خلاصه داستان: این فیلم به کارگردانی فانی لیاتا و ژرمین کولین در سال ۲۰۲۰ ساخته شده و داستان نوجوانی به نام یوری را روایت میکند که در مجموعه آپارتمانهای گاگارین در حومه پاریس زندگی میکند. این مجموعه که قرار است تخریب شود، برای یوری نماد امید و آرزوهایش است. او با کمک دوستانش تصمیم میگیرد تا با تعمیر و بازسازی بخشی از ساختمان، از تخریب آن جلوگیری کند. در این مسیر، یوری با دختری به نام دایانا آشنا میشود و رابطه عاشقانهای بین آنها شکل میگیرد. فیلم با ترکیبی از واقعیت و خیال، داستانی شاعرانه و امیدوارکننده درباره مقاومت در برابر تغییرات و حفظ خانه و خاطرات را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سریال «جادوگر آب» (The Water Magician) محصول سال ۲۰۲۴، یک درام تاریخی ژاپنی است که داستان زندگی تکیوکا کینویو، یک زن جوان مصمم را روایت میکند که در اوایل قرن بیستم برای تبدیل شدن به یک مجری تکیوکا (نوعی تئاتر سرگرمی) تلاش میکند. این سریال با بازی کومی تونوکا در نقش اصلی، موانع و چالشهای او را در دنیای تحت سلطه مردان به تصویر میکشد. داستان حول محور عشق، فداکاری و پیگیری رویاها میچرخد و در عین حال، زندگی شخصی و روابط پیچیده او را با افرادی مانند یک راننده ریکشا به نام شینسوکه (با بازی یوکی کاتایاما) و دیگر شخصیتها بررسی میکند. این اثر که بر اساس رمانی از کیوکا ایزومی ساخته شده، با ترکیب عناصر درام، عشق و تاریخ، تصویری جذاب از جامعه ژاپن در آن دوران ارائه میدهد.
خلاصه داستان: پنج دانشمند پارانرمال پس از اخراج از دانشگاه کلمبیا، کسبوکار خود را با نام "شکارچیان روح" در نیویورک راهمیاندازند و با استفاده از فناوریهای عجیب و غریب خود، ارواح شیطانی را به دام میاندازند. اما وقتی موجودی باستانی به نام گوزر به شهر حمله میکند، آنها باید برای نجات جهان با یکدیگر متحد شوند. این فیلم کمدی-علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۸۴ به کارگردانی ایوان رایتمن و با بازی بیل مورای، دن آیکروید، هارولد رمیس و سیگورنی ویور، به یکی از محبوبترین فیلمهای دهه ۸۰ تبدیل شد و فرهنگ عامه را تحت تأثیر قرار داد.
خلاصه داستان: در میان خرابههای پس از جنگ، پیرزنی مهربان در حال جمعآوری سبزیجات، نوزاد یتیمی را در میان بوتههای کلم پیدا میکند و نامش را توتو میگذارد. سالها بعد، توتوی جوان که با خوشقلبی و سادگی خاصی بزرگ شده، به شهر میلان میرود و در آنجا با جامعهای از فقرا و بیخانمانها آشنا میشود که در حاشیهی شهر زندگی میکنند. او با روحیهی شاد و امیدوار خود، به تدریج تبدیل به منبع الهام و رهبر غیررسمی این جامعه میشود و سعی میکند با ایجاد همبستگی و شادی، بر مشکلاتشان غلبه کند. اما زمانی که یک سرمایهدار ثروتمند و بیرحم قصد تصرف زمینهای آنها را میکند، توتو و دوستانش با چالشی بزرگ روبرو میشوند. در اوج بحران، معجزهای رخ میدهد: توتو هدیهای ماوراءالطبیعه از فرشتهای دریافت میکند که به او قدرت برآورده کردن آرزوها را میدهد. این فیلم فانتزی-کمدی-درام، به کارگردانی ویتوریو دسیکا، با بازی فرانچسکو گولیسانو و برونلا بووو، داستانی تمثیلی و پراحساس دربارهی فقر، امید و قدرت معجزهآسای انسانها در مواجهه با بیعدالتی را روایت میکند.
