پیانو مینوازد، آشنا میشود. این دوستی غیرمنتظره، دنیای دایسوکه را تغییر میدهد و او را با مفهوم واقعی موسیقی و خلاقیت آشنا میکند. در حالی که دایسوکه تحت تعلیمات سنتی قرار دارد، شوهی با نواختن آزادانه و پراحساس خود، او را به چالش میکشد. این انیمه زیبا به کارگردانی ماسایوکی کوجیما، داستانی عمیق و احساسی درباره عشق به موسیقی، دوستی و کشف استعداد واقعی را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان «سایه»: در لسآنجلسِ دهه ۱۹۵۰، مردی مرموز و تنها با نام مستعار «سایه» (جکی چان) که یک کارآگاه خصوصی است، ناگهان درگیر پروندهای پیچیده میشود. او که سعی دارد از زندگی گذشتهاش فرار کند، متوجه میشود که یک قاتل سریالی به طرز مشکوکی در حال کشتن افرادی است که به نوعی با گذشته تاریک او ارتباط دارند. با کمک یک خبرنگار جوان و جسور به نام لانا (رایلی کئو)، سایه باید رازهای قدیمی را کشف کند و با شرور اصلی (جان کریستوفر مککینلی) روبرو شود. این فیلم اکشن-نئو نوآر محصول سال ۲۰۲۵ به کارگردانی ژانگ ییمو، ترکیبی خیرهکننده از صحنههای رزمی چان و فضاسازی تاریک و پرتعلیق است.
خلاصه داستان: یک پسر نوجوان به نام هوداکا به توکیو فرار میکند و در آنجا با هینا، دختری شگفتانگیز آشنا میشود که توانایی کنترل آب و هوا را دارد. آنها با همکاری یکدیگر کسب و کاری برای آفتابی کردن روزهای بارانی راه میاندازند، اما به زودی متوجه میشوند که این قدرت هینا هدیهای الهی نیست و استفاده از آن پیامدهای جبرانناپذیری برای جهان به همراه خواهد داشت. این انیمه زیبا به کارگردانی ماکوتو شینکای در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و با صدای بازیگرانی چون کوتارو دائیکو و نانا موری به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: این انیمیشن که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، تایتانهای نوجوان را در یک ماجراجویی فراموشنشدنی گرد هم میآورد. هنگامی که یک تهدید قدرتمند از جهانهای موازی، هر دو نسخه از تیم تایتانها را هدف قرار میدهد، نسخه طنز و کارتونی «تایتانهای نوجوان برو!» (رابین، استارفایر، ریون، سایبورگ و بیستبوی) با نسخه جدیتر و اکشنمحور «تایتانهای نوجوان» اصلی روبرو میشوند. در ابتدا تفاوتهایشان باعث درگیری بین آنها میشود، اما به زودی متوجه میشوند که برای نجات تمام ابعاد واقعیت، باید اختلافات را کنار بگذارند و با هم متحد شوند. این فیلم محصول کارگردانی مشترک و با بازی صداپیشگانی چون اسکات منویل، هیندی مگوین، تارا استرانگ و کری سامن است که ترکیبی از اکشن، کمدی و لحظات نوستالژیک را برای هواداران هر دو سریال به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: یک پسر بچه به نام الوی، که در واقع فرزند ماسک جادویی است، با قدرتهای فوقطبیعی متولد میشود. پدرش تیم، که یک کارگردان انیمیشن است، سعی میکند زندگی عادی را برای خانوادهاش حفظ کند، اما قدرتهای الوی باعث ایجاد هرج و مرج در شهر میشود. در همین حال، لوکی، خدای فریب، که به دنبال ماسک گمشده خود است، برای بازپس گرفتن آن به زمین میآید و تیم و خانوادهاش را تهدید میکند. تیم باید برای نجات پسرش و خانوادهاش، با لوکی روبرو شود و یاد بگیرد که چگونه از قدرتهای خود استفاده کند. این فیلم کمدی-فانتزی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی لارنس گوترمن و با بازی جیمی کندی، آلن کامینگ و باب هاسکینز است.