خلاصه داستان: در تهرانِ دهه ۱۳۶۰ و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، شیده، دانشجوی سابق پزشکی که به دلیل فعالیتهای سیاسی از ادامه تحصیل محروم شده، همراه با دختر کوچکش، درسا، در آپارتمانشان در حالی که همسرش به جبهه اعزام شده، گیر افتادهاند. بمبارانهای مداوم شهر توسط عراق، ترس و اضطراب را بر زندگی آنها حاکم کرده است. با ورود یک موشک به ساختمان که منفجر نمیشود، حالتی از ترس و وهم بر فضای خانه سایه میافکند. به تدریج، موجودات ماوراءالطبیعه و شروری که از باورهای قدیمی منطقه نشأت میگیرند، به خانه آنها نفوذ میکنند و شیده را درگیر مبارزهای فراتر از دنیای مادی میکنند. او که ابتدا این اتفاقات را ناشی از فشار روانی و توهم میداند، به تدریج متوجه میشود که تهدیدی حقیقی و باستانی، جان او و دخترش را هدف گرفته است. کارگردان این فیلم ترسناک روانشناختی، بابک انوری، با بازی نگاه محمدیفر در نقش شیده، اثری خلق کرده که در آن ترس از جنگ و موجودات ماوراءالطبیعه در هم میآمیزند و تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارند.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن موزیکال «زامبیها» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی پل هرن و برایان رابرتسون، داستان دنیایی را روایت میکند که در آن نوجوانان زامبی پس از یک حادثه، به جامعه بازمیگردند. ادیسون، دانشآموز دبیرستانی پرانرژی، با زد، یک زامبی نوجوان آشنا میشود و با هم برای شرکت در مسابقه رقص مدرسه تلاش میکنند. این فیلم با بازی صداپیشگان مگ داناهیو و میلز پاریش، ماجرای پذیرش تفاوتها، دوستی و غلبه بر تعصبات را در قالب آهنگها و رقصهای شاد به تصویر میکشد و پیامی الهامبخش برای مخاطبان خود به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: در تهرانِ دهه ۱۳۶۰ و در اوج جنگ ایران و عراق، شیده، دانشجوی سابق پزشکی که به دلیل فعالیتهای سیاسی از ادامه تحصیل محروم شده، همراه همسر و دختر خردسالش، دورسا، زندگی میکند. زمانی که همسرش به جبهه اعزام میشود، شیده و دورسا در آپارتمان خود در ساختمانی متروک تنها میمانند. با اصابت موشک به ساختمان، ترک عمیقی در سقف ایجاد میشود و به تدریج، حضور یک نیروی شرور و نامرئی به نام «جن» در خانه احساس میشود. این موجود ماوراءطبیعی که با ترس و اضطراب انسانها تغذیه میکند، ابتدا خود را در قالب کابوسهای شبانه دورسا نشان میدهد و سپس به شکل یک حجاب سیاه که نمادی از فشارهای اجتماعی و مذهبی بر زنان است، به شیده نزدیک میشود. فیلم ترسناک «در سایه» (Under the Shadow) به کارگردانی بابک انوری و با بازی نژیان ظفر در نقش شیده، با تلفیق ترسهای روانی و استعارههای سیاسی-اجتماعی، داستانی فراموشنشدنی از مقاومت یک مادر در برابر نیروهای اهریمنی درونی و بیرونی خلق کرده است.
خلاصه داستان: در شهر نیویورک، کریس، مدیر بخش بازاریابی فروشگاه بزرگ مِیسی، برای رفع مشکل فروشگاه، یک بابانوئل واقعی به نام کریس کرینگل را استخدام میکند. کریس با مهربانی و معجزههایش توجه همه را جلب میکند، اما زمانی که ادعا میکند واقعاً بابانوئل است، به تیمارستان فرستاده میشود. در دادگاهی که برای تعیین سلامت روان او تشکیل میشود، وکیل جوانی به نام برایان تلاش میکند ثابت کند که کریس واقعاً بابانوئل است. این فیلم کلاسیک سال ۱۹۴۷ به کارگردانی جرج سیتون، با بازی موری اوکیف در نقش بابانوئل، جان پین در نقش برایان و ناتالی وود در نقش سوزان، داستانی دلنشین درباره ایمان، معجزه و روحیه کریسمس را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه سوررئال «سگ اندلسی» محصول سال ۱۹۲۹، شاهکاری مشترک از لوئیس بونوئل و سالوادور دالی است که به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار سینمای آوانگارد شناخته میشود. این فیلم ۱۶ دقیقهای بدون پیروی از روایت مرسوم، مجموعی از تصاویر رویایی و کابوسوار را به نمایش میگذارد که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند. صحنههای نمادین و شوکهکنندهای همچون برش چشم با تیغ، مورچههایی که از دست بیرون میآیند و پیانی که بر روی جسد خر در حال پوسیدن قرار دارد، مخاطب را به دنیای ناخودآگاه میبرد. «سگ اندلسی» نه به دنبال داستانی خطی، بلکه با هدف به چالش کشیدن مفاهیم زیباییشناختی و روانکاوانه ساخته شد و تا به امروز به عنوان نماد سینمای سوررئال مورد تحسین قرار میگیرد.
خلاصه داستان: بافی قاتل خونآشامها، سریالی فانتزی-درام به کارگردانی جاس ویدون، روایتگر زندگی بافی سامرز (سارا میشل گلر)، دختر نوجوانی است که در دبیرستان سانیدیل به عنوان «قاتل خونآشامها» انتخاب شده و وظیفه دارد جهان را از شر نیروهای شیطانی نجات دهد. او به همراه دوستان وفادارش، زاندر (نیکولاس برندون) و ویلوو (آلیسون هانیگان)، و راهنمای مرموزش، گیلز (آنتونی استوارت هد)، هر شب با خونآشامها، هیولاها و اشرار مبارزه میکند. این سریال که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۳ در هفت فصل پخش شد، با ترکیب اکشن، کمدی و درام، به مسائل دوران نوجوانی و بلوغ میپردازد و بافی را در مسیر پذیرفتن مسئولیتهای بزرگ و یافتن هویت واقعی خود همراهی میکند.